سند ۲۰۳۰، انتخابات و سبک زندگی رهبر پسند

علی کلائی: در آستانه انتخابات و در شرایطی که تقریبا تمامیت جریان موسوم به اصول‌گرای درون نظام به یک کاندیدای واحد رسیده‌اند، در شرایطی که جامعتین (جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) از سویی و جبهه پایداری از سویی دیگر بر سر ابراهیم رئیسی، که عضویت در هیئت مرگ در ارتباط با کشتار ۶۷ یکی از فجایعی است که با حضور او انجام شده، به وحدت رسیده‌اند و سید محمد حسینی، عضو شورای مرکزی «جمنا» نیز در در گردهمایی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، اساتید دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه استان اصفهان گفته است که احتمال اینکه قالیباف به نفع رئیسی کنار برود و بعد بدل به معاون اول دولت وی شود زیاد است. و در واقع در شرایطی که تمامیت خط اصول‌گرای نظام در برابر دولت مستقر صف‌آرایی کرده، این بار رهبر نظام نیز وارد عمل می‌شود به بهانه سند ۲۰۳۰ یونسکو باب نقد دولت را می‌گشاید و به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی‌ای انتقاد می‌کند که رئیس‌اش، رئیس‌جمهور حسن روحانی است. و به امضای سندی نقد می‌زند که کارگروه‌هایش در تاریخ ۲۵ شهریور سال خورشیدی گذشته به تصویب هیئت وزیران رسیده و تصویب‌نامه هیئت وزیران نیز به امضای اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت مستقر، دولت حسن روحانی و کاندید فعلی انتخابات ریاست جمهوری رسیده. کاندیدایی که هم به عنوان کاندید پوششی رئیس دولت یازدهم مطرح است و هم خود صراحتا از پایگاه اصلاح‌طلبی به نقد کاندیداهای جریان اصول گرایی دست زده است.

به همه اینها اضافه کنید که ویرایش اول «سند ملی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران» در آذرماه ۱۳۹۵ منتشر شده است، (۱) و ایران نیز در ارتباط با این سند از  «حق شرط» خود استفاده کرده و آن را به مانند اکثر معاهدات بین‌المللی ایران در حوزه‌های اجتماعی و حقوق بشری مشروط پذیرفته است.

در واقع تصویب‌نامه کارگروه‌های آن و روند آن از ماه‌ها پیش مطرح بوده و روال قانونی خود را در ساخت قانونی جمهوری اسلامی طی کرده و حال آقای خامنه‌ای، کمتر از دو هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری و هم‌نوا با خط اصول‌گرای نظام که کمر به یک دوره‌ای کردن دولت مستقر در ایران بسته، طرح موضوعی میکند و خوراک هجوم به دولت را به نیروهای منتقد آن می‌دهد.

اما بگذارید زاویه نقد رهبر جمهوری اسلامی را نیز به این مسئله بسنجیم. به راستی رهبر نظام ولایی از کدام زاویه است که به نقد سندی دست می زند که هدفش «توسعه پایدار» کشورهای عضو سازمان ملل متحد ذکر شده است. علی قدیمی در مقاله‌ای در سایت بی‌بی‌سی فارسی با عنوان «سند آموزشی ۲۰۳۰ چیست و چرا رهبر ایران با آن مخالف است؟» توسعه پایدار را در ادبیات سازمان ملل این‌گونه معنا می‌کند: «در ادبیات سازمان ملل، توسعه پایدار یعنی «برآوردن نیازهای امروز بدون نادیده گرفتن نسل های آینده.» به زبان دیگر، توسعه پایدار به این معنی است که مراقب باشیم امروز همه منابع را برای توسعه استفاده نکنیم تا چیزی هم برای نسل‌های آینده باقی بماند. آلوده کردن محیط زیست، از بین بردن منابع طبیعی، و مهمتر از همه تغییرات اقلیمی هم زیر همین عنوان جای می‌گیرد.»(۲)

Namnlös37

اما شاه‌بیت نقد رهبر نظام بر سندی که بر توسعه پایدار تاکید می‌ورزد سخنی است که ماه‌ها و شاید سال‌هاست ورد زبان سید علی خامنه ای، رهبر نظام جمهوری اسلامی شده است. مسئله او مسئله «سبک زندگی» است. او در همین سخنرانی (یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶) در ارتباط با نقد خود در خصوص این سند می‌گوید: «این‌جا جمهوری اسلامی ایران است و در این کشور مبنا اسلام و قرآن است. این‌جا جایی نیست که سبک زندگی معیوب و ویرانگر و فاسد غربی بتواند اعمال نفوذ کند. در نظام جمهوری اسلامی پذیرش چنین سندی، معنا ندارد.»(۳)

Continue reading “سند ۲۰۳۰، انتخابات و سبک زندگی رهبر پسند”

Advertisements

مقام معظم و نقض حق انتخاب سبک زندگی

khamenei_brand

علی کلائی

فعال حقوق بشر

قرار بود “دلخوش به این مقدار” نباشیم. فرمودند که “دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم.”(۱) و به همین بهانه دخالت مستقیم در خصوصی ترین حوزه های زندگی مردمان را آغاز کردند. از اسفند ۱۳۵۷ و کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی و ماجرای حجاب آغاز شد. و گام به گام به تمام حوزه های زندگی عمومی مردمان تسری داده شد. سبکهای زندگی گوناگون و رنگارنگ مردمان دیار ما در صحن جامعه از ایشان ستانده شد و تنها یک سبک زندگی، سبکی که مورد تائید نظام تازه حاکم و مستقر بود به مردم تحمیل شد. یا روسری و یا توسری شعار هر روز شد و فراموش شد که سالها پیشش هم، در عهد رضا خانی، آن میرپنج قلدر به دنبال تحمیل سبک زندگی مورد نظر خود بود. او حجاب را ممنوع، عمامه گذاشتن روحانیین را ممنوع و تعزیه و عزاداری و خلاصه هرآنچه متعلق به یک سبک زندگی خاص می شد را ممنوع کرد و این یکی، با عمامه هرآنچه متعلق به سبک زندگی مردمان عادی می شد ممنوع کرد. البته این یکی به قول پیری سفر کرده روی آن یکی را سفید کرد و تمام قد و تمام عیار گوی سبقت را از وی ربود.

سالها گذشت. مردمان تلاش کردند که سبک زندگی خود را یا مخفی و یا با پیشرفتی آرام و گام به گام جایگزین کنند. چادرها آرام آرام مانتو شد. بلندی مانتوها کمتر و کمتر شد. از مچ پا به زانو و بعد بالای زانو و بعد بالاتر رسید. روسری ها عقب و عقب تر رفت. نوشیدنی ها و خوردنی ها و شادی ها زیر زمینی شد و با ابتکارات ناشی از محدودیت، خود سبک جدیدی از زندگی را رقم زد. اما تا اینجا هیچ گاه فرد اول صاحب قدرت در نظام، چه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و چه جانشینش مستقیما به مسئله ای متعلق به جزئیات سبک زندگی عمومی اشاره ای نمی کرد. عموما به تمدن سازی اسلامی یا سبک جدید زندگی اسلامی اشاره می شد. تقلید از غرب نقد می شد. مسئله تهاجم فرهنگی مطرح می شد. اما فرد اول هیچ گاه به ریز مسائل نمی پرداخت. دستوری کلی می داد و این چاکران درگاه، انصاریان و روحانیان و سپاهیان و اعوان و انصارش بودند که مسئله را به مصادیق می رساندند و بعد با مصادیق به شدیدترین وجه ممکن که دستشان می رسید برخورد می کردند. Continue reading “مقام معظم و نقض حق انتخاب سبک زندگی”