آینده روشنفکری اسلامی چیست؟ – سید فرید العطاس

دکتر سید فرید العطاس استاد دپارتمان جامعه شناسی دانشگاه ملی سنگاپور است. دراین گفتگو با موشین پاراری، دکتر فرید العطاس در باب موارد بسیاری سخن می گوید: دوگانگی شرق و غرب، استعمار زدایی از علم، پروژه اسلامی کردن علوم، سنت روشنفکری اسلامی و موارد دیگر.

download18

– ابتدا در مورد شما به عنوان یک روشنفکر می پرسم. آیا شما خود را بخشی از گفتگوی سنتی میان شرق و غرب می دانید؟

– این راه خوبی برای شروع بحث است. همانطور که می دانید من در خانواده ای به دنیا آمدم که در آن همواره بحث های روشنفکری بوده است. پدر من یک روشنفکر، جامعه شناس و یکی از پرچمداران جامعه شناسی در جنوب شرق آسیا و جهان سوم بود. همچنین یکی از منتقدین جدی امپریالیسم علمی بود و یکی از نقادان جدی سلطه فکر غربی بر فکر غیر غربی دانشمندان علوم اجتماعی بود. برای او مسئله ذهن اسیر کاملا جا افتاده و فهمیده شده بود؛ بنابراین من در دوران رشدم کاملا تحت تاثیر این مسئله بودم. از زمان نوجوانی از پدرم در باره ابن خلدون می شنیدم. با وجود اینکه چیزی درباره او نمی دانستم، مسئله ابن خلدون جالب و توجه برانگیز بود. اما بعدها زمانی که به دانشگاه رفتم با علاقه ای جدی در ارتباط با ابن خلدون خواندم و کار به جایی رسید که آغاز به نوشتن و انتشار مقالاتی در رابطه با او کردم. دو کتاب نیز در آینده دراین ارتباط منتشر خواهد شد. من در ارتباط با ابن خلدون کارهای بسیاری انجام داده ام و فکر می کنم بخش اعظمی از آن به دلیل تاثیر پدرم بر من بوده است. بخشی از علاقه من به ابن خلدون به دلیل تلاش برای گسترش ایده سنن غیر غربی و آوردن آنها به علوم اجتماعی است. بدین معنا این کاملا درست است اگر بگوییم من به دنبال ایجاد پلی میان تمدن ها هستم. زیرا سنت علوم اجتماعی ای که از غرب می آید را رد نمی کنم. من این کوته نظری ای که ادعای جهانی بودن می کند را نقد می کنم. سنت روشنفکری ما در حوزه علوم انسانی نیاز به غنی شدن بر اساس پیشرفت هایی که غرب دراین حوزه کرده است دارد. کسانی که سنت خود را به مانند سنت غربی می شناسند می بایستی به دنبال ایجاد امری جدید از میان آن باشند.

– پس بنابراین می توانیم شما را به طور مشخص به عنوان یک شرق شناس یا غرب شناس بشناسیم؟

– نه من این دسته بندی ها را نمی پذیرم زیرا یکی نقض کننده دیگری است. کسی که نه شرق شناس است و نه غرب شناس. زیرا شرق شناس یا غرب شناس خود مقصر ساخت فهمی غلط و یا ساختاری گیج کننده از دیگری است و قطعا من در هیچ کدام از این دسته بندی ها جای نمی گیرم و علاقه ای هم به این کار ندارم. و فکر میکنم ما می توانیم به طور حقیقی جهانی باشیم اگر به تمام اندیشه های نیک، صرف نظر از اینکه از کجا آمده اند باور داشته باشیم. پس ما اندیشه ها یا مفاهیم را بر اساس اینکه متعلق به چه نژاد، ملیت و یا حوزه تمدنی ای هستند گزینش نمی کنیم.
قطعا ریشه من در سنت ویژه ای به نام سنت اسلامی است که بر مبنای ارزشها و بر اساس علائقم است. اما وقتی وارد جامعه شناسی می شوید ارزشهای شما ممکن است برای علائق شما یا مباحثی که مطالعه میکنید تصمیم بگیرند و شما به سویی هدایت کنند که یافته ها و نتایج مطالعات شما در راستهای تاثیرات آن علائق و مسائلی مانند آن قراربگیرند. اما از منظر علمی برای من در کلیت فرایند مسئله مذهب مشخص کننده نیست. حقیقت مشخص کننده است. منظور من این است که وقتی به سوی انتخاب ایده ها و مفاهیم می رویم نمی توانیم بگوییم که خودمان را به اسلام محدود میکنیم. یا خودمان را به یک سنت مشخص محدود میکنیم. زیرا مفاهیم ابزار هستند. و هر ابزاری که برای تحلیل جوامع مفید است باید استفاده شود. اینکه از قرآن استخراج شده یا از ان استخراج نشده کاملا بی ربط و بی مورد است. شما نمی توانید ابزار مفهومی خاصی یا نظریه خاصی را به این دلیل که از قران استخراج نشده است رد کنید. اگر نظریه یا مفهومی مفید است و تولید دانش می کند و به زبان دیگر قانع کننده و نیاز حقیقت است بنا بر میزان قطعیت و تعریفی که از دانش در اسلام داریم باید مورد استفاده قرار بگیرد. حتی اگر صراحتی مبنی بر بودن این نظریه یا مفهوم در قران وجود نداشته باشد.

– بر مبنای شناسایی شما به عنوان یک مسلمان، چگونه استعمار زدایی از دانش را فهم میکنید؟

– استعمار بر ذهن تحصیل کردگان در مراتب مختلف بر مبنای گرایش ها، حوزه های مختلف مطالعاتی و روشهای مختلف اولویت بندی می تواند تاثیر بگذارد. ممکن است مسائل مختلف و عناوین متفاوتی را که مسئله اجتماعی نیستند انتخاب کند. بنابراین او مسائل آنچنانی را به این دلیل که در غرب شیک و مد روز و باب طبع است انتخاب می کند. به انتخاب خویش وابستگی ندارد. ذهن او استعمار زده است. شخص دیگری ممکن است بر مبنای حوزه نظری استعمار زده باشد. ما ممکن است چهارچوبهای نامناسبی را که مشهورند انتخاب کنیم به این دلیل که مستقل فکر نمی کنیم. استعمار زدایی می تواند معنایی چون ساخت ذهنی بیشتر مستقل، مستقل از تاثیر دانشگاهیان و رویکرد های ایشان خواه تاثیری غربی یا تاثیری دولتی باشد. استعمار زدایی از دانش به معنای آزاد سازی خود از رویکرد غربی چه دولتی و چه بین المللی است. یکی از اینها می بایستی ریشه در فهم فضای مسئله در جامعه داشته باشد و در عین حال می بایستی مستقل بوده باشد و به شما دیکته نشده باشد. و شما می توانید به صورتی خلاقانه درگیر این پروسه شوید و مفهوم و ایده و دانشی جدید را مطرح کنید و پدید آورید. استعمار زدایی تنها به رهایی ذهن اشاره نمی کند، بلکه همچنین به برچیدن ساختارهای آکادمیکی اشاره می کند که استعمار گرایی را تقویت می کند. به عنوان مثال کنترل انتشار ژورنالها با ناشران آمریکایی و انگلیسی. بیشتر ژورنالهای آکادمیک در غرب به طور مشخص در آمریکا و و بصورت پراکنده در آلمان، فرانسه و هلند منتشر می شود و اکثر قریب به اتفاق وجوه و هزینه ها یا همان بودجه ها از کشورهای غربی می آید. و بعضی اوقات این هزینه های پژوهش موجب زندانی شدن ذهن می شود.

– مجموعه اصلاحات استعمار زدایی از دانش همیشه به سمت و سوی اروپا محوری گرایش پیدا می کند. آیا شما بخشی از جنبش ضدیت با غرب هستید؟

– بله هستم. و اولین نفر هم نیستم. نسلهای قبلی مانند نسل پدرم در این زمینه بسیار فعال بوده اند. مشکل تنها هژمونی غربی نیست. انواع دیگر هژمونی هم وجود دارد. برای نمونه در بسیاری از کشورهای جهان سوم، دولتها بسیار بهره کش و استعمارگر هستند. حتی اگر دولتی مباحث ضد غربی را به جامعه تزریق کند، در واقع رویکردی غربی استعمارگرانه را دارد. دولتی اینچنین ممکن است شخصیتی استعمارگر داشته باشد، مشغول کنترل آکادمیک بشود، مشغول کنترل فضاهای بحث ها بشود و مانند اینها. من به دنبال استقلال و خودمختاری از فضای بحث غربی و همچنین کنترل دولت های خودمان هستم.

مفهوم اسلامی کردن دانش نیز بخشی از جنبش ضد غربی بوده است و این هم ریشه غربی و هم ریشه شرقی دارد. به عنوان مثال نقیب العطاس در شرق پیشگام است همانطور که اسماعیل رازی فاروقی در غرب. شما در مورد نقش این مفهوم چگونه نگاه میکنید؟

– در نظر من در بخش زیادی، اسلامی کردن دانش یک پروژه غیرمولد است. بسیاری از مدارسی که در آن هواداران اسلامی کردن دانش با ارجاع به پروفسور نقیب هستند و می اندیشند وجود دارد. نقیب همانطور که یک بار به خود من گفت به دنبال اسلامی کردن ذهن بود نه اسلامی کردن نظامات. آنچه او منظورش بود اسلامی کردن ذهن تحصیل کردگان بود. و من فکر میکنم این رویکرد و مفهوم منصفانه ای در باب اسلامی کردن است. من با کسانی که در مورد اسلامی کردن نظامات هست مخالفم. کسانی که فکر میکنند می توان جامعه شناسی اسلامی، اقتصادی اسلامی، علوم سیاسی اسلامی، روابط بین الملل اسلامی و مانند آنها داشت، من فکر میکنم این غیرمنطقی است. اینها گزاره هایی غیر منطقی هستند. زیرا نظامات ابزارند. آنها ابزاری علمی هستند. آنها یعنی نظریه ها و تئوری ها، مفاهیم و روشهایی جهانی اند. ذهن افرادی که درگیر تئوری پردازی و مفهوم سازی می شود چه اسلامی چه مسیحی از مفاهیم به مثابه ابزار استفاده می کند. به عنوان مثال وقتی ابن خلدون در باب صعود و سقوط دولتها مطالعه می کند، نظریه او ابزاری برای فهم در تاریخ است. به طور مثال او می گوید که دولت توسط نظامی قبایلی حمایت می شود و قبایل به وسیله احساس مشترکی که او به آن “عصبیت” می گوید همبسته می شود. حالا در مورد عصبیت چه بخشی اسلامی و چه بخشی غیر اسلامی است؟ این تنها یک مفهوم محض است. مفاهیم می تواند توسط مسلمان یا غیر مسلمان استفاده شود. این یک ابزار است.

– بر این مبنا آیا کسی می تواند بگوید که اسلام بطور مشخص و مستقل معرفت شناسی ندارد؟

– اسلام معرفت شناسی دارد که جهانی است و ساخت تئوریک خاصی یا نظام علمی خاصی را تحمیل نمی کند. معرفت شناسی که توسط اسلام فهم شده کسی را به تجربه گرایی یا عقل گرایی وادار نمی کند و یا کسی را وادار نمی کند که نظریه پردازی تعارضی یا کارکردگرایی ساختاری و مانند آن باشد. افراد را مجبور به پیروی از ابن خلدون نمی کند. کسی را نهی از پیروی اقتصادی سیاسی مارکس نمی کند.

– دراینجا روشنفکران جدیدی مانند طلال اسد (انسان شناس و نظریه پرداز پسااستعماری) و جودیت باتلر هستند که در راستای رویکردهای پسا سکولاری تلاش می کنند تا به سیستم های سنتی دانش مانند اسلام به عنوان یک مقوله انتقادی و مستقل امر سپاری بکنند. آیا ایشان به عنوان بخشی از این جنبش استعمار زدایی نیستند؟

– بله افرادی هستند که چنین می کنند. تاثیر آن بسیار کم و حداقلی است. آنان بسیار شناخته شده هستند. ولی هنوز به جریان اصلی تبدیل نشده اند. ایشان راه و اندیشه آموزش جامعه شناسی را تحت تاثیر قرار نداده اند. و ایشان تاثیری بر نوشتن مقدمات متون جامعه شناسی نداشته اند. اگر شما بخواهی که دانشجوی جامعه شناسی در اسلام باشید شما به آثار طلال اسد معرفی خواهید شد. طلال اسد روی شما تاثیر خواهد گذاشت . اما جریان اصلی و عمومی جامعه شناسی نیست. و البته قطعا برخی از گرایشات پسا سکولاریستی نیز مانند آن خواهند بود.

– این مفهوم و ایده به صورتی کاملا تائید شده وجود دارد که اسلام پتانسیل بودن به عنوان یک رویکرد مهم، انتقادی و مستقل را دارد، ابزارهای خود را داراست و تئوریهای اجتماعی یا تحلیل های سیاسی یا فلسفی خود را دارد. ادوارد سعید تائید کرده که روشنفکرانی چون علی شریعتی و محمد اسد از پیشگامان این ایده هستند. آیا شما با این نظر هم عقیده اید؟

– من با این نظر همراهم. اما همچنین می گویم کسانی که شما نام بردید نگفته اند که اسلام می بایستی تنها منبع سنت روشنفکری باشد یا آن اسلام می بایستی تنها منبع فرم سازی باشد. آنچه ایشان گفته اند این است که این سنت به اندازه کافی برای تولید این ایده ها قدرت دارد. اما هرگز نگفته اند که منابع ما باید تنها به اسلام محدود بماند. در کار من در باب ابن خلدون، من چهارچوب نظری ای بر مبنای مدل ابن خلدون ایجاد کردم که تلاش می کند تا عصر امپراطوری عثمانی و خیزش وهابیت و دولت آن را مطالعه کند. گرچه چهارچوب مبنایی از آن ابن خلدون بوده است. گفته ام که چهارچوب ابن خلدونی از فقر مفهومی اقتصادی، از اقتصاد سیاسی رنج می برد. در آن هیچ مفهوم سازی اقتصادی ای نیست. او در باب دو نوع متفاوت جامعه سخن گفته است. اما او در باب مبانی اقتصادی جوامع سخن نگفته است. در رویکرد مارکسیستی می توان گفت که هیچ تولید مضاعفی در این زمینه نیست. به همین دلیل من مارکس و ماکس وبر را در کنار هم آورده ام تا با آوردن مفاهیم اقتصادی برای تکمیل و بهبود از مارکس و وبر استفاده کرده باشم. پس هیچ سنتی خود بسنده نیست. مارکس و وبر را نمی توان برای توضیح اوج و فرود در آفریقای شمالی استفاده کرد. زیرا آنان همان کمبودی را دارند که ابن خلدون داشت. اما ابن خلدون نیز کاستی هایی دارد. این یک مثال است. من فکر میکنم حداقل در علوم اجتماعی هیچ سنتی نمی تواند مدعی خودبسندگی باشد.
اما مشکل اینجاست که امروز همه به سنت غربی به عنوان سنت مبنایی و اصلی نگاه می کنند. و کسانی چون شریعتی می گویند که این تنها سنت نیست و نباید باشد. اسلام نیز سنت خود را دارد. اما او خود نیز به شدت تحت تاثیر نویسندگان غربی است. نظریه بسنده کردن به اسلام و تنها آن را منبع قرار دادن خود، رویکردی غیر اسلامی است.

روشنفکری مسلمان پس از بهار عرب تلاش کرد تا بگوید و توضیح دهد که اسلام توانایی تولید مفاهیم سیاسی و ساخت سیاسی را دارد. مفهوم مقاصد الشریعه یا اهداف شریعت برای همین فضای آکادمیک برگرفته شد. آیا شما نظری در این باب دارید؟

– من همه اینها را روشهایی اصولی می دانم. آنان ادعایی در باب اینکه جامعه ما “چگونه باید باشد” را مطرح کرده اند. و من حتی یک ایده تحلیلی، دسته بندی، مفهوم یا نظریه ای که از آن منتج شده باشد را ندیده ام. از نظر من آنانی که درگیر اسلامی کردن دانش می شوند، نظریه ای جدیدی، نظریه جامعه شناختی و یا سیاسی جدیدی مطرح نکرده اند. بهترین کاری که به نظر من انجام داده اند در رشته اقتصاد است. اما اقتصادی اسلامی نیز بسیار گیج کننده و غامض است. تا حد زیادی جهات منفی اقتصاد مرسوم از جهات انتزاعی، فرضی و داشتن روشهای استقرایی بیش از روشهای تجربی را به ارث برده است. و تا حدودی محافظه کاری اقتصادی بورژوازی را در پیش گرفته است. از سوی ایشان هیچ نقد جدی به سرمایه داری دیده نمی شود. بنا بر این در واقع تمام اقتصاد اسلامی خود بخشی از ساخت سرمایه داری است. اما برخی استثنا ها از سنت شیعی مانند باقر صدر و آیت الله طالقانی وجود دارد که مفاهیم ضد سرمایه داری ابتدایی را شکل داده اند. مسیر آنان اسلامی کردن اقتصاد نئوکلاسیک نیست اما از اندیشه های اقتصادی منتج از سنت خاص اسلامی برخوردار است. پس ایشان شامل نظم اقتصاد اسلامی که به واقع توسط اقتصاد دانان پاکستانی و برخی توسط اقتصاد دانان عربستان سعودی در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی ایجاد شده نیستند.

– در آخر شما آینده روشنفکری اسلامی را چگونه می بینید؟

– من به آینده روشنفکران مسلمان بسیار بد بینم. فکر میکنم وابستگی آکادمیک و امپریالیسم روشنفکری برای مدت زمان بسیاری باقی می ماند. برخی مخالفت ها اینجا و آنجا هست. اما جریان اصلی علوم اجتماعی در کشورهای اسلامی نسبت به جنبش های اینچنینی ناهشیار است. عموما مراکز اصلی تحقیقی و دانشگاهی در کشورهایی است که در گرایش جهانی علوم اجتماعی قرار دارند. در همین وضعیت مسلمانان برای امر تحقیق سرمایه گذاری نمی کنند. ایشان سرمایه مالی بسیار اندکی در این زمینه یعنی حوزه تحقیقی مستقل و یا غیر مستقل گذاشته اند. بنابراین من وضعیت را به صورت کلی مثبت ارزیابی نمی کنم.

منبع: چشم‌انداز ایران شماره 88

لینک سایت ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s