بروکسل و پاریس، چرا چنین می‌شود؟ علی کلائی

جستاری کوتاه با تلاش برای یافتن دلایل وقایع تروریستی از این دست در شهرهای اروپایی

باز دوباره صدای انفجار در گوش اروپای آزاد می پیچد. باز دوباره در یکی از پایتخت های اروپایی جوی خون به راه می افتد و باز دوباره مکانی عمومی، این بار فرودگاه و متروی بروکسل به قتل گاه مردم عادی و زن و بچه و کوچک و بزرگ بدل می شود.

شامگاه ۱۳ نوامبر سال گذشته نیز پاریس، قلب فرهنگی اروپا مورد تهاجم بنیادگرایان و افراطیون وابسته به داعش قرار می گیرد و این بار نیز ده ها نفر کشته می شوند. در حد فاصل فاجعه پاریس تا فاجعه بروکسل نیز ترکیه در بحران، مرتب روی انفجار به خود می بیند و آنکارا و استانبول زیبا به محلی برای به خاک و خون کشیدن مردم عادی توسط گروه های تروریستی از جمله داعش بدل می شود. ترکیه ای که خود متهم به کمک به داعش است و هنوز هم پرونده حداقل دو انفجار مشکوک سوروچ و متروی آنکارا که به کشته شدن دهها فعال کرد و چپ منجر شده باز است. ترکیه ای که در حال حاضر به تصفیه و کشتاری خونین در کردستان این کشور مشغول است و اردوغانیسم آن دوباره جنگی خانمان سوز و خانگی رادر این کشور به راه انداخته است.

اما خبرها دهشتبار است و ترسناک. در محکومیت تروریسم و اینکه تروریسم، انفجار و انتحار به این شیوه ضد هر عقل سلیم و موازین حقوق بشری و انسانی است که بحثی نیست. اما شاید زمان آن رسیده باشد، با توجه به روشن شدن ماهیت تمامی تروریست های فاجعه پاریس و اکثر تروریست های فاجعه بروکسل، پرسیده شود که چرا چنین حوادثی در حال وقوع است؟ Continue reading “بروکسل و پاریس، چرا چنین می‌شود؟ علی کلائی”

یک دوی امدادی، از مصدق تا صابر – علی کلائی

در روزگار بدمنشی ها، روزگار فراموشی عهدها و زیرپاگذاشتن اصل ها باید روایت صادقانه ای از بزرگان نشسته بر قله تاریخ و یاد مردمان خواند و چه روایتی صادقانه تر از روایت مردم. مردم عامی عادی کوچه و بازار. مردم ده و کوی و برزن. مردمی که در ادبیات نخوت، دهاتی خوانده می شوند اما صادقترین زندگان اند و بی پیرایه ترین ساکنان ایران زمین.
روایت صادقانه از مصدق. نه تنهابه روایت مشهورنامان و اهل سیاست که به روایت آشپز و خادم و پیر روستا و بانویی که در خانه مصدق کار کرده و جهیزیه گرفته است. روایت صادقانه شهید هدی صابر یا همان آقا هدی صابر خودمان. با همان سر پائین اما منش والای اقا هدی و همان دقت و قاطعیت. یادگاری از مصدق جاوید یاد، پیر پایدار تاریخ ایران زمین. همو که معلم شهید دیگری، علی شریعتی نام، او را رهبر خود خواند و پیرمردی که هفتاد سال برای آزادی نالید. Continue reading “یک دوی امدادی، از مصدق تا صابر – علی کلائی”

با داعش، با دموکراسی بجنگید! – راشد غنوشی/ مترجم: علی کلائی

دولت اسلامی (داعش) دوگانه گمراه کننده ای میان دیکتاتوری و افراط گرایی را عرضه می کند. تونس ثابت کرده است که راه بهتری هم هست.rashed-ghannoushi
کشورهای بسیاری با این پرسش روبرو هستند که چگونه با گروههای تروریستی به مانند داعش مقابله کنند. در گاه اول اما اثبات شده است که تمرکز بر روش مقابله نظامی بی نتیجه است. تلاش برای جمع کردن بساط گروهی که خود را دولت اسلامی نامیده است با بمباران و یا محدود کردنشان، با افزایش توان نیروهای نظامی، امنیتی در محل های عملیاتی آنها با توجه به توان عظیم مالی این گروه با موفقیت های بسیار کمی همراه بوده و در واقع بی نتیجه بوده است.
دلیل این مسئله این است که گرچه این تلاشها مهم و به دنبال برخورد قطعی با این گروه هستند، اما کافی نبوده و نیستند. آغاز حرکت داعش و توان نیروگیری آن در منطقه ای که تنها پنج سال پیش مملو از آمال و آرزوهای دموکراتیک بود، نیازمند پاسخی مبنایی و اساسی و فراگیر است و باید گفت که این گروه از کجا آمده و کار خود را از کجا آغاز کرده است. برای پاسخ به این مسئله به نظر من باید به پنج نکته اساسی پرداخت. این نکات بر مبنای تجربه تونس طرح می شود که به عنوان یکی موفق ترین روند های دموکراتیک پس از خیزش های عربی (در بهار عرب) مطرح است. این نکات بر مبنای تلاش های نظری و سیاسی من در تونس و در کل جهان عرب و بر مبنای پنج دهه اندیشه ورزی و کار سیاسی است. Continue reading “با داعش، با دموکراسی بجنگید! – راشد غنوشی/ مترجم: علی کلائی”

سرداران یا خالی‌بندان – علی کلائی

f168ae2a-cfd9-48e8-8ada-17acad29e6fb

در میان ایام جشنی که برای مردم ایران جشن غیرت بود و در میانه روزگار بحث‌ها و جدل‌ها، ناگهان یک غول بی‌شاخ و دم به شهر حمله کرد. غول عجیب و غریب بود. تنها بود و تنها نبود. حمله یک غول به یک شهر بود یا حمله جهان غول‌ها به یک شهر! هرچه بود غول تنها نبود. بر مبنای اسیرانی که گرفته شده بود، از چندین ملیت و قوم و نژاد در این حمله حضور داشتند. اما جوانانی که قرعه به نامشان افتاده بود و به جنگ غول رفته بودند، جانانه دفاع کردند.
آن شهر نامش ایران بود و آن جشن انقلاب بهمن ۵۷ و آن غول عراق بعثی و آن جمع غول‌ها جامعه جهانی حامی عراق تحت حکومت حزب بعث. در باب ادامه جنگ اما اختلاف شد و جماعتی که متاسفانه در مقام فرماندهی این جنگ در شهر بودند به دنبال بسط قدرت سیاسی خود و تصورات خاص‌شان، جنگ را بیش از زمان خود کش دادند. زمانی رسید که غول‌ها به زانو در آمدند. خونین‌شهر آزاد شد و خاک داده شده پس گرفته شد. جماعتی از جان گذشته که در جشن انقلاب بهمن ۵۷ از سهیم‌ترین‌ها بودند اما پس از جشن توسط تازه به قدرت رسیدگان مست، حذف و سرکوب و خانه‌نشین شدند و اعدام و حبس و شکنجه و مصیبت جوانان وطن دیدند، بارها به ادامه جنگ پس از فتح معترض شدند و تنها دفاع را مجاز دانستند و نه حمله و تسخیر خاک طرف مقابل. بر اساس اسناد به دست آمده و سخنان فرزند بنیان‌گذار نظام، حتی خود آقای خمینی هم با ادامه جنگ مخالفت کرده بوده (۱) و اما توسط فرماندهان وقت جنگ، هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی و امثالهم قانع به ادامه جنگ شده بود. انگار این جنگ از مقطعی به بعد دیگر موافقان چندانی نداشته (گرچه حمایت رهبران سیاسی وقت را داشته) اما جوانان خوش قد و بالای این شهر عاشق‌پرور، همچنان ایستاده بر سر آرمان و بی‌خبر از درگیری‌های سیاسی و زد و بندها و قصد و نیت‌ها تمام قد ایستاده بودند. Continue reading “سرداران یا خالی‌بندان – علی کلائی”

مجموعه فعالان و ده سال تجربه‌ی ماندگاری و کار جمعی/ علی کلائی


مجموعه فعالان و ده سال تجربه‌ی ماندگاری و کار جمعی/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]

همیشه از خاکستر هر حادثه‌ی عظیمی امری زاییده می‌شود که شاید ادامه‌ی سیر تکاملی آن رویداد بزرگ است. ققنوس از خاکستر خویش زاده می‌شود؛ هر بار این ققنوس جدید شاید شکلی متفاوت به خود بگیرد اما ادامه و سیر تکاملی همان داستانی است که دیروز بوده و امروز به صورتی نوین در آمده است.

سال‌ها پیش، در روزگاری که شمع عمر دولت اصلاحات در حال خاموش شدن بود و می‌رفت که بیم و امید روزهای آغازین پس از خرداد ۷۶ به خزان یکی شدن ساختار حاکمیت و قفل شدن صددرصدی فضا بینجامد، جوانانی برخواستند و راهی را آغاز کردند که تا امروز پیموده شده است. در روزهای پایانی دولت اصلاحات که هر چه بود، با تمام ضعف‌ها و قوت‌هایش، نسلی در آن پرورش یافتند که جامعه‌ی مدنی، مدنیت و مدرنیت را آموخته و باور کرده بودند، حرکتی آغاز شد که نتیجتاً در اسفند ماه سال بد، سال بر تخت نشستن احمدی نژاد و نامیده شدن وی به عنوان رئیسِ جمهوری که هنوز ریاست او را باور نکرده بود، مجموعه‌ای با هدف فعالیت حقوق بشری و بازتاب نقض آشکار و پنهان حقوق بشر در ایران را شکل داد. مجموعه که تا امروز به فعالیت خود، علی رغم همه‌ی مصیبت‌ها و درگیری‌ها ادامه داده است و در قیاس با سایر سازمان‌ها و نهادهای غیردولتی و مدنی مستقل در ایران کاری شگفت را رقم زده است. Continue reading “مجموعه فعالان و ده سال تجربه‌ی ماندگاری و کار جمعی/ علی کلائی”

حکم بابک زنجانی، امر اعتراض و چالشی حقوق بشری

علی کلائی

همیشه در شرایط آرام، مدعیان هر امری با مشکلات جدی مواجه نیستند. سخنان را مطرح می کنند و چون سخنانشان با وفاق عمومی روبروست، همراهی دیگران را نیز به دنبال می آورد.

69b58617-43a1-42df-ad26-185f06c6cb44

در گذشته فعالین حقوق بشر در ایران بارها با آزمون هایی روبرو شده اند تا عیار تعهد ایشان به مسئله حقوق بشر، در تمامیت آن با تمامی معیارها و مشخصه های این عنوان سنجیده شود. Continue reading “حکم بابک زنجانی، امر اعتراض و چالشی حقوق بشری”