تبصره ای جنجالی و بر خلاف همه اصول


تبصره ای جنجالی و بر خلاف همه اصول/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: همواره اصلاح قوانین موجود، بالاخص در عرصه قضایی فراز و نشیب های خاص خود را داشته است؛ به طور خاص تر در ایران تنها ۱۱۲ سال پس از انقلاب مشروطه. انقلابی که یکی از اصلی ترین مطالباتش تاسیس عدالت خانه بود. فرمانش را مظفرالدین شاه قاجار صادر کرد و اما هیچ گاه زمانی فراهم نیامد که بشود گفت در ایران پسا انقلاب مشروطه و پس از آن در ایران پسا انقلاب بهمن ۵۷، امری به نام عدالت خانه مستقل از حاکمیت و مدافع حقوق مردم برقرار بوده باشد. کما این که امروز و پس از ۱۱۲ سال، اصحاب قوه قضاییه خود را حامیان حق نظام می دانند و نه مردم.

اما همین دستگاه قضایی نیم بند، مفاهیمی جدید را وارد دستگاه معنایی مردمان کرد. مفهوم وکیل و وکیل مدافع یکی از آن ها بود. گرچه مسئله وکالت در فقه شیعه سابقه ای طولانی دارد، اما مفهوم وکالت در حقوق جدید و حضورش در ایران را باید پس از مشروطه و زاده شدن عدلیه و دادگستری مدرن، به همت بزرگانی چون علی اکبر خان داور ردیابی کرد. اما این مسئله در طول تمام سال های پسامشروطه تا امروز و بالاخص در پرونده هایی که موسوم به پرونده های سیاسی و امنیتی است، توسط حاکمیت ها مورد خدشه قرار گرفته است. در عصر پهلوی اول که با حضور پزشک احمدی ها و سرپاس مختاری ها، قصه دادگاه و عدلیه، بالاخص در چنین مسائلی که با امر سیاست و قدرت حاکمان برتخت نشسته عجین شده، بیش تر به شوخی نزدیک بود. در عصر پهلوی دوم اما دادگستری مستقل توانست رخت خویش را از آب حاکمیت برکشد و به همین دلیل حاکمیت مجبور شد که دادگاه های مخالفین حکومت را به ارتشیان بسپارد و مخالفین و منتقدین را نه در دادگستری تقریباً مستقل و عرفی زمانه، که در دادگاه های نظامی محاکمه و به اعدام و احکام ضدانسانی محکوم کند. خصلت اکثریت این دادگاه ها اما انتصابی بودن وکیل مدافع متهم و نبودن امکان انتخاب از میان وکلای مستقل بود.

انقلاب ۵۷ اما همین دادگستری در تلاش برای استقلال را هم برهم ریخت و این بار به نام دین رخت حاکمیت در دستگاه قضا پهن شد. دادگاه های انقلاب برپا شد و کل قصه مفهومی به نام وکیل مدافع جمع شد. اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران در آن ایام گفته بود که «وقتی متهم ضدانقلاب است نباید وکیل داشته باشد، متهم سیاسی همین که دستگیر شد، حتماً مورد دارد. پس وکیل نباید وارد روندی شود که به متهم یاری کند». (۱)

Continue reading “تبصره ای جنجالی و بر خلاف همه اصول”

Advertisements

عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود


عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود/ سیاوش خرمگاه

سیاوش خرمگاه: در این شماره از خط صلح، با این حقوقدان برجسته در خصوص تبصره ماده ۴۸ قانون آئین دادرسی کیفری به گفتگو نشسته ایم. وی این تبصره را “در تعارض با حق دفاع و حقوق متهم” دانسته و آن را مخالف صریح اصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عنوان می کند.عبدالصمد خرمشاهی، متولد ۱۳۲۸، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در ایران است. وی پیش تر وکالت پرونده های افرادی چون افسانه نوروزی، شهلا جاهد، دل آرا دارابی، فاطمه مطیع (قدیمی ترین متهم به قتل زندانی)، ندا آقا سلطان و ریحانه جباری و همین طور پرونده قربانیان حمله به کوی دانشگاه تهران را بر عهده داشته است.

خرمشاهی با ذکر این نکته که وکیل کار سیاسی نمی کند، تصریح کرد که: «اصل بر این است که اگر قرار است پروسه قضایی باشد و عدالت اجرا شود باید وکیل از همه سازکارهای قانونی بهره مند باشد و تامین شغلی و مصونیت داشته باشد. در مقام دفاع ما قانون داریم. قاضی از شان و اعتبار برخوردار است. وکیل هم باید بتواند با شهامت و بدون ترس از دفاعیه هایی که ارائه می دهد، از حقوق حقه موکلش دفاع کند».

Continue reading “عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود”

مینا جعفری: وکیل باید مورد وثوق شهروندان باشد نه رئیس قوه قضاییه


مینا جعفری: وکیل باید مورد وثوق شهروندان باشد نه رئیس قوه قضاییه

این حقوقدان و فعال حقوق زنان که این تبصره و قانون را خلاف قانون اساسی می داند، یکی از دلایل طرح چنین قوانینی را عدم آشنایی قانون نویسان به ضوابط قانون نویسی و عدم تسلط آن ها بر قانون مادر -یعنی قانون اساسی-، معرفی می کند. او می گوید که اگر قانون نویسان تسلطی به قانون نویسی و قانون اساسی داشتند «ابتدایی ترین اصول را می شناختند».مسئله وکلای مورد تائید رئیس قوه قضاییه و تبصره ماده ۴۸ قانون آئین دادرسی کیفری، واکنش بسیاری از حقوقدانان و وکلای دادگستری را برانگیخته و نقدهای بسیاری در این خصوص در رسانه های مختلف نگاشته شده است. مینا جعفری، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای مرکز نیز در این رابطه و در گفتگو با خط صلح می گوید که وکیل در واقع باید مورد وثوق شهروندان باشد و نه ریاست قوه قضاییه.

مشروح گفتگو با مینا جعفری، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در این خصوص در ذیل از نظر شما می گذرد.

Continue reading “مینا جعفری: وکیل باید مورد وثوق شهروندان باشد نه رئیس قوه قضاییه”

صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است


صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است/ علی کلائی

علی کلائی: محمد صالح نیکبخت حقوقدان برجسته و نامی ایرانی، در کارنامه بلند بالای حقوق بشری خود، تاکنون وکالت پرونده های بسیاری از فعالین سیاسی و مدنی منجمله هاشم آقاجری، عمادالدین باقی، مازیار بهاری، محسن صفایی فراهانی، بهزاد نبوی، ابراهیم مددی، لقمان و زانیار مرادی و هم چنین امیر جوادی فر، از قربانیان کهریزک را به عهده داشته است. به علاوه، او در پرونده های حساس و جنجال برانگیزی چون پرونده موسوم به “۱۲۳ میلیاردی” که اعدام فاضل خداداد (نخستین مجرم اقتصادی اعدامی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران) را در پی داشت نیز به عنوان وکیل مدافع بانک صادرات، حضور داشته است.

در این شماره از ماهنامه‌ی #خط_صلح با آقای نیکبخت حول تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری و لیست وکلای مورد تایید رئیس قوه قضاییه و تناقضات آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و حقوق متهم از سویی، و استقلال وکیل و کانون وکلا از سوی دیگر، به گفتگو نشسته ایم.

Continue reading “صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است”

Exile 1

Still, I’m not sure! Did I make the right thing? I chose and I didn’t know what they meant. Exile and prison. Both of them have many similarities. You are alone in both of them. Alone with no back. Alone with no title. Alone with no one. Alone and you should achieve all lost again. Starting the new life with nothing. Empty hands and just with will and look forward.

All of my friends, at least those who knew about my verdict asked me to flee. Each of them came to me with different plans. Turkey with smugglers that they knew. Kurdistan of Iraq because of some experiences of my friends that could flee from there. I’ve rejected them. All of them. Even I had packed for prison but my weakness or no! she was, is and will be my strength point forever. My mother. My mother that I could meet her just two weeks in all of these years. She cried. I made the desicion. I didn’t want to see her tears again while I’m in prison like those days of detension. My father. My back for all my life. My first teacher in life and my sweet sister. I could see them again in Evin to try to see me and hide their tears. I made that damn desicion. I fled not to the place that they – the security forces- thought. I fled to Malaysia where they didn’t think even for a moment.

The exile has started. I put all I had behind. like the day that I want to go in to grave.

One I heard that Dr.Shariati said in two place people are themselves. In Solitary confinement and in grave. I have to add the third. In exile!

  • It was my first time that want to write about the exile, my exile in English. Just because I needed it. From behind of tears and hope and fears. Before the seventh aniiversary of that day. The day that I fled my homeland!

Where Did the Violence Come from After the February ‘79 Revolution?

Ali Kalaei: February 1, 1979. The Revolutionary Leader and the nation’s Chief Imam give speeches at the Faizia School of Qom about the struggles of the Iranian people as well as material and spiritual welfare programs, with special emphasis on the “Islamic Republic” and “self-reliance.” The speeches mark the arrival of Grand Ayatollah Imam Khomeini, the Revolutionary Leader. The people of Qom and the people of many surrounding towns attend the event. In his speech, The Imam, Spiritual Leader during the February 1979 revolution, promises that the international community will aid in our country’s development. He calls on the people to not only celebrate the development of our country, but also of our country in the context of a global community. The revolutionaries and their Spiritual Leader, who brokered a treatise, have come to develop a plan for “humanitarian outreach”, to make a spectacle of their piety and spirituality, and to develop their vision.

Just one month after the Revolution, the Revolutionary Leader has gone to Qom, the interim government has been formed, and the process of establishing the new system has begun.

Continue reading “Where Did the Violence Come from After the February ‘79 Revolution?”