محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته


محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته/ علی کلائی

علی کلائی: دکتر محمدعلی دادخواه، حقوقدان، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر است. وی در سال های پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ و بالاخص در دو دهه اخیر، پرونده های سیاسی، دانشجویی و حقوق بشری بسیاری را وکالت کرده است. این وکیل مبرز و استاد حقوق هم چنین در این ایام بارها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، به زندان افتاده و توسط دادگاه انقلاب محکوم شده است.

با این استاد حقوق و فعال حقوق بشر در خصوص مسئله فساد در دستگاه قضایی ایران به گفتگو نشسته ایم. وی نیز با سعه صدر، ضمن پاسخگویی به سوالات خط صلح از دلایل وجود فساد در دستگاه قضایی ایران سخن گفت و مسئله عزم این دستگاه برای مبارزه با فساد را بررسی کرد. دکتر دادخواه هم چنین با ذکر این که نسبت به تغییر افراد در این دستگاه و در نتیجه اصلاح مسئله فساد در قوه قضاییه خوشبین است، در خصوص امر وکالت و چالش های وکلا و فارغ التحصیلان حقوق در ایران و عدم رعایت شدن شان وکیل و وکالت در ایران نکاتی را بیان کرد.

Continue reading “محمدعلی دادخواه: دادگستری، کارایی عمل به قانون اساسی را نداشته”

علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است


علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است

علیرضا ثقفی، فعال کارگری، عضو کانون مدافعان حقوق کارگر و عضو کانون نویسندگان ایران است. او که از فعالین قدیمی کارگری در ایران است بارها توسط نهادهای امنیتی به دلیل فعالیت های کارگری خود بازداشت و زندانی شده است.

ثقفی در گفتگو با ماهنامه خط صلح، طرح کارورزی وزارت کار را که به منظور ثبت نام از متقاضیان کار و فارغ التحصیلان بیکار دانشگاهی اخیراً به صورت رسمی آغاز شده است، “طرحی شکست خورده” می داند که “راه به جایی نخواهد برد”.

این فعال سرشناس کارگری در ایران که انتقادات جدی به طرح کارورزی دارد، معتقد است “هیچ طرحی در این بلبشو و فسادی که در این جا حاکم است، قابل اجرا نیست”.

Continue reading “علیرضا ثقفی: کارورزی، یک طرح شکست خورده است”

نرگس محمدی: آرمان‌هاى ما را نمى‌شود زندانى كرد

پیام نرگس محمدی به كنفرانس نويسندگان شهرهاى آزاد
و فستيوال ادبى نروژ:
آرمان‌هاى ما را نمى‌شود زندانى كرد
خديجه اسماعيلووا و اصلى اردوغان دو مهمان ویژه دیگر
شهر ليله هامر نروژ هفته گذشته ميزبان نويسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندانى از سراسر دنيا بود كه براى شركت در كنگره سالانه نويسندگان عضو شبكه شهرهاى آزاد و نيز فستيوال ادبى نروژ شركت كرده بودند. نرگس محمدى، خديجه اسماعيلووا و اصلى اردوغان سه مهمان ويژه اين دو نشست بودند كه كارنامه‌هايشان به دليل دفاع از آزادى بيان و تحمل هزينه زندان و محدوديت در زندگى آزادانه مورد توجه قرار گرفتند.

انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟


انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟/ مرتضی هامونیان

مرتضی هامونیان: جامعه‌ی ایران تاکجا توان پذیرش عقیده‌ی مخالف را داشته و دارد؟ این جامعه چه نوع عقیده‌ی مخالفی را بر می‌تابد و در برابر چه رویکردی مقاومت نشان می‌دهد؟ وقتی پای دین و عقیده در این جامعه به میان می‌آید، این مقاومت تا چه اندازه گسترش می‌یابد؟ دکتر فرهنگ رجایی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلتون کانادا در کتاب “مشکله هویت ایرانیان امروز”، ۴ پاره‌ای را برای هویت ایرانی امروز ذکر می‌کند؛ یکی از این ۴ پاره، سنت است. دکتر رجایی دین و اسلام را به عنوان پاره‌ای دیگر از این عناصر هویت ساز عنوان کرده است. چه نظر دکتر رجایی بر مستقل بودن دین و اسلام به عنوان عنصری هویت ساز برای ایرانیان امروز -ایرانیان پسا مشروطه‌ای که با فرهنگ جدید نیز آشنا شده و در آمیخته‌اند، بپذیریم و چه تنها سنت را به عنوان عنصری هویت ساز برگیریم، به هر تقدیر چاره‌ای جز پذیرش دین، اینجا اسلام و به طور مشخص در طول ۵ قرن اخیر پس از استیلای صفویه بر ایران و بدل شدن تشیع به دین رسمی کشور، تشیع، به عنوان عنصری موثر در ساخت این هویت نداریم. در واقع چه دین را مستقلاً برگیریم و چه به عنوان ستون فقرات سنت ساز به حسابش بیاوریم، در هر دو حالت باید به تقابل این دین، مومنان آن و مردم دیندار جامعه با آن رویکرد، عقیده و بالاخص دیانت جدید توجه کنیم.

بهاییت آئینی است که در قرن ۱۹ میلادی شکل گرفت. پیشینه‌ی آن از شیخیه و بابیه می‌آید و با قرائت خاصی از مذهب تشیع شکل گرفت. این آئین از زمان اظهار تاکنون، دوره‌های مختلفی را در ایران تجربه کرده است که بحث و بررسی در مورد آن جایگاه متفاوتی را می‌طلبد. اما بگذارید قدری جلوتر بیاییم؛ ۱۳۳۲ و کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی دکتر مصدق. دولتی مورد تایید ملیون از سویی و اکثر مذهبی‌ها از بدنه‌ی جامعه تا علمای اعلام است. از سید ابوالقاسم کاشانی که در ابتدا مدافع دولت مصدق و نهضت ملی است و بعد به جناح کودتا می‌پیوندد تا سید رضا و سید ابوالفضل زنجانی که تا آخرین لحظه مصدقی می‌مانند و حتی پس از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ به دلیل مصدقی بودن و ملی بودن و عدم پذیرش حکومت ولایت فقیه و حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت یک فرد بر مردم، منزوی می‌شوند و در انزوا فوت می‌کنند. اما کودتای مرداد ۱۳۳۲ به مانند تمام شوک‌های سیاسی از جنس کودتا، خاکستر مرگ، سکوت و سکون را بر جامعه می‌پاشد. مبارزین جا نمی‌زنند و به سرعت پس از کودتا نهضت مقاومت ملی را سامان می‌دهند و اما بدنه‌ی اجتماعی چند سالی طول می‌کشد تا دوباره نفس بکشد؛ از شوک ضربه کودتا به درآید و دوباره به میدان وارد شود. شاید گفتن وضعیت دانشگاه به عنوان پیشرو‌ترین نهاد هوادار نهضت ملی، مقاومت ملی و ملیون گویای وضعیت باشد. اولین ۱۶ آذر پس از ۱۶ آذر ۳۲ و کشته شدن سه دانشجو در آن و در واقع اولین سالگرد علنی بزرگداشت آن روز خونین در دانشگاه در سال ۱۳۳۹ برگزار می‌شود؛ یعنی پس از ۷ سال سکوت. جامعه‌ای که ضربه‌ی سنگین کودتا، هزینه‌ی کار سیاسی را در آن بسیار بالا برده، وزیر امور خارجه دولت ملی‌اش اعدام شده، نخست وزیر دولت ملی‌اش زندانی شده، به دانشگاهش حمله‌ی مسلحانه شده، فعالین ملی‌اش به زندان افتاده‌اند و هم‌چنین سازمان افسری حزب توده نیز کشف و اعضای آن با اعدام و زندان‌های طویل المدت روبه‌رو شده‌اند.

در چنین وضعیتی است که نهاد جدیدی با هدفی بنا بر اعلام، غیرسیاسی و مذهبی شکل می‌گیرد؛ نهادی به نام انجمن حجتیه مهدویه در سال ۱۳۳۲ و پس از کودتا. نهادی که وظیفه‌ی خود را دفاع از اسلام در مقابل بهاییت و تلاش برای فراهم کردن زمینه‌ی ظهور امام عصر شیعیان اثنی عشری می‌داند. این نهاد مدعی است که در واقع با هدف دفاع علمی از اسلام و تشیع در برابر چالش الهیاتی بهاییت تشکیل شده است. بنیانگذار این نهاد شیخ محمود ذاکر زاده تولائی معروف به شیخ محمود حلبی است؛ متولد شهریور ۱۲۷۹ هجری شمسی و از روحانیون مشهد. روحانی درس خوانده‌ای که خارج فقه و اصولش را نزد سید حسین طباطبایی قمی مشهور به حاج آقا حسین قمی می‌خواند. او در ابتدا فلسفه‌خوان بود و نزد آقا بزرگ شهیدی، معروف به آقا بزرگ حکیم فلسفه می‌خواند. اما پس از سال‌ها تحصیل و تدریس فلسفه در حوزه‌ی مشهد، تحت تاثیر میرزا مهدی اصفهانی، موسس مکتب تفکیک (مکتب معارف خراسان) قرار می‌گیرد. او از فلسفه دور و بدل به یکی از مخالفان فلسفه، تصوف و عرفان مصطلح می‌شود. می‌شود این مخالفت او را تحت تاثیر رویکرد مکتب تفکیک دانست. بنیانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روش‌های مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت قائل به تفکیک روش‌های مختلف معرفت شناختی و ارائه‌ی معارف ناب و سره قرآنی هستند. آنان به شدت به روش معرفتی ملاصدرا شیرازی می‌تازند و روش او را موجب خلط روشی شناختی می‌دانند. و این اصرار ایشان بر مخالفت با فلسفه و حاکمیت مکتب تفکیک آن‌قدر جدی و در حوزه‌ی مشهد آن‌قدر غالب است که بنیانگذار جمهوری اسلامی -که خود استاد فلسفه‌ی اسلامی است-، پس از انقلاب و در سال ۱۳۵۸ به احترام حفظ وحدت عمومی حوزه‌ی مشهد و حاکمیت دینی، از ادامه‌ی درس تفسیر قرآن خویش که در قالب برنامه “با قرآن در صحنه” از تلویزیون پخش می‌شد، خودداری کرد. حضور آن‌ها تنها محدود به آن سال‌ها هم نماند. این نفوذ هم‌چنان ادامه پیدا کرد تا جایی که در دهه‌ی هفتاد شمسی با حضور آیت الله جوادی آملی (فیلسوف دیگر حوزه‌ی علمیه قم) در مشهد برای زعامت حوزه‌ی علمیه این شهر مخالفت کردند.

Continue reading “انجمن حجتیه، استدلال یا نقض حقوق بشر!؟”

پرتو نوری علا: حکومت ایران از فمنیسم هم‌چون غولی می‌ترسد/ سیاوش خرمگاه

پرتو نوری علا: حکومت ایران از فمنیسم هم‌چون غولی می‌ترسد/ سیاوش خرمگاه

آیا سینمای ایران در حال حاضر سینمایی موفق است؟ موقعیت زنان در این سینما چیست؟ مسئله‌ی فمنیسم در سینمای ایران چه جایگاهی دارد؟

این‌ها از جمله سوالاتی است که در گفتگوی خط صلح با پرتو نوری علا، پژوهشگر، شاعر و منتقد ادبی مطرح شده است تا نظرات ایشان را جویا شویم.

خانم نوری علا که سابقه‌ی بازیگری پیش از انقلاب در فیلم “آرامش در حضور دیگران” ساخته‌ی ناصر تقوایی را نیز در کارنامه‌ی خود دارد، سال‌هاست که در خارج از ایران زندگی می‌کند.

Continue reading “پرتو نوری علا: حکومت ایران از فمنیسم هم‌چون غولی می‌ترسد/ سیاوش خرمگاه”

کوچ یا رهایی از بند اهالی هنر هفتم در ایران؟/ مرتضی هامونیان

کوچ یا رهایی از بند اهالی هنر هفتم در ایران؟/ مرتضی هامونیان

قرار بود آغازی برای همه چیز باشد؛ اما به آغازی بدل شد برای پایان‌های بسیار، برای رفتن‌ها و پشت سر گذاشتن‌ها، برای خروج از کشور و دیدن میهن را به رویاها سپردن. به قولی قرار بود باران بیاید و جان‌ها را بشوید، سیل آمد و خانمان را برد. دلسوزان هرچه تلاش کردند نتوانستند در برابر ضربه‌ی این سیل مقاومت کنند.

قصد بررسی سیر تبعید ایرانیان نیست. از مشروطه تا امروز، تبعید، زندگی در خارج از کشور و خروج از میهن بدل به کلامی آشنا شده است؛ از آن روزی که حکم تبعید دهخدا، تقی زاده و چند تن دیگر به خارج از کشور صادر شد و به قول ناظم الاسلام کرمانی، شش نفر از کسانی که در “سفارتخانه‌ی انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آن‌ها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران”.

اما انقلاب بهمن ۵۷ برای اهل هنر ایران، بالاخص اهالی هنر هفتم، خود به مبدایی جدید برای خروج‌های بسیار بدل شد. انقلاب آمد و اهالی سینما، با ادبیاتی جدید مواجه شدند. در رژیم سابق هم سانسور بود، اما بهانه‌ی سانسور “مصالح حکومت” بود و بس. اما در ایران انقلابی سویه‌ای از مصالح دینی نیز به مصالح حکومتی اضافه شد. بنیانگذار جمهوری اسلامی با تمامیت سینما مخالفت نکرد، اما جمله‌ای گفت که باب تفسیر را باز گذاشت تا هرکه هرطور که خواست تفسیر کند. او گفت که “ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم”. مهدی فخیم زاده، بازیگر و کارگردان نام آشنای سینمای ایران در مصاحبه با فریدون جیرانی در “برنامه‌ی ۳۵” می‌گوید که آقایان (سید محمد بهشتی و انوار و دیگر مسئولین سینمایی آن روز) نمی‌خواستند سینما را تعطیل کنند، بلکه می‌گفتند سینما باشد اما با فهم و نگاه آن‌ها. و بعد فخیم زاده ادامه می‌دهد که تیمی که در آن دوران بر سر کار آمد به دنبال سینمایی ایدئولوژیک بود. ایدئولوژی هم همان ایدئولوژی حاکمی بود که در یک وجه در جبهه‌ها در برابر حمله‌ی عراق می‌جنگید و در وجهی دیگر یکی از سیاه‌ترین دهه‌های تاریخ ایران را از وجه سرکوب، کشتار و شکنجه و حذف و زندان و نابود کردن زندگی انسان‌ها رقم زد.

Continue reading “کوچ یا رهایی از بند اهالی هنر هفتم در ایران؟/ مرتضی هامونیان”

بهمن مقصودلو: سینمای ایران شکست خورده است

بهمن مقصودلو: سینمای ایران شکست خورده است/ علی کلائی

علی کلائی: بهمن مقصودلو فیلمساز، منتقد و پژوهشگر سینماست. او بیش از ۴۰ سال است که در عرصه‌ی سینمای ایران و جهان فعال است. پیش از انقلاب بهمن ۵۷ برای نگارش و ویرایش مجموعه کتاب‌هایی درباره‌ی سینما و تئاتر، جایزه‌ی ادبی و معتبر فروغ فرخزاد را در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴) به خود اختصاص داد. کتاب او، “سینمای ایران”، توسط مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه نیویورک در سال ۱۹۸۷ منتشر شد و مورد تحسین قرار گرفت. هم‌چنین فیلم مستند کوتاه “اردشیر محصص و کاریکاتورهایش” را در سال ۱۹۷۲ نوشت و آن را تهیه و کارگردانی کرد که این فیلم در جشنواره‌ی لایپزیک ۱۹۹۶ به نمایش درآمد. دکتر بهمن مقصودلو، فارغ‌التحصیل مطالعات سینما از دانشگاه نیویورک و دانشگاه کلمبیا، تهیه کننده‌ی بسیاری از برنامه‌های هنری تلویزیون ملی ایران پیش از انقلاب بوده و بیش از ۱۵ فیلم سینمایی و مستند را در آمریکا تهیه کرده است که در دستکم صد جشنواره‌ی معتبر جهانی به نمایش درآمده‌اند.

وی اخیراً فیلم مستند “لبه تیغ: میراث بازیگران زن ایرانی” خود را به پایان برده که این فیلم در حال اکران در کشورهای مختلف جهان است. این آخرین مستند بهمن مقصودلو، یک روشنگری است در ارتباط با زنان در سینمای ایران پیش از انقلاب بهمن ۵۷٫ در این مستند، مقصودلو با ۲۰ بازیگر زن که در ۴۶۳ فیلم قبل از انقلاب نقش‌ داشتند، مصاحبه کرده که حاصل آن در ۲ ساعت و ۷ دقیقه به نمایش در می‌آید. “لبه تیغ” شرایط سخت ورود زنان به سینمای ایران را مستند می‌کند و با گفتگوهایی از زبان اولین زنان سینمای ایران به مبارزه و مشکلات آنان می‌پردازد. زنانی که برای انجام کار هنری و بازیگری کتک خوردند، طرد گشتند، تهدید به قتل شدند، ولی به تعبیر خود مقصودلو رشادت کردند و ریشه دواندند و تاریخچه‌ی سینمای ایران را ساختند.

در این مصاحبه به چهره‌ی زن در سینمای ایران می‌پردازیم. پاسخ‌های مقصودلو به خط صلح اما بسیار درخور تامل است؛ پاسخ‌هایی که به نظر می‌آید دردمندان ایران به طور عام و سینمای ایران به طور خاص باید به جد بر روی آن‌ها فکر کنند. این پاسخ‌ها از دل عمری تجربه و سال‌ها کار مستمر در ارتباط با این سینما می‌آید.

Continue reading “بهمن مقصودلو: سینمای ایران شکست خورده است”