اعدام بس است – برنامه 50 در رابطه با نوار آیت‌الله منتظری در رابطه با اعدام‌های تابستان ۶۷

اعدام بس است – برنامه 50

گفتگو با علی کلائی، فعال حقوق بشر، در رابطه با نوار آیت‌الله منتظری در رابطه با اعدام‌های تابستان ۶۷

گیتی پورفاضل: سیستم قضایی ایران در فساد اداری شریک است/ علی کلائی

گیتی پورفاضل: سیستم قضایی ایران در فساد اداری شریک است/ علی کلائی

Ali-Kalaei

گیتی پورفاضل، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلا، در آخرین سال‌ پیش از انقلاب بهمن ۵۷ پروانه‌ی وکالت خود را دریافت کرد. پس از پیروزی انقلاب به دلیل انتقادهای وی از ساختار حقوقی تازه مستقر شده در نظام جدید، در سال  ۱۳۶۲ پروانه‌ی وکالتش لغو شد. این لغو پروانه تا سال ۱۳۷۶ ادامه پیدا کرد و در این سال و پس از انتخابات کانون وکلا و رسیدگی به پرونده‌ی وی، پروانه‌ی وکالتش به او مسترد گردید. خانم پورفاضل به تازگی خود را بازنشسته کرده است.

خط صلح در گفتگو با گیتی پورفاضل بر سر مسئله‌ی فساد اداری در ایران، به نگاه وی به عنوان یک حقوقدان به منشاء این فسادها و موانع رفع آن پرداخته‌ است.

خانم پورفاضل، اگر بپذیریم که مبارزه با مفاسد اقتصادی به طور طبیعی، مبارزه‌ای اجتماعی در جهت رفع نوعی بزهکاری است و نباید به جناح‌بندی‌های سیاسی آمیخته شود، چگونه می‌توان با این بزهکاری مقابله کرد؟

مسئله‌ی اصلی این است که متاسفانه در جامعه‌ی ما همه چیز در هم تنیده شده و در نتیجه مسائل اقتصادی کشور هم جدا از سیاست گذاری‌ها و مشکلات سیاسی آن نیست. بنابراین ناگزیر هستیم بگوییم به چه دلیل این اتفاق افتاده است. قبل از هر چیز ضمن اشاره به عدم توانایی دولت‌های نهم و دهم، باید بپرسیم اساساً چرا این دو دولت چنین بار مالی سنگینی را با هدر دادن بیت المال و اختلاس‌هایی که انجام دادند، به دوش مردم گذاشتند؟ تا به حال گفته می‌شود در مجموع ۹۰ میلیون دلار اختلاف حساب به وجود آمده و یا این‌که این مبلغ محاسبه نشده و مدارک آن‌ها هم پیدا نمی‌شود. هر روز هم که یک پرونده‌ی جدید رو می‌شود… همان زمانی که آقای احمدی نژاد سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد، مشخص بود که می‌خواهد خلاف‌هایی انجام دهد اما این‌که چطور سیاست مداران ما متوجه این موضوع نشدند و از او حمایت کردند، خود جای سوال دارد.

در نتیجه معتقدم که در جامعه‌ی ما مشکلات اقتصادی با مشکلات سیاسی ادغام شده و نمی‌شود آن‌ها را از هم تفکیک کرد اما این‌که چگونه باید با آن مقابله کرد، به نظر من باید با تمام کسانی که –به هر دلیلی-، برداشت‌های غیرقانونی داشتند و بیت المال را به این صورت غارت و خرج کردند، برخورد قانونی و قضایی صورت بگیرد. در نظر بگیرید که وقتی دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی تمام شد، ارز زیادی در داخل کشور داشتیم؛ اما دولت‌های آقای احمدی نژاد، هم از صندوق ارز برداشت کردند، و هم به بانک مرکزی بدهکار شدند. وقتی قیمت دلار را یک شبه بالا بردند، دقیقاً قصدشان این بود که بنا بر بدهکاری‌شان به بانک مرکزی، ریال کم‌تری پرداخت کنند…

شما به برخورد قضایی با مسببان فساد اشاره کردید. آیا می‌توان گفت که خلاءهای حقوقی و نبود یک نظام شفاف قوانین و مجازات به فساد اداری دامن می‌زند؟ اگر چنین باشد، به نظر شما، فساد اداری در ایران را تا چه حد می‌توان به سیستم قضایی کشور مرتبط دانست؟

اعتقاد من بر این است که سیستم قضایی ما، در آن زمان چشمش را به روی این مسائل بست. مگر ممکن است که وزرا در جریان تصمیم‌گیری‌های دولت نباشند!؟ در نتیجه این مسائل نمی‌تواند از چشم قوه‌ی قضاییه‌ی ما هم دور مانده باشد. در واقع یا قوه‌ی قضاییه چشمش را روی این مسائل بسته و یا این‌که خودش هم در این قضایا شریک بوده است. وقتی آقای احمدی نژاد را محاکمه نمی‌کنند، کاملاً مشخص است که پای سلسله افرادی در میان است که مانند حلقه‌های یک زنجیر به هم متصل هستند. یعنی اگر قرار باشد آقای احمدی نژاد را محاکمه کنند، حتماً او هم اسنادی بر علیه سایر دولتمردان دارد و به همین خاطر قوه‌ی قضاییه چشمش را روی این مسئله می‌بندد.

اما این مسائل که در بهترین حالت از چشم قوه‌ی قضاییه دور مانده است، نمی‌تواند از غضب ملت به دور بماند. در واقع مردم چنان به فقر و فلاکت افتادند که نمی‌توانند از این مسئله بگذرند یا فراموشش کنند. درست است که ما سیصد سال است زیر یوغ استعمار و استبداد و استثمار-که از هم تفکیک نمی‌شوند- هستیم؛ با این حال مردم، امروز دیگر آن مردم گذشته و مثلاً صد سال پیش نیستند که فقط ده درصدشان باسواد بودند. در حال حاضر نود درصد مردم باسواد هستند. در ضمن آن‌هایی هم که سواد ندارند، چشم و گوششان باز شده و کاملاً متوجه می‌شوند چه اتفاقاتی در مملکت می‌افتد. Continue reading “گیتی پورفاضل: سیستم قضایی ایران در فساد اداری شریک است/ علی کلائی”

ایران و اعدام پشت اعدام در دوران پسابرجام

پنج نفر در بندر عباس، مرکز استان هرمزگان به دار آویخته شدند.

این تازه‌ترین خبر از اعدام‌ها در ایران در روز دوم شهریور ماه است؛ در حالی که کم‌وبیش هر روز خبر اعدام یک یا چند نفر از ایران مخابره می‌شود.

henker Jalad executioner Edam execution Cartoon

محمدصادق اکبری، رییس کل دادگستری استان هرمزگان اعدام‌شدگان دوم شهریور ماه را از محکومان شهرهای بندرعباس، رودان و پارسیان از توابع استان هرمزگان معرفی کرده که در محوطه زندان بندرعباس اعدام شده‌اند. اتهام آن‌ها مربوط به جرایم مرتبط با مواد مخدر بوده است.

تابستان امسال اما با موج جدید و شدیدی از اعدام‌ها همراه بوده است. از اعدام زندانیان عقیدتی اهل سنت تا اعدام شهرام امیری، پژوهشگر و متخصص رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی و «قهرمان هسته‌ای» عصر احمدی‌نژاد و همچنین محمد عبدالهی، زندانی سیاسی کرد، تا اعدام متهمان به جرایم غیر سیاسی و امنیتی، همه و همه در تابستان سال جاری نشان از آن دارد که سیل اعدام در ایران توقف‌ناپذیر است و با سرعتی زیاد به حرکت خود ادامه می‌دهد.

این اعدام‌ها در شرایطی انجام می‌شوند که حدود دو ماه از ششمین کنگره جهانی علیه اعداممی‌گذرد. در این کنگره، جهان با عزمی دوباره و حضور دست‌کم ۱۳۰۰ نفر از ۱۲۱ کشور جهان در اسلو پایتخت نروژ، علیه مجازات اعدام به پا خاست.

ایران اما در عصر پسابرجام به سر می‌برد و در پروسه بهبود روابط خود با غرب است. از سوی دیگر حاکمیت جمهوری اسلامی عملا در وضعیت جنگی سرد با عربستان سعودی قرار دارد و این دو قطب در منطقه، در نقاط مختلف و به‌صورت نیابتی در حال جدال هستند.

این اعدام‌ها چه ارتباطی با مساله برجام و روابط خارجی ایران می‌توانند داشته باشند؟ هدف از این اعدام‌ها در حوزه روابط بین‌الملل حاکمیت جمهوری اسلامی ایران چیست؟

رادیو زمانه این سوال‌ها و مسائل دیگر را با سه تحلیل‌گر و فعال سیاسی و حقوق بشری در میان گذاشته‌ است:

کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر و دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احمد رأفت، روزنامه‌نگار و فعال مدنی علیه مجازات اعدام و عمار ملکی، تحلیل‌گر، دانش‌آموخته علم سیاست و مدرس علوم سیاسی در دانشگاه تیلبرگ هلند.

Continue reading “ایران و اعدام پشت اعدام در دوران پسابرجام”

از تابستان ۶۷ تا تابستان ۹۵؛ یک پارادوکس اخلاقی؟! علی کلائی

انتشار فایل صوتی دیدار آیت الله منتظری با مسئولان قضایی و امنیتی دست اندرکار اعدامهای تابستان سال ۶۷ یعنی حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت اطلاعات در زندان اوین) در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ در فضای مجازی واکنش های بسیاری داشت. اظهار و ابراز تاسف های بسیاری در این خصوص توسط فعالین حوزه های مختلف در رسانه ها، در فضاهای مجازی و در بحث های واقعی و گفتگوها در گرفت. تابستان ۶۷ و کشتار خونبار هزاران انسان در آن تاریخ به عنوان یک فاجعه، کشتار و نقطه تاریکی در تاریخ جمهوری اسلامی نامبرده شد و در ارتباط با کم و کیف آن بحث های مفصلی شد.

56573698c46188f8598b45d8

همین چندی پیش دستکم ۲۰ زندانی عقیدتی اهل سنت در زندان رجائی شهر اعدام شدند. برخی از فعالان حوزه های مختلف و بالاخص کسانی که به بخش “خواهان ماندن به هر قیمتی” اصلاح طلبان (همان استمرار طلبان) و به دولت تدبیر و امید نزدیک بودند واکنش نشان دادند. برخی گفتند که حتما خبری بوده و این افراد تروریست و مرتبط با القاعده و داعش بودند و حذف و اعدام آنها مرتبط با اتهام ایشان به عنوان انجام عمل تروریستی است. گفتند که این افراد نباید به عنوان کرد اهل سنت مشهور می شدند که تروریست بودند و عدم ذکر اتهام این افراد ” پنهان کردن بخشی از واقعیت” “به منظور گمراه کردن افکار عمومی” است.

این بدین معنی است که اعدام دستکم ۲۰ تن زندانی عقیدتی اهل سنت که ایشان از آنها با عنوان جمعی تروریست یاد می کنند دستکم برای حذف دست تروریست ها از کشور دارای مشروعیت و مورد تائید است و اگر ایشان (در بهترین حالت) نقدی به این مسئله داشته باشند به روند دادرسی است.
اما چگونه است که کشتار زندانیان در سال ۶۷ امری قبیح است و ایستادگی شیخ حسینعلی منتظری در برابر این اعدامها ستوده می شود و اعدام دستکم ۲۰ زندانی عقیدتی اهل سنت و بعد از آن شهرام امیری و بقیه امری بلا اشکال؟ راستی اتهام زندانیان سال ۶۷ چه بود؟ آیا میان اتهامات آنها و اینها شباهتی هست؟ Continue reading “از تابستان ۶۷ تا تابستان ۹۵؛ یک پارادوکس اخلاقی؟! علی کلائی”

احمد فرزند حسینعلی

علی کلائی

در روزگار مرگ شجاعت‌های اخلاقی، ایستادن بر سر خط منش و مبنا خود جسارتی تازه می‌طلبد. روزگار ما روزگاری است که به تعبیر معلم شهید هدی صابر، عشق فروکشیده، منش گم‌گشته و روش پر ریخته است. اما خوش‌منشان و خوش‌منشی کردن‌ها را باید دید و ستود، که روزگار زیبایی و جلال خود را از صدقه سر خوش‌منشان زمانه وام می‌گیرد.

ahmad

از خوش‌منشی پدر بسیار گفته‌اند. از انتخاب تاریخی و ابتلای او که میان قدرت، مصلحت و حکومتی نزدیک و حقیقت، حذف و مصیبت، دومی را برگزید. در شرایطی که همه فهمیده بودند اگر سکوت کند، چند صباحی دیگر بنیانگذارِ نظام و صاحبِ تخت، جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و اگر او بر تخت ولایت بنشیند، به تعبیر بسیاری، قدرت اصلاح خیلی از امور را خواهد داشت. اخلاق نتیجه‌گرا حکم می‌کرد که سکوت کند. که به گفته بسیاری اگر صبر می‌کرد، حسینعلی منتظری ولایت فقیهی نظام جمهوری اسلامی را در دست می‌گرفت و به عقیده بسیاری و با توجه به شناخت موجود از او، روزگار به اینجا نمی‌کشید. گرچه قدرت مطلقه بدون نظارت خود فساد آور است که از خطیبی اهل ساز و پیپ و کتاب، انسانی ساخت که با گریه و فرمان و پیش و پس پرده، خط خون را در خیابان‌های شهر جاری کرد.
اما شیخ حسینعلی منتظری، فقیه عالی‌قدر سکوت نکرد. در جایی گفت که اگر سکوت می‌کرد تضمینی نبود که او پیش از آقای خمینی نمیرد. پیرمرد دغدغه خدا و فردا و وظیفه و مسوولیت داشت. اخلاق او وظیفه‌گرا بود. به وظیفه‌ای رسید و عمل کرد. البته باز طریق میانه را برگزید. می‌توانست در پس همان جلسه‌ای که صدایش امروز و پس از ۲۸ سال به بیرون رسیده، در نامه‌ای به مردم و جهان همه چیز را بگوید. اما منتظری آن روز با منتظری اوایل دهه هفتاد و آن سخنرانی اول و بعد ماه رجب سال ۷۶ و آن سخنرانی مفصل تفاوت دارد. منتظری، منتظری‌تر شد. منتظری هم انسان بود و جستجوگری در مسیر شدن. گام به گام در روند تکامل و رو به جلو. اما در زمان خود و در ابتلای خود تصمیم مبنایی، اخلاقی و انسانی گرفت. محبوب مردم شد و مغضوب صاحبان تخت و والیان فقیه.
اما این بار روایت پدر نیست. روایت پسر است. احمد منتظری فرزند حسینعلی منتظری. مهندس نساجی از دانشگاه پلی تکنیک تهران و روحانی و اهل حوزه در زیر سایه پدر. آیت‌الله زاده‌ای که هم حوزه دیده است، هم فعال دانشجویی پیش از انقلاب بوده و هم فعال سیاسی و حتی زمانی مشغول در دولت مهندس موسوی پس از انقلاب. مجموعه‌ای از تجربیات دانشگاه و حوزه. فعالیت سیاسی دانشجویی و حزبی و دولتی و پس از قتل برادر در ماجرای حزب جمهوری اسلامی، دست راست پدر. به سنت اغلب شیوخ و مراجع و روحانیون اهل حوزه و درس و بحث. (۱)

Continue reading “احمد فرزند حسینعلی”

قصة المجموعة الكردية التي حاكمتها طهران بتهمة قتل النساء والأطفال

هل أعدمتهم إيران انتقاماً من السعودية؟.. قصة المجموعة الكردية التي حاكمتها طهران بتهمة قتل النساء والأطفال

چرا زندانیان اهل سنت اعدام شدند؟

علی کلائی

دست‌کم ۱۰ زندانی عقیدتی اهل سنت در ایران بامداد روز سه‌شنبه دوازدهم مرداد به دار آویخته شدند.

به خانواده‌های دست‌کم ۲۱ نفر از رندانیان اهل سنت محکوم به اعدام که گارد ویژه زندان رجایی‌شهر آن‌ها را از سالن ۱۰ بند چهار این زندان خارج کرده‌ است اعلام کرده‌ بودند که برای ملاقات آخر پیش از اجرای حکم به زندان بروند.

عکس تزیینی است

مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم آمریکا اما روز سه‌شنبه ۱۲ مرداد در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: «با صدای فریادهای خانواده شهرام احمدی بیدار شدم. همه زندانیان اهل سنت را بردند برای اعدام. می‌گویند از وزارت اطلاعات زنگ زدند برای ملاقات آخر بیایید ولی ملاقات نکردند و بهشان گفتند بیایید جلوی پزشکی قانونی کهریزک. لعنت به صبح اعدام. لعنت، لعنت به صبح‌های اعدام.»

ساعت‌ها، دقیقه‌ها و ثانیه‌ها برای برخی از فعالان اهل سنت دربند در زندان رجایی‌شهر به شماره افتاد تا آن‌چه که حاکمان نظام جمهوری اسلامی اراده کردند اتفاق بیفتد. نظامی که در سال ۲۰۱۵ میلادی حدود هزار نفر در آن اعدام شدند و از ابتدای سال ۲۰۱۶ تا‌کنون، آمار اعدام‌هایش از ۲۵۰ نفر گذشته است: ایران ۲۰۱۶: هر روز بیش‌تر از یک اعدام

۳۶ زندانی عقیدتی اهل سنت در زندان رجایی‌شهر در صف اعدام‌اند. از این ۳۶ نفر، احکام ۲۹ نفر تایید شده و قطعی‌ست که در مرحله اجرای احکام به سر می‌برند: Continue reading “چرا زندانیان اهل سنت اعدام شدند؟”