فاجعه منا از نگاهی دیگر


mena2

علی کلائی

فعال حقوق بشر

چیزی است در فرهنگ ما ایرانیان، بالاخص قشرهای مذهبی ما به نام استقبال از حاجی. ولیمه دادن و در و همسایه را دعوت گرفتن و شبی با همه خانواده و همسایه نشستن و از خاطرات حج گفتن و شنیدن. شاید جوانان نسل ما نیز همه خاطراتی از آمدن پدربزرگ ها و مادربزرگها و پدرها و مادرها در خاطرشان داشته باشند. در محله های سنتی تر شهرهای ایران آذین بستن و ریسه کشیدن و چراغانی که حاجی یا حاجیه می آید. دلهایی که منتظر عزیزشان است که به مکه رفته و حاجی یا حاجیه شده و حال بر میگردد و برایشان از خاطرات سفر می گوید و احیانا سوغات مکه می آورد.

قطعا جماعتی هم هستند و بودند و خواهند بود که به حج رفتن و وجه مذهبی در میان مردمان پیدا کردن برایشان ممر در آمد است و جای در آوردن نان. به مکه و مدینه و منا و مشعر و عرفات می روند تا به جای پرکردن خورجین معرفتشان و شعورشان و فنا شدن در هرچه غیر خداست، خورجین دنیایشان را پر کنند و بعد با اعتبار نام حاجی بازگردند و بیش از دیروز به چاپیدن خلق الله مشغول باشند.

خلاصه از همه تیپ و طیف و طائفه آدمها درتمام این سالها به حج آمده اند و رفته اند. اما آن چشم های منتظر گاه با خبرهایی دردناک اشک باران می شود. روزگاری درسال ۶۶ با کشتار حجاج ایرانی در مکه که نتیجه تندروی بخشی از حجاج ایرانی از سویی و بهانه جویی طرف مقابل برای سرکوب و جلوگیری از اظهار نظر سیاسی به نام “برائت از مشرکین” در کشورشان انجام شد و با آلوده شدن دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خون حجاج و مردم بی گناه صفحه ای تلخ و خونبار از تاریخ حج رقم خورد تا رویداد سال جاری که باز به روایتی صدها و به روایتی هزاران انسان که به حج رفته و میخواستند به نزد خانواده شان بازگردند قربانی شدند و در مکه از کشته، پشته ساخته شد و تصاویر دردناک تلمبار شدن اجساد انسانها بر روی یکدیگر و عدم رسیدگی حکومت سعودی به ایشان دل هر ناظر بی طرفی را به درد می آورد.

آنچه مشخص شد و بنا به شواهد و قرائن و فیلم هایی که از مراسم حج امسال منتشر شده است، (و اظهار نظرهای مدیرانی که بی طرفی تاریخشان به اثبات رسیده است) (۱) فاجعه حج سال جاری نتیجه بی تدبیری مسئولان برگزاری این مراسم از سویی و عدم رعایت نظم از سوی حجاج از سوی دیگر است. گرچه عامل دوم همواره وجود داشته و مسئله عدم رعایت نظم قطعا هر ساله برای ناظمان و برگزار کنندگان حج، آنهم در مراسمی که میلیونها انسان در مکه و مدینه آمد و شد می کنند سخت بوده است. اما در صورتی که این عامل را نه به عنوان یک متغیر بلکه به عنوان یک عنصر ثابت قلمداد کنیم، آنچه بیش از همه نمود پیدا می کند بی تدبیری مسئولان حج در حکومت آل سعود است. بی تدبیری ای که این بار به قیمت صدها و هزاران انسان تمام شد و ای کاش حکومت آل سعود به عنوان جزئی از جامعه بین المللی و سازمان همکاری اسلامی (یا همان سازمان کنفرانس اسلامی) با ایجاد یک کمیسیون تحقیق به پیگرد علل و عوامل این فاجعه بپردازند و حداقل ذره ای این فضای خصومت در جوامع اسلامی را به فضای وحدت بین برادران و خواهران مسلمان تبدیل کنند. گرچه متاسفانه در روزهای پس از فاجعه، تعلل دولت عربستان سعودی در قبال این حادثه دردناک در سطحی بوده که به جز دولت ایران، دولتهای اندونزی و نیجریه نیز به این رفتار معترض شده اند. همچنین و درواکنش به این مسئله دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران و وزیر امورخارجه اسبق ایران نیز در نامه ای خطاب به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار تعیین کمیته حقیقت یاب درباره فاجعه مکه توسط سازمان ملل شد. (۲) آنچه دکتر یزدی آن را طلب کرده در واقع هیئت حقیقت یاب یا Fact Finding است که درحقوق بین الملل دارای پیشینه نیز هست و نظر یکی از حقوق دانان و اساتید دانشگاه در ایران بر این است که “بهترین روش برای خروج از بحران و تعیین مسئولیت مقصرین و نقش هر یک از عوامل ذیربط در بروز فاجعه ، و الزام به پرداخت غرامت مادی و تعیین ضمانت اجرای معنوی است.”

اما جدای از فاجعه منا و کشته شدن صدها و به روایتی هزاران تن انسان از ملیت های مختلف در آن (روایت اول روایت دولت سعودی و روایت دوم روایت دولت ایران است. البته به نظر نگارنده روایت دوم به دلیل تعداد کشته شده های ایرانی میتواند به حقیقت نزدیک تر باشد) واکنش های روی داده در قبال این فاجعه نیز هر ناظر بی طرفی را به فکر وا می دارد. واکنشی که نگارنده تنها می تواند دو سویه دولتهای ایران و سعودی و فضای ایرانیان در شبکه های اجتماعی را در حد وسع شرح دهد و وگرنه ای کاش فعال و ناظری سعودی پیدا شود فضای مردمان آن کشور و واکنش ایشان در قبال این فاجعه را نیز بگوید تا مسئله برای خوانندگان هرچه بیشتر روشن گردد.

در دو سوی دولتهای ایران و سعودی شاهد یک رفتار دوگانه در میان حاکمیت های هر دو طرف بودیم. هر دو طرف در وجهی دیپلماتیک در مواجه با دولتهای قانونی و بنا به نوع واکنش نیروهای تند رو در آن کشور به رفتارهایی پرداختند و تلاش کردند که علاوه بر برخورد قانونی منافع کشورهای خود را نیز به پیش برند. به طور مشخص واکنش رئیس جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد و همچنین وزرای خارجه و بهداشت که هر کدام با توجه به وظایف سازمانی خود به واکنش درقبال مسئله پرداختند. تا جایی که پس از فاجعه وزاری بهداشت هر دو کشور در جلسه ای در جده به بررسی چگونگی کمک به مجروحین و هماهنگی های لازم برای انتقال اجساد کشته شدگان ایرانی حادثه به ایران پرداختند. (۳)

اما در سویی دیگر در بخش انتصابی حکومت ایران و همچنین در میان علما و سخنوران مذهبی در سعودی وجه به گونه ای دیگر بود. از سویی در ایران سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به عتاب و خطاب شدید به عربستان سعودی پرداخت و ایشان را به برخورد سخت تهدید کرد. این برخورد علی خامنه ای را می توان نه تنها در سپهر حادثه منا در روز عید سعید قربان، بلکه در درگیری های ماههای اخیر بحرین و یمن و عملیات عاصفه الحازمه (توفان قاطع) نیروهای سعودی فهم کرد. به این مسئله برخورد دوکشور در مسئله تنگه باب المندب و همچنین ارسال کشتی های کمک رسانی به مردم یمن از سوی هلال احمر ایران و عدم مجوز نیروهای نظامی سعودی برای رسیدن این کمک ها به مردم یمن و واسطه شدن نیرویی سوم برای این مسئله را هم اضافه کنید. در واقع درگیری لفظی، سیاسی و استراتژیک میان جمهوری اسلامی ایران و حکومت عربستان سعودی ماههاست آغاز شده است و متاسفانه رهبر جمهوری اسلامی با سوار شدن بر موج احساسات عمومی غلیان پیدا کرده پس از این فاجعه، به ادامه پروژه سیاسی خود در منطقه پرداخت.

اما رهبر ایران در این کارزار تنها نیست. در میان شخصیت های محافظه کار و به اصطلاح راست حکومتی و افراطی نیز واکنش ها از همین جنس است. امری که به وضوح در شبکه های اجتماعی محافظه کاران که خود را صاحبان گفتمان انقلاب اسلامی می دانند نیز نمود دارد. صاحب منصبان جمهوری اسلامی نیز بی کار ننشستند و بر این طبل کوبیده اند. تا جایی که متن های طنز امکان جنگ و “شهادت” در جنگ میان ایران و عربستان در شبکه های اجتماعی در حال گشتن و چرخیدن است.

تنها به عنوان نمونه عبدالله حاجی صادقی، جانشین نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران حادثه منا را یک سناریوی از پیش تعیین شده توسط سعودی ها دانسته که استکبار جهانی (اسم مستعار آمریکا و غرب در ادبیات محافظه کاران ایران) پشت صحنه آن است. (۴) یا محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج نیز حادثه منا را عمدی خوانده و عامل آن را آمریکا معرفی کرده است. نقدی ضمن اعلام این مطلب، دقیقا به سر غرض سیاسی خود رفته و با نقد آنچه او دیدارهای بی فایده درحال اتلاف وقت دولتی در نیویورک میخواند در واقع مسئله رویداد دست دادن وزیر امور خارجه ایران و رئیس جمهور آمریکا در راهروهای سازمان ملل را هدف گرفته است. (۵) و متاسفانه کار به جایی می کشد خانواده یکی از جانباختگان اهل سنت بلوچ ساکن استان گلستان که میخواهند عزیز جانباخته ایشان بنا به قول حکومت عربستان سعودی در کنار حرم امن الهی در منا آرام بگیرد، دچار زحمت می شوند و این خانواده برای بازگشت پیکر عزیزشان از مکه تحت فشار قرار میگیرند. (۶) چه احتمال دارد حاکمان بر این تصور باشند که ماندن پیکر یک ایرانی اهل سنت بلوچ ساکن استان گلستان ممکن است برای سناریویی که تندروهای ایرانی در صدد تدارک آن در مراسم تشییع این جانباختگان هستند ضرری داشته باشد!

از سویی دیگر نیز تندروهای سعودی بی کار نمی نشینند. بخش مذهبی این جریان که اتفاقا مقصر بودن مدیریتی حکومت آل سعود را در فاجعه منا درک کرده است به فرافکنی می پردازد و مسئله را به تقدیر حواله می دهد. ماجرا و این گونه اظهار نظرها آنقدر بی پایه و اساس است که صدای اهل اندیشه کشورهای دیگر را هم بلند می کند. مصطفی آکیول، روزنامه نگار ترک در مقاله ای در نیویورک تایمز به مسئله و این نوع برخورد روحانیون سعودی اعتراض می کند و انداختن فاجعه بر گردن تقدیر را کاملا رد و نادرست می خواند. (۷) از سویی دیگر نیز خبرگزاری العربیه که یک خبرگزاری رسمی با حمایت مالی دولت سعودی است به مانند خبرگزاری فارس در ایران عمل می کند ابتدا با طرح حضور نیروهای امنیتی ایران به سراغ مسئله می رود تا تقصیر فاجعه را به گردن حکومت ایران بیاندازد و زمانی که مشخص میشود که یا مامور امنیتی ای نبوده و یا اگر بوده هم به مانند بقیه مردم در این سفر زائر بوده است، با استفاده از تهدیدهای جریان همطراز خود در بخش افراط گرای حاکمیت ایران به بزرگ نمایی حرفهای رهبر ایران و بخش بنیادگرای حاکمیت ایران می پردازد. و کار به جایی می کشد که با استناد به سخنان رایزن دوم سفارت ایران در بروکسل که در سال ۲۰۱۰ و در اعتراض به سرکوب گسترده مردم توسط حکومت ایران استعفا داده، شش افسر سپاه پاسداران را عامل ایجاد این فاجعه معرفی میکند. (۸) در واقع این سناریو سازی از همان جنس سناریو سازی های خبرگزاری فارس است که ایرانیان با آن آشنایی بسیاری دارند.

اما سمت دیگر سویی جامعه ایرانی در شبکه های اجتماعی است. عده ای از هموطنانمان متاسفانه در شبکه های اجتماعی از این فاجعه اعلام خوشحالی! کردند. تضاد ایشان با حکومت جمهوری اسلامی و زخم هایی که در طول سالیان از این حکومت غیردموکراتیک خورده اند موجب شد که حج را نه یک آئین تاریخی دینی و مسلمانی را نه یک مذهبی که پیش از جمهوری اسلامی نیز در ایران مذهب رسمی یا یکی از مذاهب رسمی بوده (درست یا غلط. اینجا بحث بود یا نبود مذهب رسمی در قانون اساسی مطرح نیست. شرح یک واقعیت است) که هر دو را زائیده جمهوری اسلامی بدانند و متاسفانه با قلبهایی آکنده از کینه از زخم خوردن هموطنان خودشان ابزار رضایت کنند. عده ای دیگر نیز با سرزنش به حج رفتگان سال گفتند که چرا این پول را مثلا صرف هزینه های دیگر به مانند هزینه های عمرانی و یا خدماتی نمی کنید. غافل از اینکه اگر قرار باشد چنین مبنایی گذاشته شود، همه مسافرین از مسافرین مکه تا مسافرین نیویورک و واشنگتن و لندن و پاریس تا مسافرین استانبول و آنتالیا و خدایی ناکرده پاتایا! نیز باید ملامت شوند که پول سفرشان را باید جای دیگری خرج کنند. حق سفر یک حق انسانی است و متاسفانه تضادهایی که به دلیل رفتار حاکمیت جمهوری اسلامی در این سالها ایجاد شده موجب شده است که عده ای از هموطنان این حق انسانی را برای دیگران به رسمیت نشناسند. ایضا باید از هر دو گروه پرسید که اگر خدایی ناکرده کسی از اقوام یا آشنایان نزدیک شما نیز در این فاجعه جانباخته بود، باز هم چنین می گفتید؟! (۹)

فاجعه منا در روز عید سعید قربان فاجعه دردناکی بود که قلب هر ناظر بی طرفی را به درد می آورد. اما متاسفانه سایه سنگین درگیری های سیاسی مخالفین حکومت با موافقینش در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و درگیری های سیاسی حکومت های جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی آنقدر بر این مسئله خود را آوار کرد که نشد واکنش های انسانی به این مسئله، جدای از تعلق خاطر به این یا آن دین یا مذهب و یا بدون تعلق به این یا آن حکومت دیده شود. صدها و هزاران انسان در خاورمیانه می توانند کشته شوند و به بهانه ای برای بروز اختلافات و عقده گشایی ها علیه حاکمیت ها از سویی و به سوژه ای برای جنگ قدرت و نفوذ توسط قدرت ها تبدیل شود. شاید این فاجعه و واکنش ها در ایران خود نشان از آن باشد که تا بسط فرهنگی مبتنی بر احترام به حقوق همگان و اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر راه درازی در پیش است. راهی که از مسیر عقلانیت و عدم احساسات محوری از سویی و عدم قربانی کردن انسانها برای مطامع امر قدرت از سویی دیگر می گذرد. نمی دانم که آن روز را نسل من خواهد دید یا نه. اما امیدوارم سرانجام نسلی در ایران آن روز را شاهد باشد.

ارجاعات:

لینک در دیدگاه نو

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s