رنج و درد پناهجویان در اروپا و ترکیه

پناهجویان در قایق های بادی در حال حرکت از سواحل ترکیه به یونان

 علی کلائی

فعال حقوق بشر

هنوز یکسال از آخرین دست و پا زدن کودکانه آیلان کوچک سه ساله نگذشته است. آیلان کوچک با آن لباس قرمز رنگ و آن شلوارکی و کفشی که قرار بود جامه بازی های او باشد. اما به آخرین جامه او پیش از مرگ تبدیل شد. مرگ به همین سادگی. آیلان سه ساله را در دریا بلعید و پیکرش را برای تنبه ما به ساحل فرستاد تا بدانیم وقتی راه را برای همنوعان خود می بندیم و خود در ساحل آرامش، در آب جان سپردن افراد را نمی بینیم، چه فاجعه ای و فجایعی می تواند رخ بدهد.

رسانه ها آمدند و پیکر آن کودک سه ساله به نمادی برای بلایی تبدیل شد که در ترکیه بدل به گتو شده، موج مهاجرین و پناهندگان فراری از جنگ و استبداد در کشورهایشان و نابسامانی و بلاتکلیفی و مصیبت درترکیه، مبتلای آن بودند. موجی که با هر بهانه، از اقدامات تروریستی گروهک های مختلف تا حوادث شب ژانویه آلمان مورد حمله خوش نشینان، راست گرایان و خودبینان سراسر کره خاکی قرار می گرفت.

پناهندگان ایرانی درترکیه و در اقصی نقاط جهان، بالاخص موج جدید پسا خرداد ۸۸ می دانند. مدتهاست که هیچ پناهنده ای حداقل ایرانی ها امکان رفتن از مسیر سازمان ملل به یکی از کشورهای اروپایی را ندارند. درهای اروپا بسته است و پناهندگان پشت درهای سفارت خانه های آمریکا و کانادا و گه گاه استرالیا در انتظار به سر می برند.

ترکیه پس از آغاز جنگ سوریه به دلیل مرزهای طولانی با سوریه و عدم درگیر بودن در جنگ و یا همکاری در آن (حداقل در ظاهر امر) به محلی برای فرار سوری های مهاجر و فراری از جنگ تبدیل شد. در ماههای پیش از سپتامبر ۲۰۱۵ که فاجعه آیلان سه ساله رخ داد، تلویزیون های ترکیه پر بودند از تصاویر و فیلم های فرار سوری ها از مرز به سوی ترکیه. بقچه به بغل و دست زن و بچه در کف. تنها بازمانده از مایملک و دارایی و زندگیشان از خانه و ریشه، همین بقچه بود و بس. در ترکیه هم این موج با برخوردهای موافق و مخالف روبرو بوده و هست. مخالفت از سوی ناسیونالیست های ترک و پان ترک هایی که نه انسان محور که نژاد محور بوده و هستند.

این سوری ها در ترکیه به مانند الباقی پناهندگان باید مدتها منتظر بمانند که پس از بیش از سالی بالاخره از سوی سازمان ملل با ایشان تماس گرفته شود تا برای مصاحبه بروند. این وضعیت همه پناهندگان در ترکیه است. پناهنده درترکیه پس از ثبت نام در سازمان ملل با واسطه گری جایی به نام آسام (سازمان همکار پناهجویان در ترکیه) تنها به یک شماره پرونده بدل می شود. هیچ تفاوتی نیز میان کسی که پرونده پر و پیمانی دارد و کسی که بی نام و نشان دل به دریای پناهندگی زده نیست. صف طولانی انتظار برای همه یکسان است. و این انتظار تا زمانی است که اولین مصاحبه انجام شود. زمان اولین مصاحبه هایی که گاه تا حدود دو سال پس از ثبت نام به تعویق می افتد. (وضعیت پس از بحث حضور پناهندگان سوری مد نظر است.)

ایضا امکان کار و پیشه یابی در جامعه ترکیه ای که در نیم سال اول سال میلادی گذشته به نرخ بیکاری ۹٫۶ درصد رسید نیز بسیار سخت و سنگین است. (۱) بسیاری از پناهندگان از ملیت های مختلف در این کشور یا به کار سیاه دست می زنند و یا جذب گروه های مختلف تبهکاری می شوند. و یا در خیابان های استانبول و آنکارا و امثالهم به گدایی و مواد مخدر و هزاران جرم و جنایت ناخواسته که ناشی از فقر ایشان و تلاش آنها برای گرسنه نماندن است، مشغول اند. قطعا همه دوستانی که سری به استانبول زده اند، در خیابان استقلال، در آکسارای، در کنار ایاصوفیه و جاهای دیگر توریستی شهر دیدنی استانبول، این پناهندگان سوری را در حال تکدی گری دیده اند. اگر شانس آورده باشند و با گنگ های پناهندگان که درگیر کارهای خلاف هستند برخورد نکرده باشند! ایضا در آنکارا، در سرما و گرما دیدن کودکان، پسران و دختران زیر ده سال گل فروش در اطراف میدان اصلی شهر (کیزیلای) و خیابان های اطرافش عجیب نیست. خود به صحنه ای تبدیل شده که انگار چشم ها به دیدن آن عادت کرده است.

همین شرایط سخت پناهندگان در ترکیه، افزایش فزاینده جمعیت ایشان و عدم تطابق ظرفیت مصاحبه و کار راه اندازی سازمان ملل در ترکیه برای جمعیت جدید پناهندگان و زمان بردن بسیار زیاد دوران های پناهندگی و همچنین فقر و مشکل کار و در آوردن حداقل معیشت برای اکثر آنها و همچنین عدم امید آنها به رفتن به کشورهای اروپایی از مسیر طبیعی یو ان (به دلیل بستن درها، توسط این کشورها و بدل کردن ترکیه به جایی برای پناهندگان و آوارگان تا احیانا رجس! این انسانهای محروم به حضرات ضربه نزند!) و اجبار آنها به گذراندن دوران طولانی پناهجویی و بعد منتظر ماندن پشت درهای سفارت خانه های برخی کشورها موجب شد که سرانجام این دیگ به جوش بیاید و سرریز کند و از ماههای آخر تابستان سال گذشته شمسی موج سنگین رفتن پناهندگان به سوی کشورهای اروپایی از سوی زمین و دریا آغاز شود. موجی که البته تنها کوتاه زمانی ممکن شد و بعد این پناهندگان در کشورهای در مسیر، از یونان بگیرید تا مجارستان زمین گیر شدند و نتوانستند به کشورهای اروپای مرکزی یا اروپای غربی برسند.

و بعد الباقی اش بحث موج پناهندگان و درگیری های فراوانی بود که کشورهای اروپایی، بالاخص آلمان و سوئد و الباقی با آنها مواجه بوده و هستند. پناهجویانی که آمده اند و باید سروسامان پیدا کنند. جاگیر شوند و با جامعه مقصد ارتباط برقرار کنند. تلاشی که کشورهای اروپایی (دولت ها و بالاخص سازمانها و نهادهای غیردولتی تلاشگر در این راه) با تمام مشکلاتی که راست گرایان و افراطی ها در مسیر ایجاد می کنند در حال انجامش هستند. و البته گه گاه پروپاگاندای رسانه ای که علیه این پناهجویان ایجاد می شود. مثال بارزش مسئله تعرض های جنسی شب ژانویه در آلمان بود که پس از سروصدای فراوان و انواع و اقسام اتهاماتی که روانه جان و جهان پناهجویان شد مشخص شد که بسیاری از این افراد تعرض کننده “چهره ای خاص شهروندان کشورهای عربی شمال آفریقا داشته اند و بین خود به زبان فرانسه صحبت می کرده اند”و این یعنی اینکه این افراد ارتباطی با پناهجویانی که از شرق اروپا یعنی آسیا به آن سمت رفته اند نداشته و یا کمتر داشته اند. (۲)

اما بسیاری از این پناجویان نیز پس از آن گشایش مسیر اولیه و با بسته شدن راهها، پشت درها و در کشورهای یونان و مجارستان گیر افتاده اند. پناهجویانی که در شرایط سخت این کشورها و اردوگاههای موجود در آنها به سر می برند. ایشان از نبود “آب” آشامیدنی در آنجا و این اردوگاهها گله می کنند. از خشونت ها شاکی اند و می گویند که در این اردوگاهها زنان حامله مورد حمله قرار گرفته و ضرب و شتم می شوند.

اما با تمام این شرایط درد آفرین، وقتی به ایشان گفته شده است که باید به ترکیه برگردند گفته اند که به خودکشی دسته جمعی دست خواهند زد. (۳)

در میان این شرایط سخت و در شرایطی که این پناهجویان راه سخت و دشواری را طی کرده اند تا به یونان برسند، خبر می رسد که بر اساس توافقی میان اتحادیه اروپا و ترکیه، پناهجویانی که پس از ۲۰ مارس امسال خود را به یونان رسانده اند و یا تقاضای پناهندگی کرده اند و تقاضایشان رد شده است، باید به ترکیه بازگردانده شوند و به ازای هر پناهنده ای که بر می گردد، یک پناهنده که روند پرونده اش در ترکیه پذیرفته شده توسط اتحادیه اروپا پذیرفته می شود.

توافقی با ظاهری بسیار زیبا و شیک، اما درونی فاجعه بار و مصیب زا که منافع کشورها و دولت ها در آن تامین می شود و اما منافع پناهجویان و انسانها در آن به هیچ انگاشته شده است. ئچند نکته در ارتباط با این توافق که دو مرحله از آن انجام شده قابل ذکر و بررسی است.

نکته اول اینکه این پناهجویان در شرایطی در یونان مورد بررسی قرار می گیرند که تمامیت کشور یونان را فساد در تمامی ساحت ها گرفته است. وضع کنندگان این توافق پاسخ بدهند که چگونه می شود یک پناهجوی سوری را در شرایطی که کشورش زیر جنگی خانمان سوز است و رسما از سوریه زیبای سالها پیش، هیچ چیز بر جا نمانده، رد کرد؟ این وضع کنندگان موافقت نامه باید بگویند که وقتی کسی تمامیت هستی خود را به مخاطره می افکند و از ترکیه از مسیر دریا یا خشکی با تمام خطرات خود را به یونان می رساند و در شرایطی که وقتی به ایشان خبر امکان بازگشت می رسد، تهدید به خودکشی دسته جمعی می کنند را از زمره پناهندگی کنار گذاشت و رد کرد؟ این نوع رفتار این اتحادیه و ترکیه و این توافق با کدامیک از اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایشان پذیرفته و مکلف به متعهد بودن به آن هستند همراهی دارد؟

نکته دوم اینکه ایشان پذیرفته اند که به ازای هر کسی که بر می گردد یک نفر را بپذیرند. یعنی با تاسف فراوان کشورهای اروپایی برای انجام تعهدات بین المللی خود به اعلامیه جهانی حقوق بشر و لزوم پذیرش پناهنده توسط ایشان شرط هم می گذارند. اولا این کشورها این کار را باید زمانی می کردند که ترکیه هنوز به گتویی پر از پناهندگان بی امکان حرکت به جایی تبدیل نشده بود. ثانیا آیا امکان پذیرش از همین مکان وجود ندارد؟ این چه مسئله ای است که افراد باید به ترکیه برگردند تا بعد باز به اروپای آزاد برسند؟

نکته سوم اما به تعهدات متقابل اتحادیه اروپا در برابر ترکیه اشاره دارد. اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه اعلام کرده است که “کشورش تنها در صورتی به اجرای این توافق عمل می‌کند که اتحادیه اروپا هم گام به گام به تعهداتش در برابر آنکارا عمل کند.” و بنا بر گزارش ها این تعهدات عبارتند از “پرداخت کمک سه و نیم میلیارد دلاری به این کشور؛ تسهیل روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و تضمین پیوستن ترکیه به محدوده بدون نیاز به روادید اتحادیه اروپا (شینگن)”

بی بروبرگرد باید گفت که این گونه تعهدات و قرار مدار ها بیشتر به تجارت بر روی مسئله پناهجویان شبیه است تا به تلاشی برای حل مسئله. و متاسفانه ترکیه نیز در این میان و در شرایطی که خود در حال ربودن گوی سبقت در نقض حقوق بشر از دیگر کشورهاست، به دنبال تجارت بر سر مسئله پناهجویان است. (۴)

نکته دیگر اینکه ترکیه اولا توسط سازمان عفو بین الملل متهم شده است که پناهجویان سوری را با وجود خطرات به کشورشان باز می گرداند (۵)، و ثانیا فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، و دبیر آن نیز از سقوط اتحادیه اروپا به نازل ترین سطح در ارتباط با این اخراج ها و این گونه رفتارها سخن می گوید. و این یعنی سازمانهای حقوق بشری می گویند که هم ترکیه رفتاری ضد حقوق بشری با پناهجویان پیش می گیرد و هم اتحادیه اروپا با این رفتار خود به فاجعه ای دامن می زند و همه پرنسیب های حقوق بشری را زیر پا می گذارد. (۶)

و شاید باید نکته غم انگیزی را اضافه کرد. و آنهم اینکه ۳۷ درصد از جمعیت پناهجویان آمده در یونان تا ۷ آپریل سال جاری کودکان هستند و در این مسیر ۳۶۶ نفر به مانند آیلان کوچک سه ساله جان خود را از دست داده اند. (۷)

آن روز که تصویر آیلان کوچک منتشر شد، همه تصاویر اورا با جملاتی غم انگیز منتشر کردند. فیسبوک و توئیتر و الباقی شبکه های اجتماعی به زبانهای مختلف پر شد از همدردی با آیلان کوچک سه ساله. اما انگار حرفها و همدردی ها داستان یکی دو روز و روندی کوتاه مدت است. امروز آیلان و آیلان ها فراموش شده اند و با توافق تجاری و ضد حقوق بشری میان اروپای به دنبال منافع و ترکیه ای که گوی نقض حقوق بشر را از الباقی ربوده است، این آیلان و آیلان ها هستند که قربانی می شوند و مظلومانه باید بمیرند تا منافع قدرت ها تامین شود.

انسانیت این روزها روزهای سختی را می گذراند. هم سخت از این جهت که پر از درد است و هم سخت از این جهت که پر است از امتحان. کاش آدمها از پس امتحان خود در برابر امر انسانیت، حقوق بشر و وجدان بر آیند. کاش ساکت نمانند. کاش ساکت نمانیم. و شاید باید خطاب به آیلان سه ساله گفت:

برخیز، مردن بی فایده است (۸)

کودکم برخیز

اشکهای تمساح خشکید

کودکم برخیز

ژست ها تمام شد

کودکم برخیز

منافع آمد، عواطف رفت

کودکم برخیز

عشق رفت، حسابها پر شد

کودکم یادت هست!

وقتی آمدی، آغوش مهری منتظرت نبود

نیامده رفتی

یادت هست چه مرثیه ها برایت سرودند؟

یادت هست چه داستانها گفتند؟

چه خودنمایی ها کردند؟

آیلان، کودکم، یادت هست؟

برخیز آیلان

همه را باز میگردانند، هم بازیانت ، مادرانت، پدرانت، همه را

از همان مسیری که تو برایش مردی

آیلان برخیز

برگرد

از همان راهی که آمدی

ایلان برخیز

آغوش باز پس از تو، فشن مد دیروز بود

واقعیت، بازگشت است

آیلان برخیز

اروپای آزاد بر سر مرگ تو شوخی کرد

آیلان برخیز

باید برگردی

از همان راهی که آمدی

همانگونه که آمدی

آغوش باز دیروز

داستان اخراج امروز

آیلان برخیز

این گریه کنان، دروغ گوترینانند

ایلان برخیز

مردن هم در این جهان بی فایده است

ارجاعات:

لینک در دیدگاه نو

 

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s