دیدیم که راهبه‌ها بچه‌ها را کشتند | ۲ -اشباح یتیم‌خانه (2)

زیتون- علی کلائی: یتیم‌خانه‌ها یا همان پرورشگاه‌ها قرار بوده که مکانی برای حمایت از کودکانی باشد که پدر و مادرهای واقعی‌شان به هر دلیلی امکان مراقبت و سرپرستی از ایشان را ندارند. اما در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ در قرن گذشته‌، سیستم یتیم‌خانه‌ها و بالاخص یتیم‌خانه‌هایی که تحت نظارت نهادهای مذهبی کلیسایی در ایالات متحده آمریکا و برخی دیگر از کشورهای جهان اداره می‌شد، بارها شاهد تضییع سیستماتیک حقوق کودکان، تجاوزهای جنسی و شکنجه و فجایعی بود که هنوز که هنوز است پرداختن به آن‌‌ها برای قربانیان و کسانی که در خصوص آنها تحقیق و پژوهش می‌کنند، دردناک است و یادآور فجایعی است که با‌ وجدان انسانی منافات دارد.

آنچه در ادامه می‌خوانید برگردان به فارسی  «بخش دوم» گزارشی مبسوط از کریستین کنیلی، محقق و پژوهشگر ارشدی است که چهارسال بر این مسئله در آمریکا و دیگر کشورهای جهان تحقیق و پژوهش کرده است. این گزارش اما به طور مشخص به داستان و پرونده یتیم‌خانه کاتولیکی سنت جوزف در برلینگتون در ایالت ورمونت آمریکا تمرکز کرده و به بازخوانی و طرح این پرونده مشخص پرداخته است. این گزارش در ۲۷ آگوست ۲۰۱۸ در وبگاه بازفید به زبان انگلیسی منتشر شده است.

بخش دوم

بعد از ظهری در سال ۱۹۹۳، فیلیپ وایت در دفتر حقوقی‌اش در طبقه سوم نشسته بود که فردی ناشناس وارد شد و خودش را جوزف بارکوئین معرفی کرد.

وایت او را به دفترش دعوت کرد و از خواست بنشیند و داستانش را بگوید. بارکوئین از وایت خواست تا منشی‌اش را به بیرون بفرستد تا او بتوانند تنها با یک مرد و خصوصی صحبت کنند.

بارکوئین گفت که اخیرا ازدواج کرده و همسر جدیدش از دیدن جای زخمی بر روی آلت تناسلی‌اش شوکه شده است.

Continue reading “دیدیم که راهبه‌ها بچه‌ها را کشتند | ۲ -اشباح یتیم‌خانه (2)”

Advertisements

Exile 1

Still, I’m not sure! Did I make the right thing? I chose and I didn’t know what they meant. Exile and prison. Both of them have many similarities. You are alone in both of them. Alone with no back. Alone with no title. Alone with no one. Alone and you should achieve all lost again. Starting the new life with nothing. Empty hands and just with will and look forward.

All of my friends, at least those who knew about my verdict asked me to flee. Each of them came to me with different plans. Turkey with smugglers that they knew. Kurdistan of Iraq because of some experiences of my friends that could flee from there. I’ve rejected them. All of them. Even I had packed for prison but my weakness or no! she was, is and will be my strength point forever. My mother. My mother that I could meet her just two weeks in all of these years. She cried. I made the desicion. I didn’t want to see her tears again while I’m in prison like those days of detension. My father. My back for all my life. My first teacher in life and my sweet sister. I could see them again in Evin to try to see me and hide their tears. I made that damn desicion. I fled not to the place that they – the security forces- thought. I fled to Malaysia where they didn’t think even for a moment.

The exile has started. I put all I had behind. like the day that I want to go in to grave.

One I heard that Dr.Shariati said in two place people are themselves. In Solitary confinement and in grave. I have to add the third. In exile!

  • It was my first time that want to write about the exile, my exile in English. Just because I needed it. From behind of tears and hope and fears. Before the seventh aniiversary of that day. The day that I fled my homeland!

حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است


حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است/ علی کلائی

علی کلائی: حسین زمان، متولد ۱۳۳۸، خواننده پاپ، فعال فرهنگی-هنری و مدرس دانشگاه و مراکز آموزش عالی است. او هم چنین کسی است که پیش از انقلاب و در اولین سال های نوجوانی فعالیت انقلابی کرده، دستگیر و از دانشگاه اخراج شده و بعد برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرده است؛ اما با آغاز جنگ ایران و عراق به ایران باز می گردد و به صف رزمندگان در این جنگ می پیوندد.

حسین زمان امروز و پس از یک و نیم دهه ممنوع الکاری هم چنان نسبت به حوزه موسیقی دغدغه دارد. قطعاتی را آماده برای انتشار دارد و اما به دلیل رویکردها و اندیشه هایش اجازه کار نمی یابد و خود در مصاحبه ای می گوید که “تصور می کنم که از بالا دستور داده اند  که عوامل امنیتی و اطلاعاتی جلوی کار من را بگیرند”.

در این شماره از خط صلح با وی در خصوص مسئله موسیقی در ایران و جلوگیری و تعطیلی کنسرت ها به گفتگو نشسته ایم. آقای زمان در این گفتگو ضمن نگاهی به تاریخ موسیقی پس از پیروزی انقلاب می گوید که مسئله موسیقی در ایران، بدل به مسئله ای سیاسی شده است. هم چنین از نگاه او برای این حوزه در ساخت حاکمیت امروز ایران “هیچ مبنا و ملاک درست و مشخصی وجود ندارد”.

این خواننده پاپ ضمن پذیرش این نظر که دو جبهه سیاسی در تقابل با هم موسیقی را قربانی می کنند، می گوید که: “موسیقی در ایران آواره است، هم این است که هر مسئول و نهادی ساز خودش را می زند”.

Continue reading “حسین زمان: موسیقی در ایران آواره است”

پلاسکو؛ حس نابودی خود و دیگری

علی کلائی: اینکه مسئول چه نهادی است البته که مهم است. باید گریبان نهاد یا نهادها، فرد یا افراد مسئول گرفته شود و داد درد و رنج و خون و آتش فاجعه پلاسکو از ایشان ستانده شود. اینکه شهرداری تهران، شورای شهر، دولت و وزارت خانه های تابعه مسئول اند شکی نیست. در اینکه همه از اصلاح‌طلب تا محافظه‌کار، از چپ چپ تا راست راست، از بالا تا پائین نظام در این فاجعه مقصرند تردیدی نیست. در اینکه سردار دکتر خلبان شهردار و شورای شهری های بی‌کفایت همه با مداحی شخص اول نظام در حاکمیت مداح سالار (مداح نه لزوما مداح مراسم مذهبی که مداح شخص اول و ساختار نظام و بله‌قربان‌گو و سر کج‌کن برابر تمامیت ساخت قدرت) به جایگاه می رسند و بعد آوار بی‌کفایتی‌شان به مانند آوار پلاسکو بر سر مردم بی‌گناه و نیروهای مردمی نهادهای خدماتی چون آتش نشانی آوار می‌شود که شکی نیست. هیچ‌کس نه نافی این حقایق مسلم است و نه می گوید این حقیقت ها نیست. ولی انصافا یک سوال! پس ما چی؟! مای مردم، مای محکومین، مای بدنه جامعه، پس ما چی؟ ما کلا بی‌گناهیم؟ کاسب ساکن پلاسکو هیچ گناهی ندارد؟ مایی که خیابان را سد می‌کنیم، با فاجعه سلفی می‌اندازیم و راه راننده آمبولانس را سد می‌کنیم، ما چی؟ ما بی گناهیم؟! بی تقصیر؟! فقط آن بالا، آن حاکمان پست و بد، آنها مقصرند؟!

photo_2017-01-19_14-51-28 (1).jpg

داستان همان سوزن به خود است و جوالدوز به دیگران. قبول. باید جوالدوز سر تیز و برنده را برداشت و به جان صاحبان قدرت افتاد و حق و درد و رنج آسیب دیدگان پلاسکو و پلاسکو ها را در پیش چشمانشان گذاشت و از ایشان حق را مطالبه کرد. اما پس تکلیف سوزن چه می شود؟! Continue reading “پلاسکو؛ حس نابودی خود و دیگری”

پایان عصر آقای خاص سیاست در ایران

علی کلائی: سیاسی‌ترین سیاستمدار پس از انقلابی که سیل‌وار آمده بود، به‌صورتی کاملا ناگهانی رفت. او به‌مانند اکثر سیاستمداران تاریخ ایران بدون داوری‌شدن رفت. اکبر هاشمی بهرمانی یا هم‌او که ما او را به نام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی می‌شناسیم. زاده شهریور ماه ۱۳۱۳ و مرگ به دلیل آنچه عارضه قلبی اعلام شده در سن هشتاد و دو سالگی و در ۱۹ دی ماه ۱۳۹۵. پرنفوذترین سیاستمدار تاریخ جمهوری اسلامی که به طور مشخص و پس از رویداد هفتم تیر و قتل دکتر محمد حسینی بهشتی در عصر بنیان‌گذار نظام، به فرد دوم بلامنازع کشور بعد از وی بدل شد.

Namnlös8.jpg

هاشمی پیش از انقلاب نیز از مبارزین نامی در میان روحانیت بود که با گروه‌های دیر نیز ارتباطاتی وسیع و وثیق داشت. از موتلفه اسلامی و ارتباطش با ایشان در داستان ترور حسنعلی منصور تا ارتباط با سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب بهمن ۵۷ و ماجرای نامه‌هایی که در حمایت از مجاهدین و خطاب به روح‌الله خمینی نوشته بود و قرار بود توسط مهندس سحابی به مقصد برسد که در راه لو رفت و نرسید. سحابی محکوم شد و حبس‌اش را کشید. همان عزت‌الله سحابی که در سال ۶۹ و در قصه نامه نود امضایی خطاب به هاشمی که در آن زمان رئیس‌جمهور بود به زندان افتاد. نامه‌ای که خود بعدها گفت که با مفادش مخالف بود و تنها به حرمت و احترام مهندس مهدی بازرگان آن را امضا کرده است. عزت‌الله سحابی، هم‌رزم دیروز هاشمی در سال ۶۹ زندان رفت و وقتی به او گفتند چرا، هاشمی پاسخ داده بود: «پر رو شده بود، دادم رویش را کم کنند.». اما سحابی، برای ایران، در دور دوم انتخابات سال ۸۴ از هاشمی حمایت کرد تا تاریخ بیاموزد تفاوت میان سیاستمدار اخلاق‌گرا، ایران مبنا و ایران‌گرا را با سیاستمدار قدرت‌مبنا و قدرت‌گرا.

انقلاب شد و هاشمی و دیگر روحانیون پیاده دیروز دیدند که می‌توانند بر خر مراد حکومت سوار شوند و بتازانند. هاشمی نیز از همان ابتدا به دستور خمینی به شورای انقلاب رفت و مدتی هم معاونت وزارت کشور و سرپرستی وزارت کشور را تجربه کرد تا کار سیاسی در دولت و در واقع دولتمردی را بیاموزد. و بعد نمایندگی مجلس اول و ریاست آن که به آن خواهیم پرداخت. اما انگار طعم دولتمردی برای هاشمی خوش آمد که تا آخرین روز حیات نیز آن را رها نکرد. و همواره نیز در میان ۲ تا ۵ تن سیاستمدار قدرتمند ایران در عصر جمهوری اسلامی باقی ماند. Continue reading “پایان عصر آقای خاص سیاست در ایران”

جزئیاتی از وضعیت سعید شیرزاد، زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا است

علی کلائی در گفتگو با صدای آمریکا در سی امین روز اعتصاب این زندانی سیاسی:

جزئیاتی از وضعیت سعید شیرزاد، زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا است

روایت رنج کودکان، از امروز تا فردا

روایت رنج کودکان، از امروز تا فردا/ علی کلائی

علی کلائی: هشت و نیم درصد از ۱۶۰ هزار تماس مرتبط با سازمان بهزیستی مرتبط با مسئله‌ی کودک آزاری است. این سخنی است که حبیب الله مسعودی فرد، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی و متخصص پزشکی اجتماعی در مصاحبه‌ای در آبان ماه سال جاری با سلامت نیوز می‌گوید.

آماری که با توجه به نهان بودن پدیده‌ی کودک در آزاری در ایران و هم‌چنین عدم خواست خانواده‌های ایرانی در ارائه‌ی گزارش مربوط به کودک آزاری‌ها چه در خانه و چه در محیط‌های عمومی بسیار بیش از این‌ها برآورد می‌شود. ۵ سال پیش خبر آنلاین در گزارشی از روزانه ۲۰ مورد گزارش کودک آزاری در ایران خبر داده بود و با ارائه‌ی آماری معادل بیش از ۷۴۰۰ مورد در سال ۸۹ در پایان این چنین نتیجه گیری کرده بود که “جامعه، به شکل افسار گسیخته‌ای از کودکان خود انتقام می‌گیرد. کودکانی که ندانسته پا به جامعه‌ای خشن گذاشته‌اند که تمامی دق دل ناشی از مشکلات اقتصادی، عاطفی و اجتماعی‌اش را بر سر آن‌ها خالی می‌کند”. Continue reading “روایت رنج کودکان، از امروز تا فردا”