دکتر سحابی، معلم اخلاق و انسانیت

صبحگاه یکی از روزهای آخرین فروردین ۱۳۸۱٫ از منزل خارج می شوم به قصد دانشگاه. سر خیابان محل زندگی و دکه روزنامه فروشی. خشکم می زند و اشک هاله چشم می شود و جهان مواج می گردد. تیتر روزنامه ها این است : دکتر یدالله سحابی درگذشت.

از رحلت او ده سال گذشت. از آن صبح خبر رحلت و یاد روزهایی که در حسینیه ارشاد زیارتش کرده بودیم و دیده بودیم که سخن می گوید و البته من نوزده ساله آن روز نمی دانستم که این مرد بزرگ را شناختن آسان نیست و اون یکی از حجج انسانیت در زمانه معاصر ماست.

541404_239

یدالله سحابی را به عنوان یک فعال سیاسی اخلاق گرا، استبداد و استعمار و استثمار ستیز دانسته اند. همچنین او را یک روشنفکر دینی می دانند که به حق نیز چنین است. در این روزهای سالگرد رحلتش از فعالیت های او، سیاست ورزی اخلاقی اش و نوگرایی دینی اش بسیار گفته اند و نوشته اند. از نامه اش به علی خامنه ای در همین اواخر عمر تا فعالیت هایش پس از کودتای ۲۸ مرداد در نهضت مقاومت ملی ایران و بعد نهضت آزادی ایران و سالها زندان و مصیبت. از حق طلبی های روزهای پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ تا خانه نشینی و فحش شنیدن ها در مجلس به همراه یاران و روزهای غم بار پسینش.

یداالله سحابی نوگرای مذهبی (همانطور که فرزند فقیدش مهندس سحابی عزیز می گفت) نیز به اذهان آشناست. نویسنده کتابی در باب خلقت انسان در قرآن با دیدگاهی تکامل محور. تلاش او در آن روزها برای آشنایی دیانت با علم ستودنی بود و مانع بسیاری از جوانان در غلطیدن به دامان ضدیت با دیانت. نه تنها که در کنار برادرش مهندس بازرگان و یار و دوست عزیزشان آیت الله طالقانی.

یدالله سحابی همه اینها بود و تنها اینها نبود. یدالله سحابی علاوه بر اینها یکی از معلمین اخلاق و انسانیت در روزگار ماست. اخلاقی که اگر در زندگانی او دنبال شود اثبات خواهد کرد که یدالله سحابی نه تنها یک سیاستمدار دیندار و یک نوگرای مذهبی که یک معلم اخلاق و یک بنیانگذار و نهاد ساز نیز هست.

و اصولا سه نسل سحابی ها چنین است. از دکتر یدالله سحابی فقید تا مهندس سحابی عزیز و عروج کرده مان و تا نسل سوم خاندان سحابی یعنی بانوی شهیده هاله سحابی. سه نسل تلاشگر، اهل آرمان و عمل، بار دار، اهل کار و اندیشه ساز و سه نسل اخلاقی که می توانند حتی برای آنانی که از سیاست دوری می کنند و یا اهل اندیشه نیستند معلمی کنند. معلم اخلاق و انسانیت و راستی و درستی.

باری تنها و برای تکمله ای بر ذهن تنها چند مورد کوتاه از منش اخلاقی زنده یاد دکتر سحابی را به نقل از فرزندش مهندس عزت الله سحابی پی می گیریم. فرزندی که خود بزرگ بود و از منش اخلاقی پدر روایت می کند. باشد که اهل قلم بر این وجه زندگی دکتر سحابی همت بیشتری گمارند و سحابی معلم اخلاق را به نسل جوان و جویای انسانیت ما نشان دهند.

دکتر یدالله سحابی انسانی بود ((منضبط، دقیق و درستکار در عین حال سخت گیر و جدی)). و این خصوصیتش چنان بود که در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹، وزارت فرهنگ آن زمان مسئولیت ریاست امتحانات استانهای آذربایجان و کرمان را بر عهده او گذاشتند تا صحت امتحانات تضمین شود و دیگر در آن نادرستی و ناراستی نباشد. دکتر سحابی هم با ((گردن کلفت های آن استان ها در می افتاد و جلوی بچه های اعیان و اشراف یا خان ها و فئودالها های محل که می خواستند بدون سواد از امتحانات عبور کنند، می ایستاد. و گاه با آدمهای رده بالای دولتی درگیر می شد و اصلا کوتاه نمی آمد. این بود که همه حساب کار خودشان را می کردند و مجبور می شدند برای قبولی واقعا درس بخوانند و متکی به پول و مقام بابا و ننه نباشند! ))

علاوه بر همه اینها مهندس سحابی نقل می کند که : ((باری پدرم با آنکه مرد سیاسی {نگارنده : در ان سالها} نبود ولی همیشه جلوی ظلم و زور می ایستاد. علاوه بر آن که خود، آدم دقیق و درست کاری بود، بلکه دیگران را هم می پایید و اجازه خطا نمی داد و خیلی هم سخت گیری می کرد. و در این مورد هرچه طرف پر زورتر و مقامش بالاتر بود سخت گیری نسبت به او بیشتر!))

دکتر سحابی بنا به نقل فرزندش مهندس عزت الله سحابی نسبت به بی نظمی و بی ادبی سخت گیر و حتی خشن بود. ((اما همین شخص که آنقدر نسبت به بی نظمی و بی ادبی سخت گیر و خشن بود در سال های تصدی مسئولیت در فرهنگ تهران با تدبیر و سیاست و بدون کمترین خسونتی دانش آموزان عاصی و شورش گر را آرام کرد.))

و این اخلاق حسنه دکتر سحابی بود که از او شخصیتی ساخت که با وجود جدیت در کار محبوب همه شاگردان و دوستان و یارانش بود.

اما علاوه بر مشی اخلاقی فردی دکتر سحابی و برخوردش با بی نظمی ها و خلاف کاری کار که در فوق آمد، دکتر سحابی معلم قناعت و اهل صرفه جویی بود. در سالهای ابتدایی زندگی عزت الله سحابی، پدر او یعنی دکتر سحابی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته بود (۱۳۱۵-۱۳۱۱) و بالای سر خانواده اش نبود. ممر درآمدی خانواده سحابی اما از محل ماهیانه ای بود که دکتر فقید از خارج می فرستاد. ((این ماهیانه در واقع صرفه جویی و پس انداز حقوقی بود که به محصلین خارج از کشور می دادند تا آنها زندگی خودشان و هزینه های تحصیلی و دانشگاهی را از آن محل بپردازند.)) و دکتر سحابی آنقدر اهل صرفه جویی بود که علاوه بر گذارن روزگار خود، اضافه ان را برای خرجی خانواده اش به تهران می فرستاد. این شاید درسی می تواند باشد بویژه برای دانشجویان ایرانی امروز خارج از کشور و یا دانشجویان داخل کشور که می شود با حداقل هایی دخل و خرج خود را تنظیم کرد. یدالله سحابی معلم ساده زیستی و زیستی انسانی برای ما ایران بوده و هست.

اما سحابی پدری نیکو نیز برای فرزندانش بود. و این نیکو تربیت کردن به سنتی در خانواده سحابی تبدیل شد. از نسل اول دکتر یدالله تا نسل دوم مهندس عزت الله و نسل سوم شهید هاله. یدالله سحابی اهل تذکر مستقیم به فرزندانش نبود. فرزندش مهندس عزیزمان نقل می کند که : ((ایشان تعلیمات یا نصیحت و حتی درسی که میخواست به ما بدهد، هیچگاه خودش نمی آمد به ما بگوید.)) اما فرزندان از کجا نظر پدر را می فهمیدند؟

دکتر سحابی هنگام صحبت با اقوام و خویشان با تذکراتی کاملا غیر مستقیم منظور خود را به فرزندانش می فهماند. یا با رفتارهای او در میان دوستان و به خصوص در ادارات و محل کار و بر سر پست هایی که بر عهده او گذاشته می شد، فرزندان از پدر درس می گرفتند و به صورتی کاملا غیر مستقیم تربیت می شدند.

دکتر سحابی اهل تربیت عملی بود. او خود نماد خلق حسن و عنصری تربیت شده بود و رفتارش و نه تنها گفتارش راهنمای عمل فرزندانش بود.

دکتر سحابی به عنوان اخلاقی هم برای خودش و در محیط کاری خود، هم برای فرزندانش معلم اخلاق بود. بی جهت نیست که یار و همراه فقیدش زنده یاد پدر طالقانی در ارتباط با او می گوید : ((من مدت زیادی را در قم و نجف گذرانده‌ام؛ افراد پارسا و شب زنده‌دار زیادی را دیده‌ام که از هر لحاظ نمونه بودند، ولی می‌توانم بگویم شخصی را همانند دکتر سحابی ندیده‌ام.)) این اخلاقی زندگی کردن دکتر سحابی را می توان نتیجه زندگی با پرنسیب و مذهبی او دانست. عنصری دیندار، اهل اخلاق و سیاست ورز. نمونه ای از انسان تربیت یافته اهل تعالی و رشد.

دکتر سحابی اما علاوه بر عمل اخلاقی عنصری نهاد ساز نیز بود. پیش از درگیر شدنش در امر سیاست در روزهای پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سحابی موسس دانش سرای تربیت معلم تعلیمات دینی و همچنین موسس مدرسه کمال است. انسانی با عمل اخلاقی اما حاضر در متن جامعه و نهاد ساز و سنگر ساز برای تربیت.

انسانی که در عرصه علمی نیز سرامد بود. دکتر یدالله سحابی پدر علم زمین شناسی ایران بود.

روز تشییع پیکرش فرا رسید. به دانشگاه تهران نرسیدم. اما در امامزاده عبدالله شهر ری دیدم آمدن عاشقان این انسان اخلاقی را در سوکش. فرزندش مهندس سحابی سخن گفت. مهندس سحابی ای که پس از زندان سال ۸۰، قامتش دیگر راست نبود و کمانی شده بود. مهندس میثمی مرثیه رحلت استاد را خواند و گریستیم در سوک پدر زمین شناسی ایران. و بعد گفتند اطراف مزار را خالی کنید تا خانمها هم بیایند. نام بانوی شهید هاله را اولین بار انجا شنیدم و زیارتشان کردم. همه گریان بر سر مزار مردی بزرگ که سخنانش توسط اهل قدرت شنیده نشد. مردی که هنوز قدرش شناخته نشده تا روزگاران بگذرد و چرخ آب و آفتاب بچرخد تا ما بفهمیم که یدالله سحابی که بود که ما چگونه از دستش دادیم.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد که حجت مسلمانی و انسانیت بود در عصر ما.

نقل قول ها و روایات از اینجا ذکر شده است:

– نیم قرن خاطره و تجریه، خاطرات مهندس عزت الله سحابی (از دوران کودکی تا انقلاب ۵۷) – جلد اول – نشر فرهنگ صبا

لینک مطلب در ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s