روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷

علی کلائی: بر اساس گزارش منابع رسمی و حکومتی در ایران، بیش از ۲۰ نفر در جریان اعتراضات سراسری و مردمی روزهای اخیر در شهرهای مختلف کشته شده‌اند. نیروی اصلی امنیتی و حکومتی در مقابل مردم هنوز نیروی انتظامی است. شهروندان بسیاری از دریافت پیامک‌های تهدیدآمیز خبر داده‌اند که در آنها از ایشان خواسته شده در اعتراضات شرکت نکنند. تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده اما وزیر مربوطه خبر از قطع موقت آنها داده و گفته بعدا باز خواهند شد. شمار زیادی از دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف بازداشت شده‌اند و این همه در حالی است که قرار بوده -بنا به گفته حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی- دست وزیر ارتباطات روی دکمه فیلتر شبکه‌های اجتماعی نرود و فضای امنیتی در دانشگاه‌ها حاکم نباشد.

البته مسئول اقدامات نیروی انتظامی نیز با وزیر کشور دولت حسن روحانی است و رهبر نظام، این مسئولیت را به او تفویض کرده است.

از سوی دیگر بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی با امضای روحانی می‌گذرد. سال ۲۰۱۷ میلادی تمام شده و در واقع یک سالگی این منشور تقریبا با پایان سال میلادی همزمان شده است. اتفاقی که با اعتراضات سراسری مردم ایران قرین شده: در راستای برقرار کردن حقوق شهروندی، شهروندانی کشته و زخمی شده‌اند، بسیاری از حاضران در اعتراضات دستگیر شده‌اند و اوضاع کشور خاص و بحرانی است و شاهد تقابل تمام عیار اقشار و طبقات مختلف اجتماعی با حاکمیت در شهرهای مختلف کشور، از شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک هستیم.

خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش کرده است در سالی که گذشت بیش از ۹ هزار و ۳۵۳ ماه حکم زندان برای شهروندان ایرانی صادر شده، متهمان به هشت هزار و ۷۰۳ ضربه شلاق (علی‌رغم ماهیت غیرانسانی این مجازات) محکوم شده‌اند و دست‌کم ۴۴۶ نفر اعدام شده‌اند. ۵۰ درصد این اعدام‌شدگان از متهمان مربوط به مواد مخدر بوده‌اند و ۹۳ درصد اعدام‌ها مخفیانه بوده است، به این معنا که خبر آنها در رسانه‎های رسمی منتشر نشده:

بیشتر بخوانید: گزارش یک سال نقض حقوق بشر در ایران: ۴۴۶ اعدام در سال ۲۰۱۷

برای ارزیابی وضعیت حقوق بشر در ایران در سال گذشته میلادی، با توجه به گذشت بیش از یک سال از ارائه و ابلاغ منشور حقوق شهروندی، زمانه با چهار نفر از فعالان حقوق بشر گفت‌و‌گو کرده و از ایشان خواسته تا ضمن بیان ارزیابی خود بگویند مسئولیت عمده و اصلی نقض حقوق بشر در ایران متوجه کدام یک از ارکان حاکمیت است و دلیل این موضوع از نظر ایشان چیست؟

این سوال‌ها پیش از آغاز اعتراضات اخیر پرسیده شده‌اند و فارغ از آنچه در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷ میلادی به وقوع پیوست و هنوز هم در جریان است، پاسخ داده شده‌اند:

Continue reading “روزهای سخت برای حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۷”

Advertisements

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران

 

روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: بیش از یک سال از ابلاغ منشور حقوق شهروندی در ایران توسط دولت حسن روحانی می گذرد. دولتی که در سال اولِ دوره دوم خود قرار دارد و با این که در این دوره در آغاز راه است، اما با احتساب دوره قبل، هم مسئول بسیاری از رخدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است و هم باید پاسخگوی عملکرد خود در چهار سال گذشته باشد. در واقع و با توجه به این که عموم روسای جمهور در ایران دو دوره در پست خود باقی بوده اند، جمع بست کارنامه هر رئیس جمهور و هر دولتی، جمع بست هر دو دوره است و دوره ها از هم قابل تفکیک نیست.

در این منشور که بیش از یک سال از ابلاغ آن توسط دولت می گذرد، نیروی کار و حقوق کار نیز دیده شده است. “منشور حقوق شهروندی با استناد و تکیه به اصول نوزدهم، بیستم، بیست و هشتم، بند ۱۲ اصل سوم و بند ۲ اصل چهل و سوم قانون اساسی و نیز ماده  ۷۸ خود، این طور بیان نموده که شهروندان از حق فرصت برابر در دسترسی به مشاغل و انتخاب آزادانه حرفه موردنظر خود طبق موازین قانونی به ‌گونه ‌ای که قادر به تامین معاش خود به صورت منصفانه و آبرومندانه باشند، برخوردارند. هم چنین با توجه به مواد ۲- ۴- ۲۴-۶۴ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، ماده ۵۴ قانون خدمات کشوری و بند ۲ و ۶ سیاست های کلی نظام اداری، داشتن شغلی مناسب از حقوق شهروندی به شمار می رود و دولت می بایست شرایط مناسب را برای تحقق این حق تضمین و بر آن نظارت نماید”. (۱) این منشور حق تامین معاش منصفانه و عادلانه را حق برابر برای همه شهروندان بر می شمارد.

با وجود گذشت این یک سال، اما آن چه می بینیم افزایش معوقات مزدی کارگران، تضییع حقوق آن ها، کوچک شدن سفره هایشان و ضربه به ایشان است. در همین ماه اخیر از کارگران نیشکر هفت تپه تا کارگران در مریوان و مهاباد و فولاد نطنز و پروژه دوخطه کردن راه آهن زنجان-تهران تا کارگران لاوان تابلوی کرمان، اعتصاب، تجمع، اعتراض و خودسوزی و کلیه فروشی و خلاصه همه کار کرده اند تا معوقات مزدیشان را بگیرند؛ تا حق تامین معاش منصفانه و عادلانه ای که از ایشان ستانده شده، بگیرند؛ تا غذایی برای خوردن، لباسی برای پوشیدن، سقفی برای اسکان و جانی برای کار بیش تر و باز به تعویق افتادن مزدشان در سیستم اقتصادی ایران امروز داشته باشند؛ تا به قولی استثمار شوند و بتوانند بیش تر کار کنند؛ تا …زنده بمانند!

Continue reading “روحانی، زنبوری بی عسل برای کارگران”

ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده


ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده/ علی کلائی

علی کلائی: اخبار مربوط به اعتراضات کارگران نسبت به معوقات مزدی شان، به خبرهایی هر روزه ای بدل شده که دیگر در حال عادی شدن هستند. کارگرانی که ماه ها کار می کنند و مزدی نمی گیرند. خانواده هایی که کارگران بی مزد، سرپرست خانوارهایشان هستند و پس از چند ماه در تامین احتیاجات اولیه نیز در می مانند.

برای بررسی این مسئله و جویا شدن چرایی و چگونگی آن با ناصر آقاجری، از فعالین با سابقه کارگری و از نمایندگان صنفی کارگران پروژه ای جنوب گفتگو کرده ایم. از او در خصوص مسئله معوقات مزدی، نوع و ساختار قراردادها و برخورد وزارت کار با آن پرسیده ایم. آقاجری نیز با “دلالی” خواندن سرمایه داری موجود در ایران، با ما از نقض قوانین اساسی و موضوعه در ایران در همه حوزه ها از جمله حوزه کار سخن گفت و گفت که آن چه روی می دهد، دور زدن قوانین موجود در کشور و خارج کردن همه کارگران از حوزه قانون کار است. خارج کردنی که به سلطه تمام عیار کارفرما و پیمانکار منجر شده و جان و مال و همه چیز کارگران در ید قدرت ایشان قرار می گیرد. کارگرانی که به تعبیر آقاجری به صورت وحشیانه ای در حال استثمار شدن هستند. کارگرانی که همه چیزشان غارت می شود و دیگر چیزی جز جانشان برای از دست دادن ندارند.

مشروح گفتگو با ناصر آقاجری را در زیر می خوانید.

Continue reading “ناصر آقاجری: سرمایه داری دلالی در ایران فاجعه آفریده”

بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟

مرتضی هامونیان : روزهای آغازین پسا انقلاب بهمن ۵۷ است. مملکت در التهاب به سر می برد و نیروهای مردمی در خیابان هم از انقلاب تازه به ثمر رسیده محافظت می کنند و هم با به ثمر رسیدن انقلاب، دسته بندی هایشان واضح تر می شود. وقت رقابت های گروهی فرا رسیده است. خیابان ها از حضور نیروهای مردمی پر است. نیروهای مردمی که در زمان روی دادن انقلاب در حمایت از آن بسیج شده بودند، هنوز در کنار هم اند.

اصلی ترین نیروی حامی رژیم پادشاهی در ایران -که اعلام بی طرفی اش به پیروزی انقلاب می انجامد-، ارتش است. ارتشی که در زمان آخرین پادشاه سلسله پهلوی برای حمایت از او قسم یاد کرده بود و ۲۲ بهمن ۵۷ و اعلام بی طرفی اش، تیر خلاصی به رژیم گذشته زده بود و عصر پادشاهان را در ایران به اتمام رسانیده بود. اما نه تیمسار سپهبد هوشنگ حاتم که متن اعلامیه بی طرفی ارتش را نوشت و نه خود شخص ارتشبد قره باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران نمی دانستند که پس از این روز اعلام بی طرفی، بسیاری از فرماندهان رده بالای ارتش و حتی خود سپهبد حاتم به تیغ دادگاه های انقلاب سپرده خواهند شد و اعدام می شوند. ارتشی که پس از انقلاب تا سطح فرماندهان ارشدش تصفیه شدند، اما با حمله عراق به ایران در برابر متجاوز تمام قد ایستاد و جنگید. سال های اخیر پر است از خاطرات ارتشیان (از مصاحبه های تلویزیونی در سالگردهای آغاز جنگ ۸ ساله تا برنامه های خشت خام حسین دهباشی) که روایت یک سویه سپاه پاسداران از جنگ را به چالش می کشند و تصحیح می کنند.

اما در آن روزهای پس از انقلاب کسی به ارتش اطمینان نداشت. بسیاری از نیروهای انقلابی ای که بعدها به معارضان با نظام پسا انقلاب مبدل شدند، انحلال ارتش را می خواستند و به دنبال ارتش انقلابی، توحیدی و بی طبقه و درجه بودند. ارتشی که حتی خود آنان هم نمی دانستند که چطور ارتشی است و اصولاً چگونه ارتشی می تواند درجه و سلسله مراتب فرماندهی نداشته باشد.

اما علاوه بر این، بعدها معارض شدگان، نیروهای انقلابی هوادار آیت الله خمینی هم به ارتش اطمینان نداشتند. نیروهای انقلابی کوچه و خیابان ها که عموماً سازمان دهی شدگان مساجد بودند برای آنان به تکیه گاهی بدل شده بودند که هم قدرت جریان روحانی انقلاب که نمادش آقای خمینی بود، به رخ الباقی نیروهای انقلابی بکشند و هم نیروی نظامی مطمئنی داشته باشند تا اگر ارتش موجود خواست کودتا کند -و یا هر عمل دیگری-، این نیروی در اختیار بتواند در برابرش ایستادگی کند. وبسایت بصیرت از قول خبرنگار نشریه صبح صادق (نشریه داخلی سپاه پاسداران) روایتی را از قول فردی به نام رحمانی نقل می کند که به نظر خواندنی می آید: “با تعدادی از طلبه ها و یاران امام جلساتی را در نجف داشتیم و پیرامون حکومت شاه و جریان اعتراضات مردمی با هم گفتگو می کردیم. در جمع ما حجت الاسلام شهید محمد منتظری هم بود. صحبت در این خصوص بود ]که[ انقلاب به پیروزی برسد. آیا امام با این ارتش وفادار به شاه و حکومت پهلوی می خواهد از انقلاب نگهداری کند یا فکر دیگری دارد؟ آقای منتظری گفتند که من این موضوع را از امام سوال خواهم کرد که نتیجه پیگیری ایشان این شد که حضرت امام با یک تدبیر دور اندیشانه فرمودند: من اشتباه مصدق را که به ارتش شاه تکیه کرد مرتکب نخواهم شد، بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد”.(۱)

Gorouh-Feshar-79

انقلاب در بهمن ۵۷ به پیروزی می رسد و پنجم آذر ۵۸، وقتی حکومت جمهوری اسلامی اعلام شده، آیت الله خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران (خود سپاه در اردی بهشت ۵۸ تشکیل شده بود) در سخنانی می گوید: “اگر یک ملت که همه جوان هایش مجهز باشند به همین جهازی علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشند که یک تفنگی دستشان آمدند ندانند با آن، چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچه مملکتی آسیب بردار نیست. و الآن هم الحمدلله‏ آسیب بردار نیست. الان هم ما پشتیبانمان خداست. و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم. و خدا با ماست”.(۲)

این ایده “ارتش بیست میلیونی” در ۱۰ اردی بهشت ۵۹ در شورای انقلاب بدل به “سازمان بسیج ملی” می شود و مصوبه شورای انقلاب برای اجرا به وزارت کشور ارسال می شود.

Continue reading “بسیج و شکل گیری اش، قاتُق نان یا بلای جان!؟”

آوار خشونت پس از انقلاب بهمن ۵۷ از کجا آمد!؟

bahman_mah_1357_(9)_-_tehعلی کلائی: ده اسفند ۱۳۵۷. سخنرانی رهبر انقلاب و امام امت در آن روزگار با موضوع “تبیین نتایج مبارزات ملت ایران – برنامه‌های رفاهی مادی و معنوی – تأکید بر «جمهوری اسلامی» و خودسازی” در مدرسه فیضیه قم. مناسبت سخنرانی، ورود آیت الله العظمی امام خمینی، رهبر انقلاب به قم است و حاضران اهالی قم و دیگر شهرستانها. رهبر معنوی آن روزهای انقلاب بهمن ۵۷ در این سخنرانی وعده می دهد که دنیا و آخرت مردمان را آباد می کنند. میگوید و از مردم میخواهد که تنها “دلخوش” به آبادانی دنیایشان نباشند. انقلابیون و رهبر معنوی آنها که یک مرجع تقلید صاحب رساله است، آمده اند که آنها را به “مقام انسانیت” برسانند، “معنویت” و “روحیات” شان را “عظمت” دهند و آخرتشان را آباد کنند.

هنوز یک ماه نیز از پیروزی انقلاب نگذشته است. رهبر انقلاب به قم رفته و در آنجا ساکن شده اند. دولت موقت تشکیل شده و روند استقرار نظام تازه آغاز شده است.

ضرباهنگ! پس از انقلاب!

۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته است. عصر شیخ صادق خلخالی حکمی را دریافت می کند. حاکم شرع و بعدتر رئیس دادگاههای انقلاب از سوی رهبر انقلاب منصوب می شود.

۴ روز از پیروزی انقلاب گذشته است. روز ۲۶ بهمن ماه ۱۳۵۷ و پشت بام مدرسه رفاه تهران. ۴ تن از ارشدترین ژنرالهای نظامی تیرباران می شوند. این ۴ نام از میان لیستی با دستکم ۲۴ اسم انتخاب شده اند. دولت تازه استقرار یافته، کاره ای نیست. ۴ نام توسط رهبر انقلاب انتخاب شده، توسط شیخ صادق خلخالی محاکمه شده و به اعدام محکوم شدند. نام شیخ صادق خلخالی نامی است که از این تاریخ تا چندی بعد بر سر زبانهاست. او منصوب رهبر انقلاب است و هم مباحثه فرزند درگذشته او، سید مصطفی خمینی. او در یکی از آخرین مصاحبه هایش (با پیام فضلی نژاد) از خشم انقلابی مردم در آن زمان می گوید که “مرگ” کسانی را طلب می کرد که “مفسد فی الارض” بودند. خلخالی در همین مصاحبه از “فقه” محوری خود و اینکه تمام استنادات باید به این “فقه” باشد، می گوید. خلخالی آن خشم انقلابی را با فقه محوری خود، آنهم تنها با تفسیر شخصی اش و مجوز تام و تمامی که از بنیانگذار جمهوری اسلامی داشت درآمیخت و آن کرد که تاریخ آن را روایت کرده است. خود در همین مصاحبه و تنها برای یک نمونه می گوید: “تاریخ باید نماد دلاوری های انقلابیون باشد، حالا خطاهایشان را که نباید بزرگ کرد. مثلا اینکه پاسداران یک برادر دوقلو را به جای دیگری آورده اند و من اعدامش کرده ام، اینکه نکته مهمی نیست یا مثلا یک گروه بودند که آخر سال ۵۹ فکر می کنم دستگیر کردند که اساسا اسلامی بودند ، اما خب به ما گفتند که اینها مارکسیست هستند و من بدون فوت وقت از دم تیغ گذراندمشان. بعد هم اعلام کردیم اینان در صف شهدای انقلاب هستند و حقیقتا هم دروغ نگفتیم.”

Continue reading “آوار خشونت پس از انقلاب بهمن ۵۷ از کجا آمد!؟”

عروج پیرمرد و ما

علی کلائی: دیوارها و ساختمان های استوار، درختان سربه فلک کشیده و هزاران ساله و کوه های ستبر سینه و رو به دشت و شهر و مردم و خادم آنان، همیشه دیده نمی شوند. وجودشان مفروض گرفته می شود. چون همیشه هستند، بدل می شوند به بخشی از واقعیت روزمره. انگار بودنشان همیشگی است. همیشه می توان به آنها تکیه کرد. سایه ای گرفت. پشتی جست و نفسی چاق کرد. اما دیده نمی شوند با اینکه صبور می ایستند و پناه می گردند. برخی آدم ها هم در زندگی اینگونه است. وجودشان مفروض است. تصور اینکه زمانی برسد که بروند در مخیله نمی گنجد. اما کل من علیها فان. هرچه هستن فانی و تنها یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

نقل است از پیامبر اسلام که أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه. پدری نه از باب منشا تولد که از باب تربیت و آموزش. هرنسلی و عصری و هر مردمی در هر دورانی پدرانی دارند مشعل دار راه. پدرانی تربیت کننده، نماد شونده و جهت دهنده. این پدران در هر عصر، نسل می سازند. نماد می شوند. تربیت می کنند و آموزش می دهند. اگر خدای رب است و پروردگار و اهل پرورش، اگر انسان پرورش دهنده، خدای گونه ای است در تبعید، این پدران رتبه ای از امر پرورش ملت ها در هر فرهنگی عهده دارند. کوه هایی هستند که روی به جامعه و سر به آسمان، پناه می دهند مردمان را. این انسانها البته انسان اند و ممکن الخطا. اما چونان پرورش یافته اند که می توانند چنین امری را به دوش بکشند.

پدران ملتمان یکی یکی پر می کشند. تنها از سال ۸۸ به بعد. از فقیه عالیقدری که بزرگ بود و عزیز. از عاشورا گونه غمبار لواسان و رحلت پدر و شهادت خواهر تا شهادت برادری دیگر در حبس. تا پرواز دکتر صدر حاج سید جوادی، احمد قابل و استاد ادیب برومند و حال، حال باز حضرت جان ستان به فرمان رب یکی از دوستان خود را بر می کشد تا او را از رنج برهاند. تا اویی که سال ها رنج پرورش خود، ملت و مردم را کشید، اویی که سال ها رنج عمل در مسیر استقلال، آزادی، انسانیت و عشق به مردمان را متحمل شد و اویی که ماهها رنج سرطان سختی را به تن کشید و لبخند از لبانش دور نشد را به جایی ببرد که دیگر چنین سختی ای در آن نباشد. مگر نه این است که ان مع العسر یسرا. سختی دکتر ابراهیم یزدی هم تمام شد. یکی از پدران پرورش دهنده مردم ایران پر کشید. حال که رفته است، حال که درخت استوار دیگر نیست، حال که کوه ایستاده رفته است یادمان می افتد که ای وای! مگر می شود که نباشد؟ ولی نیست.

Yazdi_short_blue

قطعا دکتر ابراهیم یزدی به مانند همه انسان هایی که خداگونه گان در تبعید در عصر و زمان خود بوده و هستند، انسان هایی که حجت های انسان بودن اند که انسانی که امکان بل هم اذل شدن را دارد، می تواند به جایی برسد که به او، به کمال، به اوج، به قله نزدیک شود، انسان اند و خطاکار. هیچ بنی بشری از خطا مصون نیست. قرار نیست از کسی بتی ساخته شود تا توحید بشکند و گوساله سامری بسازد. اتفاقا حسن این آدم ها خود، بت شکنی است. خود شکنی ای که شرط اولش پذیرش انتقاد است. و پذیرش نقد و اصلاح خود. مغرور نشدن و بدل به طاغوت در عمل و رفتار و زندگی نگشتن. دکتر ابراهیم یزدی و ابراهیم یزدی ها به شهادت تاریخ و زندگی شان چنین بوده اند. خطا کرده اند بلاشک. اما جمع بندی زندگی ۸۶ ساله او گواه بر مدعای فوق است.

Continue reading “عروج پیرمرد و ما”

کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران


کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: مقام رهبری می گوید که نباید کار فرهنگی را با برگزاری کنسرت اشتباه گرفت. امام جمعه مشهد و نماینده رهبری در استان خراسان رضوی، کنسرت موسیقی را مطرب بازی می داند. کنسرت های موسیقی در سراسر کشور به دلایل مختلف لغو می شوند. اما وزارت ارشاد و مراجع رسمی و قانونی مجوز دهنده برای کنسرت ها، اقدام به صدور مجوز می کنند. دادستانی هم در این میانه می گوید که امنیت کنسرت ها باید تضمین شده باشد و هم چنین محتوای آن نیز باید سالم باشد. نهادی مجوز می دهد. نهادهایی کلاً با اصل مسئله مخالف اند و نهادهایی برنامه مجوز دار را پیش از برگزاری بر هم می زنند. این وضعیت کنسرت موسیقی در ایران است. حاکمیتی که انگار خود به مانند یک کنسرت موسیقی به شدت ناهماهنگ عمل می کند. نهادها با هم هماهنگ نیستند و هرکسی ساز خودش را می نوازد. سازهایی که حتی دامان یکی از حکومتی ترین خوانندگان چون حامد زمانی را هم می گیرد تا کنسرت او در مشهد لغو شود.

از فردای انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷، وضعیت به همین صورت بود. از سوی بنیانگذار نظام سخنانی مبنی بر حرمت مطلق موسیقی مطرح شده بود. کار حتی به جایی کشیده بود که سرود “خمینی ای امام” هم به مدت دوسال، در اوایل دهه ۶۰ ممنوع بود. (۱) و حتی با توجه به این حرام انگاری موسیقی، تلاشی آغاز شده بود تا سرودهای انقلابی آن سال ها با طبل و سنج ضبط شود. محمدعلی ابطحی، مدیر رادیو تلویزیون شیراز در سال های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اما از خود اجتهادی ها در این خصوص سخن می گوید و می گوید که در برابر بنیادگذار نظام جمهوری اسلامی اجرای موسیقی انجام شده است. امری که تاریخ نیز آن را تائید می کند. (۲)

اما انگار این وضعیت نابسمان موسیقی که یکی آن را حلال و دیگری آن را حرام بداند هم چنان برقرار است. با گذشت حدود ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، هم چنان برخوردهای دوگانه با موسیقی انجام می پذیرد و بالاخره معلوم نیست مسئول اصلی این طفل بر زمین مانده در این سرزمین کیست.

Continue reading “کنسرت ناهماهنگ موسیقی در ایران”