مدارای اسلام در برابر اقلیت ها – سید فرید العطاس

download18

اسپانیای تحت حاکمیت مسلمین یا منطقه اندلس تقریبا بین قرن ۸ تا ۱۱ میلادی به عنوان عصر طلایی تاریخی یهودیان شناخته می شود که یهودیان در فلسفه و فرهنگ پیشرفت های بسیاری کردند. در عصر و زمانه ای که یهودیان در بقیه سرزمینهای اروپا مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند، یهودیان آندلس زندگی پر رونقی داشتند و حتی مناصب بالای دولتی را می توانستند اشغال کنند. امپراطوری عثمانی (۱۰۲۳-۱۲۹۹) از این حد مدارا هم فراتر رفت و با پذیرش اقلیت های غیر مسلمان امنیت و آزادی مذهبی ایشان را تضمین کرد.

بسیاری مسلمانان و غیر مسلمانان به صورتی یکسان و مانند هم معتقدند که اسلام دین صلح است و آن خشونتی که به نام اسلام مرتکب می شوند، به دلیل تحریفات و بدفهمی هایی است که از این دین رخ داده است.
همچنین هستند کسانی که بگویند اسلام در برابر ستیزه جویی و کشتارگری معتقدانش بی گناه نیست و او خود مقصر اصلی است.
آنها همیشه به آیاتی از قرآن استناد می کنند. آیاتی چون سوره ]مبارکه[ توبه آیه ۵: “پس آنگاه که ماههای مورد احترام گذشت، با مشرکان بجنگید و ایشان را بکشید هر جا ایشان را یافتید، بازداشتشان کنید، هر جا بودند محاصره شان کنید و در هر کمینگاهی بنشینید (در جنگ).”
مسئله بدتر و سخت تر این است که همیشه امکان یافتن موردی تاریخی از رفتار ظالمانه و زشت با مسیحیان از سوی مسلمانان وجود دارد.
یکی از این موارد در قرن یازدهم و در عصر ابوعلی منصور طارق الحکام خلیفه فاطمی روی داده است. الحاکم در غرب به دلیل رفتارهای ظالمانه و زشت و خشنش با اقلیت های مذهبی و دینی به عنوان “خلیفه دیوانه” مشهور است. اذیت و آزار مسیحیان و یهودیان در عهد او و از سال ۱۰۰۴ پس از میلاد آغاز شد. او مقرر داشت که مسیحیان حق جشن گرفتن عید پاک ] از اعیاد بزرگ مسیحیان[ را ندارند.
اما الحاکم به لحاظ روحی عنصری غیرمتعادل بود و عصر سلطنت او حتی به تلقی تاریخ نگاران غربی انحرافی بود از شیوه هایی که امپراطوری های اسلامی در رفتار با مسیحیان و یهودیان ]اهل کتاب[ داشتند.
ما امروز و با رفتار و اعمالی که دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تحت زعامت ابوبکر البغدادی انجام می دهد، عصر و زمان او را به یاد می آوریم و آن زمان در خاطرمان می نشیند. پس از تسخیر بخش بزرگی از عراق و سوریه در سال جاری ]سال ۲۰۱۴ میلادی[ ، داعش شروع به برخورد با مسیحیان و دیگر اقلیت های مذهبی در منطقه کرد و آنها را مورد آزار و اذیت و بازداشت قرار داد و با اعمال انواع خشونتها آنها را تهدید به مرگ یا تغییر دین کرد. اسقف اعظم توما داود از کلیسای ارتدوکس سوریه اعلام کرد که داعشیان کلیساها و متون مذهبی قدیمی را می سوزانند، صلیب ها و مجسمه های مریم مقدس را ویران می کنند و کلیساها را به مساجد تبدیل می کنند.
همچنین لازم به ذکر است که داعش با مسلمانان در داخل قلمرو خود نیز به شدت برخورد می کند. گزارش شده است که مردی که در هنگام ماه رمضان در حال خوردن بازداشت شده برای سه روز مصلوب شده و در همین زمان زنی نیز که در یک عمل جنسی غیر مشروع شرکت داشته (زنا کرده) به سنگسار محکوم شده و کشته شده است.
حال سوال اینجاست که ما چگونه می توانیم اسلام را به عنوان دین صلح بشناسیم با وجود اینکه چنین آیاتی در قرآن وجود دارند که خشونت علیه مسیحیان را به مانند زمان الحاکم و البغدادی حمایت و تجویز می کنند؟
برای برخورد و پاسخ و فهم این سوال دو راه حل و دو روش برخورد وجود دارد. یکی اینکه نشان دهیم که این آیات می بایستی در ظرف زمان خودشان سنجیده و فهم شوند. و دیگر اینکه نشان دهیم که چگونه در تاریخ با حفظ آرمانهای اسلامی با اقلیت های غیر مسلمان برخورد و رفتار شده است.
در قرآن در سوره ]مبارکه[ توبه آیه ۱۳ می پرسد: “چرا با گروهی که سوگندهای خویش را شکستند و برای بیرون راندن پیامبر کمر بستند و اول بار آنان (ستیزه) را علیه شما آغاز کردند نمی جنگید؟” این آیه روشن می کند که توصیه به جنگ که در آیات قبلی ذکر شده در باب دفاع در برابر متجاوزان است. و با این وجود حتی این جنگ نیز برای مسلمانان در چهار ماه حرام ممنوع بوده است.
علاوه بر این حقایق تاریخی نشان می دهد که مسلمانان به طور عام ایده‌آلهای قرآنی رفتار پر از مدارا و شفقت را در باره یهودیان و مسیحیانی که در مناطق تحت سلطه مسلمین می زیسته اند رعایت کرده اند. قران در سوره ]مبارکه[ ممتحنه آیه ۸ می فرماید: “خدا شما را از داشتن روابط نیکو و عادلانه با کسانی که در امر دین با شما نجنگیده اند و شما را از خانه های خود بیرون نرانده اند، نهی نمی کند؛ و خدا عادلان را دوست دارد.”
این مسئله در روح رفتار حضرت محمد (ص) در برابر مسیحیان در زمان خودشان هم وجود دارد و مشهود است.
هر مسلمانی که در حمایت از زندگی، مایملک و عزت و شخصیت مسیحیان قصور کند نه تنها در برابر سنت اسلامی ایستاده و آن را شکسته بلکه عهد و پیمانی که حضرت محمد (ص) بسته اند را نقض کرده است.
این توسط شخص پیامبر در میثاق نامه و یا آشتی نامه اعلام شده است و نوعی منشور و فرمان است که حمایت از راهبان صومعه سنت کاترین را ضمانت می کرده است.
در واقع پیامبر فرموده اند: ” هر که از امت من عهد و میثاق مرا بشکند، قول و عهد خداوند را شکسته و مورد لعنت نفرین قرار میگیرد. چه شاه باشد چه گدا و چه هر کس دیگری.”
پیامبر عهدنامه های بسیاری را مانند این با مسیحیان منعقد نموده اند.
نمونه تاریخی دیگر تسلیم بیت المقدس در زمان خلیفه دوم عمر ابن خطاب در سال ۶۳۷ پس از میلاد است. خلیفه به بیت المقدس سفر کرد تا تسلیم شهر را از سوی بزرگشان سوفرونیوس بپذیرد. سپس سوفرونیوس عمر را دعوت کرد تا در کلیسای مقبره مقدس نماز بگذارد. عمر این دعوت را رد کرد زیرا خوف آن داشت که این مسئله دلیلی شود و سرانجام موجب شود تا کلیسا به مسجد تبدیل شود.
این ها مواردی هستند از بخشندگی و مهر و رافت با مسیحیان توسط مسلمانان و این مسائل استثنا و حالت خاص و توقعات خاص نبودند. اینها قانون بودند. و در تاریخ اسلام همواره ادامه داشته اند.
اسپانیای تحت حاکمیت مسلمین یا منطقه اندلس تقریبا بین قرن ۸ تا ۱۱ میلادی به عنوان عصر طلایی تاریخی یهودیان شناخته می شود که یهودیان در فلسفه و فرهنگ پیشرفت های بسیاری کردند. در عصر و زمانه ای که یهودیان در بقیه سرزمینهای اروپا مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند، یهودیان آندلس زندگی پر رونقی داشتند و حتی مناصب بالای دولتی را می توانستند اشغال کنند.
امپراطوری عثمانی (۱۰۲۳-۱۲۹۹) از این حد مدارا هم فراتر رفت و با پذیرش اقلیت های غیر مسلمان امنیت و آزادی مذهبی ایشان را تضمین کرد. در قرن ۱۶ ام عثمانی ها بر بخش بزرگی از اروپا و بر جمعیت عظیمی از مسیحیان فرمان می راندند. سلطان محمد ساختاری را بنیان نهاد که در آن هر اقلیت مذهبی می توانست رهبر مذهبی خود را انتخاب کند و قوانین دینی خود را اجرا کند. مسیحیان ارتدوکس و یهودیان هر کدام اقلیت خود را با این ساختار بنیان نهادند.
روش مناسب و مشخص تفسیر و فهم قرآن که شامل فهم درست فضای زمانی و مکانی متن و معنای درست آن و همچنین خوانش تاریخ اسلام این مسئله را آشکار و مشخص ساخت که مدارا و پذیرش اقلیت های غیر مسلمان امر پذیرفته شده و مقبول بوده است.
این وضعیت یک امپراطوری اسلامی است که بنا بر استاندارد های دموکراتیک امروز لیبرال هم نبوده است اما قطعا نسبت به سایر معاصرانش در برخورد با اقلیت های مذهبی مترقی تر و پیشرفته تر بوده است. انحراف از نرم ها و رفتارهای پذیرفته شده و تبدیل آنها به رفتارهای خشونت بار کاری که خود مسلمانان دست به انجام آن زده‌اند. چنین کاری را امثال الحاکم و نمونه امروزین آن یعنی داعش انجام داده اند.
مشکل و مسئله به خود اسلام به عنوان یک دین بر نمی گردد بلکه به تفسیر ایدئولوژیک از آن مرتبط است. ناب ترین و خالص ترین ایده ها در یک متن می تواند مطابق خواست و میل شیطان فهم و تفسیر شود. تمام ایدئولوژی ها از دینی تا غیر دینی و سکولار همه متبلا به این مسئله هستند.

پی نوشت:
ترجمه آیات قرآن از ترجمه علی اکبر طاهری قزوینی گرفته شده است.
موارد بین [] از مترجم است.

منبع: ایران فردا

انتشار در ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s