نقشی به یاد زنده یاد استاد دکتر حسن توانایان فرد – شرمگین ما فراموشان

10433293_10206025575306286_8775734731653614935_n

در دهه هفتاد اما اوضاع به دست لیبرال مسلکانی می افتد که گوش به فرمان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اند. اقتصاد دان چپ مذهبی ما با این اوضاع موافق نیست. می ایستد. اما جو رسانه ای و زور و زر و تزویر یکپارچه در دست این جریان است. صدایش از میانه جامعه حذف می شود. اما می ماند. صدایی را می توان با زور از میانه جامعه جمع کرد. اما نمی توان کاری کرد که حرف حق ماندگار نشود. و صدای توانایان فرد ماندگار می شود.

به قول قیصر امین پور ناگهان چقدر زود دیر می شود. در آستانه سالگرد انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ و آنگاه که به دیروز تا امروزمان نگاه می کنیم، شاید بسیاری امور را بیابیم که مشمول این قاعده اند. چقدر زود دیر شده هایی که ناشی از غفلت ما هستند. ناشی از ندیدن ها و تسلیم جبر رسانه و فضای غالب و سمت و سوی این فضا شدن هاست که ما را از پیشگامانی که به دلیل همراه نبودن با جو روزگار و زمانه و در عصر نبود رسانه در دیروزمان، و با فراموشی و غفلت مان در امروز از یاد می روند و به ناگاه با پروازشان به ملکوت خداوندی و سفرشان به جایگاه ابدی برای ما زنهاری می شود و دست پشت دست می کوبیم و لب از غصه می گزیم که ای شرمگینیم ما فراموشان زمانه.
یکم بهمن پرواز کرد و کسی از پروازش آگاه نشد. مردی که استاد اقتصاد، موحد و برابری خواه بود. بسیاری از بزرگان انقلاب او را می شناختند. او ساز همراهی با استبدادیان رباینده انقلاب از مردم را کوک نکرد. ایستاد و زندانش را هم کشید. فراری و مبارز و زندانی در عصر و علیه رژیم دیروز شهنشاهی و ایستاده و زندان کشیده در برابر استبداد امروز نظام ولایی. معلم اقتصاد توحیدی و اندیشه ورزی که دوستدار مردم بود و مرد خدا و مردم. نامش دکتر حسن توانایان فرد.
متولد چهارم فروردین ۱۳۲۲ در تهران بود. پس از پایان تحصیلات متوسطه در رشته ریاضی از دبیرستان علمیه تهران، برای تحصیل به دانشسرایی رفت که امتیاز آن را دو معلم بزرگ انسانیت و علم و خداپرستی زمانه یعنی مهندس بازرگان و دکتر سحابی داشتند. در سال ۱۳۴۴ همزمان در دو رشته در دانشگاه تهران و مدرسه عالی بزرگانی (دانشگاه علامه طباطبایی امروز) پذیرفته شد. رشته ها اقتصاد و ادبیات بودند و او راهی کرسی های علم آموزی اقتصاد در دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۴۸ تزش که در باب “اقتصاد اجتماعی در اسلام” بود را ارائه کرد و فارغ التحصیل شد. در میانه این سالها از سال ۴۳ تا ۴۶ معلم تعلیمات دینی در دبستان هاتف تهران ناحیه ۱۱ بود و از سال ۴۶ تا ۴۸ و پایان دوره اول تحصیلات عالیه اش در دبیرستان سحاب تهران در ناحیه ۱۱ دبیری کرد. معلم دلسوز و اموزگار عزیز ما در همان سالها به دلیل سخنان و آموزه هایش به جوانان بازداشت می شود و با مخالفت ساواک ممنوع التدریس می شود. پس از اخراج از آموزش و پرورش راهی سازمان برنامه و بودجه می شود. تلاش می کند تا اگر سیستم امنیتی نگذاشت در جایی به میهنش خدمت کند، این خدمت را در جایی دیگر به انجام رساند. اما دریغ که استبدادیان خدمت صادقان آزادی خواه و برابری طلب به میهن و دین را هیچ گاه تحمل نمی کنند و همیشه در صدد حذفشان بر می آیند. در این میان دورانی ممنوع الخروج بود تا پس از رفعش برای ادامه تحصیل مسافر انگلستان شد. با ارائه پایان نامه در باب “حرکت سرمایه بین انگلستان و فرانسه” فوق لیسانس خود را از دانشگاه ولز اخذ و به ادامه تحصیل در مقطع دکتری با موضوع تز “تورم در ایران” پرداخت.
با ضربه سال ۵۴ اپورتونیست های چپ نما به سازمان مجاهدین خلق ایران توانایان فرد با احساس مسئولیت فردی، دینی و اجتماعی ادامه تحصیل خود را وانهاد و به ایران بازگشت به تدریس تاریخ عقاید اسلامی و نقد اقتصاد مارکسیستی همت کرد و در کنار آن به مبارزات خود علیه نظام استبداد پهلوی ادامه داد. با آزار ساواک و ممانعت از کار ایشان دوباره در سال ۱۳۵۶ به انگلستان بازگشت. در آنجا نیز تلاش ها برای نشر اندیشه هایش را رها نکرد. همان سال ۵۶ به اسکاتلند دعوت شد و سخنرانی کرد. با کمونیست ها بحثش شد و با منطق جوابشان را داد. منطقی که مبتنی بر قرآن بود و اندیشه دینی و انسانی و علمی.
با پیروزی انقلاب ۵۷ و در سال ۵۸ به ایران بازگشت. بازگشت که کمک کار انقلاب باشد و انحرافاتی را که می دید اصلاح کند. در دانشگاه صنعتی شریف استخدام شد و به تدریس پرداخت. میخواست چندی خدمت کند و بعد به انگلستان بازگردد تا از تز دکترایش دفاع کند که نشد. که در حکومت ولایت فقیه ممنوع الخروج شد. زندانی شد و نتوانست برای دفاعش بازگردد. در سال ۱۳۶۳ نیز نظام ولایی او را تحمل نکرد و از دانشگاه ممنوع التدریس شد. به دلیل دیدگاهی اقتصادی، دینی و انقلابی اش و به دلیل آزادی خواهی و برابری طلبی اش. (۱) (۲) (۳)
خود او نقل زیبایی در باب بازگشتش از انگلستان به تهران در سال ۵۸ دارد. می گوید: “سال ۱۳۵۳ وقتی می‌خواستم به انگلیس بروم، دکتربهشتی مرا به دکترسروش معرفی کرد و من چون جایی برای اقامت نداشتم به منزل دکترسروش رفتم. ایشان در آن زمان اصلاً کاری به سیاست نداشت و کار فردی می‌کرد، به‌گونه‌ای که برخی به من می‌گفتند به صلاح تو نیست که به منزل ایشان می‌روی. ایشان پس از انقلاب به‌شدت با دیدگاه‌های من مخالفت می‌کرد و کسی که قبل از انقلاب معتقد به جدایی دین از سیاست بود، پس از انقلاب چنین مواضعی می‌گرفت. من به شدت به سیاست‌های اقتصادی آقای مولوی رئیس کل بانک مرکزی ـ که مهندس بازرگان منصوبش کرده بود ـ انتقاد داشتم و انتقادهایم را در یک سخنرانی در لندن مطرح کردم که متن آن بعداً در تهران باعنوان “صنعت مونتاژ و کشاورزی در ایران” چاپ شد. من می‌دیدم که این خط، خط ضد انقلاب است نه خط انقلاب و دارد سیاست‌های پولی و مالی نظام سرمایه‌داری را اجرا می‌کند که تورم‌زاست. به خاطر همین انتقادات هم آقای بهشتی و هم دکترسروش می‌گفتند در انگلیس بمانم. جالب است که رئیس دانشگاهی هم که در آن تحصیل می‌کردم به من می‌گفت به ایران نرو، تو می‌روی تا عقاید خودت را بگویی، فکر می‌کنی آنها قبول می‌کنند؟ گفتم وظیفه‌ام است، باید بروم.” (۱) آری! وظیفه اش بود. باید می آمد و آمد و ماند. از دکتری و پست گذشت. رنج زندان و محرومیت را به جان خرید اما ایستاد. برای قسط قرآنی و اقامه آن و بلند کردن مردم برای اقامه قسط.
حسن توانایان فرد مولف بود و نویسنده و اهل اندیشه. برخی از آثار او عبارتند از: ۱-عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، جان دیون پورت، غلامرضا سعیدی (مترجم)، حسن توانایان فرد (مصحح)، تهران: موسسه فرهنگی جهان رایانه کوثر، ۱۳۸۷ ۲-اقتصاد اینترنت، حسن توانایان فرد، تهران: شرکت نشر الکترونیکی و اطلاع رسانی جهان رایانه امین، ۱۳۸۵ ۳-تاثیر نماز در افزایش بهره‌وری، حسن توانایان فرد، امیر طاهری (ویراستار)، تهران: بنی هاشم، ۱۳۸۸ ۴-فرهنگ تشریحی اقتصاد: انگلیسی – فارسی، حسن توانایان فرد، تهران: شرکت نشر الکترونیکی و اطلاع رسانی جهان رایانه امین، ۱۳۸۶ ۵-ج‍ام‍ع‍ه‌ش‍ن‍اس‍ی اق‍ت‍ص‍ادی از دی‍دگ‍اه دک‍ت‍ر ع‍ل‍ی ش‍ری‍ع‍ت‍ی، حسن توان‍ای‍ان ف‍رد، ت‍ه‍ران: چ‍اپ‍خ‍ش، ۱۳۷۷ ۶-اق‍ت‍ص‍اد آی‍ن‍ده ب‍ش‍ر :اق‍ت‍ص‍اد ق‍ب‍ل و ب‍ع‍د از ظه‍ور ح‍ض‍رت ق‍ائ‍م (ع‍ج)، حسن ت‍وان‍ای‍ان ف‍رد، ت‍ه‍ران: دان‍ش‍وران، ۱۳۸۰ ۷-ت‍اری‍خ ان‍دی‍ش‍ه ه‍ای اق‍ت‍ص‍ادی درج‍ه‍ان اس‍لام ش‍ام‍ل ن‍ظری‍ات اق‍ت‍ص‍ادی ف‍اراب‍ی، اب‍ن م‍س‍ک‍وی‍ه، اب‍ن س‍ی‍ن‍ا، خ‍واج‍ه ن‍ص‍ی‍رال‍دی‍ن طوس‍ی، ج‍لال‌ال‍دی‍ن دوان‍ی و اب‍ن خ‍ل‍دون، حسن توانایان‌فرد ۸-م‍ب‍ان‍ی م‍دی‍ری‍ت دراس‍لام (ش‍ام‍ل ت‍ئ‍وری‍ه‍ای م‍دی‍ری‍ت، م‍دی‍ری‍ت ع‍م‍ل‍ی، م‍دی‍ری‍ت در ق‍رآن)، حسن توانایان فرد، تهران: الهام، ۱۳۶۵ ۹-مقدمه‌ای بر علم اقتصاد، حسن توانایان‌فرد، تهران: نشر پژوهش‌های اسلامی ۱۰-امپریالیسم‌زدگی اقتصاد ایران، حسن توانایان فرد، تهران: آگاه، ۱۳۶۱ ۱۱-اقتصاد جمعیت، حسن توانایان‌فرد، تهران، ۱۳۶۸ ۱۲-بهره‌وری در آموزش‌های حج، حسن توانایان‌فرد، تهران: چاپخش ۱۳-توطئه‌های اقتصادی امپریالیسم در ایران، حسن توانایان‌فرد، ۱۳۶۴ ۱۴-صرفه‌جویی، حسن توانایان‌فرد، ۱۳۷۸ دائره المعارف اقتصاد اسلامی از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۰ ۱۵-بیماری‌های اقتصادی ایران، ۱۳۸۰ ۱۶-دو پهلوی (رضا شاه و محمد رضا شاه) ۱۷-نقدی بر اصول اقتصادی قانون اساسی ۱۸-زیارتنامه پدر طالقانی ۱۹-دکتر شریعتی و اقتصاد بعد از انقلاب ۲۰-اقتصاد از نظر چهارده معصوم (ع) ۲۱-اقتصاد از زبان محمد (ص) و علی (ع) ۲۲-تئوری ارزش کار، ۱۳۵۶ ۲۳-تئوری مصرف – ۱۳۵۵ ۲۴-سامان دهی اقتصاد ایران ۱۳۸۰ ۲۵-عوامل موثر بر باورهای مذهبی ۱۳۷۲ ۲۶-اقتصاد تعاون ۱۳۸۵ ۲۷-اقتصاد پول ۱۳۷۰ ۲۸-اقتصاد توسعه ۱۳۶۶ ۲۹-پول: نظریات اقتصادی ۱۳۵۶ ۳۰-نظریات اقتصادی امام محمد غزالی ۱۳۶۶ ۳۱-نظریات اقتصادی امام فخر رازی ۱۳۶۷ ۳۲-اقتصاد مصدق ۱۳۶۵ ۳۳-جمع اخلاق و اقتصاد در اسلام ۱۳۶۷ ۳۴-اقتصاد خرد و کلان ۱۳۸۳ ۳۵-نقش زن در ارتقاء بهره‌وری ۱۳۸۰ ۳۶-ارتقاء بهره‌وری در فرهنگ اسلامی ۱۳۷۷ ۳۷-بهره‌وری در آموزش‌های نماز ۱۳۷۴ ۳۸-اقتصاد آموزش و پرورش ۱۳۵۵ ۳۹-اقتصاد توسعه و رشد ۱۳۵۶ ۴۰-سیستم‌های اقتصادی سال ۱۳۵۶ ۴۱-مکتب‌های اقتصادی ۱۳۶۰ ۴۲-نظام‌های اقتصادی ۱۳۸۳ ۴۳-فلسفه اقتصاد اسلامی علامه طباطبائی ۱۳۶۳ ۴۴-مباحثی از اقتصاد ایران ۱۳۵۶ ۴۵-اقتصاد زکات ۱۳۸۷ ۴۶-اقتصاد قرانی ۱۳۸۵ ۴۷-اقتصاد اجتماعی ۱۳۴۸ ۴۸-ربا در قران ۱۳۶۹ ۴۹-آرزوهای آرزو مانده ۱۳۵۹ ۵۰-اقتصاد توسعه: یک الگوی جدید ۱۳۷۹ ۵۱-دانشنامهء اقتصاد اسلامی.”
اما اینها همه او بود و این همه “او” نبود. شاید باید بعدی دیگر از زندگی حسن توانایان فرد را هم جستجو کرد. بعدی برون از بیوگرافی ساده یک انسان.
او به گفته دوستان و یارانش دوست و یار همراه و هم اندیش دکتر شریعتی و شهید بنیانگذار محمد آقای حنیف نژاد بود. بسیاری از انقلابیون دیروز و تازه بر تخت نشستگان پس از انقلاب او را می شناختند و می شناسند. فولکس قراضه حسن توانایان فرد بین انقلابیون آن سالها معروف شد. فولکسی که شاید بسیاری از قرار های انقلابی در آن گذاشته می شود. کاش می شد پیدایش کرد و در این سکوت یاران دیروز از بی خبری یا خود را به جهالت زدن از حقایق سخن می گفت.
پس از انقلاب و در آن روزگار که طفل تازه متولد شده انقلاب را مادران دیر از راه رسیده به سوی خود می کشیدند تا ناجوانمردانه صاحب طفل شوند (که شدند و بعد صاحبان اصلی انقلاب را قلع و قمع کردند) و در انتخابات مجلس اول از سوی ائتلاف انقلابی و ترقی خواه کاندیدا شد. در کنار او در این ائتلاف چهره هایی چون دکتر محمد ملکی، دکتر عبدالکریم لاهیجی و مرحوم آیت الله دکتر علی گلزاده غفوری هم بودند. این ائتلاف از نیروهای مستقلی چون توانایان فرد بود تا نیروهای تشکل های مختلف مانند مجاهدین خلق. اما با نتایج انتخابات که موجب اعتراض بسیاری از کاندیداها را فراهم کرد، توانایان فرد از تلاش برای پست گیری در حاکمیت کنار کشید و به آگاهی بخشی و کار اموزشی و فکری و رسالت روشنفکری و روشنگری خویش پرداخت و همواره مرغ حق و صلا زدن توحید، آزادی و برابری بود. اما همین کاندیداتوری و مواضع بعدی اش موجبات بازداشتش را پس از کودتای خرداد ۶۰ فراهم کرد. تنها یکی از دفعاتی که از زندان رها شد در سال ۶۱ بود. (۴) این زندان برای او سخت بود. دوستی از یاران او نقل می کند که چونان با لگد بر شکمش زده بودند که تا مدتها توانایی کنترل ادرار و مدفوع خود را در زندان نداشت.
توانایان فرد با تخصصی که در اقتصاد داشت تضاد اصلی در خرداد ۶۰ را در این می دید که جریان آمده و میخواهد کل غیر معتقدین به اقتصاد سرمایه داری یا حداقل سرمایه داری همراه با مردم (اقتصادی که دکتر توانایان فرد می گفت که بهشتی قائل است) حذف شود. در واقع او تسلیم شرایط نشد. تسلیم دیدگاه شبه مارکسیستی هم نشد. توانایان فرد بر قران ایستاد. کتاب نوشت و مقاله و سخن. اما حذف شد. زندانی شد و مصیبت کشید. او روحانیت حاکم و روابط سیستماتیک آن با سرمایه داری را خوب شناخته بود. می دانست که حداکثر در ساختی که روحانیت و بازار می سازند حداکثر داستان “به سر عقل آمدن سرمایه داری” شریعتی می شود. ولی به هر حال ذاتش همان است. توانایان فرد به دنبال قسط قرآنی بود. کلمه ای که شاید بهترین ترجمه برایش برابری است (ترجمه از نگارنده است با عنایت به المنجد الطلاب و مفردات راغب اصفهانی) و عدالتی که توانایان فرد می دید هم در همین چهارچوب بود. اما او معتقد بود که اقتصادی که پس از انقلاب و با وجود شعارهای عدالت طلبانه حاکم شد همان اقتصاد ربوی دیروز است این بار با رنگ و لعاب اسلامی. (۱)
توانایان فرد تیغ سرکوب را هیچ گاه در تحلیل هایش تیز نکرد. شاید مصاحبه اش در شماره ۳۴ نشریه چشم انداز ایران بزرگ مردی چون مهندس میثمی در سال ۸۴ مثال خوبی برای این مسئله باشد. بسیاری از کسانی که به سراغ سی خرداد ۶۰ رفتند و نوشتند و گفتند در واقع تیغ سرکوب را تیز کردند و همه تقصیرها را به گردن یک طرف انداختند. قطعا هیچ واقعه انسانی تلاقی سپید و سیاه نیست. همه خاکستری اند. اما فهم درست تضاد و سو گیری درست و روشن بینانه از خصلت های توانایان فرد در بزنگاه تاریخی خرداد ۶۰ بود. نه تنها او که دکتر ملکی و لاهیجی و گلزاده غفوری و بسیاری دیگر هم.
در سالهای پایانی دهه تلخ و سیاه شصت و در سال ۶۸ و پس از حذف آقای منتظری از جانشینی آقای خمینی نامه ای خطاب به مقامات ارشد نظام با عنوان “با حذف منتظری نظام دو شقه خواهد شد” نوشت که این نامه قرار شد توسط دوستی به آقای خامنه ای که در آن روزگار رئیس جمهور نظام ولایی بود برسد. پیک با نامه وارد دفتر آقای خامنه ای می شوند و کسانی می آیند تا نامه را از ایشان بگیرند. پیک که توصیه شده بود یا نامه را به خود رئیس جمهور بدهد و یا به معاون فرهنگی او شیخ محمدباقر حجتی کرمانی، تلاشش برای دیدن خود خامنه ای به جایی نمی رسد و نامه را حجتی کرمانی می دهد و با ترس از بازداشت از محل دفتر خارج می شود. بعد در خیابان البته مورد ارشاد حضرات امنیت بان ان روزگار قرار می گیرد و تهدید می شود که در باب نامه سخن نگوید.
در روزهای کشتار شصت و هفت توانایان فرد عزادار شاگردان و دوستان خود در زندانهای جمهوری ولایی است. در و دیوار دفتر خود را سیاه پوش می کند. دوست و یار دیرینه اش نقل می کند که وقتی وارد دفتر او می شود او را گریان می بیند و بعد گریستنی در غم از دست دادن بهترین فرزندان مردم ایران.
سالهای تلخ می گذرد. در دهه هفتاد اما اوضاع به دست لیبرال مسلکانی می افتد که گوش به فرمان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اند. اقتصاد دان چپ مذهبی ما با این اوضاع موافق نیست. می ایستد. اما جو رسانه ای و زور و زر و تزویر یکپارچه در دست این جریان است. صدایش از میانه جامعه حذف می شود. اما می ماند. صدایی را می توان با زور از میانه جامعه جمع کرد. اما نمی توان کاری کرد که حرف حق ماندگار نشود. و صدای توانایان فرد ماندگار می شود.
و بعد دهه ۷۰ و سالهای اصلاحات و بعد دولت تمام قد راست دروغ پرداز اصول گرای احمدی نژاد. توانایان فرد تماما سانسور می شود. اما با ظهور رسانه او دوباره رخ می نمایاند. اما حمایت نمی شود. شاید بسیاری ندانند که توانایان فرد در باب جنبش ضد سرمایه داری ۹۹ درصدی وال استریت صحبت کرده است و سخنانش هم بر روی اینترنت منتشر شده. اینجاست که باید گفت ما فراموشانیم و شرمگین ما. (۵) (۶)
اینقدر فراموش می شود که وقتی جوانی او را در بازارچه کتابی می بیند و می شناسد گل از گلش می شکفد. جوان نقل می کند که دکتر خوشحال شد و شاد از اینکه از پس سالیان و تلاش برای حذف و سانسور او بازهم جوانان این سرزمین اندیشه هایش را می خوانند و دنبال می کنند.
و داستان روزگار ورق می خورد تا یکم بهمن ماه ۱۳۹۳٫ بالاخره جان بلند اندیشه حسن توانایان فرد از زندان تن خود را رها می کند به ملکوت پا می گذارد. و دوم بهمن ماه ۱۳۹۳ در قطعه ۹۲ ردیف ۱۱۱ شماره ۲ بهشت زهرای تهران آرام میگیرد.
اینجاست که باید شرم کنیم. سایت اقتصاد دان ۴ بهمن ماه تازه درگذشت او را تسلیت می گوید. (۷) در عصر ما آن لاین های همیشه خبردار از همه جا خبر رحلت ایشان در اینترنت در نهم بهمن ماه به گوش می رسد. و بعد از چندین واکنش از سوی یاران دیروزش و برخی دلسوزان انگار نه انگار. سکوتی دردناک آدمها را فراگرفته. همه به دنبال کار خویش اند و انگار نه انگار که بزرگ مرد مقاومی چون او ملکوتی شده.
می گویند ما منتظر می مانیم تا بزرگی ملکوتی شود و بعد ذکر و رسای او را بگوییم. اما گاهی اینقدر در چنبره گفتمان زمانه و روزگار گرفتار می شویم که حتی پس از مرگ هم یادمان می رود. شرمگین ما فراموشان.
حسن توانایان فرد رفت. بسیاری همچون نگارنده هنوز تلاش می کنند کتابهای جلد سفید او در نقد سرمایه سالاری حاکم بر ایران در عصر هر دو نظام را بخوانند. با اندیشه های آزادی خواهانه و برابری طلبانه او همراه شوند. شاید به رسانه و سخن و یاد کار را نکشند. اما جریان فکری ای که از محمد نخشب و حسین راضی و خداپرستان سوسیالیست تغذیه می کند و با شریعتی و طالقانی به جلو آمده و بر پیشانی اش خون شهیدانی چون محمد حنیف نژاد، دکتر کاظم سامی و دکتر مجید شریف را بر پیشانی دارد هرگز متوقف نمی شود. این روزگار هم مفت چنگ سرمایه داران. اما زمان می گذرد و حق و منادیان حق مردم و توحید و مبارزان بر علیه سرمایه سالاری قارونی و بلعم باعورایی و صحابه زر و زور و تزویر سر بر می آورند. شاگردان مکتب ابوذر غفاری روزی خواهند ایستاد و بر تاج تاریخ خواهند نشست. آن روز نام توانایان فرد و توانایان فردها افراشته خواهد بود. چرا که وعده خداوندی است که وارثان بر زمین مستضعفین اند. پیشوایان و وارثان حقیقی. (۸) حتی اگر دستار داران با نام مستضعف و عدالت و حتی آزادی کاسبی قدرت و خون و پول کنند. باز هم این میراث بنا به وعده خدا به وارثانش خواهد رسید.
کاش ان روز باز شرمگین ما فراموشان نباشیم.

منابع و ارجاعات:
۱- http://www.meisami.net/Cheshm/Cheshm/Cheshm/ch34/13.htm
2- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%81%D8%B1%D8%AF
3- http://anusheh.persianblog.ir/post/470/
4- http://www.shabahangform.com/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA/
5- http://www.aparat.com/v/Q7hW0
6- https://www.youtube.com/channel/UCtrvRqoFNvxC9PeBn67CsWQ
7- http://www.eqtesaddan.ir/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%A7/
8- ونرید أن نمن على الذین استضعفوا فی الأرض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین– کتاب آخر – سوره قصص آیه ۵

انتشار در ملی مذهبی

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s