از صدام تا داعش، از سنگ تا ترقه

علی کلائی:  حادثه تروریستی تلخی در کشور رخ داده و در واقع به امنیت یک مردم حمله شده است. دستکم ۱۲ تن کشته و بیش از ۴۰ زخمی برجای گذاشته و تروریست ها که مشخص شده داعشی بودند هم از پای در آمدند. مردم شروع به اطلاع رسانی و همدردی کردند و تلاش کردند تا مرهم دردهای یکدیگر باشند.

اما از سوی دیگر رفتار حاکمان جمهوری اسلامی سوال برانگیز بود و در نوع خود خاص. هم زمان با روی دادن فاجعه، نمایندگان مجلس، درون مجلسی که در کنارش درگیری است و انسانها کشته می شوند سلفی می اندازند با نمک پاشی می فرمایند که صحن مجلس، همین الان! (۱)

رئیس مجلس هم درگیری سنگینی که منجر به کشته و زخمی شدن دهها انسان می شود را “جزئی” میخواند (۲) و به دنبال حفظ روحیه است. آنهم در وضعیتی که نمایندگان بسیاری در جایگاه هیئت رئیسه به دور او جمع شده اند. حال هدفشان چیست معلوم نیست؟ آیا به دنبال نشان دادن این مسئله به مردم هستند که واقعا خبری نیست یا میخواهند خودشان حفظ روحیه کنند؟ یا رجزی بخوانند که ضربات دشمن کارگر نبوده و تروریست ها نتوانستند کار بکنند و ما مستحکم ایستاده ایم؟

Continue reading “از صدام تا داعش، از سنگ تا ترقه”

Advertisements

تله اسحاق، خطر ابراهیم

علی کلائی: سازوکار انتخابات، بالاخص از نوع ریاست جمهوری اش در ایران انگار به این جمع بندی رسیده است که در دقایق و روزهای آخر و عموما کمتر از ماهی مانده به انتخابات، شگفتی ساز باشد و محاسبات را تغییر دهد. عکس همه جای دنیا که کاندیدا ها از ماهها پیش مشخص اند و در حال ارائه برنامه و طرح خود و برخورد دو سویه با بدنه جامعه.

اما اینجا ایران جمهوری اسلامی است. در آن نیروهای سیاسی، بالاخص نیروهای وابسته به محافظه کاران نیک فهمیده اند که رفتار کمپینی و موجی مردم همیشه در دقایق آخر تعیین کننده می شود و بسیاری از رای دهندگان در آن دقایق است که تصمیم میگیرند رای بدهند یا ندهند و اگر میخواهند به که.

جمهوری اسلامی هم نشان داده که به طور مشخص در سه چهار دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری (بدون یا با احتساب دوره جاری) در ایام انتخابات به بسطی نائل می شود که فرصتی است برای نیروهای سیاسی تا حرفها را بگویند و برای بدنه جریان‌ها که با مردم تماسی با کمترین هراس بگیرند و دست‌ها و جریانات مردمی خود را گسترش دهند. البته این بسط تا پیش از انتخابات است و پس از انتخابات قبضی همه گیر می شود که یا به غیرفعال شدن می انجامد و یا به آنچه که پس از خرداد ۸۸ دیدیم. بالاخص که در ایام بسط و یا در مقدمه قبض، نیروی امنیتی حس کند که جریان از دستش در رفته که آن وقت نه با رفتار اطلاعاتی امنیتی و ضربه و مهار، که با هجومی همه جانبه به قلع و قمع می پردازد. فارغ از اینکه قربانی طرفدار رئیس جمهور منتخب است یا مخالف او. افسار دستگاه امنیتی نه در دست رئیس جمهور که در حقیقت در جایی در بیت رهبر جمهوری اسلامی است که مهار می شود.

کم و بیش دو هفته تا انتخابات جاری جمهوری اسلامی ۹۶ فرصت هست. شورای نگهبان گزینش‌اش را کرده و منتخبین‌اش را به میدان انتخاب و رقابت فرستاده. از میان این شش تن، ۴ تن جدی هستند و دو تن با کمترین شانس ممکن. میرسلیم و هاشمی طبا کم شانس های این دوره اند. با این تفاوت که میرسلیم حداقل توانسته چهره یک نامزد حزبی به خود بگیرد. شاید باید در جایی بررسی شود که چرا بیش از یکصد سال پس از انقلاب مشروطه مردم ایران، در یک انتخابات ریاست جمهوری تنها یک نامزد حزبی هست و آنهم نماینده یکی از مرتجع ترین احزاب اسلام گرا در ایران یعنی حزب موتلفه اسلامی!

Namnlös34.jpg

اما در میان آن ۴ دیگر به جز روحانی، رئیس جمهور مستقر و قالیباف، کسی که با توجه به حمایت جبهه پایداری از سویی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از ابراهیم رئیسی از سویی دیگر، بعید است که شانس جلب توجه در میان اصول گرایان را داشته باشد چه برسد به بدنه مردم، اسحاق جهانگیری و ابراهیم رئیسی مورد بحث این یادداشت هستند. مسئله هم امروز آنهاست هم دیروزشان. و کارکرد و نفوذ و امکان پیروزیشان در ماراتن دو مرحله ای ۹۶ که یک مرحله اش را پیشتر شورای نگهبان معممین مشروعه خواه، زحمت انتخابش را کشیده است!

Continue reading “تله اسحاق، خطر ابراهیم”

احمد فرزند حسینعلی

علی کلائی

در روزگار مرگ شجاعت‌های اخلاقی، ایستادن بر سر خط منش و مبنا خود جسارتی تازه می‌طلبد. روزگار ما روزگاری است که به تعبیر معلم شهید هدی صابر، عشق فروکشیده، منش گم‌گشته و روش پر ریخته است. اما خوش‌منشان و خوش‌منشی کردن‌ها را باید دید و ستود، که روزگار زیبایی و جلال خود را از صدقه سر خوش‌منشان زمانه وام می‌گیرد.

ahmad

از خوش‌منشی پدر بسیار گفته‌اند. از انتخاب تاریخی و ابتلای او که میان قدرت، مصلحت و حکومتی نزدیک و حقیقت، حذف و مصیبت، دومی را برگزید. در شرایطی که همه فهمیده بودند اگر سکوت کند، چند صباحی دیگر بنیانگذارِ نظام و صاحبِ تخت، جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و اگر او بر تخت ولایت بنشیند، به تعبیر بسیاری، قدرت اصلاح خیلی از امور را خواهد داشت. اخلاق نتیجه‌گرا حکم می‌کرد که سکوت کند. که به گفته بسیاری اگر صبر می‌کرد، حسینعلی منتظری ولایت فقیهی نظام جمهوری اسلامی را در دست می‌گرفت و به عقیده بسیاری و با توجه به شناخت موجود از او، روزگار به اینجا نمی‌کشید. گرچه قدرت مطلقه بدون نظارت خود فساد آور است که از خطیبی اهل ساز و پیپ و کتاب، انسانی ساخت که با گریه و فرمان و پیش و پس پرده، خط خون را در خیابان‌های شهر جاری کرد.
اما شیخ حسینعلی منتظری، فقیه عالی‌قدر سکوت نکرد. در جایی گفت که اگر سکوت می‌کرد تضمینی نبود که او پیش از آقای خمینی نمیرد. پیرمرد دغدغه خدا و فردا و وظیفه و مسوولیت داشت. اخلاق او وظیفه‌گرا بود. به وظیفه‌ای رسید و عمل کرد. البته باز طریق میانه را برگزید. می‌توانست در پس همان جلسه‌ای که صدایش امروز و پس از ۲۸ سال به بیرون رسیده، در نامه‌ای به مردم و جهان همه چیز را بگوید. اما منتظری آن روز با منتظری اوایل دهه هفتاد و آن سخنرانی اول و بعد ماه رجب سال ۷۶ و آن سخنرانی مفصل تفاوت دارد. منتظری، منتظری‌تر شد. منتظری هم انسان بود و جستجوگری در مسیر شدن. گام به گام در روند تکامل و رو به جلو. اما در زمان خود و در ابتلای خود تصمیم مبنایی، اخلاقی و انسانی گرفت. محبوب مردم شد و مغضوب صاحبان تخت و والیان فقیه.
اما این بار روایت پدر نیست. روایت پسر است. احمد منتظری فرزند حسینعلی منتظری. مهندس نساجی از دانشگاه پلی تکنیک تهران و روحانی و اهل حوزه در زیر سایه پدر. آیت‌الله زاده‌ای که هم حوزه دیده است، هم فعال دانشجویی پیش از انقلاب بوده و هم فعال سیاسی و حتی زمانی مشغول در دولت مهندس موسوی پس از انقلاب. مجموعه‌ای از تجربیات دانشگاه و حوزه. فعالیت سیاسی دانشجویی و حزبی و دولتی و پس از قتل برادر در ماجرای حزب جمهوری اسلامی، دست راست پدر. به سنت اغلب شیوخ و مراجع و روحانیون اهل حوزه و درس و بحث. (۱)

Continue reading “احمد فرزند حسینعلی”