“عدالتخانه” می خواهیم؛ صد و یازده سال پس از مشروطه


12149_70727

مرتضی هامونیان: تلاش برای دستیابی به قوه قضاییه ای دادستان و کارآمد در ایران، ریشه ای به درازنای تاریخ دارد. دادخواهی در تاریخ ایران انگاره ای سنتی بوده که هر زمانی به هر شکلی دنبال شده است. اصلاً کلمه “دات” در فرس قدیم هخامنشی و اوستا به معنی “قانون” است و همین کلمه در فارسی تبدیل به “داد” گردیده و کلمه “داتیک” منسوب به دات به معنی “عدل و داد” است. در آن زمان (عصر هخامنشی) قضاوت و داوری زیر نظر شاه انجام می شد و مغان و پیشوایان مذهبی مجری قانون و مسئول رسیدگی به دعاوی بودند. شاید بتوان گفت که از آن زمان همراهی دو نهاد دادخواهی یا همان عدالتخانه و نهاد مذهب به عنوان نهاد و منبع وضع قانون (در آن زمان) ظهور و بروز داشته و این روند تا امروز نیز ادامه دارد. بنا به مکتوبات مانده از آن روزگار، واضعان قوانین نیز در آن عصر کاهنان بودند و باز این مسئله این گونه همراهی را در ایران آن روزگار به نمایش می گذارد.

این روند در عصر اشکانی نیز کمابیش ادامه یافت. هم چنان شاه بالاترین مقام در دستگاه قضا بود و شاکیان از روند دستگاه دادخواهی در آن دوران دوبار در ایام نوروز و مهرگان فرصت داشتند که داد خود از پادشاه بستانند و مردم شکایات خود را از تمامیت حاکمیت یا هرکه از او شاکی هستند، مطرح کنند. هم چنین در عصر ساسانی نیز این روند ادامه یافت. در آن عصر سازمان قضا، آداب آن و امر دادرسی در ید قدرت موبدان زرتشتی بود و مبانی حقوق و قضاوت از اوستا و کتب مرجع دینی زرتشتی و فتاوای علمای این دین در آن عصر گرفته و مطرح می شد.

پس از هجمه اعراب به ایران و تسلط ایشان، حاکمان تازه با دین تازه خود دستگاه قضای جدیدی را بر مبنای شرعیت و فقه حاکم بر کرسی نشاندند. به طور مشخص در دوران سلطه امویان و عباسیان این فقه اهل سنت و جماعت بود که به عنوان منبع قضاوت در ایران مطرح بود. با ظهور صفویان اما ورق به سود شیعیان امامیه تازه به قدرت رسیده در ایران برگشت. در این زمان امور شرعی و عرفی از یکدیگر تفکیک شدند و دادگاه های شرعی زیر نظر فقها و شیخ الاسلام ها و دادگاه های عرفی زیر نظر ظل اللهی شاه و عاملانش رسیدگی می شد. این امر در دوران زندیان و افشاریان نیز ادامه یافت. (۱)

عصر قجرها اما عصری بود که دیوان سالاری بیش تری در دستگاه قضا ورود کرد. این روند در سیر تکاملی خود از بازنگری در عهد امیرکبیر و مشیرالدوله گذشت تا به عصر مشروطه رسید.

یکی از خواست های ابتدایی مبارزان عصر مشروطه، حتی پیش از فرمان مشروطه همایونی، فرمان تاسیس عدالتخانه توسط مظفرالدین شاه قاجار بود. این فرمان نیز خود بدل به مقدمه ای برای آغاز روند مشروطه شدن قدرت به حاکمیت مردم و قانون در ایران شد. (۲)

Continue reading ““عدالتخانه” می خواهیم؛ صد و یازده سال پس از مشروطه”

محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته


محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته/ علی کلائی

علی کلائی: دکتر محمدعلی دادخواه، حقوقدان، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر است. وی در سال های پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ و بالاخص در دو دهه اخیر، پرونده های سیاسی، دانشجویی و حقوق بشری بسیاری را وکالت کرده است. این وکیل مبرز و استاد حقوق هم چنین در این ایام بارها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، به زندان افتاده و توسط دادگاه انقلاب محکوم شده است.

با این استاد حقوق و فعال حقوق بشر در خصوص مسئله فساد در دستگاه قضایی ایران به گفتگو نشسته ایم. وی نیز با سعه صدر، ضمن پاسخگویی به سوالات خط صلح از دلایل وجود فساد در دستگاه قضایی ایران سخن گفت و مسئله عزم این دستگاه برای مبارزه با فساد را بررسی کرد. دکتر دادخواه هم چنین با ذکر این که نسبت به تغییر افراد در این دستگاه و در نتیجه اصلاح مسئله فساد در قوه قضاییه خوشبین است، در خصوص امر وکالت و چالش های وکلا و فارغ التحصیلان حقوق در ایران و عدم رعایت شدن شان وکیل و وکالت در ایران نکاتی را بیان کرد.

Continue reading “محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته”

فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی


فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی/ سیمین روزگرد

سیمین روزگرد: تقی رحمانی، نویسنده و عضو شورای فعالان ملی مذهبی که قریب یک سوم از عمر خود را در زندان به سر برده است، چهره ای نام آشنا در میان فعالین مدنی است. او تجربه مستقیمی از مواجهه با محرومیت و عدم توسعه یافتگی در سیستان و بلوچستان و هم چنین برخورد با مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان و از بلندپایه ترین رهبران اهل سنت ایران دارد.

ماهنامه خط صلح در این شماره با آقای رحمانی در خصوص مولوی عبدالحمید و تاثیر این عالم مذهبی اهل سنت در کاهش تنش ها و تضادها در استان سیستان و بلوچستان و اهل سنت ایران گفتگو کرده است. او، مولوی عبدالحمید را فردی بسیار صمیمی و با تساهل و تسامح توصیف می کند و ایران گرایی امام جمعه اهل سنت زاهدان را فرصتی طلایی می داند که باید توسط مرکز نشینان و صاحبان قدرت در ایران مورد توجه قرار گیرد. این فعال مدنی در این مصاحبه بر نقش حکومت و قدرت مرکزی در برقراری این تعامل تاکید می کند و می گوید که این مناطق باید به سمت توسعه پایدار، غیرسیاسی، غیر نظامی و غیرامنیتی شدن پیش برود.

مشروح گفتگو با تقی رحمانی، نویسنده، فعال مدنی و فعال ملی مذهبی در ذیل از نظر شما می گذرد.

Continue reading “فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی”

علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است


علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است

علیرضا ثقفی، فعال کارگری، عضو کانون مدافعان حقوق کارگر و عضو کانون نویسندگان ایران است. او که از فعالین قدیمی کارگری در ایران است بارها توسط نهادهای امنیتی به دلیل فعالیت های کارگری خود بازداشت و زندانی شده است.

ثقفی در گفتگو با ماهنامه خط صلح، طرح کارورزی وزارت کار را که به منظور ثبت نام از متقاضیان کار و فارغ التحصیلان بیکار دانشگاهی اخیراً به صورت رسمی آغاز شده است، “طرحی شکست خورده” می داند که “راه به جایی نخواهد برد”.

این فعال سرشناس کارگری در ایران که انتقادات جدی به طرح کارورزی دارد، معتقد است “هیچ طرحی در این بلبشو و فسادی که در این جا حاکم است، قابل اجرا نیست”.

Continue reading “علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است”

حسن طایی: طرح کارورزی می تواند افراد را به سمت کارآفرینی سوق دهد

 

حسن طایی: طرح کارورزی می تواند افراد را به سمت کارآفرینی سوق دهد/ علی کلائی

علی کلائی: دکتر حسن طایی، استاد و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است که در بخشی از دوران دولت یازدهم، معاون اشتغال علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بوده است. او از دانشگاهیان مبرز در حوزه اشتغال و کار و از اقتصاددانان صاحب اعتبار در کشور است.

عنوان پایان نامه دوره فوق لیسانس او “نیروی انسانی و روند اشتغال در اقتصاد ایران” و عنوان رساله دکتری وی “تخصیص زمان، عرضه نیروی کار خانوار و تقاضای کالا‌ها و خدمات” بوده است.

ماهنامه خط صلح در این شماره و در خصوص مسئله بیکاری و طرح کارورزی دولت دوازدهم با وی گفتگو کرده است. حسن طایی معتقد است که “اگر طرح کارورزی خوب اجرا شود و تخصیص های لازم به آن داده شود، می تواند یکی از معضلات آموزش عالی ما را که آشنا نبودن دانش آموختگان با فضای کار است، برطرف کند”.

Continue reading “حسن طایی: طرح کارورزی می تواند افراد را به سمت کارآفرینی سوق دهد”

انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟


انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: جامعه‌ی ایران تاکجا توان پذیرش عقیده‌ی مخالف را داشته و دارد؟ این جامعه چه نوع عقیده‌ی مخالفی را بر می‌تابد و در برابر چه رویکردی مقاومت نشان می‌دهد؟ وقتی پای دین و عقیده در این جامعه به میان می‌آید، این مقاومت تا چه اندازه گسترش می‌یابد؟ دکتر فرهنگ رجایی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلتون کانادا در کتاب “مشکله هویت ایرانیان امروز”، ۴ پاره‌ای را برای هویت ایرانی امروز ذکر می‌کند؛ یکی از این ۴ پاره، سنت است. دکتر رجایی دین و اسلام را به عنوان پاره‌ای دیگر از این عناصر هویت ساز عنوان کرده است. چه نظر دکتر رجایی بر مستقل بودن دین و اسلام به عنوان عنصری هویت ساز برای ایرانیان امروز -ایرانیان پسا مشروطه‌ای که با فرهنگ جدید نیز آشنا شده و در آمیخته‌اند، بپذیریم و چه تنها سنت را به عنوان عنصری هویت ساز برگیریم، به هر تقدیر چاره‌ای جز پذیرش دین، اینجا اسلام و به طور مشخص در طول ۵ قرن اخیر پس از استیلای صفویه بر ایران و بدل شدن تشیع به دین رسمی کشور، تشیع، به عنوان عنصری موثر در ساخت این هویت نداریم. در واقع چه دین را مستقلاً برگیریم و چه به عنوان ستون فقرات سنت ساز به حسابش بیاوریم، در هر دو حالت باید به تقابل این دین، مومنان آن و مردم دیندار جامعه با آن رویکرد، عقیده و بالاخص دیانت جدید توجه کنیم.

بهاییت آئینی است که در قرن ۱۹ میلادی شکل گرفت. پیشینه‌ی آن از شیخیه و بابیه می‌آید و با قرائت خاصی از مذهب تشیع شکل گرفت. این آئین از زمان اظهار تاکنون، دوره‌های مختلفی را در ایران تجربه کرده است که بحث و بررسی در مورد آن جایگاه متفاوتی را می‌طلبد. اما بگذارید قدری جلوتر بیاییم؛ ۱۳۳۲ و کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی دکتر مصدق. دولتی مورد تایید ملیون از سویی و اکثر مذهبی‌ها از بدنه‌ی جامعه تا علمای اعلام است. از سید ابوالقاسم کاشانی که در ابتدا مدافع دولت مصدق و نهضت ملی است و بعد به جناح کودتا می‌پیوندد تا سید رضا و سید ابوالفضل زنجانی که تا آخرین لحظه مصدقی می‌مانند و حتی پس از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ به دلیل مصدقی بودن و ملی بودن و عدم پذیرش حکومت ولایت فقیه و حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت یک فرد بر مردم، منزوی می‌شوند و در انزوا فوت می‌کنند. اما کودتای مرداد ۱۳۳۲ به مانند تمام شوک‌های سیاسی از جنس کودتا، خاکستر مرگ، سکوت و سکون را بر جامعه می‌پاشد. مبارزین جا نمی‌زنند و به سرعت پس از کودتا نهضت مقاومت ملی را سامان می‌دهند و اما بدنه‌ی اجتماعی چند سالی طول می‌کشد تا دوباره نفس بکشد؛ از شوک ضربه کودتا به درآید و دوباره به میدان وارد شود. شاید گفتن وضعیت دانشگاه به عنوان پیشرو‌ترین نهاد هوادار نهضت ملی، مقاومت ملی و ملیون گویای وضعیت باشد. اولین ۱۶ آذر پس از ۱۶ آذر ۳۲ و کشته شدن سه دانشجو در آن و در واقع اولین سالگرد علنی بزرگداشت آن روز خونین در دانشگاه در سال ۱۳۳۹ برگزار می‌شود؛ یعنی پس از ۷ سال سکوت. جامعه‌ای که ضربه‌ی سنگین کودتا، هزینه‌ی کار سیاسی را در آن بسیار بالا برده، وزیر امور خارجه دولت ملی‌اش اعدام شده، نخست وزیر دولت ملی‌اش زندانی شده، به دانشگاهش حمله‌ی مسلحانه شده، فعالین ملی‌اش به زندان افتاده‌اند و هم‌چنین سازمان افسری حزب توده نیز کشف و اعضای آن با اعدام و زندان‌های طویل المدت روبه‌رو شده‌اند.

در چنین وضعیتی است که نهاد جدیدی با هدفی بنا بر اعلام، غیرسیاسی و مذهبی شکل می‌گیرد؛ نهادی به نام انجمن حجتیه مهدویه در سال ۱۳۳۲ و پس از کودتا. نهادی که وظیفه‌ی خود را دفاع از اسلام در مقابل بهاییت و تلاش برای فراهم کردن زمینه‌ی ظهور امام عصر شیعیان اثنی عشری می‌داند. این نهاد مدعی است که در واقع با هدف دفاع علمی از اسلام و تشیع در برابر چالش الهیاتی بهاییت تشکیل شده است. بنیانگذار این نهاد شیخ محمود ذاکر زاده تولائی معروف به شیخ محمود حلبی است؛ متولد شهریور ۱۲۷۹ هجری شمسی و از روحانیون مشهد. روحانی درس خوانده‌ای که خارج فقه و اصولش را نزد سید حسین طباطبایی قمی مشهور به حاج آقا حسین قمی می‌خواند. او در ابتدا فلسفه‌خوان بود و نزد آقا بزرگ شهیدی، معروف به آقا بزرگ حکیم فلسفه می‌خواند. اما پس از سال‌ها تحصیل و تدریس فلسفه در حوزه‌ی مشهد، تحت تاثیر میرزا مهدی اصفهانی، موسس مکتب تفکیک (مکتب معارف خراسان) قرار می‌گیرد. او از فلسفه دور و بدل به یکی از مخالفان فلسفه، تصوف و عرفان مصطلح می‌شود. می‌شود این مخالفت او را تحت تاثیر رویکرد مکتب تفکیک دانست. بنیانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روش‌های مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت قائل به تفکیک روش‌های مختلف معرفت شناختی و ارائه‌ی معارف ناب و سره قرآنی هستند. آنان به شدت به روش معرفتی ملاصدرا شیرازی می‌تازند و روش او را موجب خلط روشی شناختی می‌دانند. و این اصرار ایشان بر مخالفت با فلسفه و حاکمیت مکتب تفکیک آن‌قدر جدی و در حوزه‌ی مشهد آن‌قدر غالب است که بنیانگذار جمهوری اسلامی -که خود استاد فلسفه‌ی اسلامی است-، پس از انقلاب و در سال ۱۳۵۸ به احترام حفظ وحدت عمومی حوزه‌ی مشهد و حاکمیت دینی، از ادامه‌ی درس تفسیر قرآن خویش که در قالب برنامه “با قرآن در صحنه” از تلویزیون پخش می‌شد، خودداری کرد. حضور آن‌ها تنها محدود به آن سال‌ها هم نماند. این نفوذ هم‌چنان ادامه پیدا کرد تا جایی که در دهه‌ی هفتاد شمسی با حضور آیت الله جوادی آملی (فیلسوف دیگر حوزه‌ی علمیه قم) در مشهد برای زعامت حوزه‌ی علمیه این شهر مخالفت کردند.

Continue reading “انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟”

دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری


دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری/ علی کلائی

علی کلائی: آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان یکی از مراجع بزرگ شیعه، بارها در بزنگاه‌های تاریخی و یا مسائل حساس، منش و اندیشه‌ی متفاوت خود را نشان داده است؛ یکی از آن‌ها مسئله‌ی حقوق بهاییان است. ایشان در اعلام نظری که در آخرین سال‌های عمرشان منتشر شد، در خصوص بهاییان از “حق آب و گل” و “حقوق شهروندی” ایشان سخن گفتند که در نوع خود و در میان علمای شیعه کم نظیر بود.

ماهنامه‌ی خط صلح در گفتگو با احمد منتظری، از زمینه‌ی این اعلام نظر پرسیده است و آقای منتظری نیز با تشریح دیدگاه‌های پدرشان در خصوص معتقدین به دیانت بهاییت، از لزوم همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق یکدیگر میان شهروندان یک کشور با عقاید مختلف سخن گفته‌اند.

مشروح گفتگو با احمد منتظری، فرزند مرحوم آیت الله منتظری، در ذیل از نظر شما می‌گذرد:

Continue reading “دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری”