آوار خشونت پس از انقلاب بهمن ۵۷ از کجا آمد!؟

bahman_mah_1357_(9)_-_tehعلی کلائی: ده اسفند ۱۳۵۷. سخنرانی رهبر انقلاب و امام امت در آن روزگار با موضوع “تبیین نتایج مبارزات ملت ایران – برنامه‌های رفاهی مادی و معنوی – تأکید بر «جمهوری اسلامی» و خودسازی” در مدرسه فیضیه قم. مناسبت سخنرانی، ورود آیت الله العظمی امام خمینی، رهبر انقلاب به قم است و حاضران اهالی قم و دیگر شهرستانها. رهبر معنوی آن روزهای انقلاب بهمن ۵۷ در این سخنرانی وعده می دهد که دنیا و آخرت مردمان را آباد می کنند. میگوید و از مردم میخواهد که تنها “دلخوش” به آبادانی دنیایشان نباشند. انقلابیون و رهبر معنوی آنها که یک مرجع تقلید صاحب رساله است، آمده اند که آنها را به “مقام انسانیت” برسانند، “معنویت” و “روحیات” شان را “عظمت” دهند و آخرتشان را آباد کنند.

هنوز یک ماه نیز از پیروزی انقلاب نگذشته است. رهبر انقلاب به قم رفته و در آنجا ساکن شده اند. دولت موقت تشکیل شده و روند استقرار نظام تازه آغاز شده است.

ضرباهنگ! پس از انقلاب!

۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته است. عصر شیخ صادق خلخالی حکمی را دریافت می کند. حاکم شرع و بعدتر رئیس دادگاههای انقلاب از سوی رهبر انقلاب منصوب می شود.

۴ روز از پیروزی انقلاب گذشته است. روز ۲۶ بهمن ماه ۱۳۵۷ و پشت بام مدرسه رفاه تهران. ۴ تن از ارشدترین ژنرالهای نظامی تیرباران می شوند. این ۴ نام از میان لیستی با دستکم ۲۴ اسم انتخاب شده اند. دولت تازه استقرار یافته، کاره ای نیست. ۴ نام توسط رهبر انقلاب انتخاب شده، توسط شیخ صادق خلخالی محاکمه شده و به اعدام محکوم شدند. نام شیخ صادق خلخالی نامی است که از این تاریخ تا چندی بعد بر سر زبانهاست. او منصوب رهبر انقلاب است و هم مباحثه فرزند درگذشته او، سید مصطفی خمینی. او در یکی از آخرین مصاحبه هایش (با پیام فضلی نژاد) از خشم انقلابی مردم در آن زمان می گوید که “مرگ” کسانی را طلب می کرد که “مفسد فی الارض” بودند. خلخالی در همین مصاحبه از “فقه” محوری خود و اینکه تمام استنادات باید به این “فقه” باشد، می گوید. خلخالی آن خشم انقلابی را با فقه محوری خود، آنهم تنها با تفسیر شخصی اش و مجوز تام و تمامی که از بنیانگذار جمهوری اسلامی داشت درآمیخت و آن کرد که تاریخ آن را روایت کرده است. خود در همین مصاحبه و تنها برای یک نمونه می گوید: “تاریخ باید نماد دلاوری های انقلابیون باشد، حالا خطاهایشان را که نباید بزرگ کرد. مثلا اینکه پاسداران یک برادر دوقلو را به جای دیگری آورده اند و من اعدامش کرده ام، اینکه نکته مهمی نیست یا مثلا یک گروه بودند که آخر سال ۵۹ فکر می کنم دستگیر کردند که اساسا اسلامی بودند ، اما خب به ما گفتند که اینها مارکسیست هستند و من بدون فوت وقت از دم تیغ گذراندمشان. بعد هم اعلام کردیم اینان در صف شهدای انقلاب هستند و حقیقتا هم دروغ نگفتیم.”

Continue reading “آوار خشونت پس از انقلاب بهمن ۵۷ از کجا آمد!؟”

Advertisements

محمود علیزاده طباطبایی: ضابطین دستگاه قضایی با آقای طاهری به صورت اعتقادی مبارزه می کنند


محمود علیزاده طباطبایی: ضابطین دستگاه قضایی با آقای طاهری به صورت اعتقادی مبارزه می کنند

مرتضی هامونیان: سیدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل پایه یک دادگستری، از جمله وکلایی است که در سال های اخیر پرونده هایی بسیار مهم و جنجال برانگیز از جمله پرونده مهدی هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی را وکالت کرده است.

علیزاده طباطبایی در مصاحبه با خط صلح، به عنوان وکیل آقای محمدعلی طاهری، از سیر پرونده او می گوید و آن را “عادلانه” ارزیابی می کند. وی هم چنین با ابراز امیدواری نسبت به آزادی آقای طاهری از رفتار ضابطین دستگاه قضایی با آقای طاهری گلایه می کند و می گوید که آن ها با متهم به صورت اعتقادی مبارزه می کنند و تحت امر و بر مبنای دستور قاضی عمل نمی کنند.

مشروح این مصاحبه از نظر شما خوانندگان عزیز و محترم می گذرد:

Continue reading “محمود علیزاده طباطبایی: ضابطین دستگاه قضایی با آقای طاهری به صورت اعتقادی مبارزه می کنند”

چریک دیروز، عارف امروز؛ نگاهی به پرونده محمدعلی طاهری در گفتگو با نسرین ستوده


چریک دیروز، عارف امروز؛ نگاهی به پرونده محمدعلی طاهری در گفتگو با نسرین ستوده/ علی کلائی

علی کلائی: نسرین ستوده وکیل پایه یک دادگستری و فعال اجتماعی است که سال ها زندان و حتی ابطال مجوز وکالت را تجربه کرده است. این عضو کانون مدافعان حقوق بشر، در سال های فعالیت حقوقی اش وکالت بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی، و هم چنین برخی جانباختگان و اعدام شدگان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ را نیز برعهده داشته است.

در این شماره از خط صلح با نسرین ستوده که به تازگی وکالت محمدعلی طاهری را پذیرفته است، در خصوص این پرونده گفتگو کرده ایم. خانم ستوده با ذکر موارد اتهامی و سیر پرونده، این سیر را ناعادلانه می خواند و می گوید که “ماموران امنیتی هر روز در تلاش اند تا آقای طاهری را با اعدام مواجه کنند”.

خانم ستوده هم چنین با اعلام این نکته که این “پرونده هرگونه قرائتی که داشته باشد و از هر طرفی که پرونده خوانده شود، آقای طاهری همین امروز باید آزاد شود”، صراحتاً حکم اعدام محمدعلی طاهری را تنها به دلیل اندیشه های وی می داند.

Continue reading “چریک دیروز، عارف امروز؛ نگاهی به پرونده محمدعلی طاهری در گفتگو با نسرین ستوده”

پیام به مناسبت چهارمین سال تاسیس کمپین فعالین بلوچ

logo

دولتی ها هم می گویند که سیستان و بلوچستان محرومترین استان کشور است. استانی پر نعمت از همه جهات و اما مردمانی که فقر بر سرشان آوار شده، اما شرافت را در تک تک چهره ها می توان دید. این همان استانی است که انسان شیدا و مجاهدی، فی سبیل الله و الناس، چون شهید هدی صابر در آن کاری کرد کارستان. کاری که نمی دانم با رفتنش چه بر سر آن آمد.

اما فعالین بلوچ منطقه آرام ننشستند. هیچ زمانی نشستن و نگریستن در کارشان نبوده بلکه گام به گام ساخته اند و به پیش آمده اند. رد پای این تلاش را در همه زمینه ها در استان می توان مشاهده کرد. اما شاید یکی از کمبودها در زمینه خبر و بالاخص خبرهای حقوق بشری بود که ۴ سال پیش تلاشی آغاز شد و امروز میتوان گفت که یکی از منابع مورد اعتماد در خصوص منطقه و استان سیستان و بلوچستان، کمپین فعالین بلوچ است که تلاش میکند مسائل مربوط به منطقه را با شعار و تلاش برای “آگاهی و عدالت” پوشش بدهد.

تلاششان قطعا ستودنی است. بالاخص در آن منطقه مشخص. منطقه ای که خط نظامی امنیتی حاکم بر ایران به شدت تلاش می کند تا آن را امنیتی کند و امنیتی بودن را به خصلت آن بدل کند. منطقه ای که ساکنان آن در قیاس با بقیه ساکنان کشور ایران هم به لحاظ مذهبی و هم به لحاظ اتنیکی در اقلیت اند. حرکت کمپین فعالین بلوچ حرکتی مدنی است که می تواند به تقویت جامعه مدنی در استان و در کل کشور منجر شود. حرکتی که قطعا در سالهای فعالیتش با مشکلات امنیتی فراوانی دست و پنجه نرم کرده است و سنگ های بسیاری در مقابل راهش بوده تا این حرکت از آغاز به ۴ سالگی برسد.

اما دو انتظار را میتوان از این کمپین مطرح کرد. اول تداوم است. در تاریخ صده اخیر پس از مشروطه در ایران، ما با تداوم نهادهای مدنی مان روبرو نبوده ایم. نهادهای مدنی، صنفی و … ایجاد می شوند، پس از چندی یا به دلایلی خود منحل می گردند و یا با درگیر شدن در اختلافات داخلی به انشعاب می رسند. امیدوارم عزیزمان در این کمپین تجربه سایر نهادهای مدنی و حقوق بشری را سرلوحه کنند و با توافق حتی بصورت حداقلی این حرکت نیکو را تداوم ببخشند و بدانند که این تداوم قطعا ثمرات بسیاری برای استان و مردم بلوچ بطور اخص و کل ایران بطور اعم خواهد داشت.

مسئله دوم اما دید حقوق بشری و دور شدن از حبس در نگاه مذهبی و یا قومی است. کارنامه کمپین در حوزه کارنامه خوبی است و اما انتظار می رود که با بالنده تر شدن مجموعه، این خصلت نیز در کمپین قوی تر شود و شاهد هرچه حرفه ای تر شدن و دقیق تر شدن کمپین فعالین بلوچ در سالهای آتی باشیم.

۴ سالگی کمپین را خدمت عزیزان فعال در آن تبریک می گویم. امید که سالهای پیش رو سالهای بالنده ای برای کمپین فعالین بلوچ باشد و ایضا سالهای بهتری برای مردم بلوچستان ایران عزیز و همه مردم ایران.

توفیق این عزیزان را از خداوند بزرگ مسئلت دارم.

علی کلائی   – روزنامه نگار

لینک کمپین فعالین بلوچ

عروج پیرمرد و ما

علی کلائی: دیوارها و ساختمان های استوار، درختان سربه فلک کشیده و هزاران ساله و کوه های ستبر سینه و رو به دشت و شهر و مردم و خادم آنان، همیشه دیده نمی شوند. وجودشان مفروض گرفته می شود. چون همیشه هستند، بدل می شوند به بخشی از واقعیت روزمره. انگار بودنشان همیشگی است. همیشه می توان به آنها تکیه کرد. سایه ای گرفت. پشتی جست و نفسی چاق کرد. اما دیده نمی شوند با اینکه صبور می ایستند و پناه می گردند. برخی آدم ها هم در زندگی اینگونه است. وجودشان مفروض است. تصور اینکه زمانی برسد که بروند در مخیله نمی گنجد. اما کل من علیها فان. هرچه هستن فانی و تنها یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

نقل است از پیامبر اسلام که أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه. پدری نه از باب منشا تولد که از باب تربیت و آموزش. هرنسلی و عصری و هر مردمی در هر دورانی پدرانی دارند مشعل دار راه. پدرانی تربیت کننده، نماد شونده و جهت دهنده. این پدران در هر عصر، نسل می سازند. نماد می شوند. تربیت می کنند و آموزش می دهند. اگر خدای رب است و پروردگار و اهل پرورش، اگر انسان پرورش دهنده، خدای گونه ای است در تبعید، این پدران رتبه ای از امر پرورش ملت ها در هر فرهنگی عهده دارند. کوه هایی هستند که روی به جامعه و سر به آسمان، پناه می دهند مردمان را. این انسانها البته انسان اند و ممکن الخطا. اما چونان پرورش یافته اند که می توانند چنین امری را به دوش بکشند.

پدران ملتمان یکی یکی پر می کشند. تنها از سال ۸۸ به بعد. از فقیه عالیقدری که بزرگ بود و عزیز. از عاشورا گونه غمبار لواسان و رحلت پدر و شهادت خواهر تا شهادت برادری دیگر در حبس. تا پرواز دکتر صدر حاج سید جوادی، احمد قابل و استاد ادیب برومند و حال، حال باز حضرت جان ستان به فرمان رب یکی از دوستان خود را بر می کشد تا او را از رنج برهاند. تا اویی که سال ها رنج پرورش خود، ملت و مردم را کشید، اویی که سال ها رنج عمل در مسیر استقلال، آزادی، انسانیت و عشق به مردمان را متحمل شد و اویی که ماهها رنج سرطان سختی را به تن کشید و لبخند از لبانش دور نشد را به جایی ببرد که دیگر چنین سختی ای در آن نباشد. مگر نه این است که ان مع العسر یسرا. سختی دکتر ابراهیم یزدی هم تمام شد. یکی از پدران پرورش دهنده مردم ایران پر کشید. حال که رفته است، حال که درخت استوار دیگر نیست، حال که کوه ایستاده رفته است یادمان می افتد که ای وای! مگر می شود که نباشد؟ ولی نیست.

Yazdi_short_blue

قطعا دکتر ابراهیم یزدی به مانند همه انسان هایی که خداگونه گان در تبعید در عصر و زمان خود بوده و هستند، انسان هایی که حجت های انسان بودن اند که انسانی که امکان بل هم اذل شدن را دارد، می تواند به جایی برسد که به او، به کمال، به اوج، به قله نزدیک شود، انسان اند و خطاکار. هیچ بنی بشری از خطا مصون نیست. قرار نیست از کسی بتی ساخته شود تا توحید بشکند و گوساله سامری بسازد. اتفاقا حسن این آدم ها خود، بت شکنی است. خود شکنی ای که شرط اولش پذیرش انتقاد است. و پذیرش نقد و اصلاح خود. مغرور نشدن و بدل به طاغوت در عمل و رفتار و زندگی نگشتن. دکتر ابراهیم یزدی و ابراهیم یزدی ها به شهادت تاریخ و زندگی شان چنین بوده اند. خطا کرده اند بلاشک. اما جمع بندی زندگی ۸۶ ساله او گواه بر مدعای فوق است.

Continue reading “عروج پیرمرد و ما”

کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران


کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: مقام رهبری می گوید که نباید کار فرهنگی را با برگزاری کنسرت اشتباه گرفت. امام جمعه مشهد و نماینده رهبری در استان خراسان رضوی، کنسرت موسیقی را مطرب بازی می داند. کنسرت های موسیقی در سراسر کشور به دلایل مختلف لغو می شوند. اما وزارت ارشاد و مراجع رسمی و قانونی مجوز دهنده برای کنسرت ها، اقدام به صدور مجوز می کنند. دادستانی هم در این میانه می گوید که امنیت کنسرت ها باید تضمین شده باشد و هم چنین محتوای آن نیز باید سالم باشد. نهادی مجوز می دهد. نهادهایی کلاً با اصل مسئله مخالف اند و نهادهایی برنامه مجوز دار را پیش از برگزاری بر هم می زنند. این وضعیت کنسرت موسیقی در ایران است. حاکمیتی که انگار خود به مانند یک کنسرت موسیقی به شدت ناهماهنگ عمل می کند. نهادها با هم هماهنگ نیستند و هرکسی ساز خودش را می نوازد. سازهایی که حتی دامان یکی از حکومتی ترین خوانندگان چون حامد زمانی را هم می گیرد تا کنسرت او در مشهد لغو شود.

از فردای انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷، وضعیت به همین صورت بود. از سوی بنیانگذار نظام سخنانی مبنی بر حرمت مطلق موسیقی مطرح شده بود. کار حتی به جایی کشیده بود که سرود “خمینی ای امام” هم به مدت دوسال، در اوایل دهه ۶۰ ممنوع بود. (۱) و حتی با توجه به این حرام انگاری موسیقی، تلاشی آغاز شده بود تا سرودهای انقلابی آن سال ها با طبل و سنج ضبط شود. محمدعلی ابطحی، مدیر رادیو تلویزیون شیراز در سال های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اما از خود اجتهادی ها در این خصوص سخن می گوید و می گوید که در برابر بنیادگذار نظام جمهوری اسلامی اجرای موسیقی انجام شده است. امری که تاریخ نیز آن را تائید می کند. (۲)

اما انگار این وضعیت نابسمان موسیقی که یکی آن را حلال و دیگری آن را حرام بداند هم چنان برقرار است. با گذشت حدود ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، هم چنان برخوردهای دوگانه با موسیقی انجام می پذیرد و بالاخره معلوم نیست مسئول اصلی این طفل بر زمین مانده در این سرزمین کیست.

Continue reading “کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران”

حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است


حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است/ علی کلائی

علی کلائی: حسین زمان، متولد ۱۳۳۸، خواننده پاپ، فعال فرهنگی-هنری و مدرس دانشگاه و مراکز آموزش عالی است. او هم چنین کسی است که پیش از انقلاب و در اولین سال های نوجوانی فعالیت انقلابی کرده، دستگیر و از دانشگاه اخراج شده و بعد برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرده است؛ اما با آغاز جنگ ایران و عراق به ایران باز می گردد و به صف رزمندگان در این جنگ می پیوندد.

حسین زمان امروز و پس از یک و نیم دهه ممنوع الکاری هم چنان نسبت به حوزه موسیقی دغدغه دارد. قطعاتی را آماده برای انتشار دارد و اما به دلیل رویکردها و اندیشه هایش اجازه کار نمی یابد و خود در مصاحبه ای می گوید که “تصور می کنم که از بالا دستور داده اند  که عوامل امنیتی و اطلاعاتی جلوی کار من را بگیرند”.

در این شماره از خط صلح با وی در خصوص مسئله موسیقی در ایران و جلوگیری و تعطیلی کنسرت ها به گفتگو نشسته ایم. آقای زمان در این گفتگو ضمن نگاهی به تاریخ موسیقی پس از پیروزی انقلاب می گوید که مسئله موسیقی در ایران، بدل به مسئله ای سیاسی شده است. هم چنین از نگاه او برای این حوزه در ساخت حاکمیت امروز ایران “هیچ مبنا و ملاک درست و مشخصی وجود ندارد”.

این خواننده پاپ ضمن پذیرش این نظر که دو جبهه سیاسی در تقابل با هم موسیقی را قربانی می کنند، می گوید که: “موسیقی در ایران آواره است، هم این است که هر مسئول و نهادی ساز خودش را می زند”.

Continue reading “حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است”