شادی صدر: متهمان سیاسی، از حق دفاع مستقل بی‌بهره شدند/ سیاوش خرمگاه


شادی صدر: متهمان سیاسی، از حق دفاع مستقل بی‌بهره شدند/ سیاوش خرمگاه

اندکی پیش از آن‌که قانون جدید آیین دادرسی کیفری، در اول تیرماه اجرایی شود، تبصره‌ای به ماده‌ی ۴۸ این قانون اضافه شد که همه، خصوصاً جامعه‌ی وکالت را شوکه کرده است. این تبصره، فعالان سیاسی و مدنی را ملزم می‌کند وکلایی را اختیار کنند که توسط رئیس قوه‌ی قضاییه تعیین شده‌اند.

شادی صدر، روزنامه‌نگار و حقوقدان در این خصوص به خط صلح می‌گوید: “تغییر این تبصره، واقعاً در دقیقه‌ی ۹۰ و با فشار شورای نگهبان بود و از نظر زمانی دیگر امکانی برای اعتراض وجود نداشت.”

خانم صدر این تبصره را “نهادینه شدن” شیوه‌ای که کم و بیش در دادگاه‌ها به کار می‌رفته است عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: “سلب حق دفاع در مورد پرونده‌های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی، سابقه‌ی طولانی دارد. در دهه‌ی اول پس از انقلاب، با وجود هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های ایران، شاید تعداد انگشت شماری از حق داشتن وکیل برخوردار بودند.”

همان طور که مستحضر هستید، تبصره‌ی ماده‌ی ۴۸ قانون جدید آئین دادرسی کیفری، جامعه‌ی وکالت را با چالش مواجه کرده است. شما هدف از وضع چنین قانونی را چه ارزیابی می‌نمایید؟

قبل از هر چیز خوب است دقیقاً روشن کنیم از چه وضعیتی صحبت می‌کنیم. قانون آیین دادرسی قبلی، این‌که وکیل در مراحل تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشد یا خیر را، چه در موارد اتهامات امنیتی و چه در موارد دیگر، به تشخیص و اجازه‌ی قاضی سپرده بود. به این ترتیب، وقتی یک فعال سیاسی یا مدنی بازداشت می‌شد، نه فقط در دوران بازجویی در زندان که در بیش‌تر بازپرسی‌های دادسرای انقلاب، اجازه‌ی داشتن وکیل نداشت. اگر هم در موارد استثنایی، وکیل اجازه‌ی حضور می‌یافت، اجازه‌ی دخالت در روند بازپرسی را نداشت. این وضعیت، در مورد پرونده‌های بسیار عادی هم صادق بود. به عنوان مثال در پرونده‌های زنان محکوم به سنگسار، من حتی یک مورد حضور وکیل را در تحقیقات مقدماتی ندیدم.

در قانون آیین دادرسی جدید، با این‌که دیگر قاضی حق ندارد که حق داشتن وکیل در مرحله‌ی مقدماتی را از متهمان سلب کند، اما در جرایم امنیتی و سازمان یافته، آن‌ها فقط مجازند از فهرست گزینش شده توسط رئیس قوه‌ی قضاییه، وکیل انتخاب کنند. وضع کنندگان این قانون، آن را این‌گونه توجیه می‌کنند که چون در این‌گونه پرونده‌ها، مسائل محرمانه ممکن است مطرح شود، جز عده‌ای از خواص، باقی وکلای دادگستری نامحرم هستند. اما به نظر من مهم‌ترین هدف این مصوبه، سلب حق دفاع از فعالان سیاسی و مدنی است که اغلب به جرایم امنیتی متهم می‌شوند. حق دفاع، یک حق بنیادین است و اولین لازمه‌ی تحقق آن، استقلال وکیل است. وکیلی که مشروعیتش را از رئیس قوه‌ی قضاییه که خود یک طرف دعواست بگیرد، از پیش معلوم است که نه شجاعت و نه کفایت لازم را برای دفاع مستقل از موکل خود نخواهد داشت. این وکلا، برای حفظ جایگاه خود، ناگزیر به حفظ منافع قوه‌ی قضاییه خواهند بود و اصل اساسی وکالت که حفظ منافع موکل است، در چنین شرایطی اساساً قابل تحقق نخواهد بود. Continue reading “شادی صدر: متهمان سیاسی، از حق دفاع مستقل بی‌بهره شدند/ سیاوش خرمگاه”

Advertisements

دکتر مهدی نوربخش: دولت نمی تواند در سه جبهه بجنگد/ علی کلائی

دکتر مهدی نوربخش: دولت نمی تواند در سه جبهه بجنگد/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]

سرنوشت مذاکرات و حصول توافق یا شکست نهایی هم‌چنان نامشخص است و در این برهه از زمان، وضعیت حقوق بشر در ایران در فردای مذاکرات، مسئله‌ی چالش برانگیزی است که فعالان حقوق بشر را درگیر خود کرده است. در این رابطه با دکتر مهدی نوربخش استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه هریسبرگ ایالت پنسیلوانیای امریکا، گفتگویی داشتیم.

دکتر مهدی نوربخش که با اختلاط مقوله‌ی نقض حقوق بشر و مذاکرات موافق نیست، به خط صلح می‌گوید: “من اصولاً بر این باورم که این دو پدیده باید از هم جدا بشوند. به‌ محض این‌که مسئله‌ی انرژی هسته‌ای حل شود و دولت روحانی به ‌هرحال چند برگ برنده در دست‌ داشته باشد، می‌تواند در کشور عرض‌اندام سیاسی کند. در آن وقت است که اپوزیسیون باید زورش را بگذارد روی دولت که دولت به‌ عنوان یک ساختار، به وضعیت حقوق بشر در ایران برسد…”

همان طور که مستحضر هستید، پیشنهاد خانم ناوی پیلای مبنی بر گنجاندن مسئله‌ی نقض حقوق بشر در مذاکرات هسته‌ای توسط آقای عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه و سرپرست مذاکرات هسته‌ای ایران، رد شده است. نظرتان در این رابطه چیست؟

اولاً درست است که وزارت امور خارجه جزوی از دولت هست ولی این مسائل به لحاظ ساختار قدرت مربوط می‌شود به قوه‌ی قضاییه و وزارت امور خارجه آن‌چنان قدرتی در این ماجراها ندارد. البته من هرگز توجیه نمی‌کنم بحث‌هایی که بعضی وقت‌ها آقای ظریف به وجود می‌آورد، اما به‌ هر حال در حیطه‌ی قدرت آن‌ها نیست. ثانیاً به نظر من اگر بحث حقوق بشر با بحث انرژی هسته‌ای مخلوط بشود، پایان ماجرا است. دلیل هم این است که در درون ایران کسانی هستند که هرگز زیر بار این نخواهند رفت؛ منجمله آقای خامنه‌ای. من اصولاً بر این باورم که این دو پدیده باید از هم جدا بشوند. به‌ محض این‌که مسئله‌ی انرژی هسته‌ای حل شود و دولت روحانی به ‌هرحال چند برگ برنده در دست‌ داشته باشد، می‌تواند در کشور عرض‌اندام سیاسی کند. در آن وقت است که اپوزیسیون باید زورش را بگذارد روی دولت که دولت به‌ عنوان یک ساختار، به وضعیت حقوق بشر در ایران برسد. اگر در حال حاضر وضعیت حقوق بشر به مذاکرات راه پیدا کند، یک سری کشورهای خارجی منجمله عربستان سعودی و اسرائیل هم فرصت پیدا می‌کنند که در این زمینه نفوذ داشته باشند؛ البته نه این‌که آن‌ها مدافع حقوق بشر باشند ولی یک توجیه و فرصت بهتری به دست می‌آورند که بتوانند جلوی این پروسه را بگیرند. Continue reading “دکتر مهدی نوربخش: دولت نمی تواند در سه جبهه بجنگد/ علی کلائی”

ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی

ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]علی کلائی

انسان دشواری وظیفه است. شاید این سخن در ابتدا تنها کلماتی به نظر بیاید ردیف شده در پی هم و اثری از آثار بامداد شعر معاصر ایران. با معنایی که تنها توضیحی انسان شناختی را در ذهن متبادر کند. معنایی که به درد درک فلسفی و مفهوم سازی‌های نظری می‌خورد و انسان عینیِ گوشت و پوست و خون دار مشمولش نیست که حکایتش دیگر است؛ دیگری ورای فلسفیدن‌ها و نظریه پردازی‌ها.

اما روزگار ما انگار آدم‌هایی را ساخته است از جنس وظیفه. آدم‌هایی که مرغ حق اند. حق حق زدن برای انسانیت و برابری و آزادی. آن‌جا که به تعبیر امام سوم شیعیان در برابر بلا قرار می‌گیرند، از همان قلیل‌هایی هستند که اهل راه و مسیر و طریق‌اند. آدم‌هایی که شاید اگر نبودند، در روزگار تکنیک و ماشین و تکنولوژی و آد‌م‌های پیچیده‌ی هزار لایه و هزار رنگ، صداقت و صراحت و شجاعت و ایستادگی تبدیل به مفاهیمی می‌شد که می‌بایست در اسطوره‌ها و کتاب‌های تاریخی به دنبالشان گشت. خصلت‌هایی به مثابه خصلت‌های زمان و مکانی دیروزین که امروز باید گفت گشتم نبود، نگرد نیست!

این آدم‌ها قطعاً لازم النقداند. دیکته نویسانی هستند غیر معصوم که قطعاً غلط دارند اما اهل راه‌اند. حرکت کنندگانند نه نشستگان و خوابیدگان تاریخ. مذهبی‌اند. اهل مذهب راه‌اند و فاعلان فعل ذَهَبَ. تاریخ در حال حرکت و لوکوموتیوش همین‌ها را به یاد خود می‌آورد نه نشستگان و خوابیدگانی که زیر چرخ‌های این لوکوموتیو فراموشان شده‌اند.

نرگس محمدی به زندان می‌رود. فعال حقوق بشر. نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر. فعال ملی مذهبی. کسی که شاید بار فعالیت یک جریان را روزها و ماه‌ها، یک تنه به دوش کشیده است. با تمام بیماری‌هایش. پنج قرص در روزش و خطر معلولیت بر اثر زندان و نبودن داروهایش. ایستاده و بی خطی بر چهره از پا پس کشیدگی. استوار. صدایش هنوز در سالگرد ستار بهشتی در گوش‌ها زنگ می‌زند. گاه فریادها شب تیره‌ی سکوت و سکون استبداد را می‌شکند. در روزگاری که همه هسته‌ای شده‌اند و منتظر التوافقان تاریخ اند، یکی مرغ حق می‌شود و از حق انسان می‌گوید. بانویی با دو فرزند که البته هم این مادر و هم پدر مبارز و اندیشمند این دو فرزند نمی‌خواهند فرزندانشان درگیر مسائل پدر و مادر شوند. بماند که برخی بی ملاحظگان (در بهترین حالت و تعریف) حرمت کودکی را دوربین به دست می‌شکنند و پدر تقی را در بیرون و مادر نرگس را در درون می آزارند. حرمت کودکی را باید پاس داشت. اگر پاس دارند. Continue reading “ایستادگی دو محمد و یک نرگس/ علی کلائی”

راه کارگر – راه بشر

images

آنانی که به شما می گویند که تجار و سرمایه سالاران و اتحادیه هاشان تنها با مشوق اخلاقی دستمزد شما را اضافه می کنند مانند این است که به شما بگویند ببرها بر روی یک سری میوه پرتقال زندگی می کنند. هنری جورج اقتصاد دان، نویسنده و فعال آمریکایی در نامه ای به پاپ لئو سیزدهم به نام وضعیت کارگران.
این سخن عجیب است. همانقدر که مسئله کارگران و زحمت کشان و نسبتشان با صاحبان کار و سرمایه و ابزار تولید در طول تاریخ، عجیب بوده است. نسبتی که از انسان بهره کش از همنوعش، حکایت داشت. انسانی که برای سود بیشتر بر همنوع خود جفا می کند و از او کار می کشد و با مزد کم سعی در استتثمار او دارد. انگار تاریخ حقوق کارگران و حقوق انسان همزمانی و همراهی و حتی همزبانی دارد. داستان از آغاز صنعتی شدن انسان و ورود به جهان صنعت سرمایه ساز شکل جدیدی به خود می‌گیرد. شکل سنتی کشاورزی و استثمار انسان از انسان در زمین تمام نشده، اما رقیبی قدرتمند را در کنار خود می بیند. رقیبی به نام عصر صنعت.
از خیزش اسپارتاکوس (۱۰۹ تا ۷۱ پیش از میلاد) تا آغاز صنعتی شدن و پیدا شدن مفاهیم جدید کارگر، اتحادیه های کارگری و حقوق کارگر و انسان، راه درازی طی شده است. خصلت اعتراض گری انسان و طلبش برای وضعیت بهتر قطعا در طول تاریخ خیزش های بسیاری را برای آزادی و رهائی و داشتن حقوق انسانی زائیده است. خیزش هایی که گام به گام و در سیری تکاملی همراه با سیری پرورشی و تکاملی جهان متکامل شدند و در عصر صنعتی شدن رویه تازه ای به خود گرفتند.
عنصر صعنتی شدن عصر رشد سرمایه بود. با انقلاب بورژوازی در انگلستان حدفاصل سالها ۱۶۴۰ تا ۱۶۶۰، این کشور زودتر از بقیه به عصر سرمایه داری پا نهاد. در اواسط قرن ۱۸ ام بود که شرایط برای انقلاب صنعتی مهیا شد. عصری که از دهه ۶۰ قرن ۱۸ آغاز شد تا دهه ۴۰ قرن ۱۹ به طول انجامید. سالهایی که در انگلستان انقلاب صنعتی بود، ماشین بخار و مولدهای بخاری توسط انسان خلاق زاده شد و نقطه عطفی را برای این خیزش رقم زد. نقطه عطفی که در اواخر قرن ۱۹، با کشف نیروی الکتریسیته توسط ادیسون سیری تکاملی یافت. Continue reading “راه کارگر – راه بشر”

نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی

نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی

پیش از سال ۱۳۹۰، نگهداری و خرید و فروش برخی از موادمخدر مانند حشیش و موادمخدر صنعتی مجازات اعدام نداشت اما مجمع تشخیص مصلحت نظام با مصوبه‌ای اعلام کرد که هر فردی بیش از ۳۰ گرم از این انواع مواد مخدر را حمل، خرید، فروش و نگهداری کند مجازاتش اعدام است. این مصوبه باعث شد تا اعدام‌ها در این حوزه بیش از قبل شود؛ تا جایی که به گفته‌ی احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، فقط در سال گذشته‌ی میلادی، ۷۵۳ نفر در ایران اعدام شدند که اکثریت این اعدامیان مرتبط با جرایم مربوط به مواد مخدر بودند و هم‌چنان هزاران نفر در زندان‌های سراسر کشور، در این خصوص در صف مرگ قرار دارند. با این همه، به تازگی زمزمه‌هایی مبنی بر حذف مجازات اعدام جرایم مربوط به مواد مخدر مطرح شده و لایحه‌ای نیز در این خصوص به مجلس فرستاده شده است.

در این رابطه و بنا بر موضوع پرونده‌ی ویژه‌ی این شما از ماهنامه، با خانم نرگس محمدی، نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگار، گفتگویی داشته‌ایم.

نرگس محمدی در این گفتگو ضمن تاکید بر این‌که قاچاقچیان مواد مخدر، خود قربانیان فقر در جامعه هستند و معمولاً به اجبار درگیر چنین مسائلی می‌شوند، به خط صلح گفت که با اعدام این افراد، نه تنها حق حیات از آن‌ها گرفته می‌شود بلکه اعضای خانواده‌شان در جامعه به شکلی سلسله‌وار قربانی باقی می‌مانند.

خانم محمدی، زندانی سیاسی سابق که در زندان زنجان با برخی از این افراد و با توجه به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم، هم‌بند بوده است، موارد دردناکی از وضعیت این قربانیان را بیان می‌دارد…

خانم محمدی، به نظر شما چرا طی ماه‌ها و سال‌های اخیر شاهد افزایش آمار اعدام و خاصه اعدام افراد با جرایم مربوط به مواد مخدر هستیم؟

با توجه به جمعیت ایران که مثلاً در مقایسه با کشور چین، بسیار کم‌تر است و خب با در نظر گرفتن این مورد رتبه‌ی ممتازی را به خودمان اختصاص داده‌ایم. با توجه به این‌که به نظر می‌رسد مسئله‌ی اعدام در ایران در مقاطعی تابعی از تحولات سیاسی در ایران شده است؛ یعنی نگاه به مسئله‌ی اعدام در ایران فقط یک نگاه حقوقی و قضایی نیست بلکه در مقاطعی بنا به تحولات سیاسی که در ایران رخ می‌دهد این مسئله، قدری جدی‌تر می‌شود. بنا بر این، در این کشمکش‌های قدرت و در معادلات سیاسی، به نظر می‌رسد که مسئله‌ی اعدام به عنوان یک اهرم یا ابزاری در دست گروه‌های تندرو قرار می‌گیرد و قصد ارعاب جامعه و یا قدرت نمایی دارد. به همین دلیل ما شاهد این می‌شویم که شمار اعدام قاچاق مواد مخدر، اتهامات سیاسی و عقیدتی، محاربه و یا سایر مسائلی که مجازات آن اعدام هست، افزایش پیدا می‌کند. یعنی این افزایش، تابع تحولات سیاسی و قدرت نمایی برخی جناح‌های سیاسی علیه همدیگر هست یا در بعضی مواقع در کشمکش قدرت بین ایران و قدرت‌های جهانی هم دیده شده که از این اهرم که استفاده شده است.

اما علاوه بر این و با توجه به این‌که شاهد آسیب‌پذیری اجتماعی گسترده در حوزه‌های مختلف هستیم، گاهاً می‌بینیم که دامنه‌ی اتهاماتی که اگر اثبات بشود، مجازات آن اعدام هست هم رو به گسترش است. Continue reading “نرگس محمدی: قاچاقچیان مواد مخدر، قربانیان فقر هستند/ علی کلائی”

روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی محسن کدیور با رادیو جیبی

محسن کدیور

“بازرگان پیش از همه متوجه حقیقت شد”

در بخش پنجم سری برنامه های بررسی انقلاب بهمن 57 از دیدگاه روانشناسی نخبگان، با تمرکز بر آیت الله خمینی، علی کلائی با دکتر محسن کدیور، اندیشمند دینی، استاد دانشگاه و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری به گفتگو پرداخته است.

پس از این سالها و گذشت از سالهای انقلاب بگذارید به همان سالها و بطور مشخص سال 57 برگردیم. نگاه شما در آن زمان به آقای خمینی چگونه بود؟ چگونه او را شناختید؟ آیا شناخت شما به پیش از این روزها برمی گردد و اگر آری در چه شرایطی؟ لطفا قدری در این باب و نوع دریافتتان از آقای خمینی در آن زمان و زمانه برایمان بفرمائید.
در سال 1357 نوزده سال داشتم. هشت نُه سال قبل از آن اسم آقای خمینی را از پدرم شنیده بودم، و می دانستم که ایشان فقیه مبارزی است و به دلیل انتقادهایش از رژیم شاه در تبعید در نجف به سر می برد. به ایشان احترام می گذاشتم. یادم هست که در سال 1356 که سیدمصطفی خمینی از دنیا رفت، در مسجد جامع شیراز مجلس بزرگداشتی برگزار شد. آن زمان تازه دیپلمم را گرفته بودم و آماده رفتن به دانشگاه بودم. در آن جلسه محمدعلی گرامی از قم به شیراز آمد و منبر رفت. مسجد جامع شیراز مسجد بسیاری بزرگی است و من در آن جلسه شرکت داشتم. وقتی بیرون آمدم مانند بقیه‌ی شرکت‌کنندگان از بس بلند در حمایت آقای خمینی صلوات فرستاده بودیم سرفه می کردم.در چهلم شهدای یزد در اردیبهشت ۵۷ در حین دستگیری و انتقال به بازداشتگاه وقتی عاملان ساواک به آقای خمینی توهین کردند اعتراض کردم وآنها با مشت و لگد از من پذیرایی کردند.
کتاب ولایت فقیه ایشان را در اوایل فروردین 58 توانستم بخوانم. آن زمانی هم که خواندم بیشتر بحث های مبارزاتی و نفی رژیم شاه بود که روی من تاثیر داشت. بقیه مطالب کتاب را یا متوجه نشدم و یا چندان برایم مهم نبود. مبهمات آن کتاب که کم هم نبود با محکمات مصاحبه‌های پاریس ایشان تفسیر می‌شد. تصویر ما از آقای خمینی تصویری ضد استبدادی و به اصطلاح آن روز ضد امپریالیستی بود. ایشان همان امام امتی بود که علی شریعتی در کتاب مهمش ترسیم کرده بود. آن زمان دموکراسی در فضای ایران به عنوان مسئله‌ی اصلی مطرح نبود. نه در فضای چپ مارکسیست و نه در فضای مذهبی. مطالبات اصلی آن زمان دو مسئله‌ی آزادی و عدالت بودند. آقای خمینی بخصوص بر مسئله استقلال تکیه داشت که هر سه مطالبه در اعلامیه های ایشان موج می زد و یک مطالبه ملی محسوب می شد. آزادی استقلال و عدالت. این نکات اصلی بود. تکیه بر دینداری هم قبل از ایشان شروع شده بود. مهدی بازرگان و یارانش و علی شریعتی و بعد هم خود ایشان. این تصویری است که از آن زمان در ذهنم هست.

Continue reading “روانشناسی سیاسی انقلاب 57، در گفتگوی محسن کدیور با رادیو جیبی”

ماه زدگان: روانشناسی سیاسی انقلاب 1357 از دید مهدی اصلانی

مهدی اصلانی از فعالان چپگرا

در بخش چهارم از مجموعه بررسی انقلاب بهمن 57 از دیدگاه روانشناسی نخبگان، با تمرکز بر آیت الله خمینی، مهدی اصلانی، از فعالان چپگرا، دیدگاههای خود را در مقاله ای در اختیار رادیوجی بی گذاشت. 

علی کلائی

سوالات: 

1- پس از این سالها و گذشت از سالهای انقلاب بگذارید به همان سالها و بطور مشخص سال 57 برگردیم. نگاه شما در آن زمان به آقای خمینی چگونه بود؟ چگونه او را شناختید؟ آیا شناخت شما به پیش از این روزها برمی گردد و اگر آری در چه شرایطی؟ لطفا قدری در این باب و نوع دریافتتان از آقای خمینی در آن زمان و زمانه برایمان بفرمائید.

2- سیر تغییر نگاه شما به آقای خمینی چگونه بود؟ چه عواملی باعث این تغییر در نگاه و رویکرد شد؟

3- اگر به آن روزگاران نگاه کنید، دلیل آن نوع رویکرد نسبت به آقای خمینی در آن روزگار را در چه می دانید؟

4- آقای خمینی چه تاثیراتی بر روی شما گذاشت؟ آیا او در ساختار نگاه شما به مسائل و یا تغییر آن موثر بود یا خیر؟ چگونه و به چه صورت؟

5- آنچه که مسلم شده این است که نگاه جامعه ما چه در میان بدنه اجتماعی و چه در میان الیت ها در میان طبقات مختلف نسبت به آقای خمینی نگاهی مفتون شیدا و کارسپار بود. به نظر شما دلیل این رفتار چه بود؟ آیا اصولا این نوع نگاه را می پذیرید؟ اگر آری چگونه و و اگر خیر به چه دلیل؟

6- آقای خمینی را د رآن روزگاران در ماه دیدند. فکر میکنید چه باید کرد و یا چه باید می کردند که دیگر آقای خمینی و آقای خمینی ها در ماه رویت نشوند؟ چه اتفاقی در جامعه ایران باید بیافتد و چگونه؟

7- سخن آخر؟

ماه زده گان

در پاسخ به پرسش‌های شما شرط انصاف آن است که نباید جر زد و دبه کرد. حوزه‌ی شناخت من در سال 57 از خمینی تا آن حد بود که به هنگامه‌ای که از نوفل لوشاتو و زیر درختِ سیب‌اش فرمان داد سربازها پادگا‌ن‌‌ها را ترک کنند، به تاریخ 23 دی ماه 57 جزء دسته‌ی اولِ سربازانِ وظیفه‌ای بودم که به هم‌راه تنی چند از دوستانم از محلِ خدمتام، پادگانِ زرهیی همدان، فرار کردم. آن‌شب پروژه‌ای سراسری در تمامیی کشور کلید خورد و جامعه‌ی امام‌زده به خود مشغول داشت. ماه‌زده‌گان عربده سر دادند: مردم چه وقته خوابه عکس آقا تو ماهه. Continue reading “ماه زدگان: روانشناسی سیاسی انقلاب 1357 از دید مهدی اصلانی”