راه کارگر – راه بشر

images

آنانی که به شما می گویند که تجار و سرمایه سالاران و اتحادیه هاشان تنها با مشوق اخلاقی دستمزد شما را اضافه می کنند مانند این است که به شما بگویند ببرها بر روی یک سری میوه پرتقال زندگی می کنند. هنری جورج اقتصاد دان، نویسنده و فعال آمریکایی در نامه ای به پاپ لئو سیزدهم به نام وضعیت کارگران.
این سخن عجیب است. همانقدر که مسئله کارگران و زحمت کشان و نسبتشان با صاحبان کار و سرمایه و ابزار تولید در طول تاریخ، عجیب بوده است. نسبتی که از انسان بهره کش از همنوعش، حکایت داشت. انسانی که برای سود بیشتر بر همنوع خود جفا می کند و از او کار می کشد و با مزد کم سعی در استتثمار او دارد. انگار تاریخ حقوق کارگران و حقوق انسان همزمانی و همراهی و حتی همزبانی دارد. داستان از آغاز صنعتی شدن انسان و ورود به جهان صنعت سرمایه ساز شکل جدیدی به خود می‌گیرد. شکل سنتی کشاورزی و استثمار انسان از انسان در زمین تمام نشده، اما رقیبی قدرتمند را در کنار خود می بیند. رقیبی به نام عصر صنعت.
از خیزش اسپارتاکوس (۱۰۹ تا ۷۱ پیش از میلاد) تا آغاز صنعتی شدن و پیدا شدن مفاهیم جدید کارگر، اتحادیه های کارگری و حقوق کارگر و انسان، راه درازی طی شده است. خصلت اعتراض گری انسان و طلبش برای وضعیت بهتر قطعا در طول تاریخ خیزش های بسیاری را برای آزادی و رهائی و داشتن حقوق انسانی زائیده است. خیزش هایی که گام به گام و در سیری تکاملی همراه با سیری پرورشی و تکاملی جهان متکامل شدند و در عصر صنعتی شدن رویه تازه ای به خود گرفتند.
عنصر صعنتی شدن عصر رشد سرمایه بود. با انقلاب بورژوازی در انگلستان حدفاصل سالها ۱۶۴۰ تا ۱۶۶۰، این کشور زودتر از بقیه به عصر سرمایه داری پا نهاد. در اواسط قرن ۱۸ ام بود که شرایط برای انقلاب صنعتی مهیا شد. عصری که از دهه ۶۰ قرن ۱۸ آغاز شد تا دهه ۴۰ قرن ۱۹ به طول انجامید. سالهایی که در انگلستان انقلاب صنعتی بود، ماشین بخار و مولدهای بخاری توسط انسان خلاق زاده شد و نقطه عطفی را برای این خیزش رقم زد. نقطه عطفی که در اواخر قرن ۱۹، با کشف نیروی الکتریسیته توسط ادیسون سیری تکاملی یافت. Continue reading “راه کارگر – راه بشر”

Advertisements

نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی

نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی

پیش از سال ۱۳۹۰، نگهداری و خرید و فروش برخی از موادمخدر مانند حشیش و موادمخدر صنعتی مجازات اعدام نداشت اما مجمع تشخیص مصلحت نظام با مصوبه‌ای اعلام کرد که هر فردی بیش از ۳۰ گرم از این انواع مواد مخدر را حمل، خرید، فروش و نگهداری کند مجازاتش اعدام است. این مصوبه باعث شد تا اعدام‌ها در این حوزه بیش از قبل شود؛ تا جایی که به گفته‌ی احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، فقط در سال گذشته‌ی میلادی، ۷۵۳ نفر در ایران اعدام شدند که اکثریت این اعدامیان مرتبط با جرایم مربوط به مواد مخدر بودند و هم‌چنان هزاران نفر در زندان‌های سراسر کشور، در این خصوص در صف مرگ قرار دارند. با این همه، به تازگی زمزمه‌هایی مبنی بر حذف مجازات اعدام جرایم مربوط به مواد مخدر مطرح شده و لایحه‌ای نیز در این خصوص به مجلس فرستاده شده است.

در این رابطه و بنا بر موضوع پرونده‌ی ویژه‌ی این شما از ماهنامه، با خانم نرگس محمدی، نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگار، گفتگویی داشته‌ایم.

نرگس محمدی در این گفتگو ضمن تاکید بر این‌که قاچاقچیان مواد مخدر، خود قربانیان فقر در جامعه هستند و معمولاً به اجبار درگیر چنین مسائلی می‌شوند، به خط صلح گفت که با اعدام این افراد، نه تنها حق حیات از آن‌ها گرفته می‌شود بلکه اعضای خانواده‌شان در جامعه به شکلی سلسله‌وار قربانی باقی می‌مانند.

خانم محمدی، زندانی سیاسی سابق که در زندان زنجان با برخی از این افراد و با توجه به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم، هم‌بند بوده است، موارد دردناکی از وضعیت این قربانیان را بیان می‌دارد…

خانم محمدی، به نظر شما چرا طی ماه‌ها و سال‌های اخیر شاهد افزایش آمار اعدام و خاصه اعدام افراد با جرایم مربوط به مواد مخدر هستیم؟

با توجه به جمعیت ایران که مثلاً در مقایسه با کشور چین، بسیار کم‌تر است و خب با در نظر گرفتن این مورد رتبه‌ی ممتازی را به خودمان اختصاص داده‌ایم. با توجه به این‌که به نظر می‌رسد مسئله‌ی اعدام در ایران در مقاطعی تابعی از تحولات سیاسی در ایران شده است؛ یعنی نگاه به مسئله‌ی اعدام در ایران فقط یک نگاه حقوقی و قضایی نیست بلکه در مقاطعی بنا به تحولات سیاسی که در ایران رخ می‌دهد این مسئله، قدری جدی‌تر می‌شود. بنا بر این، در این کشمکش‌های قدرت و در معادلات سیاسی، به نظر می‌رسد که مسئله‌ی اعدام به عنوان یک اهرم یا ابزاری در دست گروه‌های تندرو قرار می‌گیرد و قصد ارعاب جامعه و یا قدرت نمایی دارد. به همین دلیل ما شاهد این می‌شویم که شمار اعدام قاچاق مواد مخدر، اتهامات سیاسی و عقیدتی، محاربه و یا سایر مسائلی که مجازات آن اعدام هست، افزایش پیدا می‌کند. یعنی این افزایش، تابع تحولات سیاسی و قدرت نمایی برخی جناح‌های سیاسی علیه همدیگر هست یا در بعضی مواقع در کشمکش قدرت بین ایران و قدرت‌های جهانی هم دیده شده که از این اهرم که استفاده شده است.

اما علاوه بر این و با توجه به این‌که شاهد آسیب‌پذیری اجتماعی گسترده در حوزه‌های مختلف هستیم، گاهاً می‌بینیم که دامنه‌ی اتهاماتی که اگر اثبات بشود، مجازات آن اعدام هست هم رو به گسترش است. Continue reading “نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی”

روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی محسن کدیور با رادیو جیبی

محسن کدیور

“بازرگان پیش از همه متوجه حقیقت شد”

در بخش پنجم سری برنامه های بررسی انقلاب بهمن 57 از دیدگاه روانشناسی نخبگان، با تمرکز بر آیت الله خمینی، علی کلائی با دکتر محسن کدیور، اندیشمند دینی، استاد دانشگاه و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری به گفتگو پرداخته است.

پس از این سالها و گذشت از سالهای انقلاب بگذارید به همان سالها و بطور مشخص سال 57 برگردیم. نگاه شما در آن زمان به آقای خمینی چگونه بود؟ چگونه او را شناختید؟ آیا شناخت شما به پیش از این روزها برمی گردد و اگر آری در چه شرایطی؟ لطفا قدری در این باب و نوع دریافتتان از آقای خمینی در آن زمان و زمانه برایمان بفرمائید.
در سال 1357 نوزده سال داشتم. هشت نُه سال قبل از آن اسم آقای خمینی را از پدرم شنیده بودم، و می دانستم که ایشان فقیه مبارزی است و به دلیل انتقادهایش از رژیم شاه در تبعید در نجف به سر می برد. به ایشان احترام می گذاشتم. یادم هست که در سال 1356 که سیدمصطفی خمینی از دنیا رفت، در مسجد جامع شیراز مجلس بزرگداشتی برگزار شد. آن زمان تازه دیپلمم را گرفته بودم و آماده رفتن به دانشگاه بودم. در آن جلسه محمدعلی گرامی از قم به شیراز آمد و منبر رفت. مسجد جامع شیراز مسجد بسیاری بزرگی است و من در آن جلسه شرکت داشتم. وقتی بیرون آمدم مانند بقیه‌ی شرکت‌کنندگان از بس بلند در حمایت آقای خمینی صلوات فرستاده بودیم سرفه می کردم.در چهلم شهدای یزد در اردیبهشت ۵۷ در حین دستگیری و انتقال به بازداشتگاه وقتی عاملان ساواک به آقای خمینی توهین کردند اعتراض کردم وآنها با مشت و لگد از من پذیرایی کردند.
کتاب ولایت فقیه ایشان را در اوایل فروردین 58 توانستم بخوانم. آن زمانی هم که خواندم بیشتر بحث های مبارزاتی و نفی رژیم شاه بود که روی من تاثیر داشت. بقیه مطالب کتاب را یا متوجه نشدم و یا چندان برایم مهم نبود. مبهمات آن کتاب که کم هم نبود با محکمات مصاحبه‌های پاریس ایشان تفسیر می‌شد. تصویر ما از آقای خمینی تصویری ضد استبدادی و به اصطلاح آن روز ضد امپریالیستی بود. ایشان همان امام امتی بود که علی شریعتی در کتاب مهمش ترسیم کرده بود. آن زمان دموکراسی در فضای ایران به عنوان مسئله‌ی اصلی مطرح نبود. نه در فضای چپ مارکسیست و نه در فضای مذهبی. مطالبات اصلی آن زمان دو مسئله‌ی آزادی و عدالت بودند. آقای خمینی بخصوص بر مسئله استقلال تکیه داشت که هر سه مطالبه در اعلامیه های ایشان موج می زد و یک مطالبه ملی محسوب می شد. آزادی استقلال و عدالت. این نکات اصلی بود. تکیه بر دینداری هم قبل از ایشان شروع شده بود. مهدی بازرگان و یارانش و علی شریعتی و بعد هم خود ایشان. این تصویری است که از آن زمان در ذهنم هست.

Continue reading “روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی محسن کدیور با رادیو جیبی”

ماه زدگان: روانشناسی سیاسی انقلاب 1357 از دید مهدی اصلانی

مهدی اصلانی از فعالان چپگرا

در بخش چهارم از مجموعه بررسی انقلاب بهمن 57 از دیدگاه روانشناسی نخبگان، با تمرکز بر آیت الله خمینی، مهدی اصلانی، از فعالان چپگرا، دیدگاههای خود را در مقاله ای در اختیار رادیوجی بی گذاشت. 

علی کلائی

سوالات: 

1- پس از این سالها و گذشت از سالهای انقلاب بگذارید به همان سالها و بطور مشخص سال 57 برگردیم. نگاه شما در آن زمان به آقای خمینی چگونه بود؟ چگونه او را شناختید؟ آیا شناخت شما به پیش از این روزها برمی گردد و اگر آری در چه شرایطی؟ لطفا قدری در این باب و نوع دریافتتان از آقای خمینی در آن زمان و زمانه برایمان بفرمائید.

2- سیر تغییر نگاه شما به آقای خمینی چگونه بود؟ چه عواملی باعث این تغییر در نگاه و رویکرد شد؟

3- اگر به آن روزگاران نگاه کنید، دلیل آن نوع رویکرد نسبت به آقای خمینی در آن روزگار را در چه می دانید؟

4- آقای خمینی چه تاثیراتی بر روی شما گذاشت؟ آیا او در ساختار نگاه شما به مسائل و یا تغییر آن موثر بود یا خیر؟ چگونه و به چه صورت؟

5- آنچه که مسلم شده این است که نگاه جامعه ما چه در میان بدنه اجتماعی و چه در میان الیت ها در میان طبقات مختلف نسبت به آقای خمینی نگاهی مفتون شیدا و کارسپار بود. به نظر شما دلیل این رفتار چه بود؟ آیا اصولا این نوع نگاه را می پذیرید؟ اگر آری چگونه و و اگر خیر به چه دلیل؟

6- آقای خمینی را د رآن روزگاران در ماه دیدند. فکر میکنید چه باید کرد و یا چه باید می کردند که دیگر آقای خمینی و آقای خمینی ها در ماه رویت نشوند؟ چه اتفاقی در جامعه ایران باید بیافتد و چگونه؟

7- سخن آخر؟

ماه زده گان

در پاسخ به پرسش‌های شما شرط انصاف آن است که نباید جر زد و دبه کرد. حوزه‌ی شناخت من در سال 57 از خمینی تا آن حد بود که به هنگامه‌ای که از نوفل لوشاتو و زیر درختِ سیب‌اش فرمان داد سربازها پادگا‌ن‌‌ها را ترک کنند، به تاریخ 23 دی ماه 57 جزء دسته‌ی اولِ سربازانِ وظیفه‌ای بودم که به هم‌راه تنی چند از دوستانم از محلِ خدمتام، پادگانِ زرهیی همدان، فرار کردم. آن‌شب پروژه‌ای سراسری در تمامیی کشور کلید خورد و جامعه‌ی امام‌زده به خود مشغول داشت. ماه‌زده‌گان عربده سر دادند: مردم چه وقته خوابه عکس آقا تو ماهه. Continue reading “ماه زدگان: روانشناسی سیاسی انقلاب 1357 از دید مهدی اصلانی”

نشریه سحر – ویژه نامه ملی شدن صنعت نفت

1489173_1049260611755409_4067325257690083407_n

نشریه سحر

ویژه نامه ملی شدن صنعت نفت
کاری خوب از دانشجویان دانشگاه شیراز
دست مریزاد و خدا قوت دارد این کار. زنده باد
دانلود پی دی اف: https://drive.google.com/file/d/0B11s402kEkEUZUtZaGY0UHZSU3M/view?usp=sharing

اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه

اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه

دکتر اسماعیل گرامی مقدم، متولد سال ۱۳۴۵ در بجنورد، اقتصاددان، نماینده‌ی پیشین مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی و  سخنگوی حزب اعتماد ملی است.

خط صلح، در خصوص توجه قانون گذارها به برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق مرزنشین، میزان اجرایی شدن چنین برنامه‌هایی، عدم توسعه‌ی مناطق آزادی چون منطقه‌ی آزاد چابهار و پدیده‌ی قاچاق کلان در کشور، با اسماعیل گرامی مقدم گفتگو کرده است.

وی در این گفتگو و در رابطه با عدم توسعه‌ی منطقه‌ی آزاد چابهار، با تاکید بر این‌که پتانسل‌های خود این مناطق در رشد آن‌ها موثر واقع می‌شود، می‌گوید: “استاندارها و فرماندارها می‌توانستند در چابهار امکاناتی را جذب کنند که خلاء جمعیت را جبران بکنند ولی متاسفانه چنین اقداماتی در هیچ دولتی جدی گرفته نشده است.”

گرامی مقدم هم‌چنین محدودیت‌ها، ممنوعیت‌ها و تعرفه‌های در نظر گرفته شده برای واردات کالا توسط مجلسیان را، یکی از مهم‌ترین عواملی می‌داند که زمینه را برای قاچاق آن کالا فراهم می‌کند…

جناب گرامی مقدم، توجه قانون گذارها به برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق مرزنشین، به ویژه در زمانی که شما نیز در مجلس حضور داشتید، تا چه حد بود؟

غالب نماینده‌های مجلس، یک دید توسعه‌ محور به مناطق مرزی دارند اما آن را بیش‌تر در بودجه‌های سالیانه و در برنامه‌های کوتاه  مدت، میان مدت و بلند مدت می‌بینند. در کوتاه‌ مدت، مسئله‌ی برنامه ریزی مطرح است که در مجلس ششم و پنجم به‌درستی به آن‌ها پرداخته شد و در برنامه‌های میان مدت که در برنامه‌های اول، سوم و چهارم توسعه بود، به گونه‌ای سیاست‌گذاری شده بود که توازن توسعه به وجود بیاید. یعنی سیاست‌گذاران در برنامه و بودجه از سال ۶۸ که برنامه‌ی اول را به اجرا گذاشتند تا برنامه‌ی سوم که به مجلس هفتم رسید و من هم آن موقع در مجلس حضور داشتم، می‌توانیم بگوییم یکی از موفق‌ترین برنامه‌های اجرایی بعد از انقلاب را عملی کردند، چراکه بودجه‌ها سالیانه و با هدف گیری میان ‌مدت به مناطق مختلف اختصاص پیدا می‌کرد. Continue reading “اسماعیل گرامی مقدم: مجلس مسبب و مسئول قاچاق کالاست/ سیاوش خرمگاه”

نقش سپاه پاسداران در مناطق مرزی و قاچاق کالا؛ در گفتگو با محسن سازگارا/ علی کلائی

نقش سپاه پاسداران در مناطق مرزی و قاچاق کالا؛ در گفتگو با محسن سازگارا/ علی کلائی

محسن سازگارا، فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر دانشگاه است. او در دولت محمد علی رجایی، معاون سیاسی اجتماعی وزیر مشاور در امور اجرایی بود و از اعضای اولیه‌ی سپاه پاسداران محسوب می‌شود.

با آقای سازگارا در خصوص چرایی عدم توسعه‌ی مناطق مرزی و برخورد با قاچاق خرد در کشور در مقابل قاچاق و قاچاقچیان کلان به گفتگو پرداخته‌ایم. وی نقش سپاه پاسداران در این مناطق را برجسته می‌داند و می‌گوید: “هدف از کشتن کولبران، آسیب به آن شبکه‌ای است که در واقع رقیب سپاهیان و قاچاقچی‌های بزرگ است.”

محسن سازگارا در گفتگو با خط صلح می‌افزاید: “بخشی از این سخت‌گیری‌ها برای این است که این رقیب‌ها نادانسته می‌آیند و در کار این‌ها دخالت می‌کنند؛ از یک کولبر کوچک بگیرید تا مثلاً یک قاچاقچی متوسط که ممکن است مثلاً چندین کیلو هروئین و تریاک را جابه‌جا کند.”

جناب سازگارا، علی رغم این‌که مناطق مرزی اساساً پتانسیل خوبی برای ایجاد اشتغال، سرمایه گذاری و ارز آوری دارند، اما وضعیت معیشتی شهروندان مرزنشین در کشور، از استان‌های غربی کشور گرفته تا سیستان و بلوچستان، به مراتب بدتر از سایر مردم است. این مسئله دلایل زیادی می‌تواند داشته باشد اما شما مهم‌ترین علت نگاه مرکز گرایی را که موجب عدم توسعه‌ی متوازن در کشور شده است، چه می‌دانید؟

مناطق محروم که اکثراً هم در مناطق مرزی قرار دارند در مدارهای توسعه ‌نیافتگی گرفتار هستند یعنی نیروی انسانی کارآمد ندارند یا آن‌جا نمی‌روند. از لحاظ زیر بنایی ضعیف هستند و سرمایه‌گذاری هم صورت نمی‌گیرد. در نتیجه فقر و ناامنی و گرفتاری به وجود آمده است. از میدان‌ بیرون بردن این مدارهای توسعه ‌نیافتگی از این وضعیت، احتیاج به یک عزم ملی و یک سرمایه‌گذاری کلان به خصوص در مورد زیر ساخت‌های این مناطق مثل جاده‌کشی دارد. ولی متاسفانه نگاه دولت به این مناطق نگاهی بیش‌تر امنیتی است و بهتر است بگوییم به دلیل نارضایتی‌ها و درگیری‌های امنیتی که وجود داشته، عملاً اداره‌ی این استان‌ها  بیش‌تر به دست سپاه و سایر ارگان‌های اطلاعاتی-امنیتی افتاده است و آن‌ها هم که بیش‌تر به سرکوب و کنترل فکر می‌کنند تا یک برنامه‌ی درست اقتصادی و سرمایه‌گذاری. به ‌این‌ترتیب این مناطق که اکثراً اقلیت‌های دینی اهل تسنن یا سایر فرقه‌ها ساکن آن هستند، هنوز در اوج محرومیت و مشکلات به سر می‌برند و یک نوع ستم و فشار مضاعف را نسبت به کل کشور، تجربه می‌کنند. البته این را هم بگویم که سپاه در آن مناطق به دلیل دسترسی به مرزهایی که امکان قاچاق در آن‌جا میسر است، منافع اقتصادی پیداکرده است. Continue reading “نقش سپاه پاسداران در مناطق مرزی و قاچاق کالا؛ در گفتگو با محسن سازگارا/ علی کلائی”