عروج پیرمرد و ما

علی کلائی: دیوارها و ساختمان های استوار، درختان سربه فلک کشیده و هزاران ساله و کوه های ستبر سینه و رو به دشت و شهر و مردم و خادم آنان، همیشه دیده نمی شوند. وجودشان مفروض گرفته می شود. چون همیشه هستند، بدل می شوند به بخشی از واقعیت روزمره. انگار بودنشان همیشگی است. همیشه می توان به آنها تکیه کرد. سایه ای گرفت. پشتی جست و نفسی چاق کرد. اما دیده نمی شوند با اینکه صبور می ایستند و پناه می گردند. برخی آدم ها هم در زندگی اینگونه است. وجودشان مفروض است. تصور اینکه زمانی برسد که بروند در مخیله نمی گنجد. اما کل من علیها فان. هرچه هستن فانی و تنها یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

نقل است از پیامبر اسلام که أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه. پدری نه از باب منشا تولد که از باب تربیت و آموزش. هرنسلی و عصری و هر مردمی در هر دورانی پدرانی دارند مشعل دار راه. پدرانی تربیت کننده، نماد شونده و جهت دهنده. این پدران در هر عصر، نسل می سازند. نماد می شوند. تربیت می کنند و آموزش می دهند. اگر خدای رب است و پروردگار و اهل پرورش، اگر انسان پرورش دهنده، خدای گونه ای است در تبعید، این پدران رتبه ای از امر پرورش ملت ها در هر فرهنگی عهده دارند. کوه هایی هستند که روی به جامعه و سر به آسمان، پناه می دهند مردمان را. این انسانها البته انسان اند و ممکن الخطا. اما چونان پرورش یافته اند که می توانند چنین امری را به دوش بکشند.

پدران ملتمان یکی یکی پر می کشند. تنها از سال ۸۸ به بعد. از فقیه عالیقدری که بزرگ بود و عزیز. از عاشورا گونه غمبار لواسان و رحلت پدر و شهادت خواهر تا شهادت برادری دیگر در حبس. تا پرواز دکتر صدر حاج سید جوادی، احمد قابل و استاد ادیب برومند و حال، حال باز حضرت جان ستان به فرمان رب یکی از دوستان خود را بر می کشد تا او را از رنج برهاند. تا اویی که سال ها رنج پرورش خود، ملت و مردم را کشید، اویی که سال ها رنج عمل در مسیر استقلال، آزادی، انسانیت و عشق به مردمان را متحمل شد و اویی که ماهها رنج سرطان سختی را به تن کشید و لبخند از لبانش دور نشد را به جایی ببرد که دیگر چنین سختی ای در آن نباشد. مگر نه این است که ان مع العسر یسرا. سختی دکتر ابراهیم یزدی هم تمام شد. یکی از پدران پرورش دهنده مردم ایران پر کشید. حال که رفته است، حال که درخت استوار دیگر نیست، حال که کوه ایستاده رفته است یادمان می افتد که ای وای! مگر می شود که نباشد؟ ولی نیست.

Yazdi_short_blue

قطعا دکتر ابراهیم یزدی به مانند همه انسان هایی که خداگونه گان در تبعید در عصر و زمان خود بوده و هستند، انسان هایی که حجت های انسان بودن اند که انسانی که امکان بل هم اذل شدن را دارد، می تواند به جایی برسد که به او، به کمال، به اوج، به قله نزدیک شود، انسان اند و خطاکار. هیچ بنی بشری از خطا مصون نیست. قرار نیست از کسی بتی ساخته شود تا توحید بشکند و گوساله سامری بسازد. اتفاقا حسن این آدم ها خود، بت شکنی است. خود شکنی ای که شرط اولش پذیرش انتقاد است. و پذیرش نقد و اصلاح خود. مغرور نشدن و بدل به طاغوت در عمل و رفتار و زندگی نگشتن. دکتر ابراهیم یزدی و ابراهیم یزدی ها به شهادت تاریخ و زندگی شان چنین بوده اند. خطا کرده اند بلاشک. اما جمع بندی زندگی ۸۶ ساله او گواه بر مدعای فوق است.

Continue reading “عروج پیرمرد و ما”

Advertisements

کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران


کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: مقام رهبری می گوید که نباید کار فرهنگی را با برگزاری کنسرت اشتباه گرفت. امام جمعه مشهد و نماینده رهبری در استان خراسان رضوی، کنسرت موسیقی را مطرب بازی می داند. کنسرت های موسیقی در سراسر کشور به دلایل مختلف لغو می شوند. اما وزارت ارشاد و مراجع رسمی و قانونی مجوز دهنده برای کنسرت ها، اقدام به صدور مجوز می کنند. دادستانی هم در این میانه می گوید که امنیت کنسرت ها باید تضمین شده باشد و هم چنین محتوای آن نیز باید سالم باشد. نهادی مجوز می دهد. نهادهایی کلاً با اصل مسئله مخالف اند و نهادهایی برنامه مجوز دار را پیش از برگزاری بر هم می زنند. این وضعیت کنسرت موسیقی در ایران است. حاکمیتی که انگار خود به مانند یک کنسرت موسیقی به شدت ناهماهنگ عمل می کند. نهادها با هم هماهنگ نیستند و هرکسی ساز خودش را می نوازد. سازهایی که حتی دامان یکی از حکومتی ترین خوانندگان چون حامد زمانی را هم می گیرد تا کنسرت او در مشهد لغو شود.

از فردای انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷، وضعیت به همین صورت بود. از سوی بنیانگذار نظام سخنانی مبنی بر حرمت مطلق موسیقی مطرح شده بود. کار حتی به جایی کشیده بود که سرود “خمینی ای امام” هم به مدت دوسال، در اوایل دهه ۶۰ ممنوع بود. (۱) و حتی با توجه به این حرام انگاری موسیقی، تلاشی آغاز شده بود تا سرودهای انقلابی آن سال ها با طبل و سنج ضبط شود. محمدعلی ابطحی، مدیر رادیو تلویزیون شیراز در سال های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اما از خود اجتهادی ها در این خصوص سخن می گوید و می گوید که در برابر بنیادگذار نظام جمهوری اسلامی اجرای موسیقی انجام شده است. امری که تاریخ نیز آن را تائید می کند. (۲)

اما انگار این وضعیت نابسمان موسیقی که یکی آن را حلال و دیگری آن را حرام بداند هم چنان برقرار است. با گذشت حدود ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، هم چنان برخوردهای دوگانه با موسیقی انجام می پذیرد و بالاخره معلوم نیست مسئول اصلی این طفل بر زمین مانده در این سرزمین کیست.

Continue reading “کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران”

حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است


حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است/ علی کلائی

علی کلائی: حسین زمان، متولد ۱۳۳۸، خواننده پاپ، فعال فرهنگی-هنری و مدرس دانشگاه و مراکز آموزش عالی است. او هم چنین کسی است که پیش از انقلاب و در اولین سال های نوجوانی فعالیت انقلابی کرده، دستگیر و از دانشگاه اخراج شده و بعد برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرده است؛ اما با آغاز جنگ ایران و عراق به ایران باز می گردد و به صف رزمندگان در این جنگ می پیوندد.

حسین زمان امروز و پس از یک و نیم دهه ممنوع الکاری هم چنان نسبت به حوزه موسیقی دغدغه دارد. قطعاتی را آماده برای انتشار دارد و اما به دلیل رویکردها و اندیشه هایش اجازه کار نمی یابد و خود در مصاحبه ای می گوید که “تصور می کنم که از بالا دستور داده اند  که عوامل امنیتی و اطلاعاتی جلوی کار من را بگیرند”.

در این شماره از خط صلح با وی در خصوص مسئله موسیقی در ایران و جلوگیری و تعطیلی کنسرت ها به گفتگو نشسته ایم. آقای زمان در این گفتگو ضمن نگاهی به تاریخ موسیقی پس از پیروزی انقلاب می گوید که مسئله موسیقی در ایران، بدل به مسئله ای سیاسی شده است. هم چنین از نگاه او برای این حوزه در ساخت حاکمیت امروز ایران “هیچ مبنا و ملاک درست و مشخصی وجود ندارد”.

این خواننده پاپ ضمن پذیرش این نظر که دو جبهه سیاسی در تقابل با هم موسیقی را قربانی می کنند، می گوید که: “موسیقی در ایران آواره است، هم این است که هر مسئول و نهادی ساز خودش را می زند”.

Continue reading “حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است”