فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی


فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی/ سیمین روزگرد

سیمین روزگرد: تقی رحمانی، نویسنده و عضو شورای فعالان ملی مذهبی که قریب یک سوم از عمر خود را در زندان به سر برده است، چهره ای نام آشنا در میان فعالین مدنی است. او تجربه مستقیمی از مواجهه با محرومیت و عدم توسعه یافتگی در سیستان و بلوچستان و هم چنین برخورد با مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان و از بلندپایه ترین رهبران اهل سنت ایران دارد.

ماهنامه خط صلح در این شماره با آقای رحمانی در خصوص مولوی عبدالحمید و تاثیر این عالم مذهبی اهل سنت در کاهش تنش ها و تضادها در استان سیستان و بلوچستان و اهل سنت ایران گفتگو کرده است. او، مولوی عبدالحمید را فردی بسیار صمیمی و با تساهل و تسامح توصیف می کند و ایران گرایی امام جمعه اهل سنت زاهدان را فرصتی طلایی می داند که باید توسط مرکز نشینان و صاحبان قدرت در ایران مورد توجه قرار گیرد. این فعال مدنی در این مصاحبه بر نقش حکومت و قدرت مرکزی در برقراری این تعامل تاکید می کند و می گوید که این مناطق باید به سمت توسعه پایدار، غیرسیاسی، غیر نظامی و غیرامنیتی شدن پیش برود.

مشروح گفتگو با تقی رحمانی، نویسنده، فعال مدنی و فعال ملی مذهبی در ذیل از نظر شما می گذرد.

Continue reading “فرصت طلایی وجود مولوی عبدالحمید برای اهل سنت و ایران؛ در گفتگو با تقی رحمانی”

Advertisements

قصة المجموعة الكردية التي حاكمتها طهران بتهمة قتل النساء والأطفال

هل أعدمتهم إيران انتقاماً من السعودية؟.. قصة المجموعة الكردية التي حاكمتها طهران بتهمة قتل النساء والأطفال

قصه‌ی درد حق دفاع در دستگاه قضای جمهوری اسلامی/ علی کلائی


قصه‌ی درد حق دفاع در دستگاه قضای جمهوری اسلامی/ علی کلائی

Ali-Kalei[1]

هر انسانی آن‌گاه که اتهامی به او منتسب می‌شود، حق دارد بر مبنای عقل و منطق انسانی از خود دفاع کند. مسموع بودن یا عدم مسموعیت دفاع او امر دیگری است. اما اصل مسئله قابل نقض نیست. اصلی که در بند اول ماده‌ی یازدهم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر نیز به آن اشاره شده است. این بند صراحتاً اعلام می‌دارد که: “هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه‌ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.”

اما داستان دفاع از خود در برابر اتهامات انتسابی در ایران پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ از جنس و نوع دیگری است. داستانی است تلخ که حتی با اصول اولیه‌ی قوانین اساسی نظام شکل یافته‌ی پس از پیروزی انقلاب نیز در تعارض آشکاری قرار دارد. اصل سی و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صراحتاً حق دفاع را به رسمیت شناخته و به دلیل تخصصی بودن امور حقوقی در جهان جدید، مسئله‌ی استخدام و به خدمت گیری وکیل به عنوان فردی حقوق خوانده و مطلع از قوانین و مواد حقوقی را کاملاً مشروع می‌داند. این اصل صراحتاً اعلام می‌دارد که: “در همه‏‌ی دادگاه‏‌ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏ انتخاب‏ نمایند و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آن‌ها امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.” اما این اصل مسئله‌ی دادگاه را محل انتخاب وکیل قلمداد می‌کند. یعنی پیش از آن و در مرحله‌ی تحقیقات مقدماتی امر دیگری دخیل است. همان مرحله‌ای که به دلیل عدم اشاره‌ی مستقیم قانون به لزوم بودن یک وکیل و حقوق‌دان در کنار متهم، به مرحله‌ای برای جولان دادن امنیت بانان از سازمان‌ها و نهادهای مختلف در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب ۵۷ مبدل شده است.

داستان را از روزهای پس از انقلاب پی می‌گیریم. روزهای پشت بام مدرسه‌ای و اعدام‌ها با تشخیص خلخالی‌ها؛ و بعد روزهای پس از خرداد ۶۰ و بازداشت‌های صدها و هزاران ایرانی. دادگاه‌های دقیقه‌ای و احکام اعدام و شمردن سیصد سیصد و چهارصد چهارصد تیر خلاص توسط زندانیانی که بعدها و پس از رستن از بند به نقل فاجعه پرداختند. دادگاه‌ها و اعدام‌هایی که در مرداد و شهریور ۶۷، در زندان‌های ایران جان هزاران ایرانی را گرفت. اما آیا این حق اولیه، یعنی استخدام وکیل و حضور وکیل، چه در مرحله‌ی مقدماتی و چه در مرحله دادگاه آن روزها مطرح بود؟ Continue reading “قصه‌ی درد حق دفاع در دستگاه قضای جمهوری اسلامی/ علی کلائی”