خوانندگی زنان، دین و سیاست

خوانندگی زنان، دین و سیاست / علی کلائی

مسئله‌ی صدای زنان و خوانندگی ایشان در طول تاریخ و خصوصاً پس از انقلاب ضد سلطنتی در ایران همیشه مورد سخن و بحث و اختلاف بوده است؛ از منع کامل این صدا در ابتدای انقلاب که منجر به عدم فعالیت هنری همه‌ی خوانندگان زن پیش از انقلاب و مهاجرت بسیاری به بیرون از مرزهای ایران شد تا نرمش‌هایی در ایام پس از خرداد ۷۶ که منجر به امکان خواندن بانوان خواننده ای چون پریسا و سیما بینا برای زنان شد. پس از آن هم هرازگاهی این مسئله خود به چالشی در سطح رسانه و میان مردم بدل گشته است.

آواز خوانی زنان در ایران اما تاریخی بیش از ایام پیش و یا پس از انقلاب ۵۷ دارد و پیش از انقلاب نیز مسئله به صورتی بحث برانگیز مطرح بوده است. این مسئله به قدری حساسیت برانگیز است که در هنرهای آئینی ایرانی مانند تعزیه نیز حتی به جای زنان فاجعه‌ی کربلا، مردان سخن گفته و می‌گویند. در مولودی خوانی‌ها نیز زنان به صورت سنتی تنها محق بوده (و هستند) که یا برای همجنسان خود بخوانند و یا حداکثر پسربچه‌های نابالغ زیر هفت سال در مجلس باشند و خواندن ایشان نیز مشروط به عناصری چون غنا و خضوع و مانند آن‌ها می‌شد و می‌شود. در ایلات و عشایر اما زنان از گذشته، تا همین امروز، همپای مردان می‌خواندند و می‌رقصدیدند.

به شهادت متون ادبی و کلاسیک زنان در دربارها می‌خواندند و می‌رقصیدند و در سال‌های پس از حضور اسلام در ایران و در دربارهای شاهان حاکم بر ایران که از سوی علمای وقت (بالاخص پس از صفویه) اسلام پناه خوانده می‌شدند، این مسئله جاری و ساری بوده است. Continue reading “خوانندگی زنان، دین و سیاست”

سلفی گری٬ تهدیدی برای صلح – سید فرید العطاس

246191_982

ریشه های افراط گرایی امروز را می توان در قرن هجدم میلادی و در شبه جزیره عربستان پیدا کرد. بنیانگذار وهابیت به عنوان یکی از گرایشات سلفی گری یعنی محمد ابن عبدالوهاب (۱۷۰۳ تا ۱۷۹۲ میلادی) خود را در قامت بازگرداننده اعراب به اندیشه اصیل توحیدی اسلامی می دید.

این یک حقیقت است که اعمال زیادی از جمله خشونت های فیزیکی و کلامی به نام اسلام در حال انجام است. بنابراین و در ابتدا توضیح این نکته ضروری به نظر می رسد که مشکل و مسئله در درون دین اسلام نهفته نیست. بلکه در جهت گیری ها و رویکردهای خاصی است که در میان مسلمین جریان دارد.
یکی از این جهت گیری ها و رویکردهای خاص سلفی گری است. همه سلفی ها اهل عدم مدارا و تحمل و خشونت ورزی نیستند. اما برخی از ایشان بصورت فردی یا گروهی در برابر کسانی که رفتارها و رویکردهای زندگیشان با ایشان تفاوت دارند رویکردهای به شدت ضد مدارا و تساهل و تسامح دارند و آنها را اعمال می کنند. این عدم تساهل و تسامح گاه به صورت خشونت های فرقه‌ای پدیدار، فهمیده و درک می شود.
در اندونزی و مالزی این رفتارهای خشونت آمیز و آزار و اذیت علیه اقلیت شیعه انجام می شوند و این اقلیت مشمول این مسئله و این نوع رفتار قرار می گیرند. اهل سنت و شیعیان دو بخش اصلی مسلمین را تشکیل می دهند. اهل سنت در جهان اسلام در اکثریت هستند. این تفکیک و تقسیم بندی در قرون اولیه و بر مبنای دو رویکرد و تجربه و فهم متفاوت تاریخی و رقیب در باب جانشینی جضرت محمد (ص) در جامعه مسلمین پس از رحلت ایشان شکل گرفت. Continue reading “سلفی گری٬ تهدیدی برای صلح – سید فرید العطاس”

چرا مسلمانان باید بتوانند فیلم “نوح” را ببینند؟

مصطفی آکیول

ترجمه: علی کلائی

چیزی که مرا به این مسئله توجه داد و در جهان اسلام در وضعیت مدرن دیدم، گرایش به ممنوعیت همه چیز از جمله فیلم ها، کتابها، توئیت ها و چیزهایی از این قبیل است با این بهانه که با اسلام در تضاد است. این رویکرد استبدادگرایانه دراسلام حداقل از دیدگاه کسانی که به این دیانت باور دارند به رسمیت شناخته نشده است. این مسئله تنها مسلمانان را بی اطلاع و ساده لوح در واکنش هایشان نگاه می دارد. برای مخالفت مدلل با امری پس از همه چیز شما باید در ابتدا بدانید آن چیز چیست.

مقدمه مترجم: انگیزه ترجمه این مقاله برای من آن چیزی بود که در قبال فیلم رستاخیز و به تصویر کشیده شدن چهره عباس ابن علی روی داد. اینکه مذهبی های سنتی ما، مراجع و بخش های مذهبی سنتی جامعه به این مسئله حساس بودند و رویکردی منفی به این ماجرا داشتند. فیلم نوح اثر آرونوفسکی هم چنین واکنشی را در جهان اسلام برانگیخته است. باقی بحث را در نگاشته مصطفی آکیول نویسنده و روزنامه نگار اهل ترکیه و منتقد بنیادگرایی اسلامی بخوانید.

Continue reading “چرا مسلمانان باید بتوانند فیلم “نوح” را ببینند؟”

شیرین کوردستان، دختر ایران

آی دختر کورد! نشسته بودی و در سلول به همراه یارانت ساری گلین می خواندی! اما دو سال است که آزادانه می خوانی. بخوان که صدایت ای شیرین کوردستان و ای دختر ایران، تا همیشه تاریخ بر تارک زمان و زمانه نقش خواهد بست.

شیرین عزیز! صدایت همیشه در گوشم است. مخلوطی از کوردی و فارسی و سلام کردن هایت. زمانی که در کنار هم بندی عزیزت پای تلفن بودی و بعدی سلام و صحبت و حال و احوالی ساده و من چقدر شادان بودم که صدایت را می شنیدم.

میدانی! حس می کنم که پس از شهادتت هم به تو ظلم می شود. این روزها دومین سالگرد رفتنتان است. همه از مردان می گویند و انگار فراموش کرده اند که در سحرگاه 19 اردیبهشت 1389 و در کنار آن مردان مرد، دختری نیز به دار شد. دختری از دیار کوردستان، از دیار انسانیت و عشق سر به دار شد تا سنت شهادت تنها مردانه نباشد که زنان نیز مفتخر به آن باشند. شیرین کوردستان، دختر ایران سر به دار شد. Continue reading “شیرین کوردستان، دختر ایران”

سحرگاه خونین ، ۴۰ سال پیش

201541619718882423111_علی-باکری-محمد-بازرگانی-علی-میهندوست-ناصر-صادق.jpg

علی کلائی

در هم امروزی که

“عشق” ، فروکشیده

“منش” ، گمگشته

و

“روش” ، پر ریخته

است،

عنایت به روایت زیست کوته طول اما خوش عرض و عمق مردان “میانه” ، از گونه اینان؛

عهد دار

ز مهر سرشار

آگه رهسپار

تلنگری است بر تارها و بر پودهای ذهن ما (۱)

و روزگار به چهار دهه رسید. چهار دهه از پرواز رقص کنان شما جوان اولان، شما اهل انسان، اهل آبادان و وجود داشتگان.

چهار دهه از آن سحرگاه گذشت. سحرگاه میدان چیتگر. جان شما و سینه ستبرتان و مسلسل دژخیم. انسانیت و صبر و عشق در برابرتان سر تسلیم و تعظیم فرود آورد. شما که افتخارداران اهل فدای زمانه ما هستید. نامهایی برای همه زمانها و مکانها و معلمان عشق و فدا و مجاهدت برای آزادی و برابری و برای انسان به عنوان سوژه اساسی تمام هستی و تاریخ.

سحرگاه ۳۰ فروردین ۱۳۵۱٫ میدان چیتگر. چهار عاشق سینه ستبر در برابر جوخه اعدام. علی میهن دوست، محمد بازرگانی، علی (بهروز) باکری و ناصر صادق. صبح‌گاه پرواز مردان مرد زمانه و معلمان همه زمان‌ها. Continue reading “سحرگاه خونین ، ۴۰ سال پیش”

دکتر سحابی، معلم اخلاق و انسانیت

صبحگاه یکی از روزهای آخرین فروردین ۱۳۸۱٫ از منزل خارج می شوم به قصد دانشگاه. سر خیابان محل زندگی و دکه روزنامه فروشی. خشکم می زند و اشک هاله چشم می شود و جهان مواج می گردد. تیتر روزنامه ها این است : دکتر یدالله سحابی درگذشت.

از رحلت او ده سال گذشت. از آن صبح خبر رحلت و یاد روزهایی که در حسینیه ارشاد زیارتش کرده بودیم و دیده بودیم که سخن می گوید و البته من نوزده ساله آن روز نمی دانستم که این مرد بزرگ را شناختن آسان نیست و اون یکی از حجج انسانیت در زمانه معاصر ماست.

541404_239

یدالله سحابی را به عنوان یک فعال سیاسی اخلاق گرا، استبداد و استعمار و استثمار ستیز دانسته اند. همچنین او را یک روشنفکر دینی می دانند که به حق نیز چنین است. در این روزهای سالگرد رحلتش از فعالیت های او، سیاست ورزی اخلاقی اش و نوگرایی دینی اش بسیار گفته اند و نوشته اند. از نامه اش به علی خامنه ای در همین اواخر عمر تا فعالیت هایش پس از کودتای ۲۸ مرداد در نهضت مقاومت ملی ایران و بعد نهضت آزادی ایران و سالها زندان و مصیبت. از حق طلبی های روزهای پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ تا خانه نشینی و فحش شنیدن ها در مجلس به همراه یاران و روزهای غم بار پسینش. Continue reading “دکتر سحابی، معلم اخلاق و انسانیت”