عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود


عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود/ سیاوش خرمگاه

سیاوش خرمگاه: در این شماره از خط صلح، با این حقوقدان برجسته در خصوص تبصره ماده ۴۸ قانون آئین دادرسی کیفری به گفتگو نشسته ایم. وی این تبصره را “در تعارض با حق دفاع و حقوق متهم” دانسته و آن را مخالف صریح اصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عنوان می کند.عبدالصمد خرمشاهی، متولد ۱۳۲۸، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در ایران است. وی پیش تر وکالت پرونده های افرادی چون افسانه نوروزی، شهلا جاهد، دل آرا دارابی، فاطمه مطیع (قدیمی ترین متهم به قتل زندانی)، ندا آقا سلطان و ریحانه جباری و همین طور پرونده قربانیان حمله به کوی دانشگاه تهران را بر عهده داشته است.

خرمشاهی با ذکر این نکته که وکیل کار سیاسی نمی کند، تصریح کرد که: «اصل بر این است که اگر قرار است پروسه قضایی باشد و عدالت اجرا شود باید وکیل از همه سازکارهای قانونی بهره مند باشد و تامین شغلی و مصونیت داشته باشد. در مقام دفاع ما قانون داریم. قاضی از شان و اعتبار برخوردار است. وکیل هم باید بتواند با شهامت و بدون ترس از دفاعیه هایی که ارائه می دهد، از حقوق حقه موکلش دفاع کند».

Continue reading “عبدالصمد خرمشاهی: تبصره ماده ۴۸ باید اصلاح شود”

Advertisements

جسد ستیزی، آشنای دیروز و امروز ما


جسد ستیزی، آشنای دیروز و امروز ما/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: پیکری منسوب به رضا شاه در باغ طوطی شاه عبدالعظیم حسنی کشف شد. این پیکر اما یادآور رفتاری بود که شیخ صادق خلخالی، اولین حاکم شرع دادگاه های انقلاب در ایران پس از انقلاب با مقبره سرسلسله پهلوی کرد، آن را تخریب کرد و اما هیچ گاه به پیکر رضا خان دست نیافت. این رفتار خلخالی در آن سال و رفتارهای اخیر با مومیایی منسوب، اما می تواند این پرسش را به ذهن متبادر کند که آیا در گذشته ایران زمین هم چنین سابقه ای از چنین برخوردهایی با پیکر حاکمان پیشین توسط حاکمان زمان وجود داشته است؟ آیا رفتار خلخالی و رفتارهای جمهوری اسلامی با پیکر مخالفین (فوت شده یا اعدام شده) پس از آن نمونه ای خاص از یک منش و رفتار است و یا مسبوق به سابقه است؟

گرچه شرح و بسط این گونه رفتارها قطعاً مجالی بسیار موسع می طلبد و شاید جای آن باشد که در این خصوص پژوهش تاریخی مبسوطی انجام شود، اما کوتاه سخن آن که پاسخ به سوال فوق از جنس تائید است. درست یا نادرست، تاریخ ایران پر است از چنین رفتارهایی که حاکمان تازه با پیکر حاکمان پیشین کرده اند. یا حاکمان سوار بر تخت قدرت با پیکر مخالفان خود. آنان از سر خشم، کینه و عناد از پیکر حاکمان پیشین یا مخالفان خود نگذشته اند و آن چه توانستند انجام دادند تا به خیال خود مرهمی بر خشم خود بیابند و دلی خنک سازند! که قطعاً خشونت و انتقام هیچ گاه خنک کننده و مرهم گذارنده دل کسی نبوده و نخواهد بود. بماند که این حاکمان زمانه در هر عصری، خود از خشن ترین ها بوده اند و اگر دستشان آمده، از کشته پشته ساختند.

 شاید یکی از مشهورترین این روایت ها، روایت برخورد سرسلسله قاجار با پیکر بنیادگذار سلسله زندیه باشد. آن جا که به گزارش تاریخ، آغا محمد خان قاجار، «استخوان کریم‌ خان را از قبر بیرون آورده به طهران برد و… در آستانه سرای سلطنت دفن کرد تا به خیال خود هر روز استخوان های دشمنان را پامال کرده باشد». (۱)

Continue reading “جسد ستیزی، آشنای دیروز و امروز ما”

نامه‌ای که به آیت‌الله نرسید -روایت سیدمهدی هاشمی از یک مثلت

زیتون- علی کلائی: بر پیشانی این نامه مهر«سری» حک شده است. نامه‌ای «سری» از کسی که در مهرماه ۱۳۶۶ به دست محمد محمدی نیک (ری شهری) اعدام شد، خطاب به قائم مقام رهبری وقت و کسی که در آن روزها «امید امت و امام» لقب گرفته بود.

نامه‌ای که از یک «مثلث» حکایت دارد که می‌خواهند بر امورات مملکت تکیه بزنند و در واقع در آن زمان تکیه زده‌اند، اما قائم مقام رهبری وقت و در واقع رهبر بعدی نظام مانع آنان در آن زمان و عامل ترسشان برای زمان‌های بعدی است.

نامه مهدی هاشمی به آیت‌الله منتظری از یک «مثلث» حکایت دارد که می‌خواهند بر امورات مملکت تکیه بزنند و در واقع در آن زمان تکیه زده‌اند، اما قائم مقام رهبری وقت و در واقع رهبر بعدی نظام مانع آنان در آن زمان و عامل ترسشان برای زمان‌های بعدی است.

این نامه البته به دست آیت‌الله منتظری نرسید. نامه  شکل چرک‌نویس دارد و مهدی هاشمی در روزهای پیش از بازداشت نوشته بود.

بعد از بازداشت مهدی هاشمی این نامه  دست وزارت اطلاعات می‌افتد. این نامه را هم اولین بار وزارت اطلاعات منتشر کرده است.

نامه‌ای که سیدمهدی هاشمی، در آخر آن می نویسد: «من تصور می کنم که اگر روند کنونی رهبری در آینده حفظ شود و بخواهند جریاناتی را به رهبری آینده انقلاب تحمیل کنند که معادلات تغییر نکند، فعلی الاسلام السلام، باید فاتحه انقلاب خوانده شود و مطمئن باشید که یهلک الحرث و النسل می شود. از اینرو احساس خطر می کنم».

سید مهدی هاشمی پس از این می پرسد: «وجود من چه خطری برای آقایان ایجاد کرده، همه نیروها به راه افتاده اند که مرا منکوب کنند. مگر من در این مملکت به مناصب آقایان و قدرت و فرمانروایی و جاه و جبروت شان لطمه ای زده ام؟مطمئنا این مثلث، امام را به موضع گیری خواهند انداخت. و غلط کاری های گذشته تکرار می گردد».

Continue reading “نامه‌ای که به آیت‌الله نرسید -روایت سیدمهدی هاشمی از یک مثلت”

روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷

علی کلائی: بر اساس گزارش منابع رسمی و حکومتی در ایران، بیش از ۲۰ نفر در جریان اعتراضات سراسری و مردمی روزهای اخیر در شهرهای مختلف کشته شده‌اند. نیروی اصلی امنیتی و حکومتی در مقابل مردم هنوز نیروی انتظامی است. شهروندان بسیاری از دریافت پیامک‌های تهدیدآمیز خبر داده‌اند که در آنها از ایشان خواسته شده در اعتراضات شرکت نکنند. تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده اما وزیر مربوطه خبر از قطع موقت آنها داده و گفته بعدا باز خواهند شد. شمار زیادی از دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف بازداشت شده‌اند و این همه در حالی است که قرار بوده -بنا به گفته حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی- دست وزیر ارتباطات روی دکمه فیلتر شبکه‌های اجتماعی نرود و فضای امنیتی در دانشگاه‌ها حاکم نباشد.

البته مسئول اقدامات نیروی انتظامی نیز با وزیر کشور دولت حسن روحانی است و رهبر نظام، این مسئولیت را به او تفویض کرده است.

از سوی دیگر بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی با امضای روحانی می‌گذرد. سال ۲۰۱۷ میلادی تمام شده و در واقع یک سالگی این منشور تقریبا با پایان سال میلادی همزمان شده است. اتفاقی که با اعتراضات سراسری مردم ایران قرین شده: در راستای برقرار کردن حقوق شهروندی، شهروندانی کشته و زخمی شده‌اند، بسیاری از حاضران در اعتراضات دستگیر شده‌اند و اوضاع کشور خاص و بحرانی است و شاهد تقابل تمام عیار اقشار و طبقات مختلف اجتماعی با حاکمیت در شهرهای مختلف کشور، از شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک هستیم.

خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش کرده است در سالی که گذشت بیش از ۹ هزار و ۳۵۳ ماه حکم زندان برای شهروندان ایرانی صادر شده، متهمان به هشت هزار و ۷۰۳ ضربه شلاق (علی‌رغم ماهیت غیرانسانی این مجازات) محکوم شده‌اند و دست‌کم ۴۴۶ نفر اعدام شده‌اند. ۵۰ درصد این اعدام‌شدگان از متهمان مربوط به مواد مخدر بوده‌اند و ۹۳ درصد اعدام‌ها مخفیانه بوده است، به این معنا که خبر آنها در رسانه‎های رسمی منتشر نشده:

بیشتر بخوانید: گزارش یک سال نقض حقوق بشر در ایران: ۴۴۶ اعدام در سال ۲۰۱۷

برای ارزیابی وضعیت حقوق بشر در ایران در سال گذشته میلادی، با توجه به گذشت بیش از یک سال از ارائه و ابلاغ منشور حقوق شهروندی، زمانه با چهار نفر از فعالان حقوق بشر گفت‌و‌گو کرده و از ایشان خواسته تا ضمن بیان ارزیابی خود بگویند مسئولیت عمده و اصلی نقض حقوق بشر در ایران متوجه کدام یک از ارکان حاکمیت است و دلیل این موضوع از نظر ایشان چیست؟

این سوال‌ها پیش از آغاز اعتراضات اخیر پرسیده شده‌اند و فارغ از آنچه در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷ میلادی به وقوع پیوست و هنوز هم در جریان است، پاسخ داده شده‌اند:

Continue reading “روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷”

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران

 

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی در ایران توسط دولت حسن روحانی می گذرد. دولتی که در سال اولِ دوره دوم خود قرار دارد و با این که در این دوره در آغاز راه است، اما با احتساب دوره قبل، هم مسئول بسیاری از رخدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است و هم باید پاسخگوی عملکرد خود در چهار سال گذشته باشد. در واقع و با توجه به این که عموم روسای جمهور در ایران دو دوره در پست خود باقی بوده اند، جمع بست کارنامه هر رئیس جمهور و هر دولتی، جمع بست هر دو دوره است و دوره ها از هم قابل تفکیک نیست.

در این منشور که بیش از یک سال از ابلاغ آن توسط دولت می گذرد، نیروی کار و حقوق کار نیز دیده شده است. “منشور حقوق شهروندی با استناد و تکیه به اصول نوزدهم، بیستم، بیست و هشتم، بند ۱۲ اصل سوم و بند ۲ اصل چهل و سوم قانون اساسی و نیز ماده  ۷۸ خود، این طور بیان نموده که شهروندان از حق فرصت برابر در دسترسی به مشاغل و انتخاب آزادانه حرفه موردنظر خود طبق موازین قانونی به ‌گونه ‌ای که قادر به تامین معاش خود به صورت منصفانه و آبرومندانه باشند، برخوردارند. هم چنین با توجه به مواد ۲- ۴- ۲۴-۶۴ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، ماده ۵۴ قانون خدمات کشوری و بند ۲ و ۶ سیاست های کلی نظام اداری، داشتن شغلی مناسب از حقوق شهروندی به شمار می رود و دولت می بایست شرایط مناسب را برای تحقق این حق تضمین و بر آن نظارت نماید”. (۱) این منشور حق تامین معاش منصفانه و عادلانه را حق برابر برای همه شهروندان بر می شمارد.

با وجود گذشت این یک سال، اما آن چه می بینیم افزایش معوقات مزدی کارگران، تضییع حقوق آن ها، کوچک شدن سفره هایشان و ضربه به ایشان است. در همین ماه اخیر از کارگران نیشکر هفت تپه تا کارگران در مریوان و مهاباد و فولاد نطنز و پروژه دوخطه کردن راه آهن زنجان-تهران تا کارگران لاوان تابلوی کرمان، اعتصاب، تجمع، اعتراض و خودسوزی و کلیه فروشی و خلاصه همه کار کرده اند تا معوقات مزدیشان را بگیرند؛ تا حق تامین معاش منصفانه و عادلانه ای که از ایشان ستانده شده، بگیرند؛ تا غذایی برای خوردن، لباسی برای پوشیدن، سقفی برای اسکان و جانی برای کار بیش تر و باز به تعویق افتادن مزدشان در سیستم اقتصادی ایران امروز داشته باشند؛ تا به قولی استثمار شوند و بتوانند بیش تر کار کنند؛ تا …زنده بمانند!

Continue reading “روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران”

ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده


ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده/ علی کلائی

علی کلائی: اخبار مربوط به اعتراضات کارگران نسبت به معوقات مزدی شان، به خبرهایی هر روزه ای بدل شده که دیگر در حال عادی شدن هستند. کارگرانی که ماه ها کار می کنند و مزدی نمی گیرند. خانواده هایی که کارگران بی مزد، سرپرست خانوارهایشان هستند و پس از چند ماه در تامین احتیاجات اولیه نیز در می مانند.

برای بررسی این مسئله و جویا شدن چرایی و چگونگی آن با ناصر آقاجری، از فعالین با سابقه کارگری و از نمایندگان صنفی کارگران پروژه ای جنوب گفتگو کرده ایم. از او در خصوص مسئله معوقات مزدی، نوع و ساختار قراردادها و برخورد وزارت کار با آن پرسیده ایم. آقاجری نیز با “دلالی” خواندن سرمایه داری موجود در ایران، با ما از نقض قوانین اساسی و موضوعه در ایران در همه حوزه ها از جمله حوزه کار سخن گفت و گفت که آن چه روی می دهد، دور زدن قوانین موجود در کشور و خارج کردن همه کارگران از حوزه قانون کار است. خارج کردنی که به سلطه تمام عیار کارفرما و پیمانکار منجر شده و جان و مال و همه چیز کارگران در ید قدرت ایشان قرار می گیرد. کارگرانی که به تعبیر آقاجری به صورت وحشیانه ای در حال استثمار شدن هستند. کارگرانی که همه چیزشان غارت می شود و دیگر چیزی جز جانشان برای از دست دادن ندارند.

مشروح گفتگو با ناصر آقاجری را در زیر می خوانید.

Continue reading “ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده”

بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟

مرتضی هامونیان : روزهای آغازین پسا انقلاب بهمن ۵۷ است. مملکت در التهاب به سر می برد و نیروهای مردمی در خیابان هم از انقلاب تازه به ثمر رسیده محافظت می کنند و هم با به ثمر رسیدن انقلاب، دسته بندی هایشان واضح تر می شود. وقت رقابت های گروهی فرا رسیده است. خیابان ها از حضور نیروهای مردمی پر است. نیروهای مردمی که در زمان روی دادن انقلاب در حمایت از آن بسیج شده بودند، هنوز در کنار هم اند.

اصلی ترین نیروی حامی رژیم پادشاهی در ایران -که اعلام بی طرفی اش به پیروزی انقلاب می انجامد-، ارتش است. ارتشی که در زمان آخرین پادشاه سلسله پهلوی برای حمایت از او قسم یاد کرده بود و ۲۲ بهمن ۵۷ و اعلام بی طرفی اش، تیر خلاصی به رژیم گذشته زده بود و عصر پادشاهان را در ایران به اتمام رسانیده بود. اما نه تیمسار سپهبد هوشنگ حاتم که متن اعلامیه بی طرفی ارتش را نوشت و نه خود شخص ارتشبد قره باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران نمی دانستند که پس از این روز اعلام بی طرفی، بسیاری از فرماندهان رده بالای ارتش و حتی خود سپهبد حاتم به تیغ دادگاه های انقلاب سپرده خواهند شد و اعدام می شوند. ارتشی که پس از انقلاب تا سطح فرماندهان ارشدش تصفیه شدند، اما با حمله عراق به ایران در برابر متجاوز تمام قد ایستاد و جنگید. سال های اخیر پر است از خاطرات ارتشیان (از مصاحبه های تلویزیونی در سالگردهای آغاز جنگ ۸ ساله تا برنامه های خشت خام حسین دهباشی) که روایت یک سویه سپاه پاسداران از جنگ را به چالش می کشند و تصحیح می کنند.

اما در آن روزهای پس از انقلاب کسی به ارتش اطمینان نداشت. بسیاری از نیروهای انقلابی ای که بعدها به معارضان با نظام پسا انقلاب مبدل شدند، انحلال ارتش را می خواستند و به دنبال ارتش انقلابی، توحیدی و بی طبقه و درجه بودند. ارتشی که حتی خود آنان هم نمی دانستند که چطور ارتشی است و اصولاً چگونه ارتشی می تواند درجه و سلسله مراتب فرماندهی نداشته باشد.

اما علاوه بر این، بعدها معارض شدگان، نیروهای انقلابی هوادار آیت الله خمینی هم به ارتش اطمینان نداشتند. نیروهای انقلابی کوچه و خیابان ها که عموماً سازمان دهی شدگان مساجد بودند برای آنان به تکیه گاهی بدل شده بودند که هم قدرت جریان روحانی انقلاب که نمادش آقای خمینی بود، به رخ الباقی نیروهای انقلابی بکشند و هم نیروی نظامی مطمئنی داشته باشند تا اگر ارتش موجود خواست کودتا کند -و یا هر عمل دیگری-، این نیروی در اختیار بتواند در برابرش ایستادگی کند. وبسایت بصیرت از قول خبرنگار نشریه صبح صادق (نشریه داخلی سپاه پاسداران) روایتی را از قول فردی به نام رحمانی نقل می کند که به نظر خواندنی می آید: “با تعدادی از طلبه ها و یاران امام جلساتی را در نجف داشتیم و پیرامون حکومت شاه و جریان اعتراضات مردمی با هم گفتگو می کردیم. در جمع ما حجت الاسلام شهید محمد منتظری هم بود. صحبت در این خصوص بود ]که[ انقلاب به پیروزی برسد. آیا امام با این ارتش وفادار به شاه و حکومت پهلوی می خواهد از انقلاب نگهداری کند یا فکر دیگری دارد؟ آقای منتظری گفتند که من این موضوع را از امام سوال خواهم کرد که نتیجه پیگیری ایشان این شد که حضرت امام با یک تدبیر دور اندیشانه فرمودند: من اشتباه مصدق را که به ارتش شاه تکیه کرد مرتکب نخواهم شد، بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد”.(۱)

Gorouh-Feshar-79

انقلاب در بهمن ۵۷ به پیروزی می رسد و پنجم آذر ۵۸، وقتی حکومت جمهوری اسلامی اعلام شده، آیت الله خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران (خود سپاه در اردی بهشت ۵۸ تشکیل شده بود) در سخنانی می گوید: “اگر یک ملت که همه جوان هایش مجهز باشند به همین جهازی علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشند که یک تفنگی دستشان آمدند ندانند با آن، چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچه مملکتی آسیب بردار نیست. و الآن هم الحمدلله‏ آسیب بردار نیست. الان هم ما پشتیبانمان خداست. و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم. و خدا با ماست”.(۲)

این ایده “ارتش بیست میلیونی” در ۱۰ اردی بهشت ۵۹ در شورای انقلاب بدل به “سازمان بسیج ملی” می شود و مصوبه شورای انقلاب برای اجرا به وزارت کشور ارسال می شود.

Continue reading “بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟”