شارلی ابدو و بازی این روزها

images

مسلمانان فرانسه که ۱۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و میلیونها مسلمان در سراسر جهان هم دو راه بیشتر ندارند. یا باید شارلی باشند و این یعنی کسی باشند که به مقدسات و عقایدشان توهین کرده و یا همراه و همکار تروریست ها هستند. ساعتهای سختی بود. بسیار سخت. مسلمانانی که زندگی عادی می کردند. نه با افراطیون و بنیادگرایان مذهبی کاری داشتند ونه با این جماعت رسانه دار. نمی توانند شارلی باشند. نمی توانند.

برخی وقتها باید قدری از وقایع دور شد. دورتر ایستاد و تابلوی حوادث را از بیرون نظاره کرد. دامنه دید بیشتر قدری موجب می شود جمع بندی ها جامع تر شوند. حوادث می آیند و می روند. جمع بندی ها هستند که چراغ راه آینده می شوند و دید می دهند. البته جمع بندی ها یک روزه به دست نمی آیند. جمع بندی خروجی بحث های فراوانی در مورد یک مسئله است. اما لازم است. عمل هایی که انجام می شود نیاز به جمع بندی دارد. ایضا اضافه کنید حوادث و رویدادهایی که جان و جهان را تحت تاثیر قرار میدهد.
شارلی بودن و یا نبودن در روزهای گذشته مسئله شد. اصولا نشریه شارلی ابدو و حمله تروریستی به آن گُل خبرهای این روزهای جهان است. اینقدر هم گاه مسئله به هرز کشیده می شود که برای اعتراض به یک عمل تروریستی و در راهپیمایی اتحاد همه مردم و رهبران جهان در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۵ در پاریس سروکله بنیامین نتانیاهو پیدا می شود. حال پیدا کنید نسبت او و صلح را! گرچه ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵ باراک دیوید در هاآرتض چاپ اسرائیل می نویسد (۱) که ظاهرا اولاند به نتانیاهو گفته بوده که نیاید ولی او اصرار کرده و بعد فرانسویها برای حفظ بالانس و تعادل در مسئله فلسطین و اسرائیل محمود عباس را دعوت کرده اند. البته بماند که اینکه کسی را می گویند نیاید و البته دستش تا مرفق به خون مردم فلسطین آلوده است و خود عنصری ضد صلح است و می رود چه معنایی دارد. تاریخ گاهی کمدی هایی غمناک تر از تراژدی های تاریخ را روایت میکند.
سکانس و صحنه اول دومرد مسلح سیاه پوش اند که الله اکبر گویان به دفتر مجله ای حمله می کنند. (۲) صدای الله اکبر در فیلم ها کاملا مشخص است. ماشینی را دزدیده اند. راننده هم در ماشین نشسته. دو مرد مسلح می روند و در نشریه شارلی ابدو همه را به گلوله می بندند و بر می گردند.
مرد مسلح سیاه پوش. الله اکبر. کسانی که کاریکاتور پیامبر اسلام را قبلا کشیده بودند و پیش از حمله این مردان مسلح سیاه پوش نقاب دار کاریکاتوری از ابوبکر بغدادی خلیفه دولت اسلامی در عراق و سوریه را در حساب توئیتر نشریه منتشر کردند. (۳) همه چیز اماده است. دوباره همه ارگانها فعال می شوند. مسلمانهای تروریست شعار دوباره می شود. دلیل قتل هم توهین به پیامبر اسلام تلقی می گردد. بعد شعار من شارلی هستم به راه می افتد. مسلمانان فرانسه که ۱۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و میلیونها مسلمان در سراسر جهان هم دو راه بیشتر ندارند. یا باید شارلی باشند و این یعنی کسی باشند که به مقدسات و عقایدشان توهین کرده و یا همراه و همکار تروریست ها هستند. ساعتهای سختی بود. بسیار سخت. مسلمانانی که زندگی عادی می کردند. نه با افراطیون و بنیادگرایان مذهبی کاری داشتند ونه با این جماعت رسانه دار. نمی توانند شارلی باشند. نمی توانند. (۴)
اما به هر حال فاجعه ای رخ داده بود. صرفنظر از آنچه شارلی ابدو منتشر می کرد آنچه روی داده بود فاجعه بار بود. جماعتی در تحریریه و دفتر نشریه نشسته اند و ناگهان دو نفر اسلحه اتوماتیک به دست وارد می شوند و صدای رگبار و مرگ. ۱۲ نفر کشته کم نبود. فاجعه بود. احساسات تحریک شده بود. قتل و جنایت اتفاق افتاده بود.
اهل قلم و اهل اندیشه فرانسوی از هر جریانی با اینکه بسیاریشان شارلی نبودند اما قلم آوردند برای دفاع از آزادی بیان و اندیشه و قلم.(۵) آنان موضوع را تفکیک کردند. آزادی بیان و اندیشه و قلم شد محور کار. قلمهایی در میدان جمهوری بر زمین گذاشته شد به دفاع از آزادی اندیشه و بیان و قلم. این ارمان بزرگ انسانی که تا انسان هست باید پاسداشته شود. بی تبصره و ماده. بصورت مطلق. آزادی مطلق که خود به تعبیر امام موسی صدر صیانت کننده آزادی است. (۶)
دامنه صحنه قدری بازتر می شود. احمد. نامی که نماد و سمبل می شود. پلیس مسلمان فرانسوی که احمد نام دارد و در جریان این حمله توسط دو تروریست مسلح اعدام می شود. آری اعدام می شود. ابتدا مجروح می شود و بعد تروریست مسلح بر می گردد و تیر خلاص می زند.(۷)
شارلی بودن اگر سمبل کلی مخالف با این فاجعه و دفاع از آزادی بیان است و اگرچه مسلمین و معتقدین نمی توانستند شارلی باشند، اما احمد بودن را فریاد کردند. در شبکه های اجتماعی و مجازی فریاد کردند که ما احمد هستیم. به قول ولتر عمل میکنیم که مخالف اندیشه آنها هستیم اما جانمان را برای آزادی اندیشه شان می دهیم. احمد جانش را برای دفاع از آزادی بیان و امنیت نشریه ای فدا کرد که آن نشریه به مسلمات عقیدتی او توهین می کرد. اما احمد ایستاد و نماد شد. من احمد هستم شعار شد. شعاری که بدین معنا بود که با حفظ هویت مذهبی و عدم تائید توهینها برای آزادی بیان تا دادن جان ایستاده ایم.
پروفسور رضا اصلان (۸) و ارسالان افتخار (۹) وکیل حقوق بشری با مصاحبه های خود با سی ان ان و بسیاری دیگر از فعالین و اندیشه ورزان مسلمان با رسانه های جمعی صوتی و تصویری امری را به اثبات رساندند. فصل مشترک سخنان ایشان تا جایی که رصد شد این بود که اولا این مسئله ربطی به مسلمین ندارد. افراط گرایی را با مسلمین کاری نیست. اگرچه ظاهرا شعار و سخن شبیه است. اما تفاوت فرسنگ هاست. اینقدر هست که پلیس مسلمانی برای دفاع از آزادی بیان این نشریه جان فدا کند. ثانیا اصولا طرح مسئله دین در این میانه نادرست است. اینها افراطی و تروریست بودند. بنیادگرایی و افراط گری می تواند هر زمانی لباس اندیشه و دینی را بر تن کند. زمانی لباس اسلام چه سنی و چه شیعی، زمانی لباس مسیحی، زمانی لباس یهودی و حتی لباس بودائی بپوشد. حتی زمانی دیگر لباس ناسیونالیسم را برتن کند و در جنگ دوم بین الملل جهان را به آتش بکشد.
و ایضا استاندارد در رسانه های مسلط جهانی در این حوزه دوگانه است. چطور وقتی یک مسیحی جنایت می کند اسمش می آید و ملیتش اما وقتی یک مسلمان جنایت می کند مسلمانی او مقدم بر نام و ملیتش می شود؟ چه تفاوتی است میان این دو؟ مسیحی یا یهودی که جنایت کند رسانه های مسلط نام و ملیتش را می برند و مسلمانی جنایت کند می شود جنایت اسلام و مسلمین و سوال ها می رود به این سو که آیا از اسلام خشونت در می آید و قس علیهذا؟ اگر امروز در اسرائیل یهودیان صهیونیست افراطی جنایت می کنند ما باید دیانت موسای کلیم را نشانه برویم؟ اگر دیروز و در قرون وسطی یا همین حالا در آفریقا مسیحیان جنایت کردند ما باید دیانت عیسی مسیح را نشانه برویم؟ اگر گاندی را یک افراطی می کشد ما باید دیانت هندو را زیر ضرب بگیریم؟
و ایضا شاهدی دیگر بر این استاندارد دوگانه. نشریه آن لاین میک دات کام در مقاله ای لیگ جیانگرکو می گوید (۱۰) که در فوریه ۲۰۱۴ گروهی از مهاجمین خرابکار که مرتبط با گروههای اپوزسیون کردی ترکیه بودند به نشریه زمان که از نشریات نزدیک به محافظه کاران ترک بود حمله می کنند . تصویر عبدالله اوجالان را بر در و دیوار می کوبند و بساط نشریه را به هم می ریزند و کامپیوتر ها را نابود میکنند. این کار اولین حرکت هم نبوده. از سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ این ماجرا ادامه داشته. کمیته حمایت از روزنامه نگاران و گزارشگران بدون مرز و الباقی هم همه هشدار می دهند که این برخوردها زیاد شدن خشونت در برابر اهالی رسانه است. اما در جامعه فرانسه خیلی کسی این مسائل را جدی نمیگیرد. رسانه ها بر این مسئله سرمایه گذاری نمی کنند. اگر ان روز بر چنین خشونت هایی اعتراض و حساسیت های عمومی برانگیخته می شد، شاید امروز شاهد چنین جنایتی نبودیم. ولی واکنش درخورد نبود. نویسنده این مقاله می نویسد که این برای رسانه های فرانسوی کفایت نمی کند که کلمه آزادی را در عناوین خبری خود بپاشند و فریادش کنند. بلکه مسئله دیگری را هم باید در نظر گرفت. برابری و برادری اهل رسانه را. هم باید به حمله به زمان اعتراض درخور می شد هم به شارلی ابدو باید بشود.
در گیرودار این مسائل نام یک مسلمان دیگر هم مطرح می شود. مصطفی مسلمانی که در شارلی ابدو کار می کرد. پس علیرغم کاریکاتورهای گاه توهین آمیز به عقاید مسلمین، بودند مسلمینی که حتی حاضر به همکاری با شارلی ابدو باشند. مصطفی نیز در این حرکت تروریستی کشته شد.اما باز سویه تیز نقد به سوی مسلمانها بود.
تا دو تروریست فراری رفتند و در سوپرمارکتی گیر کردند و بعد کشته شدند. دو برادری متعلق به مهاجرین الجزایری مسلمان و پائین شهر و مناطق محروم شهر پاریس. جایی که اتفاقا باید از دولت فرانسه و شهرداری پاریس پرسید که چرا اینقدر فقر اقتصادی و فرهنگی در آن ریشه دارد که جاهلان افراطی بتوانند از ان استفاده کنند و در آنجا نیرو پرورش بدهند؟
مشخصه این دو برادر مسلمان بود و مهاجر بودن معرفی شد. اما یک مهاجر مسلمان مالی ناجی شد و شد سومین بازیگر مسلمان نقش مثبت این سه روز پر درد و فاجعه پاریس. این بار قهرمان ما زنده ماند و شد قهرمان زنده. باتیلی ۲۴ ساله ناجی گروگان هایی شد که به دست دو برادر تروریست اسیر شده بودند. سومین قهرمان هم زنده ماند. هم مسلمان بود و هم مهاجر. (۱۱)
رفتار رسانه ها و فعالین در این میانه قابل بررسی است. برخی از سر دغدغه دین یا به شارلی بودن تن دادند و یا گفتند که از الله اکبر صدای عشق و اسلام رحمانی را دیگر نمی شنوند. این دقیقا تحت تاثیر درد دین این بزرگواران و سیطره رسانه ها بود. اما کاش قدری تامل می شد. رسانه های رسمی و فعالینی که با اصل قصه دین و ایمان مسئله داشتند به مسلمین تاختند و ایمان و دیانت را عامل فاجعه بر شمردند. افتخار ها و اصلان ها تلاششان را کردند که جلوی این موج رسانه ای را بگیرند. و بعد با رو شدن شهادت احمدی که خود را فدا کرد تا مخالفش بتواند حرفش را بزند و جوان ۲۴ ساله مسلمان مهاجری که ناجی گروگان ها شد باید ورق بر می گشت. اما سیر حضور رسانه و اخبار دهی موجی نزولی داشت. گُل رسانه همان اول کار زده شد. با تیتر مهاجمین و تروریست های مسلمان حمله کننده به شارلی ابدو. و در قیاس ابتدا تا انتهای روز اول و سوم نام مسلمان های صدمه دیده و کشته شده دراین فاجعه کمتر برده شد.
شاید بتوان گفت که اصولا تروریست هایی مانند این دو برادر و الباقی کسانی که از قلب اروپا می کنند و سر از داعش در می آورند هم با این راز رسانه ای ارتباط داشته باشند. از سال ۲۰۰۱ و بالاخص از سال ۲۰۰۳ و اشغال عراق توسط آمریکا بسیاری از رسانه ها به مدت ۱۱ سال (تا ۲۰۱۴ و ظهور هیولای داعش) بر طبل اسلام هراسی کوفتند. ترس سرخی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فروکش کرده بود باید خود را به ترس جدیدی می داد تا دستگاه سرمایه سالار جهانی و کمپانی های چند ملیتی بتوانند بر مبنای دشمن جدید تنظیم رابطه کنند و اسلحه بفروشند و رسانه ها را تقویت کنند و خلاصه سازوکار سرمایه سالار خود را بر مبنای تضادی جدید در دنیای قرن بیست و یکمی سازمان دهی کنند. غول بنیادگرایی دستپخت خودشان هم در افغانستان و بعدها در سوریه از شیشه بیرون آمد و از کنترل خارج شد و کمک کار این بازی شد. در واقع این دو راست ارتجاعی طالبانی، داعشی از سویی و راست مدرن نئومحافظه کار و نئوفاشیست و راست های اروپایی از سویی دیگر رو تیغه یک قیچی شدند که فاجعه را به اینجا کشاندند. شاید اگر قرار باشد به دنبال مقصر اصلی بگردیم باید قدری حساس تر و دقیق تر باشیم.
یک اتفاق و فاجعه دیگر هم در ایران خودمان به وقوع پیوست. روزنامه نگاران ایرانی خواستند برای همدردی با مصیبت دیدگان این حمله تروریستی در مقابل خانه پلمپ شده روزنامه نگاران ایران جمع شوند. اما نیروهای امنیتی از این تجمع جلوگیری می کنند. (۱۲) حتی از گذاشتن گُل جلوگیری می کنند. اینکه چه ربطی دارد بین داعشی که جلوی احترام به کشته شدگان شارلی ابدو را می گیرد و داعشی که در شارلی ابدو جنایت می کند باشد بر عهده ناظران و خوانندگان و تاریخ.
شاربونیه و نشریه شارلی ابدو چپ بودند. اگر بلند می شد و می دید که در راهپیمایی صلح نتانیاهو راه می رود و رسانه های تمام قد راست و سرمایه سالار اینگونه به مسلمین می تازند چه می گفت؟ به نظرم موضعی دوباره می گرفت. اینبار بیشتر سر مار را نشانه می رفت تا زائیده های مار را.

ارجاعات:

http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/.premium-1.636557

http://www.washingtontimes.com/news/2015/jan/7/charlie-hebdo-abu-bakr-al-baghdadi-mocked-last-twe/

http://paper-bird.net/2015/01/09/why-i-am-not-charlie/

http://mic.com/articles/107928/21-inspiring-photos-from-the-aftermath-of-the-charlie-hebdo-massacre

http://www.imam-sadr.com/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/tabid/108/ArticleId/4323/%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%89.aspx

http://mic.com/articles/108032/cnn-s-don-lemon-picks-the-worst-question-to-ask-muslim-human-rights-attorney

http://mic.com/articles/108132/is-charlie-hebdo-really-about-free-speech-one-paper-s-crisis-tells-a-different-story

http://mic.com/articles/108128/this-muslim-man-saved-hostages-lives-during-the-kosher-market-siege?utm_source=policymicFB&utm_medium=main&utm_campaign=social

http://www.radiofarda.com/content/b22-iranian-journalists-charlie-ebdo-react/26783539.html

انتشار در ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s