اردوغان در سیمای هیتلر

جس استافنبرگ / مترجم: علی کلائی

توضیح: این متن نخستین بار در «ایندیپندت» منتشر شده و توسط «علی کلائی» برای «زیتون» ترجمه شده است.

hitler-erdogan (2)

تصویر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه که شبیه به صورت هیتلر در آمده بود، بر دیوارهای سفارت این کشور در برلین نقش بست.
هنرمندان آلمانی پروژه ای را سامان داده اند که در آن تصویر بسیار بزرگی از آقای اردوغان که بازوبند نازی بر بازو دارد و سبیل هیلتری بر صورت، نمایش داده می شود. این عمل در اعتراض به زندانی کردن دو روزنامه نگار در ترکیه انجام شده است.
در کنار تصویری که بر سفارت ترکیه در برلین نقش بسته این جمله نیز دیده می شود که “او بازگشته است.”
گروهی که چنین تصویری را ساخته اند، مجموعه ای از فعالان هنری آلمانی هستند که عنوان “یاوران پیکسل” را برای خود برگزیده اند.

Continue reading “اردوغان در سیمای هیتلر”

Advertisements

دکتر ناهید توسلی: امیدی به تصویب قوانین عادلانه در رابطه با حقوق زنان در مجلس نیست/ علی کلائی


دکتر ناهید توسلی: امیدی به تصویب قوانین عادلانه در رابطه با حقوق زنان در مجلس نیست/ علی کلائی

با وجود افزایش تعداد نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی، هنوز هم امید چندانی به تدوین و تصویب قوانین کاملاً برابر و عادلانه در رابطه با حقوق زنان ندارد. این نگاه دکتر ناهید توسلی، جامعه شناس، پژوهشگر و کنشگر حقوق زنان است که در مصاحبه‌ای با خط صلح و در ارتباط با مسئله‌ی خشونت خانگی مطرح شد.

مدیرمسئول مجله ادبی، هنری نافه هم‌چنین در مصاحبه با خط صلح به موارد متعددی از قبیل آنچه بر سر اعظم به عنوان قربانی خشونت خانگی رفت، جرم انگاری مسئله‌ی خشونت خانگی و راهکارهای کاهش این مسئله پرداخته و هم‌چنین به سوالاتی در ارتباط با نهاد قانونگذاری و مسئله‌ی قوانین مرتبط با زنان در ایران نیز پاسخ گفته است.

بگذارید از آخرین ماجرا یعنی ماجرای اعظم شروع کنیم. خانم مولاوردی در این ارتباط گفته است که “اعظم بارها در واکنش به خشونت‌های فیزیکی همسرش شکایت کرده اما با پیشنهاد مراجع قضائی به خانه بازگشته است” این مسئله چرا اتفاق می‌افتد؟

برای پاسخ به این پرسش که “این مسئله چرا اتفاق افتاد؟”، با اشاره به نمونه‌ی اعظم، بگذارید نخست من بپرسم: “کدام مسئله و کدام اتفاق”؟ این‌جا اما، تنها به “چرا”یی این ماجرا در ایران اشاره خواهم کرد که ریشه در بسیاری مولفه‌ها دارد که، گرچه بسیاری از آن‌ها ریشه‌هایش جهان شمول است، اما در ساختار قوانین ما به گونه‌ای دیگر تعریف می‌شود.

اعظم زنی مسلمان و ایرانی و در نتیجه باورمند به بسیاری سنت‌ها و تابوهایی ست که در این چارچوب، شخصیت او را ساخته است و او نه تنها ناگزیر و ملزم به باور و انجام آن‌هاست، بلکه به دلیل درونی شدن این سنت‌ها و تابوها، امکان گریز از آن‌ها را نه تنها ندارد بلکه حتی به ذهن‌اش نیز راه نمی‌دهد. همه‌ی این گزینه‌ها را باید برای همسر او نیز، که سوی دیگر این ماجراست بپذیریم. مردی مسلمان و ایرانی و باورمند به همه‌ی همان سنت‌ها و تابوها و غیره با این تفاوت که او، به دلیل جنس و جنسیت‌اش که “مرد” است در ساختار نظام مردمحور و پدرسالار جهانی، که در شرق و در ایران، به مراتب قوی‌تر و کارآمدتر است، از نوعی برتری، سالاری، مدیریتی، اقتدار و قدرت عمل بالاتری برخوردار است. Continue reading “دکتر ناهید توسلی: امیدی به تصویب قوانین عادلانه در رابطه با حقوق زنان در مجلس نیست/ علی کلائی”

فائزه هاشمی و سیری به سوی مردم

faezeh

علی کلائی

فعال حقوق بشر

زندان در ایران دانشگاه است. دانشگاهی از زندگی به دیگر گونه. گونه ای که در بیرون از آن یافت نمی شود. زندگی به روشی و با کسانی که تا دیروز هیچ فرض و تصور و تصویری از ایشان در ذهن ادمی وجود نداشته است. زندگی با کسانی که تا دیروز فرسنگ ها خود را از ایشان دور می دیدی و به ناگاه ایشان را با خود در یک اتاق، یک بند و بر سر یک سفره می یابی. زندان در ایران و بالاخص زندان سیاسی چه پیش و چه پس از انقلاب بهمن ۵۷ محل زندگی آدمهایی بوده است که در بیرون از زندان گاه خود را مقابل هم می دیدند. اما در زندان به جبر دیوارها، خود را در کنار هم و با هم می یابند. حال یا به تجربه در می یابند که فرض دیروزشان نادرست بوده و همه انسانند و پس به همزیستی می رسند و یا به مانند آزاد شدگان از زندان پس از انقلاب بهمن ۵۷، کینه های درون زندان (نه همه اما بسیاری) به بیرون سرایت می کند و فجایعی خونین را رقم می زند. و این فاجعه می تواند تا آفرینش آدمهایی همچون لاجوردی هم ادامه بیابد.

رویدادی بسیار ساده در ایران می تواند به معضلی بزرگ تبدیل شود. یک همبندی در مرخصی همبندی خود به دیدار او رفته است. داستان بسیار ساده است. هرکسی که طعم بازداشت و زندان در جمهوری اسلامی را چشیده باشد، حداقل یکبار خود چنین کرده است. اما دیدار کننده و دیدار شونده ظاهرا خصوصیت هایی دارند که ایشان را از دیگران، دیگرانی که قضاوت بر ظاهر می کنند متمایز می کند. Continue reading “فائزه هاشمی و سیری به سوی مردم”

مقام معظم و نقض حق انتخاب سبک زندگی

khamenei_brand

علی کلائی

فعال حقوق بشر

قرار بود “دلخوش به این مقدار” نباشیم. فرمودند که “دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم.”(۱) و به همین بهانه دخالت مستقیم در خصوصی ترین حوزه های زندگی مردمان را آغاز کردند. از اسفند ۱۳۵۷ و کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی و ماجرای حجاب آغاز شد. و گام به گام به تمام حوزه های زندگی عمومی مردمان تسری داده شد. سبکهای زندگی گوناگون و رنگارنگ مردمان دیار ما در صحن جامعه از ایشان ستانده شد و تنها یک سبک زندگی، سبکی که مورد تائید نظام تازه حاکم و مستقر بود به مردم تحمیل شد. یا روسری و یا توسری شعار هر روز شد و فراموش شد که سالها پیشش هم، در عهد رضا خانی، آن میرپنج قلدر به دنبال تحمیل سبک زندگی مورد نظر خود بود. او حجاب را ممنوع، عمامه گذاشتن روحانیین را ممنوع و تعزیه و عزاداری و خلاصه هرآنچه متعلق به یک سبک زندگی خاص می شد را ممنوع کرد و این یکی، با عمامه هرآنچه متعلق به سبک زندگی مردمان عادی می شد ممنوع کرد. البته این یکی به قول پیری سفر کرده روی آن یکی را سفید کرد و تمام قد و تمام عیار گوی سبقت را از وی ربود.

سالها گذشت. مردمان تلاش کردند که سبک زندگی خود را یا مخفی و یا با پیشرفتی آرام و گام به گام جایگزین کنند. چادرها آرام آرام مانتو شد. بلندی مانتوها کمتر و کمتر شد. از مچ پا به زانو و بعد بالای زانو و بعد بالاتر رسید. روسری ها عقب و عقب تر رفت. نوشیدنی ها و خوردنی ها و شادی ها زیر زمینی شد و با ابتکارات ناشی از محدودیت، خود سبک جدیدی از زندگی را رقم زد. اما تا اینجا هیچ گاه فرد اول صاحب قدرت در نظام، چه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و چه جانشینش مستقیما به مسئله ای متعلق به جزئیات سبک زندگی عمومی اشاره ای نمی کرد. عموما به تمدن سازی اسلامی یا سبک جدید زندگی اسلامی اشاره می شد. تقلید از غرب نقد می شد. مسئله تهاجم فرهنگی مطرح می شد. اما فرد اول هیچ گاه به ریز مسائل نمی پرداخت. دستوری کلی می داد و این چاکران درگاه، انصاریان و روحانیان و سپاهیان و اعوان و انصارش بودند که مسئله را به مصادیق می رساندند و بعد با مصادیق به شدیدترین وجه ممکن که دستشان می رسید برخورد می کردند. Continue reading “مقام معظم و نقض حق انتخاب سبک زندگی”

زاهدا 1395

در واکنش به اظهار نظر علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با مسائلی چون سفر به آنتالیا، کلمه برند، آموزش زبان انگلیسی و جلوگیری از بارداری

زاهدا آنتالیا رفتن من به تو چه؟
چمدون بستن و بلیط به دستم به تو چه؟
تو اگر “برند”ا رو دوست نداری؟
من که دوست دارم و می پوشم به تو چه؟!
تو که زبان نمی فهمی چه به من؟
من که انگلیسی می خونم به تو چه؟!
“آتــش دوزخ اگـــر قـصــد ِ تــو و مـــا بـکــند…”*
تو که جلوگیری نمی کنی چه به من؟
من که این کار رو میکنم به تو چه؟!
* تضمین از شعر زاهدا از حسین دودی اصفهانی

همین در صفحه فیس بوک

کارگران در محیط کار می میرند! – علی کلائی

Workers are dying at work! – Ali Kalaei
About workplaces injuries and death of workers in Iran

برخی وقایع انگار هر روز و هر روز تکرار می شود و به روزمره های ما در زندگی عادی بدل شده اند. واقعیت هایی که حتی اگر با بیماری، آسیب دیدگی، قطع عضو و یا مرگ انسانها همراه باشد، آنقدر در هر روز ما حل شده و جریان دارد که به جزئی از روند روزگارمان بدل شده است. حساسیت ها در برابرش بر انگیخته نمی شود و یا اگر بر انگیخته شود تنها سری به افسوس تکان خواهد خورد و بعد دیگر واکنشی نخواهیم داشت.

مرگ و آسیب کارگران در محیط کار انگار به امری همیشگی، مندرج در تمامی زمان در اخبار و واقعیتی بدل شده است که خب! هست. یعنی نه بصورت امری غیر طبیعی و نیازمند علاج و رسیدگی که به صورت امری پذیرفته شده و بخشی از واقعیت موجود زندگی کاری در ایران امروز بدل شده است. امری که با وجود درگیر بودن با جان شیرین آدمها، انگار حلاوت این زندگی برای برخی بیشتر و برای برخی کمتر است و از دست رفتن این شیرین ترین سرمایه مادی آدمی برای عده ای انگار بخشی از واقعیت زندگی کاری است و خلاصه همین است که هست!

بنا بر گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روزانه 4 تن از نیروی کار و یا کسانی که که بر مبنای قوانین کار در جمهوری اسلامی به ایشان کارگر اطلاق می شود، به دلیل حوادث ناشی از کار جان خود را از دست می دهند. این عدد می بایست تداعی کننده این مسئله باشد که در طول یک سال، یعنی در طول 365 روز، جمعا باید 1460 نفر از این نیروی کار بر اثر حوادث ناشی از کار از دست رفته باشند. در این حالی که متاسفانه، بنا بر همین گزارش، این عدد به مرز 1494 تن رسیده است. (1) Continue reading “کارگران در محیط کار می میرند! – علی کلائی”