دکتر امیرباقر مدنی: برای حل معضل گرانی ها، دولت باید جلوی فساد را بگیرد


دکتر امیرباقر مدنی: برای حل معضل گرانی ها، دولت باید جلوی فساد را بگیرد/ علی کلائی

گفتگو از علی کلائی

امیر باقر مدنی، استاد کهنسال اقتصاد و اندیشمند ایرانی است که کتاب هایی چون “ژاپن چگونه ژاپن شد؟” و “موانع توسعه اقتصادی ایران (مقایسه با ژاپن)” را در کارنامه خود دارد و تاکنون مقالات بسیاری از او در روزنامه ها و نشریات معتبر داخل و خارج کشور منتشر شده است. وی در گفتگو با خط صلح در ارتباط با گرانی های اخیر و مشکلات اقتصادی کشور می گوید که علاوه بر تحریم های اقتصادی موجود، مسئله دزدی ها و فساد موجود در کشور هم هست که باید حل شود.

این استاد اقتصاد عقیده دارد که: «یکی از دلایل افزایش قیمت ها، چاپ اسکناس جدید از سوی دولت است». وی با انتقاد از مدیران اقتصادی کشور می گوید: «متاسفانه افرادی که واقعاً کار را بلد هستند، برسرکار نمی گذارند. آدم هایی را بر سر کار می آورند که تنها یک چیزهایی از اقتصاد می دانند و اما نه تجربه ای دارند و نه آگاهی کافی».

مشروح گفتگو با این اقتصاددان با سابقه در ذیل از نظر شما می گذرد:

Continue reading “دکتر امیرباقر مدنی: برای حل معضل گرانی ها، دولت باید جلوی فساد را بگیرد”
Advertisements

قصه کوپن و بازگشت سوال برانگیزش

Image may contain: one or more people and text

مرتضی هامونیان: چهار دهه پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که رهبری نظام بیانیه گام دوم انقلاب را می نویسد، باز نوایی دردآور اما آشنا به گوش می رسد. آنانی که دهه های اول انقلاب را به یاد دارند، کلمه کوپن -یا همان فارسی شده اش، کالابرگ- را به خاطر می آورند. کالابرگ های یک یا چند نفره ای که توسط ستاد بسیج اقتصادی در اختیار مردم قرار می گرفت تا مردم با آن ها سهم خود از کالاهای اساسی شان را دریافت کنند. هم چنین زندگی کردگان آن روزها، کوپن فروش های سطح شهر را هم به خاطر می آورند که با فریاد “کوپن کوپن” و نام بردن از کالای مورد نظر، با آن کاسبی می کردند و بازار سیاه راه می انداختند.

وزیر جهاد کشاورزی توزیع کوپن را، چهار دهه پس از انقلاب و این بار به دلیل گرانی شدید و کمبود گوشت رد می کند (۱)، اما مجلس طرح توزیع کالابرگ یا همان کوپن الکترونیکی را تصویب می کند و مجید کیانپور، نماینده دورود و ازنا و عضو کمیسیون عمران مجلس هم می گوید که «به دلیل عدم نظارت‌ کافی به سمت کوپنی شدن رفتیم». وی هم چنین دلیل تصویب چنین طرحی را این مسئله عنوان می کند که «هیچ ساز و کاری در توزیع کالاهای اساسی در کشور در این برهه از زمان وجود نداشت و در نتیجه بررسی‌های مجلس این بود که کالا به دست آن مصرف کننده اصلی که هدف توزیع این کالاهای اساسی است نمی رسد». (۲)

Continue reading “قصه کوپن و بازگشت سوال برانگیزش”

اجبار حجاب یا سوزاندن پول مردم؛ به نام هیچ!

اجبار حجاب یا سوزاندن پول مردم؛ به نام هیچ!/ علی کلائی

علی کلائی: در روزهای اخیر عبارت ۴۰ سال پس از انقلاب ۵۷ و تعابیری شبیه به این آن قدر به گوش می رسد که گاه می پنداری عزمی راسخ فراهم آمده تا در ۴۰ سالگی حاکمیت جمهوری اسلامی، جمع بندی و برآیندی از آن تصویر شود و تا همه، از انقلاب کنندگان تا اکثریت جامعه و نسلی که یا در دوران انقلاب کودک بوده و یا در آن زمان به دنیا نیامده بوده بدانند که این حاکمیت چه ثمراتی را برای مردمان این دیار کهن فراهم آورده است. خوانندگان قدیمی پاپ چون گوگوش و سیاوش قمیشی ترانه “چهل سال” می خوانند و همین ترانه از سوی اقشار مختلف مردم واکنش های متفاوت و متضادی را هم به همراه دارد. چهار دهه پس از انقلاب و بعد حاکمیت جمهوری اسلامی، امروز انگار شعارهای این حاکمیت است که در مقابلش صف آرایی کرده و چشم در چشمش نگاه می کند.

اولین هشت مارس پس از انقلاب اما نقطه آغازی است برای یک تقابل. انقلابیون که مرد و زن، مذهبی و غیرمذهبی در کنار هم شریک در انقلاب بوده اند، هنوز ماهی از پیروزی انقلاب نگذشته که با اولین چالش خود مواجه می شود. لغو قانون حمایت از خانواده و طرح مسئله حجاب اجباری توسط بنیانگذار نظام که آن روزها تنها رهبر انقلاب بود. ۱۷ اسفند ۵۷، هشت مارس ۱۹۷۹ راهپیمایی گسترده زنان در پایتخت کشور پسا انقلاب، پیامی واضح داشت و آن پیام “مخالفت با حجاب اجباری” بود. آزادی را جهانی و نه شرقی و نه غربی می دانست و صراحتاً می گفت که “ما انقلاب نکردیم، تا به عقب برگردیم”. مسئله حجاب اجباری به مسئله جامعه ایران بدل شد. حتی مواضع میانه روانه آیت الله طالقانی که با حجاب اجباری مخالفت کرد هم، افاقه نکرد. نه اجل به سید محمود طالقانی مهلت داد تا بتواند در برابر انقلابیون تازه حاکم شده مواضع خود را پیش ببرد و نه اصولاً رهبر انقلاب و اطرافیانش در حزب جمهوری اسلامی، گوششان به این حرف ها بدهکار بود. حجاب اجباری شد، گام به گام پیش رفت و سرانجام شعار “یا روسری، یا توسری” جایگزین شعارهای آزادیخواهانه زنان در خیابان شد.

چهار دهه بعد اما در ایران پسا انقلاب، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گزارش می دهد که ۷۰ درصد زنان جامعه به حجاب تجویزی حکومت اعتقادی ندارند و بر حجاب مردم عنوان “حجاب عرفی” را در برابر “حجاب شرعی” می گذارد. (۱) ایران در عصری است که پدیده دختران خیابان انقلاب ظهور می کند و حجاب ها را بر سر چوب می زنند و اقشار مختلف دختران و زنان ایرانی از طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی مخالفت خود را با حجاب اجباری عیان کرده و اعلام می کنند. در شرایطی که بر اساس اولین و آخرین قانون حجاب اجباری در ایران، موضوع ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۶۲ که بعداً در سال ۱۳۷۵ به صورت تبصره ای به ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی الحاق شد، زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به ۱۰ تا ۶۰ روز حبس یا ۵ تا ۵۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم می شوند. (۲)

در واقع و بنا بر گزارش مرکز پژوهش های مجلس، ۴ دهه سیاست تحمیل حجاب اجباری و طرح قانون برای تعزیر متخلفین توسط زنان جامعه ایران به هیچ انگاشته شده و نادیده گرفته شده است. ۴ دهه تحمیل نتوانسته ارزش های مورد نظر بنیانگذار نظام در خصوص اجباری کردن حجاب را به جامعه تحمیل کند و هنوز جامعه ایران انگار شعارهای همان روز ۱۷ اسفند ۵۷ را تکرار می کند.

این چهار دهه دوران های فراوانی داشت. از روزگاری که کسی جرات نمی کرد تا از بودجه ها و پول های مصرف شده در خصوص بحث هایی به مانند حجاب اجباری بپرسد تا امروز که مسئله بودجه سالانه حاکمیت به امری بدل می شود که می تواند در سطح جامعه مطرح و در خصوص آن بحث شود. این که این طرح و درانداختن مسئله توسط دولت و جریان حامی اش در مجلس چقدر در راستای نگاهی است که مردم را محق می داند و چقدرش در راستای دعواهای درون حکومتی، خود بحثی است پردامنه و پر قضاوت. اما فارغ از این مسئله، وقتی صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی در گفتگو و یا در واقع مناظره با حسین الله کرم که می گوید دکتر است و البته می دانیم از رهبران گروه فشار در دهه ۷۰ و ۸۰ بوده و از بزرگان انصار حزب الله است، رقم شش هزار میلیارد تومان را مطرح می کند، دیگر مسئله بودجه حجاب امری نیست که بتوان از کنار آن گذشت. دستکم اگر با کمی ضرب و تقسیم آن را به چهار دهه حاکمیت یک نظام سیاسی تعمیم دهی، می فهمی که چه بودجه هنگفتی صرف امری شده که ظاهراً پس از چهار دهه یک نهاد حاکمیتی (مجلس) می گوید شکست خورده!

Continue reading “اجبار حجاب یا سوزاندن پول مردم؛ به نام هیچ!”

با “پول مردم” در بودجه ۹۷ چه می کنند؟


با “پول مردم” در بودجه ۹۷ چه می کنند؟/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: “وقتی می گوییم دولت پول بدهد، یعنی پول مردم”. این یکی از جملاتی است که رئیس جمهور حسن روحانی در مصاحبه غیرچالشی خود با رضا رشیدپور در شبانگاه دوم بهمن ماه ۱۳۹۶ از رسانه ملی مطرح کرد. پول دولتی که نه از هر محلی و با خواست خود دولت، که می بایست از محل بودجه در نظر گرفته شده برای هر امری صورت بگیرد. بودجه ای که حسن روحانی تقدیم مجلس کرده است. بودجه ای که با هشتگ #بودجه۹۷ در شبکه های اجتماعی در خصوص آن سخن گفته می شود. بودجه در وضعیتی که دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان می گوید: “کارد به استخوان مردم رسیده و حالا می‌توان فقط برای بقای هر ایرانی تلاش کرد نه بیش‌تر!”

Continue reading “با “پول مردم” در بودجه ۹۷ چه می کنند؟”

کارگران در محیط کار می میرند! – علی کلائی

Workers are dying at work! – Ali Kalaei
About workplaces injuries and death of workers in Iran

برخی وقایع انگار هر روز و هر روز تکرار می شود و به روزمره های ما در زندگی عادی بدل شده اند. واقعیت هایی که حتی اگر با بیماری، آسیب دیدگی، قطع عضو و یا مرگ انسانها همراه باشد، آنقدر در هر روز ما حل شده و جریان دارد که به جزئی از روند روزگارمان بدل شده است. حساسیت ها در برابرش بر انگیخته نمی شود و یا اگر بر انگیخته شود تنها سری به افسوس تکان خواهد خورد و بعد دیگر واکنشی نخواهیم داشت.

مرگ و آسیب کارگران در محیط کار انگار به امری همیشگی، مندرج در تمامی زمان در اخبار و واقعیتی بدل شده است که خب! هست. یعنی نه بصورت امری غیر طبیعی و نیازمند علاج و رسیدگی که به صورت امری پذیرفته شده و بخشی از واقعیت موجود زندگی کاری در ایران امروز بدل شده است. امری که با وجود درگیر بودن با جان شیرین آدمها، انگار حلاوت این زندگی برای برخی بیشتر و برای برخی کمتر است و از دست رفتن این شیرین ترین سرمایه مادی آدمی برای عده ای انگار بخشی از واقعیت زندگی کاری است و خلاصه همین است که هست!

بنا بر گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روزانه 4 تن از نیروی کار و یا کسانی که که بر مبنای قوانین کار در جمهوری اسلامی به ایشان کارگر اطلاق می شود، به دلیل حوادث ناشی از کار جان خود را از دست می دهند. این عدد می بایست تداعی کننده این مسئله باشد که در طول یک سال، یعنی در طول 365 روز، جمعا باید 1460 نفر از این نیروی کار بر اثر حوادث ناشی از کار از دست رفته باشند. در این حالی که متاسفانه، بنا بر همین گزارش، این عدد به مرز 1494 تن رسیده است. (1) Continue reading “کارگران در محیط کار می میرند! – علی کلائی”

راه کارگر – راه بشر

images

آنانی که به شما می گویند که تجار و سرمایه سالاران و اتحادیه هاشان تنها با مشوق اخلاقی دستمزد شما را اضافه می کنند مانند این است که به شما بگویند ببرها بر روی یک سری میوه پرتقال زندگی می کنند. هنری جورج اقتصاد دان، نویسنده و فعال آمریکایی در نامه ای به پاپ لئو سیزدهم به نام وضعیت کارگران.
این سخن عجیب است. همانقدر که مسئله کارگران و زحمت کشان و نسبتشان با صاحبان کار و سرمایه و ابزار تولید در طول تاریخ، عجیب بوده است. نسبتی که از انسان بهره کش از همنوعش، حکایت داشت. انسانی که برای سود بیشتر بر همنوع خود جفا می کند و از او کار می کشد و با مزد کم سعی در استتثمار او دارد. انگار تاریخ حقوق کارگران و حقوق انسان همزمانی و همراهی و حتی همزبانی دارد. داستان از آغاز صنعتی شدن انسان و ورود به جهان صنعت سرمایه ساز شکل جدیدی به خود می‌گیرد. شکل سنتی کشاورزی و استثمار انسان از انسان در زمین تمام نشده، اما رقیبی قدرتمند را در کنار خود می بیند. رقیبی به نام عصر صنعت.
از خیزش اسپارتاکوس (۱۰۹ تا ۷۱ پیش از میلاد) تا آغاز صنعتی شدن و پیدا شدن مفاهیم جدید کارگر، اتحادیه های کارگری و حقوق کارگر و انسان، راه درازی طی شده است. خصلت اعتراض گری انسان و طلبش برای وضعیت بهتر قطعا در طول تاریخ خیزش های بسیاری را برای آزادی و رهائی و داشتن حقوق انسانی زائیده است. خیزش هایی که گام به گام و در سیری تکاملی همراه با سیری پرورشی و تکاملی جهان متکامل شدند و در عصر صنعتی شدن رویه تازه ای به خود گرفتند.
عنصر صعنتی شدن عصر رشد سرمایه بود. با انقلاب بورژوازی در انگلستان حدفاصل سالها ۱۶۴۰ تا ۱۶۶۰، این کشور زودتر از بقیه به عصر سرمایه داری پا نهاد. در اواسط قرن ۱۸ ام بود که شرایط برای انقلاب صنعتی مهیا شد. عصری که از دهه ۶۰ قرن ۱۸ آغاز شد تا دهه ۴۰ قرن ۱۹ به طول انجامید. سالهایی که در انگلستان انقلاب صنعتی بود، ماشین بخار و مولدهای بخاری توسط انسان خلاق زاده شد و نقطه عطفی را برای این خیزش رقم زد. نقطه عطفی که در اواخر قرن ۱۹، با کشف نیروی الکتریسیته توسط ادیسون سیری تکاملی یافت. Continue reading “راه کارگر – راه بشر”

اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه

اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه

دکتر اسماعیل گرامی مقدم، متولد سال ۱۳۴۵ در بجنورد، اقتصاددان، نماینده‌ی پیشین مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی و  سخنگوی حزب اعتماد ملی است.

خط صلح، در خصوص توجه قانون گذارها به برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق مرزنشین، میزان اجرایی شدن چنین برنامه‌هایی، عدم توسعه‌ی مناطق آزادی چون منطقه‌ی آزاد چابهار و پدیده‌ی قاچاق کلان در کشور، با اسماعیل گرامی مقدم گفتگو کرده است.

وی در این گفتگو و در رابطه با عدم توسعه‌ی منطقه‌ی آزاد چابهار، با تاکید بر این‌که پتانسل‌های خود این مناطق در رشد آن‌ها موثر واقع می‌شود، می‌گوید: “استاندارها و فرماندارها می‌توانستند در چابهار امکاناتی را جذب کنند که خلاء جمعیت را جبران بکنند ولی متاسفانه چنین اقداماتی در هیچ دولتی جدی گرفته نشده است.”

گرامی مقدم هم‌چنین محدودیت‌ها، ممنوعیت‌ها و تعرفه‌های در نظر گرفته شده برای واردات کالا توسط مجلسیان را، یکی از مهم‌ترین عواملی می‌داند که زمینه را برای قاچاق آن کالا فراهم می‌کند…

جناب گرامی مقدم، توجه قانون گذارها به برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق مرزنشین، به ویژه در زمانی که شما نیز در مجلس حضور داشتید، تا چه حد بود؟

غالب نماینده‌های مجلس، یک دید توسعه‌ محور به مناطق مرزی دارند اما آن را بیش‌تر در بودجه‌های سالیانه و در برنامه‌های کوتاه  مدت، میان مدت و بلند مدت می‌بینند. در کوتاه‌ مدت، مسئله‌ی برنامه ریزی مطرح است که در مجلس ششم و پنجم به‌درستی به آن‌ها پرداخته شد و در برنامه‌های میان مدت که در برنامه‌های اول، سوم و چهارم توسعه بود، به گونه‌ای سیاست‌گذاری شده بود که توازن توسعه به وجود بیاید. یعنی سیاست‌گذاران در برنامه و بودجه از سال ۶۸ که برنامه‌ی اول را به اجرا گذاشتند تا برنامه‌ی سوم که به مجلس هفتم رسید و من هم آن موقع در مجلس حضور داشتم، می‌توانیم بگوییم یکی از موفق‌ترین برنامه‌های اجرایی بعد از انقلاب را عملی کردند، چراکه بودجه‌ها سالیانه و با هدف گیری میان ‌مدت به مناطق مختلف اختصاص پیدا می‌کرد. Continue reading “اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه”