چرایی یک عذرخواهی پس از هفت سال انکار

یک عذرخواهی پس از هفت سال دوباره داغ رنج‌دیدگان بازداشتگاه کهریزک در دوران پساانتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ را زنده کرد.

بخشی از نامه عذر‌خواهی سعید مرتضوی

سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران که پرونده‌اش به عنوان متهم معاونت در قتل در وقایع بازداشتگاه کهریزک در دادگاه تجدید‌نظر در حال رسیدگی‌ست، در نامه‌ای سرگشاده از افرادی از جمله رهبر جمهوری اسلامی و همچنین بازماندگان «شهدای» بازداشتگاه کهریزک عذرخواهی و بابت بروز این حوادث ابراز شرمندگی کرده است: عذرخواهی سعید مرتضوی بابت وقایع بازداشتگاه کهریزک

اما خانواده‌های درگذشتگان بازداشتگاه کهریزک از عدم گذشت خود سخن گفته‌اند و پدر محسن روح الامینی گفته است که «حرف‌مان را در دادگاه می‌زنیم.»

علی مطهری، نایب رییس مجلس ایران هم ضمن متهم دانستن حامیان سعید مرتضوی از او خواسته است تا در مورد ماجرای زهرا کاظمی هم بنویسد و موضوع را روشن کند.

https://www.radiozamaneh.com/298905/embed#?secret=cg3gyHV5g8

سعید مرتضوی پیشتر گفته بود در روزهایی که فاجعه بازداشتگاه کهریزک رخ داده است در مرخصی مرتبط با دفاع از رساله دکتری خود بوده است. این در حالی‌ست که اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی گفته بود که «آقای مرتضوی اصرار داشت افراد دستگیر شده به کهریزک منتقل شوند. من مخالفتم را به صراحت اعلام کردم و گفتم آنجا نه تنها جا نداریم، بلکه آن مکان جای خطرناکی است. اما مرتضوی اصرار داشت که این افراد دستگیر شده چاقو، قمه و زنجیر داشته‌اند و از همین حیث اراذل و اوباش محسوب می‌شوند که من در آن جلسه عنوان کردم که ضبط کنید و بنویسید که من مخالف هستم و مخالفت ناجا نیز ثبت شد.»

با وجود این اظهارات که از همان زمان مطرح بوده‌اند، سوال اینجاست که چرا دادستان سابق تهران در چنین زمانی به نوشتن چنین نامه‌ای دست زده است؟ هدف یا اهداف او از نوشتن این نامه چه بوده و چرا چنین نامه‌ای هفت سال پس از وقوع فاجعه نوشته می‌شود؟

رادیو زمانه این سوال‌ها را با سه تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار مطرح کرده است که پاسخ‌های آن‌ها را می‌خوانید:

Continue reading “چرایی یک عذرخواهی پس از هفت سال انکار”

The Disappeared Throughout the Decades: A Secret in the Heart of Security Houses of the Iranian Regime

by  translated by Parvaneh Torkamani

Demonstrators in Shahyad Square, Tehran, during the 1979 Revolution. Image via: Wikimedia Commons.

They came and took him from the front of his house. His friends saw that he was arrested on the street. Yesterday he left home and there has been no news of him since. Over the past four decades, one could hear such words from many families — families who are still looking for their loved ones, families who still don’t know what exactly happened to their loved ones, families who are not sure if one day their children will return.

This story and these questions are the story and questions of many families who have lost their loved ones over the past thirty-seven years. One family’s beloved was present at a protest and later disappeared; another family’s dear one belonged to a protest group and the news of her arrest had arrived, but later there was no news of her; a baby was born in prison, and after a few days of separation from her mother, she disappeared. In Iran, people have been missing for days, months, years, decades.

It is a black list, a famous black list, that includes people from every event, group, and organization, from every religion, sect, and tradition, who share in the same pain like these suffering people throughout the years.

The disappearance of people under authoritarian regimes or governments who do not care for the life and well-being of their citizens is not an issue that starts at one point and ends at another. The inventory gets longer as time goes by, but this dark night is not going to be over until there is an everlasting morning for all the people of this land.

Continue reading “The Disappeared Throughout the Decades: A Secret in the Heart of Security Houses of the Iranian Regime”