سید ابوالحسن بنی صدر: گفتند، مسلمان نیستی که با اعدام مخالفی/ علی کلائی

سید ابوالحسن بنی صدر: گفتند، مسلمان نیستی که با اعدام مخالفی/ علی کلائی

دکتر سید ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران، نیاز به معرفی ندارد. با این‌که پس از گذشت سال‌ها، ایشان طی مصاحبه‌های متعدد و نگارش کتب، به بسیاری از پرسش‌های مطرح در زمینه‌ی نقض حقوق بشر در آغازین ماه‌ها و سال‌های انقلاب بهمن ۵۷ پاسخ داده‌ است، اما با توجه به پرونده‌ی ویژه‌ی این شماره از ماهنامه‌ی خط صلح، فرصت را لازم و مغتنم شمردیم تا به سراغ ایشان برویم و بیش‌ از پیش مواضع و دیدگاه‌های نخستین رئیس جمهوری ایران نسبت به مقوله‌ی حقوق بشر و اهمیت وی در خصوص نقض آن در دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش از طریق موضع‌گیری‌ها، واکنش‌ها و یا اقدامات لازم را، از زبان خودش جویا شویم.

از آقای بنی‌صدر هم‌چنین در رابطه با موضوعاتی چون چگونگی اعدام امیرعباس هویدا، از نخست وزیران دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، که طولانی‌ترین ریاست بر دولت در طول تاریخ ایران به حساب می‌آید، و یا وقایع ترکمن صحرا و کردستان که هم‌چنان و علی‌رغم تلاش مورخان و فعالان حقوق بشری، پس از گذشت سال‌ها، هم‌چنان با ابهاماتی رو به رو است، سوالاتی پرسیده‌ام که امید می‌رود خوانندگان خط صلح را در راستای هرچه بیش‌تر برطرف کردن این ابهامات، یاری رسان باشد.

آقای بنی صدر، شما به عنوان یکی از انقلابیون نزدیک به حلقه‌ی آقای خمینی در پاریس و در جریان اتفاقات پس از انقلاب، به چه میزان دغدغه‌ی حقوق بشر داشتید؟ به عبارتی چقدر به دنبال این بودید که حقوق شهروندان و به ویژه فعالان سیاسی، اعم از موافق و مخالف حکومت تازه روی کار آمده، به سیاق دوران پهلوی نقض نگردد؟

ما در شرایطی که مسئله‌ی نقض حقوق بشر برای بسیاری از گرایش‌ها نظیر مارکسیست‌-لننیست‌ها مطرح نبود )البته آن‌ها از زندانیان سیاسی دفاع می‌کردند منتها در این دفاع هم، آن‌هایی که خوشان تشخیص می‌دادند، در اولویت بودند)، حقوق بشر را بنا گذاشتیم و شعار دفاع عام از زندانیان سیاسی و نه تبعیض‌آمیز را مطرح کردیم. ما می‌گفتیم یک زندانی سیاسی چه عضو حزب توده باشد و چه یک روحانی باشد، باید از آن دفاع کرد. اگر غیر از این عمل می‌کردیم، در افکار عمومی آن زمان اروپایی، حرفمان بردی هم نداشت. در این راستا سازمانی تحت عنوان “دفاع از حقوق انسان” در فرانسه که یک سازمان ایرانی بود، تاسیس کردیم.

به علاوه وقتی که من وارد فرانسه شدم مهندس بازرگان و مرحوم طالقانی قرار بود محاکمه بشوند. بر همین اساس سراغ شخصیت‌های علمی و سیاسی غیردولتی رفتم و با ژان پل سارتر هم ملاقات کردم. سارتر از من خواست که پرونده‌ی این موارد را به او بدهم. شخصیت‌های مطرح علمی و سیاسی در فرانسه، عضویت کمیته‌ی سارتر را که کار آن دفاع عام و دقیق از زندانیان سیاسی و تجاوز به حقوق انسان بود، پذیرفتند و ما از طریق آن کمیته‌ی ایرانی، باید اطلاعات صحیح در اختیار این کمیته می‌گذاشتیم. غیر از تاسیس سازمان دفاع از حقوق انسان و همکاری با کمیته‌ی سارتر، رشته‌ی سوم کار، فرستادن ناظران به ایران برای محاکمات سیاسی، که آن زمان در دادگاه‌های نظامی برگزار می‌شد، بود. البته در آن زمان غیر از ما، کنفدراسیون دانشجویان هم، به ایران ناظر می‌فرستاد. علاوه بر این‌ها یک رشته‌ی چهارمی هم بود که آن به همکاری با سازمان‌های دانشجویی غیر ایرانی مربوط می‌شد. هم‌چنین ما با سازمان عفو بین الملل هم از طریق ارسال گزارشات نقض حقوق انسان همکاری می‌کردیم.

این‌ها مجموعه‌ی فعالیت‌های ما در راستای دفاع از حقوق بشر در آن دوره‌ی کوتاه بود… Continue reading “سید ابوالحسن بنی صدر: گفتند، مسلمان نیستی که با اعدام مخالفی/ علی کلائی”

Advertisements

روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی بنی صدر با رادیو جی بی

همزمان با سی و ششمین سالگرد انقلاب بهمن 57، رادیو جیبی در رشته برنامه هایی به بررسی این انقلاب از دیدگاه روانشناسی سیاسی نخبگان، با تمرکز بر آیت الله خمینی پرداخته است. در نخستین بخش از این رشته برنامه ها، پیمان عارف با ابوالحسن بنی صدر، از اعضای شورای انقلاب و بعدتر نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، مصاحبه کرده است.

شما به عنوان یکی از برجسته ترین کارگزاران انقلاب در آن مقطع چه نگاهی به آقای خمینی داشتید؟

تا بازگشت به تهران ، او را از نزدیک نمیشناختم ؛ مدتی قبل از بازگشت به تهران او را در نجف دیدم. در دوران کودکی ما تابستانها می آمد به همدان بعضا، ولی این گونه نبود که من شناسایی از او داشته باشم؛ آن موقع یک قالب ذهنی عموم ایرانیها داشتند که من هم این قالب ذهنی را چونان بقیه ایرانیها داشتم. که بنابر آن قالب ذهنی مقام مرجعیت یک مقام ویژه است و تالی معصوم است و مرتکب گناه نمی شود و دروغ نمی گوید و زور نمی گوید. آقای خمینی انطباق پیدا می کرد با آن تصویر و در واقع ما  آقای خمینی را نمی دیدیم، بلکه تصویر خودمان را در او می دیدیم به عنوان تالی معصوم. البته مواردی هم می شد که انطباق نداشت با آن تصویر. مثلا در نوفل لوشاتو مواردی هم شد که انطباق نداشت با آن تصویر منتها آن دوره آدمی خود را کور و کر می کند برای اینکه هم تصویر خراب نشود و هم اینکه انقلاب صدمه نبیند و توجیهاتی می کردیم که خب اشتباه بود.
پدرم هم که آن موقع برای معالجه آمد اروپا به من اخطار داد که مراقب  آقای خمینی باشید. اگر قدرت پیدا کند خدا را هم بنده نیست. ولی همان تصویر مبارزه با رژیم و آن توجیهات سبب می شد آدمی خود را سانسور کند و واقعیت رو آن طور که هست نبیند. Continue reading “روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی بنی صدر با رادیو جی بی”

نقشی به یاد زنده یاد استاد دکتر حسن توانایان فرد – شرمگین ما فراموشان

10433293_10206025575306286_8775734731653614935_n

در دهه هفتاد اما اوضاع به دست لیبرال مسلکانی می افتد که گوش به فرمان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اند. اقتصاد دان چپ مذهبی ما با این اوضاع موافق نیست. می ایستد. اما جو رسانه ای و زور و زر و تزویر یکپارچه در دست این جریان است. صدایش از میانه جامعه حذف می شود. اما می ماند. صدایی را می توان با زور از میانه جامعه جمع کرد. اما نمی توان کاری کرد که حرف حق ماندگار نشود. و صدای توانایان فرد ماندگار می شود.

به قول قیصر امین پور ناگهان چقدر زود دیر می شود. در آستانه سالگرد انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ و آنگاه که به دیروز تا امروزمان نگاه می کنیم، شاید بسیاری امور را بیابیم که مشمول این قاعده اند. چقدر زود دیر شده هایی که ناشی از غفلت ما هستند. ناشی از ندیدن ها و تسلیم جبر رسانه و فضای غالب و سمت و سوی این فضا شدن هاست که ما را از پیشگامانی که به دلیل همراه نبودن با جو روزگار و زمانه و در عصر نبود رسانه در دیروزمان، و با فراموشی و غفلت مان در امروز از یاد می روند و به ناگاه با پروازشان به ملکوت خداوندی و سفرشان به جایگاه ابدی برای ما زنهاری می شود و دست پشت دست می کوبیم و لب از غصه می گزیم که ای شرمگینیم ما فراموشان زمانه.
یکم بهمن پرواز کرد و کسی از پروازش آگاه نشد. مردی که استاد اقتصاد، موحد و برابری خواه بود. بسیاری از بزرگان انقلاب او را می شناختند. او ساز همراهی با استبدادیان رباینده انقلاب از مردم را کوک نکرد. ایستاد و زندانش را هم کشید. فراری و مبارز و زندانی در عصر و علیه رژیم دیروز شهنشاهی و ایستاده و زندان کشیده در برابر استبداد امروز نظام ولایی. معلم اقتصاد توحیدی و اندیشه ورزی که دوستدار مردم بود و مرد خدا و مردم. نامش دکتر حسن توانایان فرد. Continue reading “نقشی به یاد زنده یاد استاد دکتر حسن توانایان فرد – شرمگین ما فراموشان”