ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی

ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]علی کلائی

انسان دشواری وظیفه است. شاید این سخن در ابتدا تنها کلماتی به نظر بیاید ردیف شده در پی هم و اثری از آثار بامداد شعر معاصر ایران. با معنایی که تنها توضیحی انسان شناختی را در ذهن متبادر کند. معنایی که به درد درک فلسفی و مفهوم سازی‌های نظری می‌خورد و انسان عینیِ گوشت و پوست و خون دار مشمولش نیست که حکایتش دیگر است؛ دیگری ورای فلسفیدن‌ها و نظریه پردازی‌ها.

اما روزگار ما انگار آدم‌هایی را ساخته است از جنس وظیفه. آدم‌هایی که مرغ حق اند. حق حق زدن برای انسانیت و برابری و آزادی. آن‌جا که به تعبیر امام سوم شیعیان در برابر بلا قرار می‌گیرند، از همان قلیل‌هایی هستند که اهل راه و مسیر و طریق‌اند. آدم‌هایی که شاید اگر نبودند، در روزگار تکنیک و ماشین و تکنولوژی و آد‌م‌های پیچیده‌ی هزار لایه و هزار رنگ، صداقت و صراحت و شجاعت و ایستادگی تبدیل به مفاهیمی می‌شد که می‌بایست در اسطوره‌ها و کتاب‌های تاریخی به دنبالشان گشت. خصلت‌هایی به مثابه خصلت‌های زمان و مکانی دیروزین که امروز باید گفت گشتم نبود، نگرد نیست!

این آدم‌ها قطعاً لازم النقداند. دیکته نویسانی هستند غیر معصوم که قطعاً غلط دارند اما اهل راه‌اند. حرکت کنندگانند نه نشستگان و خوابیدگان تاریخ. مذهبی‌اند. اهل مذهب راه‌اند و فاعلان فعل ذَهَبَ. تاریخ در حال حرکت و لوکوموتیوش همین‌ها را به یاد خود می‌آورد نه نشستگان و خوابیدگانی که زیر چرخ‌های این لوکوموتیو فراموشان شده‌اند.

نرگس محمدی به زندان می‌رود. فعال حقوق بشر. نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر. فعال ملی مذهبی. کسی که شاید بار فعالیت یک جریان را روزها و ماه‌ها، یک تنه به دوش کشیده است. با تمام بیماری‌هایش. پنج قرص در روزش و خطر معلولیت بر اثر زندان و نبودن داروهایش. ایستاده و بی خطی بر چهره از پا پس کشیدگی. استوار. صدایش هنوز در سالگرد ستار بهشتی در گوش‌ها زنگ می‌زند. گاه فریادها شب تیره‌ی سکوت و سکون استبداد را می‌شکند. در روزگاری که همه هسته‌ای شده‌اند و منتظر التوافقان تاریخ اند، یکی مرغ حق می‌شود و از حق انسان می‌گوید. بانویی با دو فرزند که البته هم این مادر و هم پدر مبارز و اندیشمند این دو فرزند نمی‌خواهند فرزندانشان درگیر مسائل پدر و مادر شوند. بماند که برخی بی ملاحظگان (در بهترین حالت و تعریف) حرمت کودکی را دوربین به دست می‌شکنند و پدر تقی را در بیرون و مادر نرگس را در درون می آزارند. حرمت کودکی را باید پاس داشت. اگر پاس دارند. Continue reading “ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی”