بهمن احمدی امویی: شفافیت لایحه بودجه ۹۷ شعارگونه است


بهمن احمدی امویی: شفافیت لایحه بودجه ۹۷ شعارگونه است/ علی کلائی

علی کلائی: لایحه بودجه ۹۷ در سال جاری به شدت خبرساز شد و به همین دلیل برای بررسی ابعاد مختلف مسئله بودجه در ایران با محوریت این لایحه، تلاش فراوانی کردیم که با اهل فن در این خصوص به گفتگو بپردازیم. سرانجام بخت یار بودیم و امکان گفتگو با آقای امویی میسر شد.

بهمن احمدی امویی، دانش آموخته اقتصاد، روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق است. از آقای امویی که سابقه همکاری با روزنامه هایی چون جامعه، صبح امروز، توس، نوروز، شرق و سرمایه را در کارنامه خود دارد، تاکنون کتاب هایی چون “اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی” و “مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند” نیز منتشر شده‌ است.

با ایشان از شفافیت بودجه ۹۷ و نقاط قوت و ضعف آن سخن گفتیم و سری به تخصیص های مختلف بودجه در حوزه های گوناگون زدیم. یکی از گویاترین نکات در این گفتگو در پاسخ به آخرین سوال مطرح شد که آقای امویی گفتند: “می گویند بودجه نشان دهنده سطح تمدن و توسعه یافتگی یک کشور است. در نتیجه سطح تمدن و توسعه یافتگی ما متناسب با بودجه مان است”.

مشروح گفتگو با بهمن احمدی امویی در خصوص لایحه بودجه ۹۷ در زیر از نظرتان می گذرد.

Continue reading “بهمن احمدی امویی: شفافیت لایحه بودجه ۹۷ شعارگونه است”

Advertisements

روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷

علی کلائی: بر اساس گزارش منابع رسمی و حکومتی در ایران، بیش از ۲۰ نفر در جریان اعتراضات سراسری و مردمی روزهای اخیر در شهرهای مختلف کشته شده‌اند. نیروی اصلی امنیتی و حکومتی در مقابل مردم هنوز نیروی انتظامی است. شهروندان بسیاری از دریافت پیامک‌های تهدیدآمیز خبر داده‌اند که در آنها از ایشان خواسته شده در اعتراضات شرکت نکنند. تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده اما وزیر مربوطه خبر از قطع موقت آنها داده و گفته بعدا باز خواهند شد. شمار زیادی از دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف بازداشت شده‌اند و این همه در حالی است که قرار بوده -بنا به گفته حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی- دست وزیر ارتباطات روی دکمه فیلتر شبکه‌های اجتماعی نرود و فضای امنیتی در دانشگاه‌ها حاکم نباشد.

البته مسئول اقدامات نیروی انتظامی نیز با وزیر کشور دولت حسن روحانی است و رهبر نظام، این مسئولیت را به او تفویض کرده است.

از سوی دیگر بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی با امضای روحانی می‌گذرد. سال ۲۰۱۷ میلادی تمام شده و در واقع یک سالگی این منشور تقریبا با پایان سال میلادی همزمان شده است. اتفاقی که با اعتراضات سراسری مردم ایران قرین شده: در راستای برقرار کردن حقوق شهروندی، شهروندانی کشته و زخمی شده‌اند، بسیاری از حاضران در اعتراضات دستگیر شده‌اند و اوضاع کشور خاص و بحرانی است و شاهد تقابل تمام عیار اقشار و طبقات مختلف اجتماعی با حاکمیت در شهرهای مختلف کشور، از شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک هستیم.

خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش کرده است در سالی که گذشت بیش از ۹ هزار و ۳۵۳ ماه حکم زندان برای شهروندان ایرانی صادر شده، متهمان به هشت هزار و ۷۰۳ ضربه شلاق (علی‌رغم ماهیت غیرانسانی این مجازات) محکوم شده‌اند و دست‌کم ۴۴۶ نفر اعدام شده‌اند. ۵۰ درصد این اعدام‌شدگان از متهمان مربوط به مواد مخدر بوده‌اند و ۹۳ درصد اعدام‌ها مخفیانه بوده است، به این معنا که خبر آنها در رسانه‎های رسمی منتشر نشده:

بیشتر بخوانید: گزارش یک سال نقض حقوق بشر در ایران: ۴۴۶ اعدام در سال ۲۰۱۷

برای ارزیابی وضعیت حقوق بشر در ایران در سال گذشته میلادی، با توجه به گذشت بیش از یک سال از ارائه و ابلاغ منشور حقوق شهروندی، زمانه با چهار نفر از فعالان حقوق بشر گفت‌و‌گو کرده و از ایشان خواسته تا ضمن بیان ارزیابی خود بگویند مسئولیت عمده و اصلی نقض حقوق بشر در ایران متوجه کدام یک از ارکان حاکمیت است و دلیل این موضوع از نظر ایشان چیست؟

این سوال‌ها پیش از آغاز اعتراضات اخیر پرسیده شده‌اند و فارغ از آنچه در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷ میلادی به وقوع پیوست و هنوز هم در جریان است، پاسخ داده شده‌اند:

Continue reading “روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷”

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران

 

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی در ایران توسط دولت حسن روحانی می گذرد. دولتی که در سال اولِ دوره دوم خود قرار دارد و با این که در این دوره در آغاز راه است، اما با احتساب دوره قبل، هم مسئول بسیاری از رخدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است و هم باید پاسخگوی عملکرد خود در چهار سال گذشته باشد. در واقع و با توجه به این که عموم روسای جمهور در ایران دو دوره در پست خود باقی بوده اند، جمع بست کارنامه هر رئیس جمهور و هر دولتی، جمع بست هر دو دوره است و دوره ها از هم قابل تفکیک نیست.

در این منشور که بیش از یک سال از ابلاغ آن توسط دولت می گذرد، نیروی کار و حقوق کار نیز دیده شده است. “منشور حقوق شهروندی با استناد و تکیه به اصول نوزدهم، بیستم، بیست و هشتم، بند ۱۲ اصل سوم و بند ۲ اصل چهل و سوم قانون اساسی و نیز ماده  ۷۸ خود، این طور بیان نموده که شهروندان از حق فرصت برابر در دسترسی به مشاغل و انتخاب آزادانه حرفه موردنظر خود طبق موازین قانونی به ‌گونه ‌ای که قادر به تامین معاش خود به صورت منصفانه و آبرومندانه باشند، برخوردارند. هم چنین با توجه به مواد ۲- ۴- ۲۴-۶۴ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، ماده ۵۴ قانون خدمات کشوری و بند ۲ و ۶ سیاست های کلی نظام اداری، داشتن شغلی مناسب از حقوق شهروندی به شمار می رود و دولت می بایست شرایط مناسب را برای تحقق این حق تضمین و بر آن نظارت نماید”. (۱) این منشور حق تامین معاش منصفانه و عادلانه را حق برابر برای همه شهروندان بر می شمارد.

با وجود گذشت این یک سال، اما آن چه می بینیم افزایش معوقات مزدی کارگران، تضییع حقوق آن ها، کوچک شدن سفره هایشان و ضربه به ایشان است. در همین ماه اخیر از کارگران نیشکر هفت تپه تا کارگران در مریوان و مهاباد و فولاد نطنز و پروژه دوخطه کردن راه آهن زنجان-تهران تا کارگران لاوان تابلوی کرمان، اعتصاب، تجمع، اعتراض و خودسوزی و کلیه فروشی و خلاصه همه کار کرده اند تا معوقات مزدیشان را بگیرند؛ تا حق تامین معاش منصفانه و عادلانه ای که از ایشان ستانده شده، بگیرند؛ تا غذایی برای خوردن، لباسی برای پوشیدن، سقفی برای اسکان و جانی برای کار بیش تر و باز به تعویق افتادن مزدشان در سیستم اقتصادی ایران امروز داشته باشند؛ تا به قولی استثمار شوند و بتوانند بیش تر کار کنند؛ تا …زنده بمانند!

Continue reading “روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران”

ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده


ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده/ علی کلائی

علی کلائی: اخبار مربوط به اعتراضات کارگران نسبت به معوقات مزدی شان، به خبرهایی هر روزه ای بدل شده که دیگر در حال عادی شدن هستند. کارگرانی که ماه ها کار می کنند و مزدی نمی گیرند. خانواده هایی که کارگران بی مزد، سرپرست خانوارهایشان هستند و پس از چند ماه در تامین احتیاجات اولیه نیز در می مانند.

برای بررسی این مسئله و جویا شدن چرایی و چگونگی آن با ناصر آقاجری، از فعالین با سابقه کارگری و از نمایندگان صنفی کارگران پروژه ای جنوب گفتگو کرده ایم. از او در خصوص مسئله معوقات مزدی، نوع و ساختار قراردادها و برخورد وزارت کار با آن پرسیده ایم. آقاجری نیز با “دلالی” خواندن سرمایه داری موجود در ایران، با ما از نقض قوانین اساسی و موضوعه در ایران در همه حوزه ها از جمله حوزه کار سخن گفت و گفت که آن چه روی می دهد، دور زدن قوانین موجود در کشور و خارج کردن همه کارگران از حوزه قانون کار است. خارج کردنی که به سلطه تمام عیار کارفرما و پیمانکار منجر شده و جان و مال و همه چیز کارگران در ید قدرت ایشان قرار می گیرد. کارگرانی که به تعبیر آقاجری به صورت وحشیانه ای در حال استثمار شدن هستند. کارگرانی که همه چیزشان غارت می شود و دیگر چیزی جز جانشان برای از دست دادن ندارند.

مشروح گفتگو با ناصر آقاجری را در زیر می خوانید.

Continue reading “ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده”

بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟

مرتضی هامونیان : روزهای آغازین پسا انقلاب بهمن ۵۷ است. مملکت در التهاب به سر می برد و نیروهای مردمی در خیابان هم از انقلاب تازه به ثمر رسیده محافظت می کنند و هم با به ثمر رسیدن انقلاب، دسته بندی هایشان واضح تر می شود. وقت رقابت های گروهی فرا رسیده است. خیابان ها از حضور نیروهای مردمی پر است. نیروهای مردمی که در زمان روی دادن انقلاب در حمایت از آن بسیج شده بودند، هنوز در کنار هم اند.

اصلی ترین نیروی حامی رژیم پادشاهی در ایران -که اعلام بی طرفی اش به پیروزی انقلاب می انجامد-، ارتش است. ارتشی که در زمان آخرین پادشاه سلسله پهلوی برای حمایت از او قسم یاد کرده بود و ۲۲ بهمن ۵۷ و اعلام بی طرفی اش، تیر خلاصی به رژیم گذشته زده بود و عصر پادشاهان را در ایران به اتمام رسانیده بود. اما نه تیمسار سپهبد هوشنگ حاتم که متن اعلامیه بی طرفی ارتش را نوشت و نه خود شخص ارتشبد قره باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران نمی دانستند که پس از این روز اعلام بی طرفی، بسیاری از فرماندهان رده بالای ارتش و حتی خود سپهبد حاتم به تیغ دادگاه های انقلاب سپرده خواهند شد و اعدام می شوند. ارتشی که پس از انقلاب تا سطح فرماندهان ارشدش تصفیه شدند، اما با حمله عراق به ایران در برابر متجاوز تمام قد ایستاد و جنگید. سال های اخیر پر است از خاطرات ارتشیان (از مصاحبه های تلویزیونی در سالگردهای آغاز جنگ ۸ ساله تا برنامه های خشت خام حسین دهباشی) که روایت یک سویه سپاه پاسداران از جنگ را به چالش می کشند و تصحیح می کنند.

اما در آن روزهای پس از انقلاب کسی به ارتش اطمینان نداشت. بسیاری از نیروهای انقلابی ای که بعدها به معارضان با نظام پسا انقلاب مبدل شدند، انحلال ارتش را می خواستند و به دنبال ارتش انقلابی، توحیدی و بی طبقه و درجه بودند. ارتشی که حتی خود آنان هم نمی دانستند که چطور ارتشی است و اصولاً چگونه ارتشی می تواند درجه و سلسله مراتب فرماندهی نداشته باشد.

اما علاوه بر این، بعدها معارض شدگان، نیروهای انقلابی هوادار آیت الله خمینی هم به ارتش اطمینان نداشتند. نیروهای انقلابی کوچه و خیابان ها که عموماً سازمان دهی شدگان مساجد بودند برای آنان به تکیه گاهی بدل شده بودند که هم قدرت جریان روحانی انقلاب که نمادش آقای خمینی بود، به رخ الباقی نیروهای انقلابی بکشند و هم نیروی نظامی مطمئنی داشته باشند تا اگر ارتش موجود خواست کودتا کند -و یا هر عمل دیگری-، این نیروی در اختیار بتواند در برابرش ایستادگی کند. وبسایت بصیرت از قول خبرنگار نشریه صبح صادق (نشریه داخلی سپاه پاسداران) روایتی را از قول فردی به نام رحمانی نقل می کند که به نظر خواندنی می آید: “با تعدادی از طلبه ها و یاران امام جلساتی را در نجف داشتیم و پیرامون حکومت شاه و جریان اعتراضات مردمی با هم گفتگو می کردیم. در جمع ما حجت الاسلام شهید محمد منتظری هم بود. صحبت در این خصوص بود ]که[ انقلاب به پیروزی برسد. آیا امام با این ارتش وفادار به شاه و حکومت پهلوی می خواهد از انقلاب نگهداری کند یا فکر دیگری دارد؟ آقای منتظری گفتند که من این موضوع را از امام سوال خواهم کرد که نتیجه پیگیری ایشان این شد که حضرت امام با یک تدبیر دور اندیشانه فرمودند: من اشتباه مصدق را که به ارتش شاه تکیه کرد مرتکب نخواهم شد، بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد”.(۱)

Gorouh-Feshar-79

انقلاب در بهمن ۵۷ به پیروزی می رسد و پنجم آذر ۵۸، وقتی حکومت جمهوری اسلامی اعلام شده، آیت الله خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران (خود سپاه در اردی بهشت ۵۸ تشکیل شده بود) در سخنانی می گوید: “اگر یک ملت که همه جوان هایش مجهز باشند به همین جهازی علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشند که یک تفنگی دستشان آمدند ندانند با آن، چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچه مملکتی آسیب بردار نیست. و الآن هم الحمدلله‏ آسیب بردار نیست. الان هم ما پشتیبانمان خداست. و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم. و خدا با ماست”.(۲)

این ایده “ارتش بیست میلیونی” در ۱۰ اردی بهشت ۵۹ در شورای انقلاب بدل به “سازمان بسیج ملی” می شود و مصوبه شورای انقلاب برای اجرا به وزارت کشور ارسال می شود.

Continue reading “بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟”

محسن سازگارا: بسیج نیرویی خودسر و بدون انضباط است

محسن سازگارا: بسیج نیرویی خودسر و بدون انضباط است/ علی کلائی

علی کلائی: محسن سازگارا، فعال سیاسی، روزنامه نگار و پژوهشگر و از اعضای اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود که در دولت محمدعلی رجائی، معاون سیاسی اجتماعی وزیر مشاور در امور اجرایی بود. او از کسانی بود که در تاسیس سپاه پاسداران نقش داشت و در سال ۱۳۶۱ نیز به عنوان رئیس سازمان گسترش صنایع سنگین جمهوری اسلامی منصوب شد.

در این شماره از خط صلح، با آقای سازگارا در خصوص نیروی مقاومت بسیج و بالاخص طرح این نیرو به عنوان ضابط قضایی در آیین دادرسی کیفری جدید به گفتگو پرداخته ایم. بسیجی که مطابق اولین ماده فصل چهارم اساسنامه سپاه پاسداران، به منظور “ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور ‌دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و هم چنین کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط” تشکیل شد و اما در سال های اخیر و در مجلس شورای اسلامی طرحی به تصویب رسیده است که “آموزش نظامی، تعلیم و تربیت، تهیه و اجرای طرح‌های دفاعی، سازندگی و کمک به رشد توسعه علمی” را از وظایف این نیرو بر می شمرد. نیرویی که به گفته محسن سازگارا امروزه به یک سازمان ضد مردمی و منفور تبدیل شده است.

متن کامل این گفتگو از نظر شما خوانندگان محترم می گذرد.

Continue reading “محسن سازگارا: بسیج نیرویی خودسر و بدون انضباط است”

گام به گام تاریخ و رژیم حقوقی معطل در ایران پسا انقلاب


گام به گام تاریخ و رژیم حقوقی معطل در ایران پسا انقلاب/ علی کلائی

علی کلائی: بگذارید با یک خاطره شخصی شروع کنم. ۱۳ آذر ۱۳۸۶ و در حاشیه تجمع دانشجویی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، در کنار دانشگاه تهران بازداشت شدم. پس از انتقال به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و چند ساعتی نشستن با چشم بند در مقابل دیوار، نوبت بازجویی مقدماتی ام شد. به اتاق بازجو رفتم و چشم بند به چشم، پشت به بازجو نشستم. بازجو (یا به قول خودشان کارشناس) پرسید که چرا در تجمع غیرقانونی شرکت داشته ام. من هم با سری افراشته به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استناد کردم که می گوید: “تشکیل اجتماعات و راه ‏پیمایی ‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است”. می دانستم که یک تجمع دانشجویی هرچه باشد مخل مبانی اسلام نیست. هنوز به آن “است” آخر نرسیده بودم که پس گردنی سنگینی من را به جلو پرتاب کرد و بازجو زیر گوشم گفت که در آن جا قانون “او”ست.

رژیم حقوقی در پای رژیم حقیقی قربانی شده

۴ دهه از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ و تشکیل نظام جمهوری اسلامی می گذرد. انقلابی که در همان سال های اولیه اش صاحب قانون اساسی و قوانین موضوعه شد و شکل کار به صورتی بود که اگر تنها ظاهر مسئله را می دیدی فکر می کردی که این روند ره به قانون مداری می برد. اما مشکل جای دیگری بود. در ایران پسا انقلابی و در عهد جمهوری اسلامی (به مانند زمان پیشین و همه زمان هایی که ایران صاحب رژیم حقوقی شد، به جز چند مقطع بسیار کوتاه) رژیم حقوقی سخنی می گفت و اما آن چه در نهایت بر زمین واقعی به صورت عملی در می آمد، رژیم حقیقی بود. همان رژیم حقیقی که پس گردنی اش را در آن عصر آذر سال ۸۶ شمسی خوردم و گفت که قانون نه آن اصل مصرح در متن کتاب، که اوست. اویی صاحب اقتدار، زور، ثروت و قطعا توجیه هایی است که مثالش را در مطلبی مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ در سایت الف می توان دید. آن جا که در واکنش به تجمعات پسا انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ که به سال ۸۹ هم کشید، در خرداد ماه و احتمالا هراسان از به خیابان آمدن مردم در سالگرد آن انتخابات از “مخل مبانی اسلام” بودن تجمع مردم برای اعتراض به نتایج انتخابات می گوید و اصل ۲۷ قانون اساسی که متضمن حقی برای شهروندان است را اصلی می داند که “با هدف تحکیم پایه ‌های نظام اسلامی و پیگیری مطالبات قانونی، در قانون اساسی تعبیه شده است”. (۱)

این رژیم حقیقی بارها رژیم حقوقی را پیش پای مصلحت خود، یعنی مصلحت نظام و در واقع با ترجمان نظام به یک طبقه، یک گروه، یک طیف فکری، یک فرد و ده ها یک دیگر، قربانی کرده است. قصه امروز و دیروز نیست. داستان از همان روزهای آغازین پسا انقلاب آغاز شد. گروه ها تجمعات یکدیگر را بر هم می زدند و اما رد پای برهم زدن تجمعات، در وضعیتی که هنوز هیمنه این رژیم حقوقی کاملاً بر رژیم حقیقی سوار نشده و ایران به اصطلاح هنوز در فضای پسا انقلابی است، را نه در روال های رسمی حاکمیتی که در گروه هایی می توان جست که به صورت پیدا و پنهان از سوی حاکمان تازه مستقر شده حمایت می شدند و خود را پیرو خط آنان و فدائی ایشان می دانستند. این اوضاع در کنار اوضاع سیاسی زمانه، تضاد نخست وزیر و رهبر و بعد رئیس جمهور و رهبر و عدم استقرار نظام جدید و درگیری ها در اطراف و اکناف هنوز به اندیشه ورزان به سلطه کامل فرصت نداده بود که تمامیت چتر خود را بر ایران بیافکنند. خلاصه زمانی می خواستند و نقطه عطفی که میخ را بکوبند. نقطه عطف شد سی خرداد ۱۳۶۰٫ تجمع مخالفین رهبر نظام و دستگاه روحانی مستقر شده که سرکوب شد و به آغازی برای پایان تمام آزادی های به دست آمده پس از انقلاب بدل شد.

Continue reading “گام به گام تاریخ و رژیم حقوقی معطل در ایران پسا انقلاب”