سلفی گری٬ تهدیدی برای صلح – سید فرید العطاس

246191_982

ریشه های افراط گرایی امروز را می توان در قرن هجدم میلادی و در شبه جزیره عربستان پیدا کرد. بنیانگذار وهابیت به عنوان یکی از گرایشات سلفی گری یعنی محمد ابن عبدالوهاب (۱۷۰۳ تا ۱۷۹۲ میلادی) خود را در قامت بازگرداننده اعراب به اندیشه اصیل توحیدی اسلامی می دید.

این یک حقیقت است که اعمال زیادی از جمله خشونت های فیزیکی و کلامی به نام اسلام در حال انجام است. بنابراین و در ابتدا توضیح این نکته ضروری به نظر می رسد که مشکل و مسئله در درون دین اسلام نهفته نیست. بلکه در جهت گیری ها و رویکردهای خاصی است که در میان مسلمین جریان دارد.
یکی از این جهت گیری ها و رویکردهای خاص سلفی گری است. همه سلفی ها اهل عدم مدارا و تحمل و خشونت ورزی نیستند. اما برخی از ایشان بصورت فردی یا گروهی در برابر کسانی که رفتارها و رویکردهای زندگیشان با ایشان تفاوت دارند رویکردهای به شدت ضد مدارا و تساهل و تسامح دارند و آنها را اعمال می کنند. این عدم تساهل و تسامح گاه به صورت خشونت های فرقه‌ای پدیدار، فهمیده و درک می شود.
در اندونزی و مالزی این رفتارهای خشونت آمیز و آزار و اذیت علیه اقلیت شیعه انجام می شوند و این اقلیت مشمول این مسئله و این نوع رفتار قرار می گیرند. اهل سنت و شیعیان دو بخش اصلی مسلمین را تشکیل می دهند. اهل سنت در جهان اسلام در اکثریت هستند. این تفکیک و تقسیم بندی در قرون اولیه و بر مبنای دو رویکرد و تجربه و فهم متفاوت تاریخی و رقیب در باب جانشینی جضرت محمد (ص) در جامعه مسلمین پس از رحلت ایشان شکل گرفت.
رویکردها و رفتارهای افراطی در میان مسلمین از همان روزهای ابتدایی شکل گیری دین اسلام آغاز شد. مسلمانان صدر اسلام اصطلاحاتی داشتند که این افراط گرایی را توصیف می کرد. نمونه آنها مفهوم “غلو” است که گاه به تعصب نیز ترجمه شده است.
ریشه های افراط گرایی امروز را می توان در قرن هجدم میلادی و در شبه جزیره عربستان پیدا کرد. بنیانگذار وهابیت به عنوان یکی از گرایشات سلفی گری یعنی محمد ابن عبدالوهاب (۱۷۰۳ تا ۱۷۹۲ میلادی) خود را در قامت بازگرداننده اعراب به اندیشه اصیل توحیدی اسلامی می دید.
در آن زمان نه تنها تقدیس و نیایش مقدسین که تقدیس و نیایش حتی برای درختها و امور و اجسام دیگر امری عمومی بود. اینها همه مظاهر بی ایمانی (کفر) و پرستش خدایان متعدد یا شرک بودند و ابن عبدالوهاب خود را بر آن دید تا با تاکید بر یگانگی خدا مردم را به اندیشه های درست و زندگی صحیح اسلامی راهنمایی کند و به ایشان جهت بدهد. اما او قوانین و مجازات ها را بیش از حد لازم به مردم تحمیل کرد و بر ایشان سخت گرفت. از جمله این سخت گیری ها سنگسار زنان زناکار در فضای عمومی بود.
امروزه اصلی ترین گرایش افراط گرایی در میان مسلمانان رویکردهای سلفی گری است. برخی از صفات و خصوصیات سلفی گری عبارتند از:
۱– عدم تحمل دیگران بویژه مسلمانانی که با رویکردهای ایشان مخالف اند. برخی اوقات با این افراد (مخالفین و دارندگان اندیشه دیگری به جز سلفی گری) با رویکرد تکفیری برخورد می شود.
۲– تاکید بیش از حد و افراطی بر قوانین و مقررات دینی به بهانه افزایش معنویت و رویکردهای معنوی
۳– ممنوعیت اندیشه ها و رفتارهایی که توسط اکثریت مسلمانان به رسمیت شناخته شده است.
۴– فهم متن بدون در نظر گرفتن پس زمینه متنی و فهم غیر تاریخی از سنت و زندگی و گفتار پیامبر اسلام .
۵– متن محوری در تفسیر متن. سلفی گری بطور عام به عنوان رویکردی لفظ گرایانه، سخت گیرانه و خشکه مقدس نسبت به دین فهمیده می شود.
برخی سلفی ها نیز مدافع و حامی رفتارهای خشن و خشونت بار در برابر غیر مسلمانان و همچنین دیگر مسلمانان هستند. آنان به غلط این مسئله را به بحث جهاد ربط می دهند و البته خود این جماعت خشونت گرا و خشونت طلب در میان سلفی ها خود اقلیتی را تشکیل می دهند. برخی از سلفی ها توان خود را مصروف مکاتب دیگر فکری اسلامی می کنند.
مثال این نوع از سلفی گری در عصر مدرن ابومصعب الزرقاوی بنیانگذار “التوحید و الجهاد” و رهبر القاعده است. در جملات ذیل می بینیم که زرقاوی، شیعه را با غیر مسلمانان قیاس می کند:
]آنها[ مانعی غیر قابل عبور و بر طرف نشدنی، ماری در کمین، عقربی حیله گر و مخرب، دشمنی جاسوس و سمی تاثیر گذار است ] هستند [. ما در اینجا در دو سطح و حد در حال جنگ هستیم. یکی در وضعیتی علنی و آشکار با دشمنی که به ما با اختراعات و صناعات و سلاحهای خیانت بارش حمله می کند و دیگری جنگی دشوار با دشمنی حیله گر که در لباس دوست و در ظاهر تلاشگر دوستی و مودت و رفاقت است و اما از مبنا و لنگرگاه تا قله و از آنجا تا اوج خود خصومت جو و ستیزه جو و دشمن است. هر مشاهده کننده آرام و مداقه گر و پژوهنده ناظری متوجه خواهد شد که شیعه خطری بسیار عظیم و چالش و مسئله اصلی است.
زرقاوی میخواهد بگوید که شیعه هیچ امر مشترکی با اسلام ندارد. تاثیر چنین اندیشه ای ویرانگر است. نمونه مشخص آن رنج و آزار و اذیتی است که شیعیان در مالزی و اندونزی متحمل می شوندبا وجود اینکه اجماع اهل سنت بر این است که شیعه یک مکتب فکری و یک فقه رسمی و پذیرفته شده و مشروع در اسلام و میان مسلمانان است، این پذیرش نتوانسته از شیعیان در برابر این رفتارها محافظت یا دفاعی بکند.
در آگوست ۲۰۱۲ خشمی ویرانگر علیه شیعیان در منطقه سامپانگ در جزیره مادورای اندونزی شکل گرفت که منجر به آتش زدن خانه های شیعیان و بدل به خاکستر شدن ایشان، رها کردن بدنهای مردگانشان و بی خانمانی بسیاری از ایشان شد. رهبر اهل سنت، رئیس الحکما از نهضت العلما در این حمله و ایجاد آتش سوزی و از بردن اموال متهم شد. اما دادگاه منطقه سورابایا اندونزی او را به دلیل عدم وجود شواهد کافی تبرئه کرد.
در همان زمان ظاهرا جامعه شیعه سامپانگ مجبور به ادای قسم اعتقاد به اسلام به عنوان شرط بازگشت به خانه هایشان در سامپانگ شده اند. در طول سی سال گذشته رفتار حکومت مالزی با شیعیان از رفتاری مبتنی بر پذیرش و مدارا به رفتاری مبتنی بر تکذیب و حتی شکنجه و برخورد تبدیل شده است.
در سال ۱۹۸۴، کمیته فتوای شورای ملی در امور مذهبی اسلامی اعلام کرد که پیروان مکاتب فقهی شیعی، جعفری و زیدی در مالزی پذیرفته شده اند. در سال ۱۹۹۶ این تصمیم لغو شد. این عمل با مجموعه ای از فتاوی حدفاصل ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۲ توسط دولت های ایالتی متفاوت همراه شد که به محدود کردن نشر و تبلیغ و عمل به دستور العملهای دینی شیعی می انجامید.
در ایالت سلانگور شیعیان بابت انجام امور مذهبی خود بازداشت شدند. در دسامبر ۲۰۱۰ حدود ۲۰۰ شیعه که در میان آنها برخی غیر مالزیایی ها هم بودند با یورشی به مرکز شیعیان توسط بخش مذهبی دولت محلی (که به آن پلیس شریعت هم می گویند) بازداشت شدند.
در بخش ۱۶ ام مصوبه در مورد مجرمین در ایالت پراک در سال ۱۹۹۲ داشتن هر کدام از نشانه ها و اشیا و وسائل مربوط به شیعیان مانند کتاب ها، فایلهای صوتی یا تصویری حتی پوسترها جرم محسوب می شود.
در آگوست ۲۰۱۳ دو تن از شیعیان بازداشت شدند. شش نفر دیگر نیز در سپتامبر همان سال بازداشت شدند. دپارتمان دین اسلام پراک یا JAIPK و رئیس آن احمد نظام امیرالدین اعلام کردند که شیعه می بایستی ریشه کن شود. در ماه مارس ۲۰۱۴ دولت مذهبی پراک بیش از ۱۰۰ نفر از شیعیان را بازداشت کرد. این بازداشت زمانی انجام شد که ایشان در حال برگزاری مراسم ولادت حضرت زینب دختر حضرت علی خلیفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان و نوه پیامبر حضرت محمد (ص) بودند.
موضع گیری علیه شیعیان در اندونزی و مالزی در میان سلفی ها و وهابی ها دیده می شود. بنابراین ما می توانیم از سلفی گری و وهابی گری در میان مالایی ها سخن بگوییم. نکته قابل تامل اینجاست که در مالزی در سال ۲۰۱۳ JAKIM (دپارتمان توسعه اسلامی در مالزی) فتوایی صادر کرد مبنی بر اینکه وهابیت برای مالزی نامناسب است.
با این وجود دولت رسمی مذهبی موضع ضد شیعی خود را پذیرفته که این موضع هیچ تفاوتی با موضع معمول وهابیت ها و سلفی ها ندارد. این نوع افراط گرایی به طور کامل با سعه نظر و بردباری و سنت پذیرش همه دیدگاههای اسلامی در میان مالایی ها در تعارض است. از لحاظ تاریخی اسلام در مالزی کاملا همساز و همراه با تنوع فرهنگی و مذهبی بوده است.
این حقیقت البته وجود دارد که اسلام از طریق صوفی گری به مالزی وارد شد. اگرچه مالایی ها با بنیادگرایی سازش نکردند، بلکه تنوع اعتقادی و تنوع در رفتار مذهبی را که عموما تحت تاثیر آداب و رسوم منطقه ای (به نام عادت) قرار گرفته بود را به رسمیت شناختند.
در قرن پانزدهم مقدسین منطقه جاوا، سونان دراجات و سونان کالیجاگا گفتند که میتوان از فرمهای سنتی هنری جاوه ای که به نام وایانگ کولیت و گاملان شناخته می شود برای حمل مفاهیم معنوی صوفی گری استفاده کرد
. مثال دیگر مفتی منطقه جوهور (در مالزی) یعنی حبیب علوی بن طاهر الحداد (۱۸۸۴-۱۹۶۲) است. حبیب علوی شناخته شده ترین مفتی ای است که مالزی به خود دیده است. نشانه دیدگاه باز او این حقیقت است که او اجازه حدیث به مرجع شیعی آیت الله مرعشی نجفی داده است. این نشان می دهد که حبیب علوی به شیعه و شیعیان احترام می گذاشت. یک رهبر و مرجع سنتی به عالمی از یک دیدگاه انحرافی اجازه حدیث نمی دهد.
در یک مالزی واقعا آزاد، پیروان همه گرایشات مذهبی شامل سلفی گری نباید احساس تهدید، اذیت و اصولا هر احساس ناخوش آیندی داشته باشند. نباید هیچ سخنی از قلع و قمع و برخورد با صاحبان یک دیدگاه و نظر باشد. تفاوت ها می بایستی با بحث های منطقی و جدل های کلامی حل و فصل شود و به بحث گذاشته شود.
مسئله مهمی که باید آموزش داده شود و اعلام شود این است که این نه اسلام که گرایشی حداقلی گسترش یافته در میان مسلمانان یعنی افراط گرایی است که مسئول خشونت ها و عدم تحمل ها در میان بخشی از مسلمین و در میان معتقدان به مذاهب هستند و ما امروز شاهد رفتار این گروه هستیم.
مسئله دیگر بسیار مهم این است که مسئله ای که هر چه بیشتر برای عالمان و فعالین روشن می شود این مسئله است که اصلی ترین نیرویی که علیه افراط گرایی مذهبی در جوامع مسلمان تاثیر دارد سنت صوفی گری در اسلام است. صوفی گری یک دیدگاه از میان دیدگاههای اسلام نیست بلکه خود هسته مرکزی اسلام است. صوفی گری به اندازه خود اسلام قدمت دارد و همراه تاریخی اوست. سید علی بن عثمان الهجویری نویسنده اولین رساله فارسی در صوفی گری اشاره می کند که ابوالحسن البوشنجی می گوید: “صوفی گری امروز نامی بدون حقیقت است، در حالیکه پیش از این حقیقتی بدون نام بود.” بسیاری از درگیری های امروز جهان اسلام و رویکردهای یکسویه سلفی گری و افراطیون دیگر می تواند با رویکردهای صوفیانه اصلاح شود.

– دکتر سید فرید العطاس استاد مالزیایی جامعه شناسی در دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) است. او همچنین حدفاصل سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ مسئولیت دپارتمان مطالعات مالایی را در NUS برعهده داشت. او در دانشگاه مالایا (در کوالالامپور – مالزی) و در دپارتمان مطالعات جنوب شرق آسیا پیش از پیوستن به دانشگاه ملی سنگاپور تدریس می کرد.

مطلب به زبان اصلی

انتشار در ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s