کلیسای کاتولیک علیه اعدام؛ دستگاه دینی اسلام چه می‌کند؟

علی کلائی: کلیسای کاتولیک برای قرن‌ها مجازات اعدام را «در شرایطی» مجاز می‌شمرد و لازم می‌دانست. گرچه از عصر پاپ ژان پل دوم، کلیسای کاتولیک رم رویه خود را تغییر داد و از سال ۲۰۱۳ به این سو، با انتخاب پاپ فرانسیس به عنوان رهبر کلیسای کاتولیک، حرف‌های بیشتری علیه این مجازات از سوی مقامات رسمی این کلیسا زده ‌شد. در نهایت اما در روزهای ابتدایی ماه آگوست سال جاری میلادی، کلیسای کاتولیک و رهبر آن پاپ فرانسیس، صراحتا مجازات اعدام را «غیر قابل پذیرش» خواند و گفت این مجازات «غیرقابل قبول» است، به این دلیل که «ناقض شخصیت و کرامت انسانی» به شمار می‌رود. به این ترتیب مجازات اعدام از آموزه‌های رسمی کلیسای کاتولیک حذف شد.

البته پیش از این و در ژوئن سال ۲۰۱۶ نیز پاپ فرانسیس در اسلو، پایتخت نروژ و در جریان ششمین کنگره جهانی علیه اعدام صراحتا با مجازات اعدام مخالفت کرده بود و گفته بود هیچ جایی برای مجازات بدون امید وجود ندارد: «مجازاتی که از عنصر امید خالی‌ باشد، خود یک شکنجه است و نه مجازات.»

کلیسای کاتولیک که یاد‌آور قرون سیاه وسطاست اما در حالی مجازات اعدام را از آموزه‌هایش حذف می‌کند که ایران در روزگار جمهوری اسلامی با قوانین قضایی و جزایی برآمده از اسلام، در سال گذشته میلادی رتبه دوم اعدام را (پس از چین و برای چندمین بار) از آن خود کرده است: گزارش سالانه عفو بین‌الملل: بیشترین اعدام‌ها در ایران صورت گرفته

جمهوری اسلامی مدعی است که دستگاه قضایی آن بر اساس آموزه‌های دینی عمل می‌کند و حتی بنیانگذار آن مخالفان لایحه قصاص در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب را «مرتد» خوانده است.

در این شرایط پرسش این است که آیا اصولا امکان دارد روزی دستگاه رسمی دینی در اسلام -چه شیعیان و چه اهل سنت- بپذیرند که مجازات اعدام از آموزه‌های دینی‌شان حذف شود؟ اصولا آیا میان مساله قصاص و اعدام در متن مقدس اسلامی تفاوتی هست؟ آیا با توجه به وجود مساله قصاص در متن مقدس، امکان حذف اعدام و مجازات‌هایی شبیه به آن وجود دارد؟

و در آخر، دلیل حذف اعدام از آموزه‌های کلیسای کاتولیک چیست و آیا ما با رفرمی دینی مواجه هستیم یا این اقدام تصمیمی غیردینی و سیاسی و عرفی است؟

زمانه این پرسش‌ها را با سه نفر از اندیشمندان و پژوهشگران دینی در میان گذاشته و جویای پاسخ آنها شده است. پاسخ‌های عبدالکریم سروش، محسن کدیور و حسن یوسفی اشکوری را بخوانید.

Continue reading “کلیسای کاتولیک علیه اعدام؛ دستگاه دینی اسلام چه می‌کند؟”

Advertisements

دکتر اصغر کیهان نیا: مخفی کردن تجاوز موجب سوءاستفاده مجرمان می شود


دکتر اصغر کیهان نیا: مخفی کردن تجاوز موجب سوءاستفاده مجرمان می شود/ علی کلائی

علی کلائی: گفتگو با دکتر اصغر کیهان نیا، نویسنده، مدرس دانشگاه و مشاور خانواده که بارها در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هم حضور پیدا کرده است، کاری بود سهل و ممتنع. سهل از آن سو که این نویسنده شناخته شده با خوشرویی پاسخ ما را دادند و ممتنع از آن جهت که در زمانی کوتاه می بایست سعی می کردیم تا سوالاتی پرشماری را که مد نظر داشتیم، مطرح شود.

دکتر کیهان نیا اما در این گفتگوی کوتاه با نگاه به مسئله تجاوز و آزار جنسی در ایران و علت یابی آن، بارها بر «اجرای دقیق قانون و مو به موی قانون» تاکید کرد و گفت که «وقتی قانون به موقع و درست اجرا نمی شود، افراد به خود اجازه می دهند که دست به این گونه اعمال بزنند. آن ها با خود فکر می کنند که یا کسی نمی فهمد و یا اگر بفهمد، من می توانم به خاطر عدم اجرای دقیق قانون از مجازات فرار کنم».

این روان شناس هم چنین با تاکید بر اهمیت تعادل در جامعه به خط صلح گفت: «وقتی یک نفر به خاطر بیکاری و نداشتن مسکن نیاز جنسی اش تامین نمی شود، اعدام هم اتفاق بیفتد، هیچ کمکی نمی کند… جامعه اگر در حال تعادل باشد، یعنی افراد بیکار بتوانند شغل پیدا کنند، بیش تر به سمت زندگی سالم می روند».

مشروح گفتگوی خط صلح با دکتر اصغر کیهان نیا در ذیل از نظر شما می گذرد:

Continue reading “دکتر اصغر کیهان نیا: مخفی کردن تجاوز موجب سوءاستفاده مجرمان می شود”

صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است


صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است/ علی کلائی

علی کلائی: محمد صالح نیکبخت حقوقدان برجسته و نامی ایرانی، در کارنامه بلند بالای حقوق بشری خود، تاکنون وکالت پرونده های بسیاری از فعالین سیاسی و مدنی منجمله هاشم آقاجری، عمادالدین باقی، مازیار بهاری، محسن صفایی فراهانی، بهزاد نبوی، ابراهیم مددی، لقمان و زانیار مرادی و هم چنین امیر جوادی فر، از قربانیان کهریزک را به عهده داشته است. به علاوه، او در پرونده های حساس و جنجال برانگیزی چون پرونده موسوم به “۱۲۳ میلیاردی” که اعدام فاضل خداداد (نخستین مجرم اقتصادی اعدامی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران) را در پی داشت نیز به عنوان وکیل مدافع بانک صادرات، حضور داشته است.

در این شماره از ماهنامه‌ی #خط_صلح با آقای نیکبخت حول تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری و لیست وکلای مورد تایید رئیس قوه قضاییه و تناقضات آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و حقوق متهم از سویی، و استقلال وکیل و کانون وکلا از سوی دیگر، به گفتگو نشسته ایم.

Continue reading “صالح نیکبخت: تبصره ماده ۴۸، مظهر هجوم به استقلال کانون وکلا است”

بررسی دیدگاه شریعت پیرامون حقوق و کرامت مردگان؛ در گفتگو با محمدجواد خلیلی


بررسی دیدگاه شریعت پیرامون حقوق و کرامت مردگان؛ در گفتگو با محمدجواد خلیلی/ علی کلائی

علی کلائی: محمدجواد خلیلی، دارای مدرک دکترای علوم سیاسی و هم چنین دانش آموخته دروس حوزی از حوزه علمیه قم است. وی که سال هاست در حوزه اندیشه سیاسی اسلامی و جهان عرب پژوهش می کند، در حال حاضر در موسسه راهبردی اسلام معاصر و اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه مشغول به فعالیت است.

با توجه به موضوع پرونده ویژه این شماره از ماهنامه خط صلح، به سراغ ایشان رفتیم تا دیدگاه شریعت در رابطه حقوق انسان مرده و اهمیت حفظ حرمت و کرامت اهل قبور را بررسی کنیم. دکتر محمدجواد خلیلی، در این گفتگو بر اهمیت حرمت مردگان در منظومه فکر اسلامی با استناد به روایت متعدد تاکید می کند و بی حرمتی به سنگ قبور شخصیت های فرهنگی و سیاسی را پدیده ای مذموم و مستلزم پرداخت خسارت می داند. این پژوهشگر اندیشه اسلامی به خط صلح می گوید: «وقتی حرمت انسان زنده ای را که در یک و یا چند مسئله فقهی و یا اعتقادی و یا سیاسی کوچک و یا بزرگ با ما همراه نیست، نگاه نمی داریم و از تریبون های رسمی و غیر رسمی شاهد توهین و تضیع حقوق افراد هستیم، دیگر نمی توان سخن از حقوق میت و احترام به مردگان و آرامگاه آنان کرد و این یکی از نشانه های سقوط اخلاقی جامعه است».

Continue reading “بررسی دیدگاه شریعت پیرامون حقوق و کرامت مردگان؛ در گفتگو با محمدجواد خلیلی”

نامه‌ای که به آیت‌الله نرسید -روایت سیدمهدی هاشمی از یک مثلت

زیتون- علی کلائی: بر پیشانی این نامه مهر«سری» حک شده است. نامه‌ای «سری» از کسی که در مهرماه ۱۳۶۶ به دست محمد محمدی نیک (ری شهری) اعدام شد، خطاب به قائم مقام رهبری وقت و کسی که در آن روزها «امید امت و امام» لقب گرفته بود.

نامه‌ای که از یک «مثلث» حکایت دارد که می‌خواهند بر امورات مملکت تکیه بزنند و در واقع در آن زمان تکیه زده‌اند، اما قائم مقام رهبری وقت و در واقع رهبر بعدی نظام مانع آنان در آن زمان و عامل ترسشان برای زمان‌های بعدی است.

نامه مهدی هاشمی به آیت‌الله منتظری از یک «مثلث» حکایت دارد که می‌خواهند بر امورات مملکت تکیه بزنند و در واقع در آن زمان تکیه زده‌اند، اما قائم مقام رهبری وقت و در واقع رهبر بعدی نظام مانع آنان در آن زمان و عامل ترسشان برای زمان‌های بعدی است.

این نامه البته به دست آیت‌الله منتظری نرسید. نامه  شکل چرک‌نویس دارد و مهدی هاشمی در روزهای پیش از بازداشت نوشته بود.

بعد از بازداشت مهدی هاشمی این نامه  دست وزارت اطلاعات می‌افتد. این نامه را هم اولین بار وزارت اطلاعات منتشر کرده است.

نامه‌ای که سیدمهدی هاشمی، در آخر آن می نویسد: «من تصور می کنم که اگر روند کنونی رهبری در آینده حفظ شود و بخواهند جریاناتی را به رهبری آینده انقلاب تحمیل کنند که معادلات تغییر نکند، فعلی الاسلام السلام، باید فاتحه انقلاب خوانده شود و مطمئن باشید که یهلک الحرث و النسل می شود. از اینرو احساس خطر می کنم».

سید مهدی هاشمی پس از این می پرسد: «وجود من چه خطری برای آقایان ایجاد کرده، همه نیروها به راه افتاده اند که مرا منکوب کنند. مگر من در این مملکت به مناصب آقایان و قدرت و فرمانروایی و جاه و جبروت شان لطمه ای زده ام؟مطمئنا این مثلث، امام را به موضع گیری خواهند انداخت. و غلط کاری های گذشته تکرار می گردد».

Continue reading “نامه‌ای که به آیت‌الله نرسید -روایت سیدمهدی هاشمی از یک مثلت”

“صلاحدید”؛ از گرگ رُمی تا دوقلوهای افسانه ای


“صلاحدید”؛ از گرگ رُمی تا دوقلوهای افسانه ای/ علی کلائی

علی کلائی: از پستان های گرگ لوگوی باشگاه رُم تا سخنان رئیس جمهور مملکت یعنی آقای حسن روحانی مورد ممیزی و جرح و تعدیل قرار می گیرد و ممیز و جناب تعدیل کننده مطابق سلیقه خودش و کسانی که آن را به او دیکته می کنند، آن چه را که دلش بخواهد یا دل مقامات بالادستی و متصلین -به آن جاهایی که می دانیم کجاست اما اسمش را نمی توانیم ببریم-، بخواهند، جایگزین می کند. منتقدین به این عمل می گویند سانسور که همان ممیزی و تفتیش و ارزیابی و ممنوعیت و خلاصه کاری است که دستگاه های نظام هایی که با نشر آزاد اطلاعات بیگانه اند، انجام می دهند. البته خود آقایان به آن می گویند حفظ حریم عمومی، نظام یا در واقع دادن آن چه ما (مای حاکمیت) می خواهیم و نه واقعیت به خورد مخاطبِ به تعبیر آقایان از همه جا بی خبر!

از کلمه سانسور و معنی و ریشه آن که بگذریم (که می دانیم از ریشه لاتین Censere به معنای ارزیابی و یا Censura به معنای سرکوب است)، آن چه در ایران و در تمام سال هایی که مسئله ای به نام رسانه های ارتباط جمعی، مطبوعات، رادیو و تلویزیون و اینترنت و خلاصه هر چیزی که بتواند چیزی را به مردم بدون کنترل حاکمیت برساند، مطرح بوده، نشان می دهد که در ایران و تنها به جز برخی مقاطع کوتاه، هیچ گاه حکومت های مستقر نخواسته اند و مطابق مصلحت نظام و شخص و دستگاه نظری شان “صلاح” ندانسته اند که دانستن حق مردم باشد و مردم آن چه را که باید، بدانند و بخوانند. از عهد رضاخانی و پیش از آن (استبداد صغیر) تا دوران استبداد محمدرضا شاهی و تا ۴ دهه حاکمیت جمهوری اسلامی هم این مسئله برقرار بوده است. در هر زمانی هم که رسانه ای از این “صلاح” دانستن ارباب حاکمیت تخلف کرده، سروکارش با پزشک احمدی ها و سرپاس مختاری ها و ساواک و خلخالی و لاجوردی و مرتضوی ها افتاده که البته این آخری در زمان نگاشتن این مختصر “فراری” است و سخنگوی دستگاه قضایی نظام که خود در “گرفتن” مهارت خاصی دارد! گفته است که او را “گیر” نیاورده اند و خلاصه نتوانسته اند “بگیرند.” به قولی فاعتبروا!

اما گذشته از سانسور در عرصه های مطبوعات و اینترنت و قس علیهذا، صداوسیمای جمهوری اسلامی در عرصه سانسور کردن و نشان ندادن و “صلاح” دانستن ید طولایی دارد و بارها به مانند همین ماجرای پستان های گرگ لوگوی باشگاه ایتالیایی رُم شگفتی ساز بوده است. اگر قرار باشد فهرستی از سانسورهای این رسانه به قول خودشان “ملی” و به قول منتقدین “میلی” تهیه شود سر به آسمان می گذارد و مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. اما کوتاه باید گفت که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران عرصه های جدیدی را در سانسور گشوده است که به نظر می آید الباقی دستگاه های رسانه ای سانسورچی باید سال ها نزد این بزرگواران سانسورچی ملقب به “ناظرپخش” و “مسئول پخش” و غیره شاگردی کنند. از سانسور چهره محبوبی چون ناصر خان ملک مطیعی در برنامه “دورهمی” مهران مدیری تا سانسور و عدم ذکر نام آقایان بقایی و احمدی نژاد، آن هم در گزارش زنده و در زمان ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در وزارت کشور از جمله ممیزی هایی است که توسط این رسانه اعمال شده است.

سانسور البته تنها به این حوزه ها نیز محدود نمی شود و تاریخ ایران را نشانه می رود و با پخش سریال ها و گزارش هایی پر از کذب های آشکار (به مانند معمای شاه) و یا سانسور نقش شخصیت هایی مثل اکبر هاشمی رفسنجانی، حسینعلی منتظری، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و خلاصه هر بنی بشر مسئول سابق نظامی که امروز با دولت حاکم بر نظام و شخص اول حاکمیت زاویه داشته و دارد، تاریخ ایران زمین را نشانه می رود. این دستگاه سانسور البته هیچ حوزه ای را هم بر زمین نگذاشته است و هیچ بنی بشری هم از آن در امان نبوده است. حرف های عادل فردوسی پور پس از دو دهه مجری گری ورزشی در این رسانه در ارتباط با حضور زنان در استادیوم ها در برنامه دورهمی سانسور می شود. سریال هایی با بودجه این سازمان برای تحریف تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام ساخته می شود و نقش های حقیقی سانسور شده و نقش های جعلی جایگزین می شود. در برابر تصویر زنان آباژور قرار داده می شود و بعد رئیس پیشین سازمان صداوسیما از این حضرات سانسورچی تقدیر هم می کند.

اما صداوسیما در عرصه سانسور و در طول این سال ها عرصه های جدیدی را فتح کرده که بعید به نظر می رسد به جز تلویزیون دولتی کشورهایی چون کره شمالی و احتمالاً چین، کسی فکرش به چنین سانسور و تحریف هایی رسیده باشد. سانسورها و تحریف های محتوایی در سریال های تلویزیونی کاری بود که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران انجام داد تا سریال های غیر ایرانی را نه تنها دوبله کند که اصولاً داستانش را از نو بکوبد و بسازد و شخصیت هایی را زیاد و کم کند و به شخصیت های داستان ها نقش های جدیدی بدهد!

Continue reading ““صلاحدید”؛ از گرگ رُمی تا دوقلوهای افسانه ای”

محمود دردکشان: احمد خمینی صرفا بستر حذف آیت‌الله منتظری شد

پرونده ویژه «زیتون» | روایت محمود دردکشان از عوامل حذف آیت‌‌الله منتظری

احمد خمینی صرفا بستر حذف آیت‌الله منتظری شد

زیتون-علی کلائی: محمود دردکشان از نزدیکان آیت‌الله حسین‌علی منتظری و از نخستین فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در کارنامه کاری خود راه‌اندازی سپاه استان‌های اصفهان وسیستان و بلوچستان را نیز دارد.

او بارها زندان و انفرادی و شکنجه را تحمل کرده و همواره توسط نهادهای امنیتی به ارتباط با مهدی هاشمی متهم شده، اما خود می‌گوید که برای «بی‌ارتباطی» با سیدمهدی دلایل بسیاری داشته است.

Namnlös50

او که در بار دوم بازداشت متحمل ۱۱ماه انفرادی شده و تا پای اعدام نیز پیش رفته، حذف آقای منتظری را حاصل «اجماع فرصت‌طلبان و قدرت‌طلبان» می‌داند که احمد خمینی هم سوژه‌ای در این رابطه بوده است.

این یار دیرین آیت‌الله منتظری با زیگراگی دانستن رفتار احمد خمینی، او را کانال اتصال جریان حذف آقای منتظری به آیت‌الله خمینی می‌داند و می‌گوید، افرادی که در اردوگاه احمد خمینی به دنبال حذف مطلق آقای منتظری بودند «حتی به حذف فیزیکی او نیز فکر کرده بودند».

 رخنه‌کنندگان در اردوگاه احمد خمینی حتی به ترور فیزیکی آیت‌الله منتظری فکر کرده بودند.

آقای دردکشان از قول شاهدی از دفتر آیت‌الله خمینی نقل می‌کند که احمد خمینی پس از ماجرای حذف آقای منتظری اشک ریخته و به او گفته است که«با حذف آقای منتظری ما یتیم شدیم». وی می‌گوید که اگر کسی تمایل دارد نام نقل‌کننده این مسئله را بداند، می‌تواند با او تماس بگیرد.

محمود دردکشان از قول آیت‌الله منتظری– که او را «روح جاری در انقلاب» می‌داند – درباره رابطه مسئله مهدی هاشمی و حذف آیت‌الله منتظری می‌گوید«اینها سیدمهدی را چوب کرده‌اند که کف پای من بزنند!».

در سال روز انتشار نامه آیت‌الله خمینی به آیت‌الله منتظری، ناگفته ها، نگاه و تحلیل محمود دردکشان درباره پرونده مهدی هاشمی و اتفاقات منجر به حذف آیت‌الله منتظری را می‌خوانیم.

Continue reading “محمود دردکشان: احمد خمینی صرفا بستر حذف آیت‌الله منتظری شد”