رجایی؛ حجتی برای زمین و زمان ما

علی کلائی: چهره‌شان را از روزهای نمایشگاه‌های کتاب در غرفه “گام نو” به‌خاطر می‌آورم؛ با همان لبخند همیشگی، آرام به سخنانت گوش می‌دهد؛ نقدت را می‌شنود و پاسخ می‌گوید. چهره‌شان را از روزهای جلسات مختلفی به‌خاطر دارم؛ با همان لبخند آرام و متین؛ لبخندی که البته هنوز بر چهره‌اش هست. چشمش را ستاندند اما لبخندش را نتوانستند از او بگیرند. آرامش و طمانینه‌اش را نتوانستند بگیرند. هنوز در همان یک چشم و در لبخندش، امید موج می‌زند و ایستادگی و صلابت.

در سریال مختارنامه در باب زخم چشم مختار از زبان او روایت می‌شود که «ردپایی جلوی چشمم نهاده‌اند تا هیچ وقت گمشان نکنم.» زخم چشم علیرضا رجایی نیز حکایت همین ردپاست. ردپایی این‌بار در برابر چشم مایی که نشسته‌ایم و نظاره می‌کنیم.

Continue reading “رجایی؛ حجتی برای زمین و زمان ما”

Advertisements

عروج پیرمرد و ما

علی کلائی: دیوارها و ساختمان های استوار، درختان سربه فلک کشیده و هزاران ساله و کوه های ستبر سینه و رو به دشت و شهر و مردم و خادم آنان، همیشه دیده نمی شوند. وجودشان مفروض گرفته می شود. چون همیشه هستند، بدل می شوند به بخشی از واقعیت روزمره. انگار بودنشان همیشگی است. همیشه می توان به آنها تکیه کرد. سایه ای گرفت. پشتی جست و نفسی چاق کرد. اما دیده نمی شوند با اینکه صبور می ایستند و پناه می گردند. برخی آدم ها هم در زندگی اینگونه است. وجودشان مفروض است. تصور اینکه زمانی برسد که بروند در مخیله نمی گنجد. اما کل من علیها فان. هرچه هستن فانی و تنها یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

نقل است از پیامبر اسلام که أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه. پدری نه از باب منشا تولد که از باب تربیت و آموزش. هرنسلی و عصری و هر مردمی در هر دورانی پدرانی دارند مشعل دار راه. پدرانی تربیت کننده، نماد شونده و جهت دهنده. این پدران در هر عصر، نسل می سازند. نماد می شوند. تربیت می کنند و آموزش می دهند. اگر خدای رب است و پروردگار و اهل پرورش، اگر انسان پرورش دهنده، خدای گونه ای است در تبعید، این پدران رتبه ای از امر پرورش ملت ها در هر فرهنگی عهده دارند. کوه هایی هستند که روی به جامعه و سر به آسمان، پناه می دهند مردمان را. این انسانها البته انسان اند و ممکن الخطا. اما چونان پرورش یافته اند که می توانند چنین امری را به دوش بکشند.

پدران ملتمان یکی یکی پر می کشند. تنها از سال ۸۸ به بعد. از فقیه عالیقدری که بزرگ بود و عزیز. از عاشورا گونه غمبار لواسان و رحلت پدر و شهادت خواهر تا شهادت برادری دیگر در حبس. تا پرواز دکتر صدر حاج سید جوادی، احمد قابل و استاد ادیب برومند و حال، حال باز حضرت جان ستان به فرمان رب یکی از دوستان خود را بر می کشد تا او را از رنج برهاند. تا اویی که سال ها رنج پرورش خود، ملت و مردم را کشید، اویی که سال ها رنج عمل در مسیر استقلال، آزادی، انسانیت و عشق به مردمان را متحمل شد و اویی که ماهها رنج سرطان سختی را به تن کشید و لبخند از لبانش دور نشد را به جایی ببرد که دیگر چنین سختی ای در آن نباشد. مگر نه این است که ان مع العسر یسرا. سختی دکتر ابراهیم یزدی هم تمام شد. یکی از پدران پرورش دهنده مردم ایران پر کشید. حال که رفته است، حال که درخت استوار دیگر نیست، حال که کوه ایستاده رفته است یادمان می افتد که ای وای! مگر می شود که نباشد؟ ولی نیست.

Yazdi_short_blue

قطعا دکتر ابراهیم یزدی به مانند همه انسان هایی که خداگونه گان در تبعید در عصر و زمان خود بوده و هستند، انسان هایی که حجت های انسان بودن اند که انسانی که امکان بل هم اذل شدن را دارد، می تواند به جایی برسد که به او، به کمال، به اوج، به قله نزدیک شود، انسان اند و خطاکار. هیچ بنی بشری از خطا مصون نیست. قرار نیست از کسی بتی ساخته شود تا توحید بشکند و گوساله سامری بسازد. اتفاقا حسن این آدم ها خود، بت شکنی است. خود شکنی ای که شرط اولش پذیرش انتقاد است. و پذیرش نقد و اصلاح خود. مغرور نشدن و بدل به طاغوت در عمل و رفتار و زندگی نگشتن. دکتر ابراهیم یزدی و ابراهیم یزدی ها به شهادت تاریخ و زندگی شان چنین بوده اند. خطا کرده اند بلاشک. اما جمع بندی زندگی ۸۶ ساله او گواه بر مدعای فوق است.

Continue reading “عروج پیرمرد و ما”

راه پر پیچ و خم مدرن شدن شریعت

مصطفی آکیول | ترجمه: علی کلائی

در ماه ژوئن (سال ۲۰۱۷)، بیش از بیست شهر آمریکا در تظاهرات علیه قوانین شریعت در این کشور شرکت کردند. برای این معترضین این کلمه عربی [شریعت]، کُدی و معنایی است برای ستم به زنان و مردان به نام خدا و اعمال دهشت‌باری به‌مانند سنگسار و سر بریدن. شاید این تظاهرکنندگان در این خصوص حرف و بحثی قابل اعتنا داشته باشند، چون این گونه وحشیگری‌ها در واقع به نام شریعت صورت می‌گیرد، اما نکاتی نیز هست که ایشان آن‌ها را درنظر نگرفته‌اند.

در زبان عربی و در لغت، «شریعت» به معنای «راه» است. به طور مشخص اما به تمامیت قوانین اسلامی که مسلمانان آن‌ها را به عنوان خواست و اراده خداوند می‌بینند، اطلاق می‌شود که در قرآن و یا سیره [گفتار و رفتار] پیامبر آمده است. ممکن نیست که مسلمانی که در ایمان خود راسخ و مستحکم است، قوانین شریعت را محکوم کند و با آن‌ها مخالفت کند. اما روش اجرای شریعت که به آن «فقه» گفته می‌شود، امری است که قابل بحث و تفسیر است.

14akyol-inyt-master768-v2

بخش زیادی از شریعت در ارتباط با امور شخصی است. یک مسلمان خوب [و مومن] باید پنج مرتبه در روز به سوی مکه نماز بگزارد یا مثلا در همه روزهای ماه رمضان روزه بگیرد. قطعا با توجه به تقوا و میزان مذهبی بودن هر شخص، انجام این اعمال اگر از روی اجبار نباشد هیچ مشکلی ندارد [و فرد آنها را انجام می دهد]. از آن هم باید در هر جامعه‌ای که آزادی مذهبی دارد استقبال شود و پذیرفته شوند.

اما بخشی از شریعت نیز در خصوص حقوق و قوانین مربوط به عموم است. به مانند قوانین مربوط به مجازات. و میان آن‌ها با استانداردهای مدرن حقوق بشری تضادی آشکار وجود دارد. اولا شریعت، مجازات‌های بدنی به مانند قطع دست، سنگسار، شلاق و سربریدن را آشکارا پذیرفته است. همچنین قوانین اسلامی، اعمالی مانند ارتداد، توهین به مقدسات و ارتباط جنسی خارج از ازدواج را جرم دانسته و ممنوع کرده است. در حالی که هیچ‌کدام از آنها قابلیت جرم انگاری در هیچ جامعه آزادی را ندارند.

Continue reading “راه پر پیچ و خم مدرن شدن شریعت”

شیخ شجاع، جان بر کف و چشم در چشم

علی کلائی: اعتصاب غذای کروبی پس از نماز صبح. اعتصاب غذای خشک در شرایطی که قلب با باطری (پیس میکر) کار می‌کند و بیمار باید داروهای فراوانی را هم مصرف کند. شیخ مهدی کروبی داروهایش را می‌خورد اما آب و غذا نه. شیخ مهدی کروبی شجاع اعتصاب غذای خشک کرده است.

اعتصاب غذای خشک شیخ کروبی برای ساده‌ترین خواست‌های انسانی یک زندانی است. ماموران از سلول او خارج شوند. سلول و زندان کروبی امروز خانه اوست. پس می‌خواهد که ماموران حریمش را حفظ کنند. و کروبی می‌خواهد بر اساس همین قوانین دادگاهی برای او تشکیل شود. و خود گفته است که نسبت به رای احتمالی صادره هم اعتراضی نخواهد کرد.

اعتصاب غذای مهدی کروبی

بیش از شش سال است که کسانی که رهبران جنبش سبز، جنبش پسا انتخابات سال ۱۳۸۸ لقب گرفتند در حصر خانگی‌اند. میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی. شش سال حصر بی‌دادگاه، بی‌محاکمه و غیرقانونی بر جسم‌شان فشار آورده. سن‌ها بالاست. جسم‌ها نمی‌کشد. بیماری قلبی برای همه آن‌ها عوارضی را پدید آورده. همه آن‌ها در طول این سال‌ها بارها برای کنترل و درمان به بیمارستان منتقل شده‌اند.
پس از بیش از شش سال، کروبی پس از بیماری‌ای سخت و گذاشتن پیس میکر یا همان باتری برای قلبش اعتصاب غذای خشک کرده است. کروبی با اعتصاب غذای خشک همه را به صحنه خوانده. از رهبر نظام که مسئول اصلی حصر است تا رئیس‌جمهوری که دوبار پیاپی از قِبَلِ وعده رفع حصر رای آورد و هنوز هیچ نکرده است و اگر هم کاری کرده کسی خبر ندارد.و تا ما، فعالان مدنی، اصلاح‌طلب، فعالان اپوزسیون از هر طیف و جریان و همه. همه یعنی از مراجع تقلید قم و نجف و دیگر بلاد تا دیگر روحانیون با نفوذی که می‌توانند و احیانا سخنشان بر مسئول اصلی حصر، یعنی شخص علی خامنه‌ای می تواند موثر بیافتد.

کروبی اعتصاب غذای خشک کرده تا همه را به خط کند. به صحنه بیاورد. تا اگر قرار است اتفاقی تلخ روی دهد، این رویداد برای حاکمانب سرزمین‌مان هزینه‌بر باشد. تا اگر تصمیم بر قتل محصوران در حصر است، کید مکاران به خود آنها بازگردد و هزینه بر دوش خود آنان گذاشته شود. کروبی پاتکی زده است به استبداد مزور حاکم بر ایران. قتل محصوران هزینه دارد. حاکمیت باید یا رفع حصر کند و یا هزینه جنایت را بپردازد. این‌بار مبارز قدیمی با آخرین سلاحش، جانش به میدان آمده است.

Continue reading “شیخ شجاع، جان بر کف و چشم در چشم”

هرکه می‌گوید قرآن حامی تروریسم است، آموزه‌هایش در مورد خشونت را نخوانده

قاسم رشید / مترجم: علی کلائی

مجوز داده شده در سوره بیست و دوم قرآن (سوره حج) آیات ۴۰ و ۴۱ تنها خاص مسلمانان برای دفاع از خود در برابر آزارها و اذیت‌ها نیست، بلکه برای دفاع از مسیحیان، یهودیان و همه مردمان از همه ادیان ومذاهب از اعمال تروریستی ای است که گروه‌هایی به مانند داعش امروز مرتکب می شوند.

امروزه تنها دو گروه افسانه «حمایت قرآن از تروریسم و آموزش آن» را تبلیغ می‌کنند: نظریه‌پردازان و کارشناسانی که با مسلمانان مخالف اند و افراطیون داعشی. هر دو ره به خطا می‌برند.

این نتیجه‌گیری و نگاه ساده‌انگارانه، این مسئله را که بسیاری از گروه‌ها در بسیاری از کشورهای مسلمان در جهان امروز ترور و تروریسم را تجربه می‌کنند، نادیده می گیرد. این (نتیجه‌گیری) تجارت بین‌المللی اسلحه توسط قدرت‌های بزرگ غربی را که کاملا علیه حقوق بشر است و مرگ بیش از ۶۰ هزار کودک در یمن را موجب شده است نادیده می‌گیرد. و این حقیقت که سومالیایی‌ها از قحطی بزرگی رنج می‌برند، عملا توسط رسانه‌های غربی نادیده گرفته می‌شوند، کما اینکه بحران سوریه در سال‌های اخیر توسط ایشان نادیده گرفته شد.

هم‌چنان با روی‌دادن حملات در مصر، لندن و سوریه، نقدها به طور پیش‌فرض به سوی قرآن رفت و منتقدین مدعی شدند که این مسائل از آیات «خشونت» بار قرآن نشات می‌گیرد. ما نمی‌توانیم به جنایاتی که در سوریه، یمن و سومالی رخ داده بپردازیم تا زمانی که خود به امر انصاف و برخوردی عادلانه پای‌بند نباشیم. سرزنش قرآن به دلیل این تروریسم قطع به یقین نه تنها نادرست است، بلکه منابع ارزشمندی را که می‌تواند در راه جلوگیری از جنگ و قحطی به کار آید، ضایع خواهد کرد.

سه حقیقت مهم اثبات می‌کند هیچ امری در قرآن جواز به ترور نمی‌دهد. و در شرایطی که اسلام هراسان و داعش، هر دو با هم این سه حقیقت را نادیده می‌گیرند، قرآن، پیامبر اسلام و مسلمانان در سراسر جهان از این سه حقیقت مهم همچنان دفاع، پشتیبانی و حمایت می کنند.

Continue reading “هرکه می‌گوید قرآن حامی تروریسم است، آموزه‌هایش در مورد خشونت را نخوانده”

«ماجرای نیمروز» یا تحریف تاریخ برای امروز!

علی کلائی: نام فیلم ماجرای نیمروز است. فیلم از همان ابتدا مدعای روایت تاریخ را دارد و البته میگوید که برخی نام‌ها را تغییر داده است. اما واقعیت اینجاست که این فیلم در سه محور تاریخ، تحلیل و تصویر تحریف‌های آشکاری دارد و هدف فیلم، سوژه‌ای برای امروز است و در واقع فیلمی است به بهانه دیروز اما برای امروز.Majaraye_Nimroz

Continue reading “«ماجرای نیمروز» یا تحریف تاریخ برای امروز!”

امنیت ملی در تهران زخمی، تهدید و فرصت

علی کلائی: بالاخره پایشان به ایران باز شد و بر سرمان آوار شدند. اینکه پیشتر تیم هایی بوده اند و بازداشت شده اند را نمی دانم. ولی چهارشنبه ۱۷ خرداد ماه، تهران شاهد بود که ۶ تروریست ( ۵ مرد و یک زن) دو مرکز حساس در این شهر را، مجلس شورای اسلامی و مدفن آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی را هدف گرفتند و تا جایی که می دانیم تا این لحظه ۱۷کشته و بیش از ۴۰ زخمی برجای گذاشتند. حملاتی به دقت و حساب شده که این دومحل را هدف قرار داد تا این عمل پیامی به نظام جمهوری اسلامی باشد که مرکز تصمیم گیری آن (بنا بر محاسبات جهانیان) و نماد بنیانگذاری آن می تواند هدف قرار بگیرد. هدف کسانی که بعد مشخص شد از همان گروه ترسناکی هستند که چند سالی است عموما در آن سوی مرزهای غربی کشور خانه کرده اند و به مصیبت سازی برای جهانیان مشغول اند. داعش. دولت اسلامی عراق و شام یا همان دولت اسلامی. خبرگزاری اعماقشان فیلمی نمایش داد که در آن افراد به زبان عربی ای صحبت می کنند که فصیح است اما اشتباهاتی می کنند که هیچ عرب زبانی آنها را مرتکب نمی شود. خلاصه تروریست های فاجعه آفرین که به گفته رضا سیف اللهی، معاون دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران، ایرانی بودند در بخش اصلی آن کلیپ عربی صحبت کردند.

و در آن فیلم هم مرحومی که برزمین افتاده بود، در دفتر آقای حسینعلی حاجی‌دلیگانی نماینده مردم شاهین‌شهر بوده است. او گفته است که مسئول دفترش، فردی به نام زارع و روحانی دیگری به نام تقوی (سید مهدی)، مدیر عامل سابق خبرگزاری ایکنا و مامور از یکی دیگر از دستگاهها و مشاور آقای نماینده آنجا کشته شده اند. آقای دلیگانی تائید کرده اند که فیلم متعلق به دفتر ایشان بوده است. (۲)

این وسط اما بسیاری عربی نویسان و عرب زبانان (اگر نگویم خود اعراب که احیانا شائبه دعواهای بی اعتبار نژادی پیش نیاید) در شبکه های اجتماعی پایشان را در یک کفش کرده بودند که کل ماجرا یک نمایش است دستپخت ایران. و آنهایی که پذیرفته بودند ماجرا به واقع یک عملیات تروریستی است هم با نگاهی غیرمهربانانه به مسئله نگاه می کردند. انگار به قول یکی از آنها، بادی که جمهوری اسلامی در سوریه و عراق و لبنان کاشته است بدل به طوفان شده و دارد درو می شود. هشتگ #البرلمان_الایرانی درتوئیتر خود روایت تلخی از این مسئله دارد که باید آن را دید و عبرت گرفت. چه کرده ایم در سوریه و چه خشمی کاشته ایم که اینگونه با ما رفتار می شود. بپذیریم که با همسایگانمان خوب تا نکرده ایم. انگار امروز هم آنان خیر ما را نمی خواهند. قصه تلخی است.

این ماجرا یک پیام مشخص داشت. حباب امنیتی ایران شکست. دیگر ایران نمی تواند به عنوان جزیره ثبات قد علم کند و بگوید در همه جای خاورمیانه شر شروران داعش هست و در ایران نیست. تفکر داعشی اینبار با استفاده از ابنا و فرزندان همین مردم با هدف قرار دادن دو مرکز مهم و پیام دار در قلب ایران، در تهران ابراز وجود کرد. اینجاست که باید سیستم امنیتی جمهوری اسلامی را مخاطب قرار داد. سیستم امنیتی ای که تا حال از جنگیدن در حرم به عنوان جنگی سخن می گفت که اگر آنجا نجنگند باید در همدان بجنگند. بماند که به جای حرم سر از حلب در می آوردند. اما امروز همان هایی که آنجا هستند و آنهایی که ایشان را به حلب و بخش های مختلف سوریه برای یاری دیکتاتور خون ریز سوریه فرستاده اند باید پاسخ بگویند که چرا این حباب امنیتی ای که ایجاد کردید شکست؟ صاحب منصبان سیاسی و نظامی مملکت و شخص اول آن، بالاخص در دهه اخیر باید پاسخ بگویند که آن همه بودجه ای که صرف نیازهای نظامی و امنیتی ایران شده کجا رفته است؟ به قول شهروند ترکمن مجروح شده که به وزیر بهداشت می گوید: «به ما اجازه بردن یک خودکار به داخل[مجلس] نمی دهند، چطوری این افراد به راحتی با سلاح وارد ساختمان مجلس شدند و مردم را هدف قرار دادند.»

Continue reading “امنیت ملی در تهران زخمی، تهدید و فرصت”