از صدام تا داعش، از سنگ تا ترقه

علی کلائی:  حادثه تروریستی تلخی در کشور رخ داده و در واقع به امنیت یک مردم حمله شده است. دستکم ۱۲ تن کشته و بیش از ۴۰ زخمی برجای گذاشته و تروریست ها که مشخص شده داعشی بودند هم از پای در آمدند. مردم شروع به اطلاع رسانی و همدردی کردند و تلاش کردند تا مرهم دردهای یکدیگر باشند.

اما از سوی دیگر رفتار حاکمان جمهوری اسلامی سوال برانگیز بود و در نوع خود خاص. هم زمان با روی دادن فاجعه، نمایندگان مجلس، درون مجلسی که در کنارش درگیری است و انسانها کشته می شوند سلفی می اندازند با نمک پاشی می فرمایند که صحن مجلس، همین الان! (۱)

رئیس مجلس هم درگیری سنگینی که منجر به کشته و زخمی شدن دهها انسان می شود را “جزئی” میخواند (۲) و به دنبال حفظ روحیه است. آنهم در وضعیتی که نمایندگان بسیاری در جایگاه هیئت رئیسه به دور او جمع شده اند. حال هدفشان چیست معلوم نیست؟ آیا به دنبال نشان دادن این مسئله به مردم هستند که واقعا خبری نیست یا میخواهند خودشان حفظ روحیه کنند؟ یا رجزی بخوانند که ضربات دشمن کارگر نبوده و تروریست ها نتوانستند کار بکنند و ما مستحکم ایستاده ایم؟

از آن سو موضع گیری رهبر نظام هم کار را سخت تر و حتی به بیان دیگر بدتر کرده است. او حملات تهران را “ترقه بازی” توصیف کرده و تنها بخشی از صحبت هایش در دیدار با دانشجویان (۳) را بدان اختصاص داده و حتی در وضعیتی که کشور با چنین شوک سنگین امنیتی ای مواجه شده، آقای خامنه ای از خیر سند ۲۰۳۰ و رهنمودها و نظرات خاص اش در خصوص دانشگاه نگذشته است.

رئیس قوه قضائیه نظام هم در پیام خود شعار داده و بعد داعش را “الحادی” خوانده (۴) که دقیقا مشخص نیست با چه منطقی این گروه و نیروهای آن را “الحادی” میخواند. نیروهای افراط گرای مذهبی ای که اتفاقا خودشان مدعی مقابله با ملحدین هستند!

شاید عجیب به نظر بیاید. واقعه ای به این عظمت در کشور رخ داده و مسئولین رده اول مملکتی (به جز روحانی که در پیام به نظر بهتر از بقیه برخورد کرد(۵) ) الباقی یا آدرس عجیب بدهند، یا در جهت تخفیف مسئله حرکت کنند و یا به مانند مجلسیان به بهانه حفظ روحیه کار را به سلفی اندازی و نمک پاشی و لبخند زدن در مجلسی کشاندند که دقیقا در کنارش انسانهای بی گناه داشتند کشته می شدند.

بگذارید یک پیام دیگر را نیز بررسی کنیم. سید ابراهیم رئیسی نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری و از اعضای هیئت مرگ کشتار تابستان ۶۷، این ترورها را به آن ترورهای دهه ۶۰ وصل می کند (۶) و در وضعیتی که به شدت نسبت به عملکرد خود در هیئت مرگ مورد سوال قرار گرفته و یکی از چالش های واقعی پیش روی او در کمپین انتخاباتی اش همین مسئله بوده و حتی کار به حمایت رهبر نظام از او و دهه ۶۰ کشیده، سعی می کند که از وقایع تلخ تهران برای خود سوژه ای فراهم کند و از عملکرد فاجعه بار آن روزش دفاع کند. در واقع آقای تولیت آستان قدس از کشتار تهرانی ها میخواهد برای خود محملی بسازد و این وسط هم با کور خواندن ترورها (باز ادبیات همان سالها) و تسلیت به ساحت امام هشتم شیعیان (و تلاش خودش برای انتساب به آن امام شیعه) باز سنگ خود را به سینه بزند.

واکنش ها جالب و بحث برانگیز است. اما اگر بدانیم که چنین واکنش هایی، بالاخص واکنش های تخفیف دهنده و رفتارهایی که نشان از کوچک بودن ماجرا (با وجود بزرگ بودن اصل قصه) دارد، در جمهوری اسلامی ریشه تاریخی دارد، شاید قدری با واقعیت بهتر آشنا شویم و حداقل این رفتارها را بهتر درک کنیم.

آیت الله خمینی، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ و در شرایطی که اولین حملات رژیم بعث عراق به ایران انجام شده در پیام رادیو-تلویزیونی (۷) خود چنین می گوید: “این یک دزدی آمده است یک سنگی انداخته و فرار کرده، رفته است سرجایش. دیگر قدرت اینکه تکرار بکند ان شاء الله ندارد. من به ملت ایران سفارش می‌کنم که چند جهت را ملاحظه کنند: یک جهت اینکه خونسردی خودشان را حفظ کنند و ابداً توجه به این معنا که یک قضیه‌ای واقع شده است و واقعاً واقع نشده قضیه‌ای.”

حال اتفاق چیست. صدام حسین دیکتاتور عراق قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بین ایران و عراق را یکطرفه فسخ کرده و هجومی تمام عیار را به خاک ایران آغاز کرده است. در چنین شرایطی تعبیر آقای خمینی “دزدی” است که آمده و “سنگی” انداخته و فرار کرده!

و البته این جنگ که آقای خمینی اینگونه از آن یاد می کند ۸ سال به طول انجامید و خسارات بسیار سنگین مادی و معنوی، انسانی و غیر انسانی را برای دو کشور بر جای گذاشت.

انگار سنت رجز خوانی از عمق تاریخی بار دیگر در نظام جمهوری اسلامی نمودار شده. یکی با یک حمله همه جانبه مواجه می شود و رجز میخواند و البته بعد از ۸ سال مجبور به نوشیدن جام زهر می شود. این یکی هم در وضعیتی که کشورش درگیر یک حمله سنگین تروریستی است و ده ها شهروند ایرانی کشته و زخمی شده اند از تعبیر “ترقه بازی” استفاده می کند. و به قول سعدی شیرازی که می گوید:
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ

وقتی آقا! از تعبیر ترقه بازی استفاده می کند، پس نمازان باید یا سنگ خود را سینه بزنند یا “جزئی” بخوانند و یا دم از “الحادی” بودن داعش بزنند و یا اصلا بروند و سلفی بگیرند و بنویسند مجلس همین الان یهویی!

قصه غم انگیز مملکت ماست. خدا دیو تروریسم، بنیادگرایی، خشونت، دروغ، ریا، خشک سالی و همه پلشتی ها را از مملکت ما بزداید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارجاعات:
۱- https://goo.gl/DGBr4k

۲- https://goo.gl/GXdNpG

۳- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960317001739

۴- https://goo.gl/pQlDjU

۵- http://www.irna.ir/fa/News/82557481/

۶- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960317001817

۷- http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=13&tid=59

لینک گویانیوز

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s