دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری


دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری/ علی کلائی

علی کلائی: آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان یکی از مراجع بزرگ شیعه، بارها در بزنگاه‌های تاریخی و یا مسائل حساس، منش و اندیشه‌ی متفاوت خود را نشان داده است؛ یکی از آن‌ها مسئله‌ی حقوق بهاییان است. ایشان در اعلام نظری که در آخرین سال‌های عمرشان منتشر شد، در خصوص بهاییان از “حق آب و گل” و “حقوق شهروندی” ایشان سخن گفتند که در نوع خود و در میان علمای شیعه کم نظیر بود.

ماهنامه‌ی خط صلح در گفتگو با احمد منتظری، از زمینه‌ی این اعلام نظر پرسیده است و آقای منتظری نیز با تشریح دیدگاه‌های پدرشان در خصوص معتقدین به دیانت بهاییت، از لزوم همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق یکدیگر میان شهروندان یک کشور با عقاید مختلف سخن گفته‌اند.

مشروح گفتگو با احمد منتظری، فرزند مرحوم آیت الله منتظری، در ذیل از نظر شما می‌گذرد:

Continue reading “دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری”

Advertisements

احمد فرزند حسینعلی

علی کلائی

در روزگار مرگ شجاعت‌های اخلاقی، ایستادن بر سر خط منش و مبنا خود جسارتی تازه می‌طلبد. روزگار ما روزگاری است که به تعبیر معلم شهید هدی صابر، عشق فروکشیده، منش گم‌گشته و روش پر ریخته است. اما خوش‌منشان و خوش‌منشی کردن‌ها را باید دید و ستود، که روزگار زیبایی و جلال خود را از صدقه سر خوش‌منشان زمانه وام می‌گیرد.

ahmad

از خوش‌منشی پدر بسیار گفته‌اند. از انتخاب تاریخی و ابتلای او که میان قدرت، مصلحت و حکومتی نزدیک و حقیقت، حذف و مصیبت، دومی را برگزید. در شرایطی که همه فهمیده بودند اگر سکوت کند، چند صباحی دیگر بنیانگذارِ نظام و صاحبِ تخت، جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و اگر او بر تخت ولایت بنشیند، به تعبیر بسیاری، قدرت اصلاح خیلی از امور را خواهد داشت. اخلاق نتیجه‌گرا حکم می‌کرد که سکوت کند. که به گفته بسیاری اگر صبر می‌کرد، حسینعلی منتظری ولایت فقیهی نظام جمهوری اسلامی را در دست می‌گرفت و به عقیده بسیاری و با توجه به شناخت موجود از او، روزگار به اینجا نمی‌کشید. گرچه قدرت مطلقه بدون نظارت خود فساد آور است که از خطیبی اهل ساز و پیپ و کتاب، انسانی ساخت که با گریه و فرمان و پیش و پس پرده، خط خون را در خیابان‌های شهر جاری کرد.
اما شیخ حسینعلی منتظری، فقیه عالی‌قدر سکوت نکرد. در جایی گفت که اگر سکوت می‌کرد تضمینی نبود که او پیش از آقای خمینی نمیرد. پیرمرد دغدغه خدا و فردا و وظیفه و مسوولیت داشت. اخلاق او وظیفه‌گرا بود. به وظیفه‌ای رسید و عمل کرد. البته باز طریق میانه را برگزید. می‌توانست در پس همان جلسه‌ای که صدایش امروز و پس از ۲۸ سال به بیرون رسیده، در نامه‌ای به مردم و جهان همه چیز را بگوید. اما منتظری آن روز با منتظری اوایل دهه هفتاد و آن سخنرانی اول و بعد ماه رجب سال ۷۶ و آن سخنرانی مفصل تفاوت دارد. منتظری، منتظری‌تر شد. منتظری هم انسان بود و جستجوگری در مسیر شدن. گام به گام در روند تکامل و رو به جلو. اما در زمان خود و در ابتلای خود تصمیم مبنایی، اخلاقی و انسانی گرفت. محبوب مردم شد و مغضوب صاحبان تخت و والیان فقیه.
اما این بار روایت پدر نیست. روایت پسر است. احمد منتظری فرزند حسینعلی منتظری. مهندس نساجی از دانشگاه پلی تکنیک تهران و روحانی و اهل حوزه در زیر سایه پدر. آیت‌الله زاده‌ای که هم حوزه دیده است، هم فعال دانشجویی پیش از انقلاب بوده و هم فعال سیاسی و حتی زمانی مشغول در دولت مهندس موسوی پس از انقلاب. مجموعه‌ای از تجربیات دانشگاه و حوزه. فعالیت سیاسی دانشجویی و حزبی و دولتی و پس از قتل برادر در ماجرای حزب جمهوری اسلامی، دست راست پدر. به سنت اغلب شیوخ و مراجع و روحانیون اهل حوزه و درس و بحث. (۱)

Continue reading “احمد فرزند حسینعلی”