دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری


دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری/ علی کلائی

علی کلائی: آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان یکی از مراجع بزرگ شیعه، بارها در بزنگاه‌های تاریخی و یا مسائل حساس، منش و اندیشه‌ی متفاوت خود را نشان داده است؛ یکی از آن‌ها مسئله‌ی حقوق بهاییان است. ایشان در اعلام نظری که در آخرین سال‌های عمرشان منتشر شد، در خصوص بهاییان از “حق آب و گل” و “حقوق شهروندی” ایشان سخن گفتند که در نوع خود و در میان علمای شیعه کم نظیر بود.

ماهنامه‌ی خط صلح در گفتگو با احمد منتظری، از زمینه‌ی این اعلام نظر پرسیده است و آقای منتظری نیز با تشریح دیدگاه‌های پدرشان در خصوص معتقدین به دیانت بهاییت، از لزوم همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق یکدیگر میان شهروندان یک کشور با عقاید مختلف سخن گفته‌اند.

مشروح گفتگو با احمد منتظری، فرزند مرحوم آیت الله منتظری، در ذیل از نظر شما می‌گذرد:

Continue reading “دیدگاه‌ آیت الله منتظری در رابطه با بهاییان؛ در گفتگو با احمد منتظری”

پایان عصر آقای خاص سیاست در ایران

علی کلائی: سیاسی‌ترین سیاستمدار پس از انقلابی که سیل‌وار آمده بود، به‌صورتی کاملا ناگهانی رفت. او به‌مانند اکثر سیاستمداران تاریخ ایران بدون داوری‌شدن رفت. اکبر هاشمی بهرمانی یا هم‌او که ما او را به نام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی می‌شناسیم. زاده شهریور ماه ۱۳۱۳ و مرگ به دلیل آنچه عارضه قلبی اعلام شده در سن هشتاد و دو سالگی و در ۱۹ دی ماه ۱۳۹۵. پرنفوذترین سیاستمدار تاریخ جمهوری اسلامی که به طور مشخص و پس از رویداد هفتم تیر و قتل دکتر محمد حسینی بهشتی در عصر بنیان‌گذار نظام، به فرد دوم بلامنازع کشور بعد از وی بدل شد.

Namnlös8.jpg

هاشمی پیش از انقلاب نیز از مبارزین نامی در میان روحانیت بود که با گروه‌های دیر نیز ارتباطاتی وسیع و وثیق داشت. از موتلفه اسلامی و ارتباطش با ایشان در داستان ترور حسنعلی منصور تا ارتباط با سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب بهمن ۵۷ و ماجرای نامه‌هایی که در حمایت از مجاهدین و خطاب به روح‌الله خمینی نوشته بود و قرار بود توسط مهندس سحابی به مقصد برسد که در راه لو رفت و نرسید. سحابی محکوم شد و حبس‌اش را کشید. همان عزت‌الله سحابی که در سال ۶۹ و در قصه نامه نود امضایی خطاب به هاشمی که در آن زمان رئیس‌جمهور بود به زندان افتاد. نامه‌ای که خود بعدها گفت که با مفادش مخالف بود و تنها به حرمت و احترام مهندس مهدی بازرگان آن را امضا کرده است. عزت‌الله سحابی، هم‌رزم دیروز هاشمی در سال ۶۹ زندان رفت و وقتی به او گفتند چرا، هاشمی پاسخ داده بود: «پر رو شده بود، دادم رویش را کم کنند.». اما سحابی، برای ایران، در دور دوم انتخابات سال ۸۴ از هاشمی حمایت کرد تا تاریخ بیاموزد تفاوت میان سیاستمدار اخلاق‌گرا، ایران مبنا و ایران‌گرا را با سیاستمدار قدرت‌مبنا و قدرت‌گرا.

انقلاب شد و هاشمی و دیگر روحانیون پیاده دیروز دیدند که می‌توانند بر خر مراد حکومت سوار شوند و بتازانند. هاشمی نیز از همان ابتدا به دستور خمینی به شورای انقلاب رفت و مدتی هم معاونت وزارت کشور و سرپرستی وزارت کشور را تجربه کرد تا کار سیاسی در دولت و در واقع دولتمردی را بیاموزد. و بعد نمایندگی مجلس اول و ریاست آن که به آن خواهیم پرداخت. اما انگار طعم دولتمردی برای هاشمی خوش آمد که تا آخرین روز حیات نیز آن را رها نکرد. و همواره نیز در میان ۲ تا ۵ تن سیاستمدار قدرتمند ایران در عصر جمهوری اسلامی باقی ماند. Continue reading “پایان عصر آقای خاص سیاست در ایران”

شورای نگهبانِ معممین مشروعه خواه


شورای نگهبانِ معممین مشروعه خواه/ علی کلائی

Ali-Kalaei22

از هنگام انقلاب و تدوین اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه ایران، حضور روحانیون در ساخت حکومتی و اعمال نظرشان و تبیین مخالفت یا عدم مخالفت قوانین با قوانین اسلامی در ایران، شکلی قانونی و رسمی به خود گرفت. این اصل برای اطمینان از “شرعی” بودن کلیه‌ی مصوبات مجلس شورای ملی در این قانون قرار گرفته بود.

این اصل به صراحت می‌گفت: “مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تایید حضرت امام عصر عجل‌الله‌فرجه و بذل مرحمت اعلی حضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثر‌الله امثالهم و عامه‌ی ملت ایران تاسیس شده است، باید در هیچ عصری از اعصار، مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده‌ی علمای اعلام ادام‌اللهبرکات وجودهم بوده و هست؛ لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار، هیاتی که کم‌تر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند، به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسلام، بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند، معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند؛ پنج نفر از آن‌ها را یا بیش‌تر به مقتضای عصر، اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا به حکم قرعه تعیین نموده، به سمت عضویت بشناسند تا موادی که در مجلسین عنوان می‌شود به دقت مذاکره و غوررِسی نموده، هر یک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رای این هیات علما در این باب، مطاع و متّبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت عصر عجل‌الله فرجه تغییرپذیر نخواهد بود”.

ضرباهنگ این اصل بر مدار این کلمات می‌گردند. “تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه”، “علمای اعلام”، “هیاتی که کم‌تر از پنج نفر نباشد”، “طرح و رد موارد مخالف با قواعد اسلامی”، “قانونیت” و ایضاً “حضور این اصل و تغییر ناپذیری آن تا ظهور حضرت حجت”. Continue reading “شورای نگهبانِ معممین مشروعه خواه”

از تابستان ۶۷ تا تابستان ۹۵؛ یک پارادوکس اخلاقی؟! علی کلائی

انتشار فایل صوتی دیدار آیت الله منتظری با مسئولان قضایی و امنیتی دست اندرکار اعدامهای تابستان سال ۶۷ یعنی حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت اطلاعات در زندان اوین) در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ در فضای مجازی واکنش های بسیاری داشت. اظهار و ابراز تاسف های بسیاری در این خصوص توسط فعالین حوزه های مختلف در رسانه ها، در فضاهای مجازی و در بحث های واقعی و گفتگوها در گرفت. تابستان ۶۷ و کشتار خونبار هزاران انسان در آن تاریخ به عنوان یک فاجعه، کشتار و نقطه تاریکی در تاریخ جمهوری اسلامی نامبرده شد و در ارتباط با کم و کیف آن بحث های مفصلی شد.

56573698c46188f8598b45d8

همین چندی پیش دستکم ۲۰ زندانی عقیدتی اهل سنت در زندان رجائی شهر اعدام شدند. برخی از فعالان حوزه های مختلف و بالاخص کسانی که به بخش “خواهان ماندن به هر قیمتی” اصلاح طلبان (همان استمرار طلبان) و به دولت تدبیر و امید نزدیک بودند واکنش نشان دادند. برخی گفتند که حتما خبری بوده و این افراد تروریست و مرتبط با القاعده و داعش بودند و حذف و اعدام آنها مرتبط با اتهام ایشان به عنوان انجام عمل تروریستی است. گفتند که این افراد نباید به عنوان کرد اهل سنت مشهور می شدند که تروریست بودند و عدم ذکر اتهام این افراد ” پنهان کردن بخشی از واقعیت” “به منظور گمراه کردن افکار عمومی” است.

این بدین معنی است که اعدام دستکم ۲۰ تن زندانی عقیدتی اهل سنت که ایشان از آنها با عنوان جمعی تروریست یاد می کنند دستکم برای حذف دست تروریست ها از کشور دارای مشروعیت و مورد تائید است و اگر ایشان (در بهترین حالت) نقدی به این مسئله داشته باشند به روند دادرسی است.
اما چگونه است که کشتار زندانیان در سال ۶۷ امری قبیح است و ایستادگی شیخ حسینعلی منتظری در برابر این اعدامها ستوده می شود و اعدام دستکم ۲۰ زندانی عقیدتی اهل سنت و بعد از آن شهرام امیری و بقیه امری بلا اشکال؟ راستی اتهام زندانیان سال ۶۷ چه بود؟ آیا میان اتهامات آنها و اینها شباهتی هست؟ Continue reading “از تابستان ۶۷ تا تابستان ۹۵؛ یک پارادوکس اخلاقی؟! علی کلائی”

احمد فرزند حسینعلی

علی کلائی

در روزگار مرگ شجاعت‌های اخلاقی، ایستادن بر سر خط منش و مبنا خود جسارتی تازه می‌طلبد. روزگار ما روزگاری است که به تعبیر معلم شهید هدی صابر، عشق فروکشیده، منش گم‌گشته و روش پر ریخته است. اما خوش‌منشان و خوش‌منشی کردن‌ها را باید دید و ستود، که روزگار زیبایی و جلال خود را از صدقه سر خوش‌منشان زمانه وام می‌گیرد.

ahmad

از خوش‌منشی پدر بسیار گفته‌اند. از انتخاب تاریخی و ابتلای او که میان قدرت، مصلحت و حکومتی نزدیک و حقیقت، حذف و مصیبت، دومی را برگزید. در شرایطی که همه فهمیده بودند اگر سکوت کند، چند صباحی دیگر بنیانگذارِ نظام و صاحبِ تخت، جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و اگر او بر تخت ولایت بنشیند، به تعبیر بسیاری، قدرت اصلاح خیلی از امور را خواهد داشت. اخلاق نتیجه‌گرا حکم می‌کرد که سکوت کند. که به گفته بسیاری اگر صبر می‌کرد، حسینعلی منتظری ولایت فقیهی نظام جمهوری اسلامی را در دست می‌گرفت و به عقیده بسیاری و با توجه به شناخت موجود از او، روزگار به اینجا نمی‌کشید. گرچه قدرت مطلقه بدون نظارت خود فساد آور است که از خطیبی اهل ساز و پیپ و کتاب، انسانی ساخت که با گریه و فرمان و پیش و پس پرده، خط خون را در خیابان‌های شهر جاری کرد.
اما شیخ حسینعلی منتظری، فقیه عالی‌قدر سکوت نکرد. در جایی گفت که اگر سکوت می‌کرد تضمینی نبود که او پیش از آقای خمینی نمیرد. پیرمرد دغدغه خدا و فردا و وظیفه و مسوولیت داشت. اخلاق او وظیفه‌گرا بود. به وظیفه‌ای رسید و عمل کرد. البته باز طریق میانه را برگزید. می‌توانست در پس همان جلسه‌ای که صدایش امروز و پس از ۲۸ سال به بیرون رسیده، در نامه‌ای به مردم و جهان همه چیز را بگوید. اما منتظری آن روز با منتظری اوایل دهه هفتاد و آن سخنرانی اول و بعد ماه رجب سال ۷۶ و آن سخنرانی مفصل تفاوت دارد. منتظری، منتظری‌تر شد. منتظری هم انسان بود و جستجوگری در مسیر شدن. گام به گام در روند تکامل و رو به جلو. اما در زمان خود و در ابتلای خود تصمیم مبنایی، اخلاقی و انسانی گرفت. محبوب مردم شد و مغضوب صاحبان تخت و والیان فقیه.
اما این بار روایت پدر نیست. روایت پسر است. احمد منتظری فرزند حسینعلی منتظری. مهندس نساجی از دانشگاه پلی تکنیک تهران و روحانی و اهل حوزه در زیر سایه پدر. آیت‌الله زاده‌ای که هم حوزه دیده است، هم فعال دانشجویی پیش از انقلاب بوده و هم فعال سیاسی و حتی زمانی مشغول در دولت مهندس موسوی پس از انقلاب. مجموعه‌ای از تجربیات دانشگاه و حوزه. فعالیت سیاسی دانشجویی و حزبی و دولتی و پس از قتل برادر در ماجرای حزب جمهوری اسلامی، دست راست پدر. به سنت اغلب شیوخ و مراجع و روحانیون اهل حوزه و درس و بحث. (۱)

Continue reading “احمد فرزند حسینعلی”

کشتار شصت و هفت را نباید فراموش کرد


Unknown

علی کلائی

فعال حقوق بشر

خانواده ها پشت در زندان صف کشیده اند. اسامی را صدا می کنند. یک ساک. تعدادی وسائل شخصی. لباس و عینک و شانه و … . تمام. از یک عشق. یک زندگی. یک انسان. پس از سالها. پس از انتظار و با امید اتمام زمان و رسیدن موعد دیدار. ناگاه. خبر. آن تابستان تلخ و دردآور. درهای زندان بسته می شود. آمدن روزنامه به زندان قطع می شود. ملاقات ها نیز قطع می شوند. تلویزیون های بند ها که البته درتمام آن سالها در حال نشان دادن تبلیغات ایدئولوژیک حاکمیت تازه مستقر شده درگیر جنگ هستند نیز جمع می شود. هراس در دل زندانیان می افتد. زندانیانی که پس از سالهای خون و نجات از اعدامهای فله ای سالهای ابتدایی دهه شصت و پس از دوران هیئت عفو میان این دهه، پس از سالها شکنجه و زندان و زجر و مصیبت در حال تمام کردن دوران حبس خود هستند. همگی به فردایی فکر می کنند که در کنار خانواده، در کنار همسر و فرزندان قرار است زندگی کنند. سالهای زجر و مصیبت تمام شده و قرار است فرزندان خود را در آغوش بگیرند، نزد پدر و مادر و خواهر و برادر بازگردند و با همسرانشان پس از سالها دوری و فترت و جدایی عاشقانه ها بسرایند و ترانه ها زمزمه کنند. اما ناگاه انگار ابر سیاه درد و خباثت و مصیبت و کشتار بر سرشان مستولی شده است.

همه چیز مشکوک است. همه چیز. سالها بعد نجات یافتگان از برنامه ریزی شده بودن فاجعه می گویند. همه می گویند که بهانه عملیات یک سازمان خاص، تنها یک بهانه بود. ماجرا از ماهها پیش از آن آغاز شده بود. رضا علیجانی یکی از آن افراد است. او این فاجعه را یک “هولوکاست ایرانی” نام می نهد. نام فاجعه به گوشها آشناست. کشتار ۶۷٫ Continue reading “کشتار شصت و هفت را نباید فراموش کرد”