شرم هم از چهره رفتارشان شرمگین است

151011021016_faraghdani

علی کلائی

فعال حقوق بشر

گاهی به جای عشق، شرم چهره آبی اش پیدا نمی شود. شرمی که خود احساسی انقلابی و دگرگون کننده است. گاهی حاکمان ما دیگر به قول قدیمیها حیا را می خورند و آبرو را قی می کنند. آنروز که به دخترک تنها به جرم دست دادن به وکیل خود یا به تعبیر شرعی سنتی حضرات، دست دادن با نامحرم، اتهام ارتباط رابطه نامشروع دون زنا بستند، باید اعتراضها قوی تر می شد که کار به این بی شرمی و جسارت نکشد. آزمایش بکارت آنهم از دخترکی که تنها با وکیل خود دست داده است! این یک فاجعه شرم آور در سیستم قضایی جمهوری اسلامی است که باید اتهام زننده حد بخورد نه دخترکی که تنها دست داده یا به تعبیر انگلیسی آن Hand Shaking انجام داده است.

مسئله  را کسی باور نمی کرد. وکیل و خانواده دخترک تکذیب کردند. از روی شرم و حیا و حفظ آبروی ایرانی یا از روی ناباوری. فعالین نیز باورشان نمی شد که دستگاه قضایی ایران تنها به چنین اتهام خنده آوری چنین خبط عظیمی را انجام دهند. اما حدث ما حدث و یکی از سیاه ترین برگهای تاریخ دستگاه قضایی ایران ورق خورد. کسی باور نکرد. حتی وقتی فعالین عدالت برای ایران اعلام کردند که خبر را با وجود تکذیب وکیل (سابق) آتنا فرقدانی و خانواده او، بر اساس دست نوشته خود آتنا منتشر کرده اند. تا عفو بین الملل بیانیه داد. بزرگترین سازمان حقوق بشری جهان که بسیار دقیق است و سر هر مسئله ای وارد عمل نمی شود. بیانیه عفو بین الملل و توضیحاتش اما آب سردی بود بر جانهای گرمی که تلاش می کردند این توهین بزرگ را باور نکنند. اما شده بود آنچه نباید.

یک روی مسئله روی داده برای آتنا فرقدانی مسئله حق زن بر بدن خود است. این حق که به عنوان یک اصل انسانی و حقوق بشری پذیرفته شده است. آتنا فرقدانی حق دارد با هر بنی بشری که میخواهد دست بدهد. کما اینکه این دست دادن اصولا در عرف روابط دیپلماتیک و بین الملل مسئله ای پذیرفته شده است و جزو کد های دیپلماتیک محسوب می شود.

باید از کسانی که با آتنا چنین کرده اند پرسید که پس با فرض شما، همه بانوانی که در عرصه سیاست بین الملل در کشورهای خود فعال اند و در هر جلسه عمومی و رسمی یا جمعی با طرف مقابل خود دست می دهند، پس همه آنها متهم به آن اتهامی هستند که شما این دخترک را بدان متصف دانسته اید؟ این چه نفهمی رایجی است که همه دنیا را مسئله دار می داند و این غرور از کجا می آید که تنها شما خوبید و بقیه مسئله دار؟

به عنوان کسی که بیش از سه سال در یک مملکت اسلامی به مانند مالزی زندگی کرده ام باید بگویم که دست دادن در آن کشور در میان مسلمانان حتی در میان مذهبی ها، زنان محجبه و مردان مذهبی امر عجیب و غریبی نیست. عده ای امتناع می کنند و عده ای دست می دهند. اما کسی بابت دست دادن به کسی اتهام نمی زند. هرکسی رفتار مذهبی طرف مقابل، کنش اجتماعی طرف مقابل در جمع ها را می پذیرد و رفتار می کند. در ترکیه هم در ماههایی که در آن زندگی می کنم همین مسئله رایج است. اهالی دیگر کشورهای اسلامی را نیز تا حد امکان دیده ام، بر سر کلاسی با ایشان نشسته ام و با ایشان در حد وسع محدود خود مراوده داشته ام. به جز حوزه سعودی که نگاهشان به زن نگاه دیگری است، و برخی تبعیت کنندگان از ایشان در کشورهای حوزه خلیج فارس و یا تاثیر پذیرفتگان از ایشان، الباقی چنین مسئله را جرم و گناه نمی دانند. اسلام شما چیست که الباقی ان را به رسمیت نمی شناسند؟

سوالی دیگر! روزگاری در خدمت زنده یاد دکتر صادق طباطبایی بودم. روزهای پس از انتخابات سال ۸۸ بود. از او پرسیدم که چه شد که به ستاد محسن رضایی رفتید؟ گفت آقا محسن (رضایی) به من زنگ زد و دعوتم کرد. به او گفتم برو و به آقای خامنه ای بگو کسی را به ستادم می آورد که با خانمها دست می دهد و صورت را سه تیغه می تراشد. از او پرسیدم مگر شما به عنوان یک روحانی زاده مذهبی نباید از چنین عملی پرهیز کنید؟ گفت من به فتوای پدرم (مرحوم آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی) در این حوزه عمل می کنم.

چندی پیش صادق خزاری در برنامه دید در شب رضا رشیدپور گفته بود که آقای دکتر بهشتی و امام موسی صدر (حفظه الله) نیز در زمانی که با زنان اهل کتاب مواجه می شدند، با تسامح در علل سنن دست می دادند. آقای بهشتی را نمی دانم اما دکتر کمالیان به عنوان یک صدرپژوه که سالهاست در این حوزه فعال است در فیس بوک خود صراحتا چنین امری را در مورد آقا موسی صدر تائید کرده است.

حال باید از مسئولین قوه به تعبیر دکتر سروش قصابیه نظام پرسید که آیاتی چون سلطانی طباطبایی یا موسی صدر نمی فهمند که چنین امری حرمت دارد و شما می فهمید؟ آیا نمی شود به حرمت فتاوی چنین علمای مبرز و عالمی چنین اتهام مضحکی را به دخترک و آقای مقیمی بار نکنید؟ بعد اصلا دست دادنی انجام شده است. در کجای منطق شما دست دادن و تماس دستها منجر به ازاله بکارت می شود که شما دخترک را به آزمایش بکارت فراخوانده اید؟ آیا این جز خرد کردن شخصیت دخترک نیست؟ شرم هم برای دستگاه قضایی ایران خوب چیزی است.

ایضا مگر در فقه و کلام سنتی شیعه جان، مال، آبرو و خون مومن ارزشمند نیست و هرجا فتاوی بدانجا می رسد نباید احتیاط را مقدم بدارد؟ مگر عالم مبرزی به مانند مرحوم آقای منتظری (که در فقاهتش هیچ بنی بشری نتوانست تشکیک کند که او استاد الفقهای زنده زمان خود بود) در رساله حقوق خود و بحث های بعدی تا آخر عمر تلاش نکرد که حد مبانی را از مومن به انسان برساند؟ آیا جایش نبود که به حرمت سخن فقهی مرحوم منتظری آبروی دخترک را در جامعه سنتی ایران محترم می دانستید و چنین نمی کردید که موجب شود خانواده سنتی این دختر به تکذیب مسئله بپردازد؟! این عدول از اخلاق و عدم احترام به فتاوی علمای بزرگ و اهل علم در حکومتی که کباده دیانت می کشد و مدعی است که فقیه بر آن حاکم است و فقه مبناست از کجا نشات می گیرد؟ بماند که اولا نه ولی فقیهتان اهل علم است و مجتهد و نه به تعبیر شیخ کروبی عزیز حکومتتان اسلامی. جمهوری نبودنش که دیگر سالهاست اظهر من الشمس است.

آنچه روی داده را اگر در مقابل اعلامیه جهانی حقوق بشر بگذاریم که هم با مقدمه اعلامیه در تعارض آشکار است و هم با اکثریت قریب به اتفاق بندهای آن. جالب اینجاست که جمهوری اسلامی به این اعلامیه پیوسته و موظف است بدان متعهد باشد. اگر حکومت موجود را به عنوان حکومت اسلامی بپذیریم (که نیست) و جامعه بین المللی را به عنوان نظام کفر (که باز هم نیست)، بر مبنای داستان صلح حدیبیه، باز آقایان هیئت حاکمه ایران ملتزم به رعایت و احترام به این اعلامیه هستند. اما همان که به قول شیخ کروبی عزیز عرض شد. دیگر حتی اسلامی هم نیست که آقایان بدان معتقد باشند و بشود بدان استناد کرد.

اما شاید برخوردی که با آتنا فرقدانی شده و می شود را اینگونه بتوان فهم کرد که آتنا فرقدانی، دختر کاریکاتوریستی که با کارهای هنری اش زخم به جای استبدادیان حاکم بر سرزمینمان زد آقایان را بسیار عصبانی کرده اند. ایشان تلاش می کنند تا دخترک ایستاده بر آرمان را خرد کنند. هر جای بهانه ای می جویند و داستانی می سازند. اگر این دست دادن هم نبود باز بهانه دیگری پیدا می کردند. اما شاید بد نباشد بدانند که دخترک داستان ما از آن اهل ایستادن هایی است که به این راحتی ها نمی شکند. با احکام شداد و غلاظ و با رنج های زمان بازداشت نشکست. این کارها که دیگر جای خود دارد.

قضیه این آزمایش انجام شده یکی از شرمگنانه ترین برگهایی است که در تاریخ قوه قضائیه ایران رقم خورده است. شاید بد نباشد به مطلع این شعر سخن را پایان دهیم که    “شرمگین ما بی شرفها مانده ایم!”

لینک در دیدگاه نو

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s