نادر وهابی: پناهندگان سیاسی، متمایل به حاشیه‌گرایی‌اند/ مرتضی هامونیان

نادر وهابی: پناهندگان سیاسی، متمایل به حاشیه‌گرایی‌اند/ مرتضی هامونیان

نادر وهابی، فارغ التحصیل در علوم سیاسی و کارشناسی ارشد و دکتری در جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه نانتر و دانشکده‌ی علوم انسانی پاریس است. او تز دکتری خود را در مورد خاطرات جمعی پناهندگان ایران در سال ۲۰۰۴ دفاع کرد که تحت عنوان “جامعه شناسی هویت‌های از هم گسیخته” در سال ۲۰۰۸ توسط انتشارات آرماتان به فرانسه به چاپ رسید.

این جامعه شناس، متخصص مهاجرت در تاریخ معاصر ایران، دارای مقاله‌ها و کتاب‌های گوناگون در زمینه‌ی مهاجرت ایرانیان، جنایت سیاسی، اعدام، تبعید، اسلام سیاسی، جنبش‌های اجتماعی در ایران و دیگر موضوعات مرتبط به زبان های فرانسه، انگلیسی و فارسی است.

وی در حال حاضر در دانشکده علوم انسانی در پاریس و دانشگاه تولوز در فرانسه به تحقیق و تدریس مشغول است… Continue reading “نادر وهابی: پناهندگان سیاسی، متمایل به حاشیه‌گرایی‌اند/ مرتضی هامونیان”

Advertisements

قصه تلخ خیابان خوابها در ایران

136644_976

علی کلائی

فعال حقوق بشر

۱۵ سال است مواد مصرف می کند. ۴ سال است کارتن خواب است. می گوید به زور نمی شود مواد را ترک کرد. می گوید که نیروی انتظامی مانند “حیوان” با او و آدمهایی همانند او رفتار میکند. بعد علت یابی می کند و با زبان ساده خود از “عقده” داشتن پلیس سخن می گوید. می گوید اراذل و اوباش نیست و دوست دارد به مانند یک “انسان” با او رفتار شود. از “ترس از پلیس” سخن می گوید و پلیس را نه ضامن امنیت خود که تهدیدی برای خود آسیب دیده اش می بیند که وقتی او را می بیند فرار می کند. پلیس برای او دشمن است.

از نداشتن امید برای زندگی می گوید و از از دست دادن همه چیز. دور بودن از خانواده را با بغض می گوید و می گوید نمی شود نزد خانواده رفت. دلیلش را هم می گوید. کار ندارد. دست خالی نمی شود نزد زن و بچه رفت. شرمندگی برگشت نزد خانواده او را دوباره به اعتیاد بر می گرداند. بی کاری و شرمندگی در برابر خانواده یکی از اصلی ترین دلایلی است که او را در خیابان نگه می دارد. Continue reading “قصه تلخ خیابان خوابها در ایران”

سونامی مرگ در زندانهای ایران

shahrokh

علی کلائی

فعال حقوق بشر

عصر است و زندانیان برای هواخوری عصرگاهی بیرون می روند. همه هستند جز یک نفر. همبندیان نگران او می شوند. به بالین و نزد تختش می آیند تا ببینند که دوست و همبندی شان چگونه است و بعد با دست هایی قفل شده، سینه و شکمی سیاه شده و دهانی پرخون مواجه می شوند. همبندی شان را مرگ در ربوده است. مرگ زندانی درون زندان این بار بر اساس گزارش ها به دلیل سکته مغزی. Continue reading “سونامی مرگ در زندانهای ایران”

جهانی که آیلان در آن می میرد فاجعه است


large

علی کلائی

فعال حقوق بشر

تی شرت قرمز و کفشهای کودکانه ای که قرار بود خاطرات بازی های دوران کودکی شود. کودکی که از جنگ هیچ نمی دانست. کودکی که فکر میکرد جنگی نیز یک بازی است اما بازی بزرگان. بازی ای که آوارگی می آورد و می کشد و خون میریزد و آواره می کند. کودکی که از امن ترین جای جهان، آغوش پدر رها شد و دریا او را در آغوش کشید. کودکی که با زمین زندگان نساخت و روح خود را با دریا جاودانه کرد و جسمش را به زمینیان نشان داد تا وجدانها را اگر بیدار باشند تکاتی دهد  بجنباند.

شاعری سالهای اول پیروزی انقلاب شعری گفته بود. مطلعش این بود: شرمگین ما بی شرفها

کودک نامش آیلان بود. کودک کردسوری. آواره جنگی که چند سالی است خاورمیانه را به صورتی عام و سوریه را به صورتی خاص می سوزاند. جنگی که می تواند تاریخ خاورمیانه را به دو دوره پیش و پس از خود تبدیل کند. اما چه فایده این تحلیل ها وقتی آیلان و آیلان ها که از جنگ فراری شده اند، باید از سد دولت ها هم بگذرند و فراری از دست پلیس و گزمکان سینه به دریا بزنند و طعمه آبهای خروشان شوند. چرا چنین می شود؟ این سوال حتی امروز که خبرهای باز شدن مرزها می رسد و آلمان پذیرای بسیاری از پناهندگان سوری و غیر سوری شده همچنان پابرجاست. Continue reading “جهانی که آیلان در آن می میرد فاجعه است”

کشتار شصت و هفت را نباید فراموش کرد


Unknown

علی کلائی

فعال حقوق بشر

خانواده ها پشت در زندان صف کشیده اند. اسامی را صدا می کنند. یک ساک. تعدادی وسائل شخصی. لباس و عینک و شانه و … . تمام. از یک عشق. یک زندگی. یک انسان. پس از سالها. پس از انتظار و با امید اتمام زمان و رسیدن موعد دیدار. ناگاه. خبر. آن تابستان تلخ و دردآور. درهای زندان بسته می شود. آمدن روزنامه به زندان قطع می شود. ملاقات ها نیز قطع می شوند. تلویزیون های بند ها که البته درتمام آن سالها در حال نشان دادن تبلیغات ایدئولوژیک حاکمیت تازه مستقر شده درگیر جنگ هستند نیز جمع می شود. هراس در دل زندانیان می افتد. زندانیانی که پس از سالهای خون و نجات از اعدامهای فله ای سالهای ابتدایی دهه شصت و پس از دوران هیئت عفو میان این دهه، پس از سالها شکنجه و زندان و زجر و مصیبت در حال تمام کردن دوران حبس خود هستند. همگی به فردایی فکر می کنند که در کنار خانواده، در کنار همسر و فرزندان قرار است زندگی کنند. سالهای زجر و مصیبت تمام شده و قرار است فرزندان خود را در آغوش بگیرند، نزد پدر و مادر و خواهر و برادر بازگردند و با همسرانشان پس از سالها دوری و فترت و جدایی عاشقانه ها بسرایند و ترانه ها زمزمه کنند. اما ناگاه انگار ابر سیاه درد و خباثت و مصیبت و کشتار بر سرشان مستولی شده است.

همه چیز مشکوک است. همه چیز. سالها بعد نجات یافتگان از برنامه ریزی شده بودن فاجعه می گویند. همه می گویند که بهانه عملیات یک سازمان خاص، تنها یک بهانه بود. ماجرا از ماهها پیش از آن آغاز شده بود. رضا علیجانی یکی از آن افراد است. او این فاجعه را یک “هولوکاست ایرانی” نام می نهد. نام فاجعه به گوشها آشناست. کشتار ۶۷٫ Continue reading “کشتار شصت و هفت را نباید فراموش کرد”

دردنامه‌ی شکنجه در سه دهه‌‌ی پس از انقلاب/ علی کلائی


دردنامه‌ی شکنجه در سه دهه‌‌ی پس از انقلاب/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]

نیمه شب با صدای خس خس و اصوات نامفهوم بیدار می‌شود. عرقی سرد بر بدنش نشسته و ترس تمام وجودش را فراگرفته. چشم‌هایش دو دو می‌زند تا به تاریکی شب عادت کند. یادش می‌آید که چه خوابی می‌دیده. بعد از ماه‌ها و سال‌ها خاطرات آن شب‌ها و روزها رهایش نمی‌کند. می‌خوابد با امید آن‌که آن روزها و شب‌ها دیگر به خاطرش نیاید. با دیدن آن‌ها در خواب شکنجه می‌شود. “شکنجه”؛ کلمه‌ای که شاید باید در باب آن جستارها نوشته شود.

کنوانسیون منع شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیر انسانی یا تحقیر کننده مصوب ۱۰ دسامبر  ۱۹۸۴است و در قطعنامه‌‌ی شماره‌ی ۴۶/۳۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تکیه بر قدرت اجرایی کنوانسیون در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ اجرایی شده است. این کنوانسیون جهانی در بخشی از ماده‌ی اول شکنجه را این‌گونه تعریف می‌کند: “هر عمل عمدی که بر اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه فردی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او و یا شخص سوم اعمال می‌شود، شکنجه نام دارد.”

سخن واضح است. هر رفتاری که موجبات رنجی آن‌چنان شود که در این ماده به صراحت اشاره شده است. اما گاه اهل قدرت، صاحبان اتوریته و زور داران به دنبال توجیه‌هایی می‌روند از آن دست که وضعیت جنگی است و یا حالت خاص است و بمب گذاری ممکن است و شکنجه یک فرد و رفتار مبتنی با شکنجه با یک متهم به نجات دیگرانی ممکن است منجر شود. همان استدلالی که پس از سپتامبر ۲۰۰۱ به ساخت گوانتانامو ختم شد.

هم‌چنین این کنوانسیون در بند دوم و بند سوم هیچ وضعیت و یا شخص خاصی را مجاز بر اعمال و یا توجیه شکنجه نمی‌داند. Continue reading “دردنامه‌ی شکنجه در سه دهه‌‌ی پس از انقلاب/ علی کلائی”

روانشناسی شکنجه‌گر؛ در گفتگو با منیره برادران/ مرتضی هامونیان

روانشناسی شکنجه‌گر؛ در گفتگو با منیره برادران/ مرتضی هامونیان

از شکنجه دیدگان کم و بیش شنیده‌ایم و می‌دانیم اما از شکنجه‌گران چه؟ تا چه حد با شخصیت شکنجه‌گران و تبحرشان در اعمال انواع شکنجه و خشونت آشنایی داریم؟

استنلی میلگرام، روانشناس معروف امریکایی بر پایه‌ی آزمایش معروف خود، ثابت کرده است که قابلیت آزار دادن دیگری مغایر با وجدان شخصی افراد است و آن را باید متاثر از شرایط اجتماعی و سیستم سیاسی حاکم دانست. از طرف دیگر تئودور آدورنو، با استناد به تحقیقاتش معتقد است که تربیت اجتماعی-سیاسی انسان‌ها از کنش و واکنش فرد در خانواده شکل می‌گیرد. این جامعه‌شناس و فیلسوف برجسته‌ی آلمانی،  اطاعت از مافوق، انطباق با موازین گروهی و انکار احساسات خود را، از پیش‌شرط‌های اعمال شکنجه می‌خواند.

از منیره برادران، نویسنده و پژوهشگر که خود در دو دوره‌ی قبل و پس از انقلاب بهمن ۵۷، تجربه‌ی زندان و شکنجه را از سر گذرانده است، پرسیده‌ایم که شکنجه‌گر زاده می‌شود یا پرورده؟ و یا این‌که چگونه فرد می‌تواند به نقطه‌ای برسد که چنین برخوردهایی با هم‌نوع خود داشته باشد؟ هم‌چنین در این گفتگو به چرایی رابطه‌ی عاطفی که بعضاً بین شکنجه‌گر و قربانی ایجاد می‌شود، پرداخته‌ایم… Continue reading “روانشناسی شکنجه‌گر؛ در گفتگو با منیره برادران/ مرتضی هامونیان”